یعقوب میرنهاد اعدام شد
یعقوب مهرنهاد ، روزنامه نگار و فعال بلوچ صبح امروز در زندان زاهدان اعدام شد. یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار زاهدانی بود که سرپرستی روزنامه مردم سالاری در استان سیستان و بلوچستان را به عهده داشت. او دبیر انجمن "جوانان صدای عدالت" بود. انجمنی که سال ۸۱ با مجوز رسمی و دولتی از سوی سازمان ملی جوانان شروع به کار کرد.
لینکها به ترتیب زمان مرتب شدهاند:
سيستان و بلوچستان؛ صدايي كه بايد شنيد - فياض زاهد
ـ۲۴ کلیک
www.roozna.com
سيستان و بلوچستان يكي از مهمترين مناطق مرزي و از مواريث كهن تاريخ ايرانيان است. اين سرزمين تاريخي كهن و قدمتي سترگ دارد. از زمان استقرار اولين دولتهاي آريايي در ايران و هند، سيستان و بلوچستان نقش مهم خود را در تاريخ ايران ايفا نموده است. اين سرزمين جدا از نقش استراتژيك در دولتهاي پيش از اسلام و پس از آن در بسياري از ايام نقطه تعاطي و تلاقي ايران و توران بوده است. سيستان و بلوچستان از منظر هويت نيز نقش بيبديلي دارد. عمدهترين داستانهاي اساطيري ايران در اين منطقه شكل گرفته است. رستم قهرمان اسطورهاي ايرانيان به اين منطقه تعلق دارد. رستم در دفع خطر از ايران و طراحي سياسي نقش مهمي داشته است. همان نقشي را كه زيگفريد، آشيل و هركول در تاريخ اروپا دارند. در تاريخ اسلام نيز اين منطقه داراي اهميت فراواني است. گسترش اسلام در ايران و سپس تفوق اعراب در اين مناطق آنها را در عصر اموي به فكر گسترش دين در ماوراءالنهر انداخت. اين عمل دو حسن داشت؛ هم آنها را در منزلت غازيان مينشاند و هم ثروت فراواني را نيز نصيب مينمود. در اين ميان وجود مطوعه و عياران از نقاط مهم اين دوره است. گروههايي كه در نتيجه ظلم و ستم امويان سر به طغيان برداشته اتحاد قدرتمندي را نيز با گروههاي ناراضي در سراسر امپراتوري اسلامي ايجاد كردند. در عصر استقرار دولتهاي متقارن نيز سيستان و بلوچستان شاهد شكلگيري دولتهاي مخالف خلافت عباسي بود. از مهمترين و شاخصترين اين دولتها ميتوان به صفاريان اشاره نمود. يعقوب ليثصفار رويگرزاده جوانمرد در تخاصم با خلافت عباسي تا بدانجا پيش رفت كه سپاهي را براي برانداختن خلفا به سوي بغداد تازاند. هرچند بيماري به او فرصت نداد تا كار خويش به سامان رساند. از آن ايام تا روزگار قاجار كه معاهده گلد اسميت در عصر ناصري موجبات جدايي بخشهايي از بلوچستان ايران را فراهم نمود نميتوان از تاريخ ايران سخن راند
یعقوب مهرنهاد قراربود شاخه فرهنگی جندالله را راه بیندازد و اعتراف به دریافت ۲۰۰هزار دلار کرده بود/گزارش ویژه رادیو زمانه
ـ۲۲۴ کلیک
radiozamaaneh.org
گزارش ویژه رادیو زمانه / یعقوب مهرنهاد قرار بود شاخه فرهنگی جندالله عبدالمالک ریگی را راه بیندازد ایشان دو دیدار با آقای عبد المالک ریگی داشت و قول داد که شاخهی فرهنگی جندالله را در ایران بین زنان و جوانان راهاندازی کنند. آنچه در پروندهشان مطرح بود این است که برای آنها عضوگیری بکند و روی جذب نیرو کار بکند. ولی بعد از آن یک دیداری هم با یکی از سران حزب دموکرات بلوچستان داشت که در سوئد زندگی میکند و در شبکههای ماهوارهای هم صحبت میکند. در امارات ایشان را ملاقات کرد و از ایشان پول گرفت. حتی خود آقای ریگی فیلم دیدارش با مهرنهاد را برای