بازی یلدا در وبلاگستان
پنچ چیز که در مورد من نمیدانید. (از بلاگ سلمان) بازی ساده هست: کسی شروع می کنه و 5 نکته از چيزهايی که احتمالا خوانندگان وبلاگش در مورد شخصيت او نمی دونند می نويسه و در آخرش هم 5 نفر را معرفی می کنه. اون 5 نفر هم به همين ترتيب 5 نکته از چيزهايی که کمتر کسی در مورد شخصيت اون ها می دونه را می نويسند و هر کدوم 5 نفر ديگه را معرفی می کنند و همين جوری ادامه پيدا می کنه.
لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
يلدا بازی وبلاگی
ـ۳۴۹ کلیک
www.webneveshteha.com
محمدعلی ابطحی: ۱- از بچگی به طرز وحشتناکی از جوجههای چند روزه میترسم، يکبار در منزل يکی از دوستان امام جماعت 4،5 نفر بودم، چند تا جوجه با سرعت به طرفم آمدند. نفهميدم نمازم را چگونه تمام كردم...
بازی "يلدا در وبلاگستان
ـ۱۴۵ کلیک
www.globalpersian.com
[...] ممکنه دور از ايران و يا حتی در ايران اما دور از همديگه باشيم، اما به لطف وبلاگستان نزديک هم هستيم و می توانيم يلدا را در وبلاگستان برگزار کنيم. برای همين شايد بد نباشه حالا که انتخابات بازی هم تموم شده، يک بازی وبلاگی که در وبلاگستان انگليسی داره انجام می شه را اينجا ادامه بديم و همديگه را بيشتر بشناسيم و تنوعی داشته باشيم. بازی ساده هست: کسی شروع می کنه و 5 نکته از چيزهايی که احتمالا خوانندگان وبلاگش در مورد شخصيت او نمی دونند می نويسه و در آخرش هم 5 نفر را معرفی می کنه. اون 5 نفر هم به همين ترتيب 5 نکته از چيزهايی که کمتر کسی در مورد شخصيت اون ها می دونه را می نويسند و هر کدوم 5 نفر ديگه را معرفی می کنند و همين جوری ادامه پيدا می کنه. پس شروع کنيم: پنج نکته از چيزهايی که احتمالا خيلی از شما در مورد سلمان نمی دونستيد ) من تا 18 سالگی سبيل داشتم. 21 نفر از دوستانم + يک صابون + يک تيغ در کلاردشت اون را بر باد دادند. 2) از کره، پنير، عسل، خامه، سرشير، مربا اينا متنفرم. در زندگيم صبحانه به جز چای و گاهی کيک چيزی نخوردم. 3) در تمام زندگيم به جای شبها، صبحها مسواک می زنم! اما هيچ وقت هم دندانپزشکی نرفتم. 4) عنوان شغليم هست Product Manager، اما دوست دارم بزرگ که شدم Venture Capitalist بشم. 5) هنوز گاهی به دخترک چهارسال پيش زندگيم فکر می کنم. گاهی اونقدر زياد که می خواستم بيام اينجا و از شما بپرسم آيا ايده خوبيه بعد از 4 سال بهش ايميل بزنم يا نه. خوب اين از پنج نکته من. برای ادامه هم اين پنج نفر را معرفی می کنم [...]
بازی یلدا: آن سوی دیوار
ـ۱۹۷ کلیک
westernwall.blogspot.com
۱- بچه که بودم خونوادۀ مادریم منو "گُل پنیری" صدا میکردن، قضیه از روزی شروع شد که موقع نقاشی این ترکیب نامتعارف از دهنم پرید. این جریان هنوز هم گاهی پیش میآد. ۲- از بچگی برنج دم نشده بعد از آبکش رو دوست دارم و ترجیح میدم اونو به روش سگی یعنی مستقیماً از بشقاب بدون قاشق بخورم. ۲- به عمرم لب به سیگار نزدم و شراب هم گاهی فقط یه جرعه موقع مراسم مذهبی میچشم. آدم خشکی نیستم ولی دوست دارم همیشه شیش دنگ حواسم جمع باشه.
دچار یلدا بازی یا یلدا بازی دچار
ـ۲۱۲ کلیک
dochar.ir
یکی از معدود شیطنتهای من در دوران دبیرستان تلاش برای ذوب کردن سکه سر کلاس «حسابان» بوده که استاد عزیز از بو و دود آتیش قضیه رو فهمید و ...
فرناز امشاسپندان و بازی یلدا
ـ۳۳۰ کلیک
farnaaz.info
این آخری بدترین و وحشتناک ترین سوتی همه عمر و زندگی من است که هنوز هم از یادآوریش سردرد می گیرم. وجدانن هم از درگاه همگی شما عزیزان استدعا دارم این را که خواندید دیگر به رویم نیاورید.
بازی یلدا: شیدهی پینک فلویدیش
ـ۲۵۳ کلیک
www.pinkfloydish.com
۱- وقتی که در ۱۰ ماهگی شروع کرده بودم به راه افتادن اولش عقب عقب میرفتم! مامانم اینا مینشستن جلوم و بغلشون رو باز میکردن که برم طرفشون و من هم میخواستم برم بغلشون ولی هی میدیدم دارم ازشون دور میشم و گریه میکردم!!
بازی يلدا، نسخه Beta
ـ۲۰۶ کلیک
blog.behrang.net
۱- از سوسک! از سوسک! از سوسک میترسم! از سوسک، چه زنده و چه مرده، میترسم! از سوسک، چه زنده و چه مرده، مثل سگ میترسم! به خصوص از اين سوسکهای گنده حموم، که وقتی پيدا میشن، دو تا پا که دارم، دو تا ديگه هم قرض میکنم و میزنم به چاک! باور کنيد، حتی اگه مرده باشن! مامانم به خاطر همين شجاعت فراوان، در موقع پيدا شدن سوسکها، بهم میگه «پسر شجاع»
بازی یلدا: پژمان ِ یک وجب خاک اینترنت
ـ۳۲۰ کلیک
blog.cyberpejman.com
- لحظه اولین باری که دستهایم آرام و آرام سینه های یک دختر رو لمس کردن تا مدتها پس زمینه ذهن من بود. در اون سن من خودم رو مدتها به خاطر اون کار ملامت کردم اما تا مدتهای بسیاری بعدش افسوس خوردم که چرا اون شب ادامه ندادم و سکس نکردم! 2- من تا مدتهای دور بعد از اتمام سربازی، کابوس سربازی می دیدم و اینکه مجبور شده ام به پادگان برگردم. 3- من در دانشگاه آزاد نجف آباد در رشته مهندسی متالورژی قبول شدم...
یلدا بازی از نوع نیکآهنگی
ـ۷۹۹ کلیک
nikahang.blogspot.com
خدا از سر الپر نگذرد که ما را به این بازی «پنتاگونو» وارد کرد! حالا مساله این است که من هم نه نگفتم! من رازهای نگوی زیادی دارم که نخواهم گفت! تا دلتان بخواهد، ولی چیزهایی هست که مدتها در مورد خودم فراموش کرده بودم و الان یادم آمد که بد نیست بازگو کنم! چون بدم هم نمیآید یک کمی ماجرا سکسی شود، سکسیهایش را میگویم!
