لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
ای والله ... ناز نفست ... بلبلم توی قفست ! / قند نوشته ها
ـ۱۲۹۹ کلیک
shatot2.wordpress.com
ا ــ برای دخترم یه لپ لپ خریده بودم ... وقتی بهش دادم گفت : دمت گرم ! ای ول داری ! گفتم چی ؟ گفت هیچی بابا ... گفتم کارت خیلی درسته ! گفتم بابا این نوع حرف زدن رو از کجا یادگرفتی ؟ گفت : گیر نده دیگه ! تو سی دی های کارتونم همه همینجوری حرف میزنن ! گفتم راست میگی ؟ گفت : کاسه تو بیار ماست بگیر ! ۲ ــ توی تاکسی داشتیم میرفتیم چهار راه ازاد شهر ترافیک بود راننده هی بوق میزد ! دخترم گفت : مررررض .... ! بوق نزن عوضی اعصابمو خورد کردی ! راننده از تو اینه یه نگاهی کرد گفت : چی ؟ دخترم گفت : نخود چی ... ! ۳ ــ میخواستیم بریم مهمونی دخترم گفت : بابا این شلوارت چقده ضایعس ! گفتم : ضایع ؟ گفت : اره تریپت تخمی شده ! کلاس نداره ! گفتم یه بار دیگه اینجوری حرف بزنی تو دهنت میزنم ها ! گفت : بیشین بینیم باااا حال نداری !! ۴ ــ رفتیم بیرون پیتزا بخوریم یارو پیتزا اورد گفت بفرمایید ... دخترم گفت : قربونت ! دستت طلا !! بعدش رفتیم شهربازی توی قسمت نمایش یه اقایی اومد پشت میکروفن و شروع کرد به خوندن ! دخترم جیغ کشید : ای والله ... ناز نفست ... بلبلم توی قفست ! گفتم باباجون تو که بلبل نداری اخه ؟ گفت : حالا اااااااااااااا ....! ۵ ــ تازه حالا دختر من خوبه ... این پسر باجناقمون .............
دیگه گریه نکن بابا جان ...! ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۲۴۴ کلیک
shatot.wordpress.com
بابا جان امسال عید بَرام کت شلوار نِمِخِری ؟ نِگا بابا شلوارمه..... سر زانوهاش نَخ نِما رفته ! اّستر کتُم ره بیبین ..... پاره پاره رفته ! تو مدرسه خجالت میکیشم بابا ! خودت پارسال گفتی سال دیگه حتما مِخرُم برات ! نگا بابا چقد استینای کتم کوتاه رفته برام ! تازه چَن جاشَم ننه وصله کِرده ...! مِخِری بابا جان برام ؟ امسال ماخام یک نمره بزرگتر برام بیگیری که چار سال تَنُم کنم ! ایناره الان سه ساله که مُوپوشم بابا ! چیز دیگه نُماخام بابا جان ! کفشای پارسالم خوبه ... پیرهَنُمَم خوبه ؟ باباجان ... بابا ! بابا جان چره دره اشکات میه ؟ مُو گفتُم کت شلوار ماخام گریه مُکنی بابا ؟ بابا جان گریه نکن .... بخدا همی کت شلوارم خوبه ! دروغ گفتم که خجالت میکیشم بابا ! بابا ننه بازم وصله مُکنه بَرام ... تو فقط گریه نکن بابا ! اصن هوا گرمه کت نُماخام ! بابا جانِما گریه نکن ! بیا ماچت کنُم بابا جان .... دیگه گریه نکن بابا ! غلط کردم بابا .... غلط کردم بابا جان !.... غلط کردم !
التماس يك كودك براي مادر بدحجاب !