دستگاه اطلاعاتی ایران فرستاده، موقعی که فهمید ایشان با این شخص هم تماس گرفته و فکر کرده که میخواهد ایشان را دور بزند. یعقوب مهرنهاد، آدمی بود که میخواست خیلی مطرح بشود. او دو بار با عبدالقادر ملاقات کرده بود. ، ایشان از آقای بلیده پول گرفته ، اعترافات، خودش است. اعترافاتی که اطلاعات هم از آنها فیلمبرداری کرده ، آن چیزی که خودش اعتراف کرده، از آقای بلیده هم که مسوول جبهه متحد بلوچ در سوئد است، حدود ۲۰۰ هزار دلار پول گرفته، برای اینکه شاخه فرهنگی جندالله باشند. بعد وسط این قضایا، آقای مهرنهاد تصمیم میگیرد همهی اینها را دور بزند، و یکی از این دو تا، یا عبدالمالک ریگی، یا بلیده او را لو میدهند. تلاش کردم برای اطلاع از صحت و سقم این مسایل، با خانواده آقای یعقوب مهرنهاد گفت و گو کنم که از خانواده و نزدیکان وی کسی حاضر به مصاحبه نشد. در اعدامهایی که در استان بوده، آقای یعقوب مهرنهاد اصلاً به دلیل این اعدام شده که مطمئن بودند کسی پیگیر کار او نخواهد شد. یعنی کسانی که در لیست اعدام بودند هر کدام را که اعدام میکردند، یک واکنش از طرف گروههای مسلح پیدا میکردند. ولی به احتمال زیاد آقای مهرنهاد ، تقریباً بین اطلاعات با عبدالمالک ریگی ، وجهالمصالحه قرار گرفته است. از طرفی آن چیزی که خیلی برای من اهمیت دارد و من را نگران کرد، این است که عدهای از خارج از کشور، جوانهای ما را اغفال میکنند و از آنها سوء استفاده میکنند و وقتی که این جوان دستگیر میشود و اقرار میکند، حالا آیا واقعاً درست است که ما بیاییم مجازاتی را برای این شخص در نظر بگیریم که از طرف کسانی دیگر اغفال شده است؟
شاخه فرهنگي جندالله، شوخي يا جدي؟!
ـ۸۲ کلیک
ahestan.wordpress.com
همين چند روز پيش بود كه مطلبي درباره اعدام يعقوب مهرنهاد نوشتم و گفتم كه او به عنوان مسئول شاخه فرهنگي جندالله عمل ميكرده. از همان ابتدا عده زيادي از دوستان لطف كردند و مخالفتشان را با اين نوشته نشان دادند كه ميتوانيد تعدادي از آنها را در اين لينك ببينيد. عدهاي از اين خوانندگان عزيز معتقد بودند كه جناب يعقوب هيچ ارتباطي با جندالله و حضرت ريگي نداشته و همينطور بيخود و بيجهت دستگير شده و آخرش هم بيگناه اعدام شده است! برخي ديگر هم اعتراض كردند كه چرا بدون ارائه هرگونه مدركي ادعا كردهام كه او مسئول شاخه فرهنگي جندالله بوده؟! عدهاي ديگر هم از لحن طنزآلود آن مطلب انتقاد كردند و مرا بخاطر خنده بر مرگ يك انسان بيگناه، قسيالقلب ناميدند! عدهاي ديگر حتي متوجه طنز بودن آن هم نشدند و ما را جزو حاميان و اعتصاب كنندگان اعدام مهرنهاد قرار دادند. // اما اينكه چرا «شاخه فرهنگي جندالله» را از طنزهاي روزگار ميدانم، نياز به توضيح زيادي ندارد. شما فكر ميكنيد اصلا معجون مسخرهاي به نام «شاخه فرهنگي جندالله» ميتواند وجود داشته باشد؟ يك گروه تروريستي كه با آدمربايي و آدمكشي شهروندان بيگناه سعي دارد به اهداف پليد خود برسد، چه نيازي به شاخه فرهنگي دارد؟ آنها با تشكيل اين شاخه، كدام فرهنگ خود را ميخواهند به مردم ايران نشان بدهند؟ اصلا اگر روزي چنين شاخهاي هم در ايران تاسيس شود، جز توجيه و سرپوش گذاشتن بر جنايات گروهك ريگي چه كار ديگري ميتواند انجام دهد؟ آيا كار آنها همان جذب نيرو براي جنايتكاران جندالله نخواهد بود...
