حاشیه های خروج احمد باطبی از ایران
احمد باطبی؛معروفترین دانشجوی سیاسی چپ ایران که به واسطه حضور در اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸ کوی دانشگاه تهران برای سومین بار به دلیل اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم شد بود، در ۲ مرحله تخفیف اول به ۱۵ سال حبس و سپس به ۱۰ سال حبس در همان سال محکوم شد.وی در نهمین سال محکومیت خویش که برای استفاده از مرخصی استعلاجی با وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود در اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد.معروفیت وی در زمانی بیشتر شد که مجله اکونومیست عکسی (عکاس: جمشید بایرامی) از وی را بر روی جلد خود چاپ کرد. در این عکس احمد باطبی پیراهن خونین دوست هم دانشگاهیش را در بالای دست گرفته بود، با انتشار این عکس وی به نماد جنبش دانشجویی چپ در ایران تبدیل شد.
لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
احمد باطبی عزيز! اين رسم مردانگی نيست
ـ۱۴۷۷ کلیک
jomhour.org
چند ساعت پیش یکی از دوستانی که مهندس را در پرواز تا تهران همراهی کرده بود زنگ زد و گفت در راه که ایشان را به آپارتمانش درشهرک اکباتان تهران می رسانده شنیده است که سند خانه ی ايشان برای آزادی احمد باطبی در اختيار دادگاه است. در اين باره میثمی با دلشكستگی گفته است که با درخواست همسر سابق احمد سند را گرو گذاشته و حالا که احمد فرار کرده امکان دارد خانه را از او بگیرند. كمتر فعال دانشجویی است كه احمد باطبی را دوست نداشته باشد. او نماد نسل جدید مبارزان ایران است. نماد 18 تیر و شاید همه زخم های فروخورده این سالها. اما نمی شود لطف الله میثمی را بشناسی و روح بلند و انسانیت و مردانگی اش را درک کرده باشی و در برابر این اتفاق همه ایمانت به مبارزه دچار چالش نشود. مهندس براستی یک «مجاهد خلق» اصیل و تمام عیار است. مردی که در مبارزه در زمان شاه هر دو چشم از دست داد و یک دستش هم از مچ قطع شد و پس از انقلاب نيز از زندان بي بهره نبود. اما از پای ننشست و همچنان مبارزه می کند. مجله «چشم انداز ایران» بخش کوچکی از فعاليت های میثمی است. فرار احمد باطبی به آمریکا و آنچه پس از این می کند و می گوید به خود او ارتباط دارد و بس. اما آنچه قرار است برای مهندس میثمی اتفاق بیفتد به همه انسانهای آزاده و آزادی خواه مربوط است.
باطبی گرامی سرت را بالا بگير!
ـ۶۴۵ کلیک
coexist.blogfa.com
ظرف روز های گذشته و پس از مصاحبه در VOA انتقاداتی هر چند نه چندان گسترده ولی به اندازه كافی گزنده به احمد باطبی وارد شده است.محور اساسی انتقاد بر اين استوار است كه چون سند خانه مهندس ميثمی در گرو دادگاه است باطبی نبايد فرار ميكرد و بايد به زندان برميگشت!! ما داريم در باره برگشتن به زندان اوين حرف ميزنيم. جايی كه باطبی به مدت نه سال از بهترين سالهای عمرش را با شكنجه های روانی و فيزيكی در آن سپری كرده كه كمترين آنها شلاق با كابل و فرو كردن سر در چاه فاضلاب بوده است!!واقعا چه استدلالی ميتواند ما را جای معلم اخلاق بنشاند، در حالی كه خودمان حتی توان تصور آنچه در اين نه سال بر او رفت را برای خود نميتوانيم داشته باشيم!!تصور كن با پول نفری يك نخ سيگار در روز ميشود سند آزاد شود ولی ما معلمين اخلاق كور خود و بينای ديگرانيم !!
