اول ارديبهشت سالروز درگذشت: ملك الشعراي بهار، اقبال لاهوري ، سهراب سپهري
1 ارديبهشت بازار تولد و بزرگداشت و درگذشت در عرصه ادبيات فارسي داغ است و در آن ضمن بزرگداشت " شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي" استاد نظم و نثر فارسي شاهد سالروز درگذشت " محمد تقي بهار "، " اقبال لاهوري "،" سهراب سپهري" هستيم .
لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
خاطراتي از پدرم ، ملك الشعراي بهار از زبان مهرداد بهار
ـ۹۹ کلیک
www.bukharamagazine.com
از جمله گرفتارى هاى ناراحت كننده براى او، برخورد بر سر مسائل مادى زندگى ميان وى و مادر ما بود. هر دو مردمى خوب و علاقه مند به خانواده بودند، ولى جهانِ مادرِ ما در مسائل خانواده و فرزندان خلاصه مى شد و جهانِ پدر، پهنه اى عظيم بود انباشته از تلاطم هاى سياسى و اجتماعى و نتايج مادى آنها: زندان، تبعيد و فقر، امورى كه خانه ما را از شادى لازم محروم داشته بود.تا ما بچه بوديم، پدر حوصله ما را نداشت. ما حتى جرأت نداشتيم در اطراف اتاق كار او بازى و سروصدا كنيم. حتى به هنگام نوروز كه پيش او مى رفتيم، به لبخندى محبت آميز و بوسيدنى بى اشتياق اكتفا مى كرد و ما اندكى بعد اتاق وى را ترك مى گفتيم. لمس كردن عيد در پيش او چندان آسان نبود!اما اين از بى دل و دماغى بود، نه از بى محبتى. من روى ديگر اين سكّه را هم ديده ام. يك بار، در كودكى، در دوره دبستان، بيمار شدم و شبى از شب ها در سينه خود درد عجيبى احساس كردم، به طورى كه گاه نفسم بند مى آمد. خوب به ياد دارم، پدرم تازه به خانه آمده بود و چون حال مرا چنان ديد، چنان پريشان خاطر شد كه شتابان به سوى تلفن رفت و با صدايى ملتمس از دكتر خانواده خواست كه فوراً به خانه ما بيايد. به ياد دارم كه از ديدن اين همه احساس و پريشانى او، آرامشى عجيب به من دست داد.
اول ارديبهشت سالروز درگذشت شاعر آب (سهراب سپهري)
ـ۴۲ کلیک
www.sohrabsepehri.com
سال 1359... اول ارديبهشت... ساعت 6 بعد ازظهر، بيمارستان پارس تهران ... فرداي آن روز با همراهي چند تن از اقوام و دوستش محمود فيلسوفي، صحن امامزاده سلطان علي، روستاي مشهد اردهال واقع در اطراف كاشان مييزبان ابدي سهراب گرديد. آرامگاهش در ابتدا با قطعه آجر فيروزه اي رنگ مشخص بود و سپس سنگ نبشته اي از هنرمند معاصر، رضا مافي با قطعه شعري از سهراب جايگزين شد: به سراغ من اگر مياييد نرم و آهسته بياييد مبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهايي من ... كاشان تنها جايي است كه به من آرامش ميدهد و ميدانم كه سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد...
ترانه ي « مرغ سحر » ملك الشعراي بهار
ـ۶۵ کلیک
www.bukharamagazine.com
به زودى، ترانه ى مرغ سَحر، به هشتاد سالگى خواهد رسيد و آن گاه نيز چون ديروز و امروز، سِحرِ مرغ سَحر ما را به همدلى و همآوازى وا خواهد داشت. ناله ى اين مرغ بهارى را بهار خراسانى در يك خزان سياسى شنيد. درباره ى زمان سرودن اين ترانه، به همين بسنده مى كنم كه بهار، سخنها به نثر و نظم درباره ى دوره ى مشروطه خواهى گفته و از سروده هاى آزاديخواهانه ى خود ياد كرده است. در آنها، هيچ اشاره يى به ترانه ى مرغ سحر كه بى درنگ پس از اجرايش در دلها نشست، ديده نمى شود. وانگهى، چنان كه خواهيم ديد، در سال 1306 كه اين ترانه اجرا شد، نام سراينده اش را پنهان داشتند. كسانى هم سرايش آن را به دوره ى زندان يا پس از زندان و تبعيد بهار منسوب داشته اند كه بكلى نادرست است و در آن هنگام، شاعر ـ اگر چه مغضوب دستگاه بود ـ هنوز نمايندگى مجلس را بر عهده داشت. نخستين خواننده ى ترانه ى مرغ سحر به احتمال قوى خانم ايران الدوله در باغ سهم الدوله بود . سپس تر اين ترانه را ملوك ضرابى خواند و به صورت صفحه روانه ى بازار ساخت، اما كسانى به نادرست آن را به قمرالملوك وزيرى منسوب مى كنند و محل اجراى نخست را گراند هتل مى نويسند.
سهراب تا انتهاي حضور
ـ۲۴ کلیک
www.mehrnews.com
بدون شک یکی از پایه های تثبیت کننده آنچه که امروز گفتمان شعر رسمی نامیده می شود، شعرهای او در کتابی تحت عنوان «هشت کتاب» است. اگر چه مدعیان اصلی گفتمان شعر رسمی، این امر را نادیده می گیرند و همواره در چنین مواقعی دچار فراموشی می شوند. در سراسر دهه شصت که اوج گسترش شعر سپهری بود، سعی منتقدان شعر بر اثبات این مسئله بود که اولاً شعر سپهری چون شعری اجتماعی نیست، نسبت به شعرهایی که از نظر این منتقدان، اجتماعی قلمداد می شد، از ارزش کمتری برخوردار است، ثانیاً چون شعر سپهری شعری فاقد ساختار و شکل است، امتیاز کمتری نسبت به شعرهای ساختارگرا باید به آن اختصاص داد.