ـ۴۳۱۴ کلیک
masihalinejad.blogfa.com
فقط چند ثانيه به اين عكس دوست نازنينم نگاه كنيد، نه به زني كه حجابش مورد اعتراض خواهران نيروي انتظامي است واينك مشتهايش، چادر مامور را به نشان التماس در مقابل پله هاي ميني بوس حامل بدحجابان، گرفته است. در امتداد مشت مادر، مشت كوچك ديگري هم به چادر مامور، چنگ انداخته است، كودكي كه شانه هايش اگرچه براي تحمل اين همه تحقير شدن و تحقير شدن كوچك است اما زير دست و پاي مامور و مادر ، حالا ديگر چنان شانه هايش را خم كرده كه گويي سنگيني بار فصل سردي از تارخ، از هم اكنون كمرش را شكسته و دارد ضجه مي زند. براي تحريك احساسات نيست اگر بگويم؛ هم صداي زنگ گريه اش را مي شنوم و هم صداي شكستن استخوانهاي كوچكش را. با او تحقير شدم و با او ضجه زدم...
در مورد بحث سکس با کودکان شیرخوار در تحریر الوسیله آیت الله خمینی - گپی با آقای تشیعی
ـ۱۱۵۸ کلیک
persian.kamangir.net
كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى (۱) او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ (۲) اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد … - تحریرالوسیله آیت الله خمینی، جلد سوم، ترجمه آیت الله خامنه ای - منبع (۱- وطی یعنی آمیزش جنسی - منبع. ۲- تفخیذ یعنی مالیدن آلت جنسی به ران - منبع) آیا این جواز انجام عمل جنسی با بچه هاست؟ آقای تشیعی میگه نه. “این حکم بعدا تغییر کرده” ایشون می گه. “اگر کسی به استناد این حکم بلایی سر بچه ای آورده باشه میشه آیت الله خمینی رو بدلیل دادن اجازه شرعی اینکار محاکمه کرد؟” من می پرسم. بشنوید بحث ما رو که برخلاف معمول کمی هم آهنگش تند میشه.
یک پدر ابله
ـ۱۵۸۵ کلیک
video.google.com
بابا دیگه به چه زبونی آخه باید بگم که متوجه بشی !؟ ( ویدیوی ۵۶ ثانیه )
لیلا ؛ دختری که در 9 سالگی مادرش او را برای سکس فروخت و قاضی حکم به اعدامش داد (بی بی سی)
ـ۸۱۴ کلیک
www.bbc.co.uk
ِمادرم میگفت بریم بیرون شکلاتی, چیزی بخریم. اما او به من کلک میزد و من را به "جاهای دیگری" می برد. لیلا تبدیل به منبع اصلی درآمد خانواده 5 نفره اش شده بود که بیشتر این پول بدست آمده برای اعتیاد خانواده اش مصرف میشد. شادی صدر, وکیلی که باعث نجات جان لیلا شده می گوید: " داستان لیلا قضیه منحصربفردی نیست. وی اضافه میکند که در ایران بر طبق قوانین اسلامی پدر اختیار گسترده ای بر فرزندانش دارد و حتا اگر فرزندش را به قتل برساند به مرگ محکوم نمی شود و پس از مدت کوتاهی از زندان آزاد خواهد شد.::::شوهر لیلا هم برای بدست آوردن مخارج اعتیادش لیلا را تا شبی 15 بار میفروخت.:::::پس از یورش پلیس و دستگیری جمعی, شوهر لیلا بخاطر فراهم کردن "خانه" به 5 سال حبس محکوم شد و برادران لیلا هم به تجاور به خواهر خود اعتراف کردند. لیلا بخاطر زنای با محارم به مرگ محکوم شده بود که با تلاش سازمانهای مدافع حقوق بشر از اعدام رهایی یافت و هم اکنون در مجتمع امید مهر نگهداری میشود.