خروج از ايران به زبان احمد باطبي: داستان آن فرار بزرگ .... (روزآنلاین)
ـ۱۶۷۷ کلیک
www.roozonline.com
هنوز چند ماه از درج داستان آن پیراهن خونین نمی گذرد. 5 دی ماه 86. آن روز نه احمد باطبی و نه من فکر نمی کردیم مصاحبه بعدی از آمریکا خواهد بود. این مصاحبه که متن کامل آن به زودی در قالب کتاب، به دوزبان فارسی و انگلیسی منتشر خواهد شد، داستان پیراهن خونینی است که به فراری بزرگ ختم شد و آن طور که باطبی می گوید قرار است به جاهای بهتری برسد برای همه مدافعان حقوق بشر در ایران. برای خودش. درس بخواند. آدم خوبی بشود. آدم بماند. آخرین باری که با هم صحبت کردیم هیچ خبری از خروج تو از ایران نبود؟چی شد یکدفعه؟ درست است. ما با هم کار می کردیم. من در یک بخش روزآنلاین کار می کردم. چند روز قبل از عید هم با هم صحبت کردیم.اما یک روز از دادگاه با من تماس گرفتند که دیگر مرخصی ات تمدید نمی شود. باید برگردی زندان. من تعجب کردم؛ چون به من گفته بودند اگر کار سیاسی نکنی می توانی بیرون باشی. من هم واقعا کار علنی سیاسی نمی کردم. یعنی کارغیر علنی می کردم . خیلی تعجب کردم. برای همین تصمیم گرفتم به بازجویم در وزارت اطلاعات زنگ بزنم. در واقع او مسئول من بود و مرتب در مورد کارهایم با من حرف می زد، اما وقتی چند بار به او زنگ زدم و خبری نشد، فکر کردم وزارت اطلاعاتی ها هم می خواهند من به زندان برگردم، برای همین خودشان را کنار کشیده اند. به دنبال این نتیجه گیری، به همه آدم هایی که می توانستم به آنها اعتماد کنم و با آنها حرف بزنم، تلفن کردم. ولی چون تعطیلی عید بود، هیچکس را پیدا نکردم. هر کسی را می گرفتم جواب نمی داد. هر که را می خواستم ببینم در حال سفر بود؛ مانده بودم چکار کنم. قدرت تصمیم گیری هم نداشتم؛ضمن اینکه تحلیل ام این بود که با توجه به 9 سالی که گذرانده بودم که بالاخره کم نیست و آسان هم نیست، اگر برگردم برایم یک اتفاق جانی می افتد. تازه برای خودم مهم نبود، ولی این مسئله حتما به خانواده ام خیلی فشار می آورد.مخصوصا مادرم. این یک تحلیل؛ تحلیل دیگرم هم این بود که زندان تا یک حدی ظرفیت دارد؛ اگر بیشتر می شد و هی تکرار می شد ، در واقع لوث می شد. بالاخره در فضای عید و این افکار، با دوستانم در حزب دموکرات کردستان ایران تماس گرفتم.... با آنها از کجا آشنا بودی؟ در ارتباط بودم دیگر؛ یا از زندان یا با بعضی هایشان هم در بیرون. بعد چی شد؟ به آنها موضوع را گفتم. گفتند آماده باش،ت...
توضيح احمد باطبی در مورد وثیقه مهندس میثمی / جمهور
ـ۳۰۶۱ کلیک
jomhour.org
درباره مطلب «احمد باطبی عزیز! این رسم مردانگی نیست» ، ایشان توضیحی را به صورت کامنت ارسال کردند که انتشارش را منوط به تایید صحت آن نمودم. در این مورد خانم دکتر لیلی مظاهری که خود را وکیل احمد باطبی معرفی کرده اند ایمیل زدند و صحت آنرا تایید کردند. ابتدا توضیح احمد و سپس ایمیل خانم مظاهری درج می گردد:
صحنههایی مستند از گذشتن احمد باطبی از مرز کردستان
ـ۲۹۸۵ کلیک
video.on.nytimes.com
صحنههایی از فیلم گذشتن احمد باطبی از مرز کردستان با الاغ که بوسیله موبایل او گرفته شده است در مصاحبه با نیویورک تایمز و ...
