درگذشت احمد بورقانی
احمد بورقانی» عضو هیأت رئیسه مجلس ششم و معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اول خاتمی، شنبه شب بر اثر سكته قلبی درگذشت. به گزارش خبرنگار نوروز، بورقانی آبان ماه سال 84 نیز به دلیل عارضه سكته قلبی در مركز قلب تهران تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، كه آن زمان پس از انجام عمل آنژیوگرافی مشخص شد كه سه رگ قلب وی به میزان 50، 70 و 100 گرفته شده كه پس از انجام عمل آنژیوپلاست، مشكل عمده وی یعنی گرفتگی صددرصدی یكی از عروق برطرف شد.
لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
احمد بورقاني در گذشت
ـ۴۰۹ کلیک
www.farsnews.com
به گزارش خبرگزاري فارس، احمد بورقاني دقايقي پيش و بر اثر سكته قلبي در گذشت. بورقاني در زمان كابينه اول دولت سيد محمد خاتمي معاون مطبوعاتي وزير وقت ارشاد عطاالله مهاجراني و در مجلس ششم نماينده تهران بود.
در رثای احمد بورقانی(مسعود بهنود)
ـ۸۱۱ کلیک
masoudbehnoud.com
منتظر ماندم یکی زنگ بزند و بگوید خبری که با پیامک رسیده بود نادرست است و یک شوخی است. اما کسی زنگ نزد. منتظر ماندم کسی بگوید نه بابا، همین چند دقیقه پیش با او حرف زدم. اما کسی نگفت. دنبال سهام هم گشتم که از زبان او بشنوم که بابام خوبه اما فقط تو فکرست این روزها. اما سهام الدین هم نگفت. حالا به شما بگویم خبر درست است، احمد بورقانی فوت شده است....
اکبر منتجبی از بیمارستان میگوید...لعنت بر امروز...لعنت
ـ۴۸۳ کلیک
akmont.blogfa.com
یک اس ام اس کوتاه میخکوبم کرد:" احمد بورقانی به رحمت خدا رفت. " زنگ زدم به محمد قوچانی. که می دانستم با او همیشه در ارتباط است. بغض کرده خبر را تکمیل تر کرد. ...در بیمارستان نیما فاتح را دیدم. او هراسان تر از من. من از بدتر او. کشیک شب از ما پرسید کی بوده خبرنگاره ؟ و ما بی اعتنا رفتیم سمت اورژانس. و بعد یک به یک چهره های ریز و درشت سیاسی می آمدند . که رسیدم به سهام و مادرش و جاج آقا معمار. بغض و گریه و تسلیت. ناله سهام در گوش مادر که " به خدا راحت شد از این زندگی. می ماند که چی بشه." مادر سهام را دلداری داد. رضا خاتمی با پدر صحبت کرد. که "همه جیز و همه کارها انجام شده." سینه دیوار بچه های مشارکت ایستاده بودند. انگار جلسه شورای مرکزی بود. با سهام بیرون آمدیم. و مادرش. و حاج آقا معمار. گفتند که "برویم خانه". نگران حال مادر احمد بودند. حاج آقا می گفت "حالا چه جور به او بگیم." مادر سهام با بغض گفت که "گفتیم سفره داریم همه میایند خانه ما." از برادر و خواهر ها انگار کسی هنوز خبر نداشت. زنگ که زدم فهمیدم امروز هم " سفره " داشتند. دعا و زیارت. نه برای احمد آقا که به جا آوردن نیت هر ساله بوده. تا بیرون بیمارستان با هم بودیم. مادر بغضش ترکید.که یعنی " چه حیف شد. " و سهام را بغل کرد. و پدر. های های های. سهام ، مادر را با اشکهاش دلداری می داد. که "به خدا راحت شد مامان." شیون زن انگار تو آسمون می پیچید. که "چه تنهاییم. که چه تنها شدیم." کشان کشان از بیمارستان آمدیم بیرون. حاج آقا می گفت "حالش خوب بود . دیشب همه خانه ما بودند. و امروز..." . امروز لعنتی. لعنت بر امروز . لعنت.
احمد بورقانی درگذشت
ـ۲۰۱ کلیک
norooznews.ir
«احمد بورقانی» عضو هیأت رئیسه مجلس ششم و معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اول خاتمی، شنبه شب بر اثر سكته قلبی درگذشت. به گزارش خبرنگار نوروز، بورقانی آبان ماه سال 84 نیز به دلیل عارضه سكته قلبی در مركز قلب تهران تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، كه آن زمان پس از انجام عمل آنژیوگرافی مشخص شد كه سه رگ قلب وی به میزان 50، 70 و 100 گرفته شده كه پس از انجام عمل آنژیوپلاست، مشكل عمده وی یعنی گرفتگی صددرصدی یكی از عروق برطرف شد.