«مهرنهاد قرار بود شاخه فرهنگی جندالله را راه بیندازد»
ـ۲۷۸ کلیک
radiozamaaneh.com
گفت و گو با چند فعال مدنی، دربارهی یعقوب مهرنهاد.
خونُ خون را نمی شوید
ـ۷۴ کلیک
blog.behrang.net
پنجشنبهشب، رادیو زمانه گزارشی در مورد این اعدام داشت که (هنوز روی سایتشان نیامده است) در آن دو فعال حقوق بشر در سیستان و بلوچستان، تأیید کردند که مهرنهاد، دو دیدار با عبدالمالک ریگی داشته است و ۲۰۰ هزار دلار پول گرفته است تا شاخه «فرهنگی» جندالله را راهاندازی کند. عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله است. جندالله، گروهی تروریست، نژادپرست و جداییطلب است. شکل کار جندالله، گروگانگیریها، قتلها و فیلمبرداریاش از صحنههای قتل، شباهت انکارناپذیری به القاعده دارد؛ چنانکه تفکراتش هم؛ و القاعده را نیز همهی دنیا به عنوان گروهی تروریست میشناسند. به قتل رساندن عدهای غیر نظامی بیگناه به جرم «شیعه بودن و بلوچ نبودن» شکی باقی نمیگذارد که علاوه بر بنیادگرایی مذهبی، نژادپرستی نیز بخشی از طرز فکر این گروه است. اما به دو مورد باید پرداخت؛ یکی محاکمه و دیگری مجازات. ۷- حق یعقوب مهرنهاد و هر متهم و مجرم دیگری است که در دادگاهی عادلانه، علنی و با حضور وکیل، محاکمه شود و حق دفاع وی از خودش به رسمیت شناخته شود. گفته میشود که قرار است اعترافات مهرنهاد از تلویزیون پخش شود. معتقدم که اگر دادگاه وی به صورت علنی برگزار میشد و فیلم دادگاه از تلویزیون پخش میشد، چند برابر این اعترافات، در ایران و جهان تأثیرگذار (و البته باورکردنی) بود. هیچ ایرانی واقعی، با تجزیهطلبها همدردی نخواهد کرد. ۸- اما بحث مهمتر، مجازاتی است که برای مهرنهاد در نظر گرفته شد. علیالظاهر، مهرنهاد سلاح به دست نگرفته و کسی را نکشته است. هر چند او با ریگی ارتباط داشته، اما نباید به جرم آدمکشی ریگی، او را اعدام کرد. اولاً با اعدام مهرنهاد، کک ریگی هم نخواهد گزید و در ثانی، بهانهای برای مظلومنمایی، آدمکشی و نسلکشی بیشتر به دست ریگیها داده شده است. ۹- میگویند بچهای به دست ملا نصرالدین داده بودند و بچه، خودش و ملا را خیس کرد. ملا هم برای انتقامگیری، بچه را روی زمین گذاشت و همان کار را با بچه کرد. غرض اینکه، جواب آدمکشی، آدمکشی نیست. نتیجه این اعدامها، فقط قتل پلیسهای ایرانی در گروگان جندالله و احتمالاً به قتل رساندن گروه دیگری از ایرانیان است که جانشان، ذرهای برای ریگیها ارزش نداشته و ندارد. اگر ما بخواهیم بازی را به زمین «گرفتن جان آدمها» ببریم، آنها از ما ماهرتر و بیرحمتر هستند؛ و...