دیگه هیچوقت دلم نمیخواد ببینمت اقا پلیسه هیچوقت ! ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۳۶۶ کلیک
shatot.wordpress.com
مامانی جونم همیشه بهم میگفت اگه یه وخ تو خیابون گم شدی برو پهلوی اقا پلیسه بهش بگو ! بابا جونم همیشه بهم میگفت از خیابون که خواستی رد بشی از اقا پلیسه کمک بگیر ! تو مهد کودکمون همیشه این شعرو میخوندیم : شبا که ما میخوابیم اقا پلیسه بیداره ! …….. پلیس ها رو خیلی دوست داشتم ! تو خیابون که میدیدمشون بهشون میخندیدم ! بهشون سلام میکردم ! ازشون خوشم میومد … اما… اما اقا پلیسه دیروز تو خیابون مامانمو دعوا کرد ! سر مامانی داد زد ! مامانی گریه کرد ! دلم سوخت …. دلم خیلی سوخت ! به اقا پلیسه اخم کردم … رفتم جلو بهش لگد زدم … برگشت بهم اخم کرد ! منم گریه کردم …! دیگه دوستت ندارم اقا پلیسه … دیگه هیچ وقت گم نمیشم که ازت کمک بگیرم ! از خیابون که بخوام رد بشم دیگه دستتو نمیگیرم ! دیگه هیچوقت دلم نمیخواد ببینمت اقا پلیسه… هیچوقت … ازت بدم میاد ! میفهمی ….. ازت بدم میاد ؟
از دفترچه خاطرات یه کوچولوی دوساله / تلخ نوشته ها
ـ۲۱۶ کلیک
shatot.wordpress.com
اومم ... مامانی جونم امروز زد پشت دستم ! یه نگاه تو چشاش کردم یهویی بغضم ترکید ! مامانی گفت : کوفت ... مگه نگفتم شکلاتت رو مثه ادم بخور لباسات کثیف نشه ! حالا من از کدوم گوری پودر رختشویی گیر بیارم لباساتو بشورم ! تو دلم گفتم : ایشش ... من نمیتونم مثه ادم شکلات بخورم ... من فقط عین بچه ها میتونم شکلات بخورم ! عین بچه ها .... عین بچه ها ... میفهمی ؟ اومم ... سر سفره مامانی پلو تو دهنم کرد در اوردم ! بابا جونم زد روی پام ! یهویی اشکام در اومد جیغ کشیدم ! باباجونم گفت : کوفت ... برنج به این گرونی رو چرا در میاری میمون ! تو دلم گفتم : بابای بی ادب ... سیر شدم خوب ! تازه همه میگن من شکل بابا جونم شدم ! اومم ... عصری که شد دوبار جیش کردم ! مامانی جونم پامو نیشگون گرفت بهم گفت : خرس گنده خجالت نمیکشی هی جیش میکنی ! میدونی پوشک بسته ای چنده انتر ؟ تو دلم گفتم : ایشش ... چرا نیشگون میگیری مامانه بد ...مامانه بی ادب ! من خرس گنده نیستم ! من خرس گنده نیستم ... چرا نمیفهمی اینو ؟ شب تلویزیون یه اقایی رو نشون داد که داشت حرف میزد ... بابا جونم به اون اقاهه گفت : بدبختمون کردی رفت ... چی شد پول نفت ؟ از کجا بیارم پودر هزار تومنی بخرم ! برنج چهار هزار تومنی بخرم ! پوشک سه هزار تومنی بخرم ! مامان جونم گفت : مرده شور قیافه تو ببره ...نکبت ! یه نگاهی به اون اقاهه کردم ... پشت دستم درد گرفت ... جای نیشگون مامانم سوخت ... لب ورچیدم ... چشام پره اشک شد ! از اون اقاهه بدم اومد ... دلم خواست بهش حرفای زشت یزنم ! اما من که عین مامان بابام بی ادب نیستم که ... فقط تو دلم بهش گفتم : دیگه ازت بدم میاد ...بدم میاد ... بدم میاد ... بد...