احمد بورقانی را تشییع کردیم ...! ــــــــــ ( محمد علی ابطحی )
ـ۳۷۹ کلیک
www.webneveshteha.com
امروز تشييع جنازه احمد بورقاني بود. ابتدا در مسجد محلهشان تشييع مختصري كرده بودند. دولتيترها كه دوست نداشتند به مقابل انجمن صنفي مطبوعات بيايند، آنجا رفته بودند. شهردار تهران و نواب رييس مجلس و بعضي از مسئولان ديگر. از پريشب كه احمد مرده بود، اين بحث در منزلش هم بالا گرفته بود كه بعضي دولتيترها موافق تشييع از جلوي منزل بودند، نه انجمن صنفي. بعضي از دوستانش هم ميگفتند وصيت خود احمد است که از انجمن باشد. امروز از هر دو جا تشييع شد. در مقابل انجمن صنفي مطبوعات هر كسي را كه ميخواستي ميتوانستي پيدا كني. اما بيشتر از آدمها اشك و آه و ناله و بهت و حيرت بود كه بر خيابان كبكانيان بلوار كشاورز حاكم بود. همهمان گمان ميكرديم كه الان احمد بغل دستمان ايستاده و دارد يواشكي متلكها و شيرين زبانيهايش را انجام ميدهد. من در راه بهشت زهرا در ترافيك ماندم و دير تر رسيدم. داشتند احمد را دفن ميكردند. وقتي كه خاك ريختند، سهام الدین و زهرا را ديدم. تقريبا غش كرده بودند. کمال الدین فرزند دیگر اخمد هم حال و روز بهتری ندارد. همسر محترمش هم جنازه زا رها نمی کرد. خدا به همه شان صبر بدهد. نگاهي به اطرافم انداختم. همه ی چهرههاي آشناي سياست و فرهنگ در حال گريه بودند. كسي براي اداي وظيفه نيامده بود. همه با عشق به احمد آمده بودند. مادر احمد بعد از دفن او در بهشت زهرا پشت میکروفون آمد. با لهجه شيرين و سادهاش گفت كه جنازه بچهي اولش که در جبهه شهید شده ماهها مفقود و در فكه مانده بوده است: صبر كردم، ولي با همه اينها براي از دست دادن احمد بيشتر ناراحت شدم. اين حرف مادرش صداي گريهها را خيلي بلندتر كرد. بعد از مراسم كه جمع شده بوديم، باز هم بخاطر اينكه احمد هميشه در حال گفتوگو و بحث سياسي بود، صحبتهاي درگوشي انتخابات بود. خيليها قبلا رد صلاحيت شده بودند و خيليها از معاريف را چنانچه پيشبيني ميشد كه از ديروز شوراي نگهبان آنها را رد صلاحيت كرده است. اخبار ردو بدل ميكردند. خیلی از رد صلاحیت شده ها بودند. همه هم از احمد درباره رد صلاحيتها كد ميآورند و از طنزهايش. امشب قرار است اصلاحطلبان تصميم بگيرند براي انتخابات. خدا رحمتش كند. باور نميتوان كرد كه احمد رفته. براي هزارمين بار هم اگر اسم احمد بيايد باز هم باور كردني نيست
احمد بورقانی و وب نوشته ها .............. ( محمد علی ابطحی )
ـ۲۷۶ کلیک
www.webneveshteha.com
احمد بورقانی، از فعال ترین آدم های سیاسی عرصه رسانه ای کشور ماست. نماینده مردم در مجلس ششم هم بود. یادداشتی برای سالگرد وب نوشت فرستاده که از لطفش ممنونم: آقای احمد سميعی ستون نويس و روزنامه نگار پيشكسوت در كتاب" آيينه دق "نقل كرده است كه مرحوم شريعتمدار طالشی در بابل رحل اقامت افكنده بود، مردم دسته دسته به ديدن ايشان می رفتند. روستايی مازندرانی ساده دلی نيز خدمت آقا رسيد و عرض ادب كرد و بازگشت. همسرش از او پرسيد خدمت آقا كه رفتی با ايشان صحبت هم كردی؟ گفت نه. زن او را سرزنش كرد كی دست از سادگی برمی داری؟ آدم خدمت آقا می رسد و بدون يک كلمه گفت و شنود باز می گردد؟ ملامت زن موجب شد روستايی دلپاک مجدداً به منزل آقا بازگردد. مدتی معطل شد تا كنار دست آقا خالی شد، به شتاب خودش را به آنجا رساند و نشست و سرش را نزديک گوش آقا برد و به لهجه مازندرانی گفت پرتقال به خرنی؟ (پرتقال می خوری؟) مرحوم شريعتمدار به تصور این كه روستايی پاک طينت برای او پرتقال تحفه آورده است در پاسخ گفت دارنی؟ (داری؟) روستايی در جواب گفت: نی، خواستم چيزی گفته باشم. چهار سال پيش كه جناب ابطحی وبلاگ نويسی را آغاز كرد برخی تصور می كردند مقصود ايشان اين است كه چيزی بگويد و حرفی بزند، حتی اگر "نفعی عايد نكند و مشتی را هم دشمن سازد" و برخی نيز خرده می گرفتند معاون رئيس جمهور مگر كار و زندگی ندارد كه بخشی از وقت گرانبهای خود را مصروف كار عبث وبلاگ نويسی كند و مهمتر از همه جمعی با تلخی و حيرت می گفتند آخوند و وب نويسی؟ اما امروز كه به چهار سال نوشتن مستمر ايشان می نگريم درمی يابيم كه اين نوشته ها نه تنها عبث و بی فايده نبوده بلكه عايدی فراوانی را نصيب مردمان كرده است، از تضييع حقوق افرادی جلوگيری كرده است، اخبار و اطلاعاتی را در اختيار افكار عمومی قرار داده كه برای انتشار آن به جسارت و خطرپذيری ويژه ای نياز است و در كنار همه اينها با انتشار برخی تصاوير و عكس ها كسانی را در كنار مردم قرار داده و به عبارتی زمينی كرده كه در تصور نمی آمده و البته اين همه تنها از عهده ابطحی و امثال ابطحی برمی آيد.
تپل خوشگل كابينهی خاتمي هم رفت
ـ۸۲۳ کلیک
isna.ir
يادمان باشد در روزگار تصدیاش بر معاونت مطبوعاتی، بهترين روزنامههای تاريخ اين سرزمين منتشر شدند. خبر: احمد بورقانی به علت سكتهي قلبي، در دفتر كارش دارفاني را وداع گفت. (يادش گرامی)
اسمش احمد بود، احمد بورقانی(ابراهیم نبوی)
ـ۵۳۸ کلیک
www.doomdam.com
جوانک تازه از روستا آمده یزدی احمد بورقانی را به دادگاه احضار کرد. حالا دیگر بورقانی که خودش باید پشت میز دولتی می نشست، این سوی میز محاکمه می شد. مرتضوی تهدیدش کرده بود که فلان می کنم و بهمان می کنم و پدرت را در می آورم و زندانت می اندازم و می خواست که بترساندش. بورقانی هم گذاشته بود همه حرف هایش را بزند و بعد از جا بلند شده بود و یکی از همان جملات چارواداری را که باید به مرتضوی گفته می شود، گفته بود و از دفتر مردک آمده بود، بیرون. لابد فکر می کنی که چه گفته بود. در شرح واقعه آن روز این نوشته را در کتاب « در سال 1377 اتفاق افتاد» به طنز نوشتم. « بورقانی استعفا داد، احمد بورقانی شجاع ترین و سنگین ترین وزنه فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی پس از یک دوره طلایی اداره مطبوعات کشورپس از اینکه پیشنهادات سازنده ای به قاضی دادگاه مطبوعات داد و جایگاه ویژه ای برای قاضی دادگاه در درون معاونت مطبوعات مشخص کرد، در تفاهم کامل با وزیر ارشاد خانه نشین شد. پس از احمد بورقانی، شعبان شهیدی معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد شد.»
احمد بورقانی درگذشت-بی بی سی
ـ۲۴۹ کلیک
www.bbc.co.uk
احمد بورقانی فراهانی، نماینده دوره ششم مجلس ایران، روز شنبه و در سن 48 سالگی در تهران درگذشت. علت مرگ آقای بورقانی سکته قلبی اعلام شده است. او حدود دو سال پیش نیز در اثر سکته قلبی در بیمارستان بستری شده بود. احمد بورقانی از نمایندگان اصلاح طلب دوره ششم مجلس بود که در تحصن تعدادی از نمایندگان این مجلس در انتهای دوره، شرکت داشت.