زيباترين پرنده تنها٬ در جويبار اشكش ٬ فرياد ميزند؛ باباي من كجاست ؟يعقوب ٬
ـ۱۵ کلیک
www.nourizadeh.com
زيباترين پرنده تنها*** در جويبار اشكش ٬ فرياد ميزند*** باباي من كجاست ؟*** يعقوب ٬*** - تصويري از جواني مفقود ـ*** يك كوجه باغ نور*** در ظلمت شبانه مقهور*** با حسرت شنيدن آواز دخترش *** خاموش ميشود.*** هان بنگر !*** اين رستم است كه ميگريد *** اين رستم است كه سهرابش را*** گم كرده است.*** در لحظه هاي درد بلوچستان*** ................................
فریاد امروز را غنیمت شماریم که شاید فردا ناله هم برنخیزد (به یاد یعقوب مهرنهاد)
ـ۳۰ کلیک
majnown.wordpress.com
وقتی مسدود کردن سایت های اینترنتی در زمان آقای خاتمی ، تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست ایشان و خرید تجهیزات توسط وزارتخانه مربوطه آغاز گشت. ابتدا کمی شرم و حیا داشتند که بگویند می خواهیم سایتهای غیر اخلاقی را ببندیم و لی در عمل سایت های سیاسی بسته میشد. هرچه باشد خاتمی قول آزادی ارتباطات هم داده بود.... در مورد قانون امنیت روانی که در آن مجازات اعدام برای وبلاگ نویسان غیر اخلاقی در نظر گرفته شده است، مقدمه ای است برای آنچه که بر سر یعقوب مهرنهاد آمد. اعدام یعقوب مهرنهاد از یک زاویه سنجش عکس العمل و مقاومت جامعه در راه اجرای این قانون می باشد. امروز با اتصال به گروههای مسلح این کار را کردند، فردا در مورد کسانی که در زاویه مخالف با اسلام بنویسند چنینن خواهند کرد(بهر حال در نظر آقایان اسلام محور اخلاق و سلامت روانی جامعه است) و پس فردا در مورد وبلاگ نویسانی خواهد بود که از خیزشهای مردمی در گوشه و کنار اطلاع رسانی کنند.... این نگاهی دیگر از زاویه ای دیگر به اعدام مهرنهاد است.... در گذشته برای اینکه بفهمم پشت پرده آقایان چه می گذرد به سخنان بسیجیان و حزب اللهی هایی که به محافل بحث و گفتگوی آنان رفت و آمد داشتند گوش فرا می دادم. وقتی موضوعی در گفتار آنان به طور مشترک تکرار می شد به این نتیجه می رسیدم که این گفتار از خودشان نیست بلکه پروپاگاندایی است برای شبکه آنان. به این طریق می شد اندکی حدس زد که به چه می اندیشند. به این گفتار یکی از آنان در سایت دنباله توجه فرمایید: 'در ضمن خودت خوب میدونی که نمایندگان مردم در مجلس شواری اسلامی قانون مجازات امثال تو را تصویب کردند.' اگر این را بگذاریم کنار حرکات بعضی دیگر مانند آهستان، می توان گفت که دیدگاه بالا چندان دور از ذهن نیست. اگر امروز که می توانیم فریاد کنیم ، برای اعتراض فریاد سر ندهیم ، شاید فردا ناله هم نتوانیم بکنیم. زمان را دریابیم.
ننگ با رنگ پاك نميشود آقايان !