نِگا چی توت فرنگیای خوبی ...! ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۳۵۳ کلیک
shatot.wordpress.com
ـــ نِگا چی توت فِرنگیای خوبی ! کو واستا نِنه بیبینُم کیلو چَنده برات بخرُم بُخوری ! / ـــ حاج اقا توت فِرنگیا کیلو چَنده ؟ / ـــ سه تومن حاج خانم ! / ـــ سه هزار تومن ؟! / ـــ ها مادر ! / ـــ خاک تو سَرُم !! مگه کیلو سه هزار تومن ! برم ننه جان ...برم ! درخت توت جلوی خانه هم توتاش رسیده ننه ... اونایم مثه همینایه ! منتها اینا رنگش قرمزه خوشگله ... از کوجا بیارم سه هزار تومن ...وای ...وای ..وای ... خاک تو سره خر ! تازه مِگن پای بُته هاش شاش میریزن به جای کود ... اه ...اه ...اه ... برم نِنه ...برم !
شکسته شدن طرح امنیت اجتماعی توسط یک کودک/نقاشی بی حجاب یک کودک از مادرش بر دیوار
ـ۲۱۷۸ کلیک
www.farsnews.com
از مجموعه تصاویر نقاشي كودكان به مناسبت گراميداشت مقام مادر در شهر همدان
نِنه مُو مُوز ماخام ...! ـــــــــــ ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۲۵۰ کلیک
shatot.wordpress.com
ــــ نِنه مُو مُوز ماخام ! ــــ مُوزُم کُجا بُوده خیر سَرُم …! ــــ هُونا نِنه …. تو او میوه فُروشیهِ پُره مُوزه ! ــــ خَنِه کدخُدایَم پُره گِردویه ……..به ماچه ! ــــ نِنه مُو گِردو ماخام ! ــــ ای مَرگه مُو گِردو ماخام ! ای دَردِه مُو مُوز ماخام ..! ایشالله بیمیری راحَت بُرُم اَز دَستِت بچه ! عاصی کِردی مُوره مُرده شُور بُرده ! ————————— این یک گفتگوی واقعی بود بین یک مادر و فرزندش در خیابون ! بچه ها نداشتن نمیفهمن … ندارم نمیفهمن … خونه کدخدا نمیفهمن ! …اونا فقط دل کوچیکشون میخواد ! کاش تو جامعه ای زندگی میکردم که این ارزوهای کوچیک یه رویا نبود برای بچه ها !
التماس های زن جوان در بيابان به گوش هيچ کس نرسید؛ حتی گریه های کودکش هم نتوانست جلوی این تجاوز را بگیرد
ـ۹۹۱ کلیک
www.jamejamonline.ir
3 نفر که با جعل عنوان ماموران اداره مبارزه با مفاسد اجتماعي ، با سد کردن راه يک دستگاه خودروي مسافرکش ، سرنشينان آن را ربوده و به بيابان هاي اطراف شهر انتقال داده و زن مسافر را مورد آزار و اذيت قرار داده بودند، دستگير شدند. روز دوم آبان امسال زن جواني با مراجعه به اداره جنايي آگاهي استان تهران ، از ربوده شدن خود از سوي سرنشينان يک دستگاه خودروي پرشياي مشکي رنگ خبر داد. به دنبال اين شکايت ، پرونده اي تشکيل و به شعبه پنجم بازپرسي دادسراي امور جنايي کرج ارسال شد. مامورهاي قلابي حادثه آفريدند زن شاکي در تشريح ماجرا گفت: ساعت 19.30 روز حادثه همراه فرزند 2 ساله ام ، منزلم را در حيدرآباد کرج ترک کردم تا به منزل خواهرم در ميانجاده بروم. پس از سوار شدن به يک خودروي مسافربر، در ميانه راه يک دستگاه خودروي پرشياي مشکي رنگ که با سرعت در حال حرکت بود، راهمان را سد کرد و 4 مرد جوان که خود را مامور