طاهره قره العین و علامه اقبال لاهوری: تاثیر فرهنگی بانویی ایرانی در پاکستان
ـ۱۱۰ کلیک
www.goftman-iran.org
یادم هست زمانی که کودک ونوجوان بودم همچون امروز حضرت طاهره مورد احترام خاصّی بودوخیلی اوقات درجلسات علمی و ادبی ازشرح زندگانی وخدمات اوسخن میرفت ودرذهن وفکرکودکانه مااومظهر فداکاری و ایمان وخلوص بود وهر قدر که زمان میگذشت احترام ما به شخصیّت اوبیشتر میشد.با چنین زمینه فکری وقتی که شاگرد دبیرستان بودم یک روز یکی از همکلاسی های من از معلم ادبیات درباره طاهره سؤال کرد.
خانهی دوست کجاست؟
ـ۶۸ کلیک
surrealist.blogfa.com
**به مناسبت اول اردیبهشت بیست و ششمین سالمرگ سهراب سپهری** سهراب سپهری اول اردیبهشتماهِ سالِ 1359 ساعت 6 بعدازظهر در بیمارستان پارس تهران به علت عارضهی سرطان خون چشم از جهان فرو بست.صحن امامزاده سلطان علی، روستای مشهد اردهال واقع در اطراف كاشان ميزبان ابدی سهراب گرديد. *زندگینامهی سهراب به همراه آثار نقاشی و لینک دانلود دیوان اشعار+ نقاشیهایش+ دکلمه اشعار سهراب با صدای خسرو شکیبایی
به سراغ من اگر می آیید...
ـ۳۳ کلیک
www.mehrnews.com
سپهری نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در کاشان متولد شد. خود سهراب گفته است: "... مادرم می داند که من روز 14 مهر به دنیا آمده ام، درست سر ساعت 12. مادرم صدای اذان را می شنیده است... "تیرماه سال 1341، پدر سهراب فوت کرد: " ... وقتی که پدرم مرد، نوشتم : پاسبانها همه شاعر بودند. حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه آن طرف سکه بود وگرنه من می دانستم و میدانم که پاسبان ها شاعر نیستند. در تاریکی آن قدر مانده ام که از روشنی حرف بزنم ..."سال 1358، آغاز ناراحتی جسمی و آشکار شدن علائم سرطان خون در سهراب بود. او دی ماه همان سال جهت درمان به انگلستان رفت و اسفند به ایران بازگشت. اما اول اردیبهشت 1359 ، ساعت 6 بعد ازظهردر بیمارستان پارس تهران با دنیا وداع کرد. آرامگاه او در صحن امامزاده سلطان علی، روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان است. بر سنگ قبر او نوشته اند: ... به سراغ من اگر می آیید/ نرم و آهسته بیایید/ مبادا که ترک بردارد/ چینی نازک تنهایی من ...
آخرين اثر چاپنشدهي سهراب سپهري به نمايشگاه ميرسد
ـ۱۵ کلیک
www.isna.ir
كتاب جديد سهراب شامل نقاشيهاي ديدهنشدهي او، كه پيشتر از چاپش اطلاع داده شده بود، به گفتهي پروانه سپهري - خواهر سهراب سپهري - طبق آخرين اطلاعي كه به او داده شده است، توسط نشر فرهنگستان هنر در نمايشگاه كتاب عرضه خواهد شد. كتاب يادشده كه با نقد جلالالدين سلطان كاشفي همراه خواهد بود، 53 نقاشي اين شاعر و نقاش معاصر را شامل ميشود، كه در اختيار خانوادهي او نبودهاند.
ملک الشعرای بهار به قلم دکتر شفیعی کدکنی
ـ۲۸ کلیک
www.bukharamagazine.com
من معتقدم كه شعر بهار و شعر ايرج از روزگار عرضه شدن تا امروز، همه نسل ها را تسخير كرده است و در آينده نيز بيش و كم، حضور و استمرار خود را در حافظه نسل هاى مختلف حفظ خواهد كرد. شعر بهار، چنانكه جاى ديگر هم اشاره كرده ام، در مركز شعر مشروطيت قرار دارد، و تمايز او از اقرانش در اين است كه پس از دوره مشروطيت نيز ادامه يافته و قريب سه دهه ديگر را نيز شامل است، يعنى تمام دوره بيست ساله رضاشاه و نزديك به يك دهه پس از سقوط او .تنها شاعرى كه از نسل شاعران پس از مشروطيت، هم به لحاظ تنوع در اساليب بيان و هم به لحاظ نفوذ در ميان خوانندگان، مى تواند با بهار مورد مقايسه قرار گيرد پروين اعتصامى است .اگر بخواهيم سفينه اى از شعر سنتى صد سال اخير ايران فراهم آوريم و از همه انواع شعر در آن نمونه بياوريم: از طنز اجتماعى و وصف طبيعت تا سياست و اخلاق و وطنيات و حتى اخوانيات و ديگر نمونه ها از قبيل شعرهاى ساده تعليمى براى كودكان و نوجوانان و تصنيف هاى سياسى و...، تصور من بر آن است كه سهم بهار بيش از هر كسى است، جز در قلمرو غزل كه غزل هاى او در قياس ديگر نمونه هاى شعرش پايه اى فروتر دارند . بهار اگر در قالب غزل توفيقى داشته باشد، باز در غزل هاى سياسى اوست نه غزل به معنى شعر عاشقانه.