ـ۷ کلیک
navaney1.blogspot.com
ميترسم از روزي كه به بهانه حمله و فضاي امنيتي كشور با فعالان سياسي و مدني و برابري خواه و آزادي طلب همان شود كه با تابستانيان 67 شد . شروعش از احكام اعدام كمانگر و ديگران و اعدام مهرنهاد و برخورد به شدت خشونت آميز و به قول نماينده ايلام اوباشانه با اراذل و اوباش و بعد اعدامهاي مجهول
بیانیه یعقوب مهرنهاد در رابطه با انتخابات و رد صلاحیتش در انتخابات شورای شهر زاهدان
ـ۳۵ کلیک
mehrnehad.blogfa.com
از دخالتهای سازماندهی شده که حق حاکمیتی شهروندان را محدود می کند به شدت انتقاد داشته و اعلام می کنم که جرمم در رد صلاحیت بنده صراحت ، شفافیت و دفاع از حقوق مردم بوده است و بس : گفتش آن یار کزو گشت سر دار بلند جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد و به تمامیت خواهان توصیه می کنم که : مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست و آنهایی که بدون ترس از خدا و روز رستاخیز عده ای را از حق طبیعی آنها محروم می کنند بدانند که : دور فلکی یکسره بر منهج عدل است خوش باش که ظالم نبرد راه به مقصود و بدینوسیله حق آزادی بیان و دفاع از تفکر و عقاید و دفاع از حقوق مردم را بهمراه احترام به حقوق و آبروی دیگران با حفظ امنیت و نظم عمومی وظیفه ای شرعی و قانونی می دانم و از آن دفاع می کنم چرا که اسلام راستین و ، واقعی حکم می کند که نباید هیچ فردی از حق برخورداری از حقوق اجتماعی خود محروم بماند ، و متاسفم از اینکه از خواسته ها و آرزوهای نسل جوان برای داشتن کشوری بهتر که در آن حقوق بشر و آزادی اساسی و اولیه انسانها کاملا به مرحله اجرا در آید بجای آنکه بیشترین تشویق و حمایت به عمل آید و مشارکت جوانان در شکل دادن آینده جامعه امری ضروری و حیاتی به حساب آید ، جوانان از حقوق مشارکت در امر اجتماع خود برخوردار نیستند و این چیزی نیست جزنقض صریح حقوق شهروندی ، اینجانب می خواهم که هیات اجرائی و نظارت برای روشن شدن افکار عمومی ، دلایل رد صلاحیت بنده را اعلام نمایند و بدانند ، آنهائی که از سوی نهادهای حکومتی رد صلاحیت شده قلمداد می شوند ، معمولا در تاریخ جایگاهی بهتر می یابند ، به همین خاطر رد صلاحیت من از تاییدم پرشکوه تر و با عظمت تر خواهدبود .
ضرورت احترام به «حکومت قانون»
ـ۱ کلیک
negaheno.wordpress.com
{...} اگر میخواهیم با «حاکمیت قانون» زمینه را برای توسعه کشورمان محیا سازیم و حتی فراتر از آن اگر واقعا به لیبرالیسم اعتقادی داریم، نباید از زیر پا گذاشتن قانون توسط هر کسی حمایت کنیم، حال میخواهد او فعال مدنی، یک پزشک، یک وبلاگ نویس، یک روزنامهنگار و یا هر کس دیگری باشد، فرقی ندارد. # در ثانی چه تضمینی هست که مثلا این آقایی که کروات میزند و خوش تیپ میآید در صدای آمریکا از آزادی بیان دفاع میکند و از اعدام امثال "یعقوب مهرنهاد" اعلام انزجار میکند یا آن فردی که آن طرف مرزها با خیالی خوش و برای تفریح یادی از وطن میکند و وبلاگی مینویسد تا روحش را التیام بخشد و هزاران نفر دیگر از اپوزیسیون نظام، اینها اگر آمدند و حاکم شدند کمتر از حکومت فعلی بکشند؟ # آیا اینها اگر حاکم شدند، نمیخواهند وزارت اطلاعات داشته باشند؟ # اگر میخواهند داشته باشد، وزارت اطلاعات ایشان در برابر اپوزیسیون مذهبی حکومتشان چه رفتاری در پیش خواهد گرفت؟ اگر یک گروهی مانند جندالله در حکومت آنها پیدا شد و یا یک دولت خارجی برای براندازیشان پولهای کلان خرج کرد اینها چه کار میکنند، آیا می آیند و مثلا عبدالمالک ریگی را ناز میکنند و به او آبنبات چوبی میدهند یا کار دیگر میکنند؟ # واقعیت این است که از راه دور سخن گفتن سهل است، در گود بودن و تلاش واقعگرایانه و عملگرایانه کردن است که سخت است، هر کسی میتواند تا صبح هزاران انتقاد و راه و روش نظری برای خودش و دیگران بنویسد اما نظرهای در فضا کجا و دنیای واقعیت و عمل کجا، ایران امروز مردان عمل میخواهد نه حرافان خوشگل و خوش تیپ، پشتِ تلوزییون یا اینترنت یا هر رسانه دیگری! {...}