اداره مبارزه با مفاسد اجتماعي معرفي کردند، از خودرو پياده شدند و گفتند از من شکايت شده و بايد مرا همراه خود ببرند. هرچه گريه و التماس کردم که آنها اشتباه مي کنند و من بي گناهم ، توجهي نکردند. مرد راننده و مسافر ديگر از خودرو پياده شدند و با مردان مهاجم درگير شدند تا مانع شوند، اما آنها هر 2 نفر را کتک زدند و داخل صندوق عقب خودرو انداختند و بعد 2 نفر از مهاجمان سوار خودروي پيکان مسافربر شدند و حرکت کردند و 2 نفر ديگر با خودروي پرشيا به دنبالمان آمدند. شاکي ادامه داد: هر چه تقلا مي کردم تا رهايم کنند، بي فايده بود، فرزندم وحشت کرده بود و گريه مي کرد. مهاجمان پس از طي مسافتي ، به بيابان هاي اطراف کمال آباد رسيدند و مرا داخل پرشيا انداختند و فرزندم را با 2 مرد گروگان که در صندوق عقب خودرو پنهان کرده بودند، با خود بردند......
هولوکاست اسرائیلی ...! ــــــــــــ ( محمد علی ابطحی )
ـ۱۵۱ کلیک
www.webneveshteha.com
حوادث این چند روزهی فلسطین که در آن دهها نفر و چندین کودک کشته شدند، از سوی بسیاری از رسانهها و مسئولان در دنیا و به خصوص کشورهای عربی به عنوان هولوکاست جدید معرفی شده است. خیلی از روزنامههای عربی امروز از همین تیتر هولوکاست استفاده کردهاند. همهی روزنامهها و تلویزیونهای عربی، اسلامی هم از سکوت رهبران در برابر این جنایات حرف میزنند. مشکلترین مسئلهی منطقه خاورمیانه تأثیرگذاری اسرائیل بر نهاد کاخ سفید است. تجربه نشان داده آمریکائیها منطقهی ما را خوب نمیشناسند و اسرائیل که علیرغم همهی دنیا، روشهای سیاسی و امنیتیاش قرون وسطائی مانده است، منطقهی خاورمیانه را خوب میشناسد و برای آمریکا در جهت منافع خود و نه آمریکا برنامه ریزی میکند. تا آمریکا این روش دوگانه در برخورد با حقوق بشر و ارزشهای انسانی که همهی آنها در مرزهای اسرائیل رنگ میبازد را دنبال میکند، اکثریت جوانان منطقهی خاورمیانه حق دارند تصور کنند که همهی این ارزشهای بشری بازیچهی سیاست است.
پدر و مادر برگزیده سال : نوزاد پنج ماهه هشت روز تمام بر صندلی ماشین ماند تا مرد ( FOX NEWS )
ـ۸۱۱ کلیک
www.foxnews.com
این آقا و خانم 21 ساله اهل ایلینویز در ایالات متحده هم اینک با اتهام قتل درجه یک مواجه اند ::: این کودک معصوم 8 روز تنها و بی کس بر صندلی ماشین و در منزل مسکونی والدینش باقی ماند و پس از 8 روز که به سراغش رفتند در همان حال و در ماشین با جسد بی جان او روبرو شدند ::: وکیل کوین لیون اظهار میدارد : این تلخ ترین پرونده اهمال کاری و کوتاهی در انجام وظیفه از سوی والدین است که تاکنون با آن برخود داشته ام ::: طنز تلخ ماجرا اما آن جاست که این پدر و مادر بی مسئولیت در حالی که کودکشان داشته از گرسنگی و تشنگی و گریه جان میداده ، مشغول بازی های کامپیوتری ، تماشای فیلم سینمایی ، خوردن غذا و رسیدگی به یکدیگر بوده اند ( گزارش را بخوانید )