پهلوان زنده را عشق است (ابراهیم نبوی)
ـ۵۶۶ کلیک
www.roozonline.com
احمد باطبی عزیز چند روزی است نوشته هایی مختلف را می خوانم که علیه تو هر روز در اینترنت منتشر می شود. گاهی خواندنش عصبی ام می کند، گاهی اشکم را درمی آورد و گاهی خنده ام می گیرد. واقعیت بیش از هر چیز خنده دار و اگر ترجمه دقیق کنیم، اسف بار است. می دانی! همه تو را دوست دارند، تقریبا هیچ کس نیست که چهره دلنشین و جذاب تو او را به خویش نخواند. بی آنکه قصدش را داشته باشی، به چه گوارای کشورمان تبدیل شدی، شاید میلیونها و میلیونها بار تصویرت در هزاران برنامه تلویزیونی و اینترنتی پخش شده باشد، چهره جوانی معصوم و مظلوم که پیراهنی خونین بالای سرش برد و تا چشم بچرخاند و بداند که چه می کند با یک کلیک دوربین وارد تاریخ شد و به تصویری ماندگار و غریب تبدیل شد و اسطوره خوانده شد و شاید خودت هم ندانی که در ردیف مقدسین سیاست ثبت شده ای. روزگار غریبی است! دوستت می دارند، برای آنکه در زندان بپوسی، اما نه برای اینکه بتوانی زنده بمانی و نفس بکشی. دوستت می دارند برای اینکه زیر علمت سینه بزنند، اما نه برای اینکه در چشمت نگاه کنند و با تو گفتگو کنند. دوستت می دارند برای آنکه در سکوت مطلق خفقان آور و مرگبار مرخصی طولانی نفس بکشی اما سخن نگویی تا به جایت حرف بزنند. دوستت دارند برای اینکه به نام تو شعار بدهند و به جای شان رنج بکشی. دوستت دارند برای اینکه به نام تو بیانیه بنویسند و به جای شان کشته شوی. دوستت دارند برای اینکه برای اثبات هر آنچه می گویند تو را پیراهن عثمان کنند اما تو نباید حرف بزنی، آنها قهرمانی می خواهند که تمام ترس ها و سرخوردگی ها و نبودن شان در روز سختی را پشت سر تو بپوشانند.... روزگار غریبی است.
تصویر احمد باطبی یک بار دیگر در اکونومیست
ـ۲۴۷۸ کلیک
www.economist.com
9 سال پیش احمد باطبی به خاطر تصویر مشهورش بر جلد اکونومیست به مرگ محکوم شد. حالا دوباره باطبی و عکسش موضوع اکونومیست شده است با این عنوان که" دیگر سکوت نخواهد بود"
ديشب صورت گرفت :افشاگري احمد باطبي در مورد شكنجه در زندانهاي ج ا
ـ۲۷۸۲ کلیک
www.youtube.com
بدون شرح
در حمایت از جمهور: نگذاریم دعوایمان بندازند
ـ۳۰۶ کلیک
persian.kamangir.net
این هوش نویسنده کیهان است که لطف الله میثمی، احمد باطبی، و مهدی محسنی را به جان هم می اندازد و آزردگی در دلها می کارد که روزی تفرقه درو کند. نگذاریم. کیهان و هر آنچه کیهانی است غرقه است در استفاده از امکانات دولتی برای پیشبرد اهداف سیاسی. کیهان نماد ِ قلدری با پول جیب ِ من و تو است و هیزم معرکه شدن که اباطیلی یک دهه دیگر بر صدر بنشینند.
فیلم پخش نشده ای از تظاهرات هجده تیرماه مقابل وزارت کشور
ـ۱۵۵۳ کلیک
www.youtube.com
در این فیلم نه دقیقه ای تظاهر کنندگان معترض سرکوب دانشجویان به مقابل وزارت کشور می رسند و درب ورودی را می شکنند اما داخل نمی شوند ودر ادامه مصطفی تاج زاده معاون وقت وزارت کشور سعی می کند تظاهر کنندگان را آرام و به ایشان وعده می دهد خواسته های شان را پیگیری کند. این فیلم را با دوربینی معمولی از طبقه نهم وزارت کشور گرفتم و برای اولین بار آنرا بمناسبت سالگرد هجدهم تیر در یوتیوب منتشر کردم .
