لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
حاضر جوابي شنيدني جوان تهراني در برابر سوال هاي خبرنگار تلويزيون در حمايت از نيروي انتظامي
ـ۲۶۹۷ کلیک
uk.youtube.com
همانطور که احتمالا مي دانيد نيروي انتظامي اخيرا با حضور در خيابان هايي که پاتوق گشت زني جوانان با اتومبيل است مانع حرکت آنان شده و اگر به سرنشينان به هر علت مشکوک شود آنان و ماشين هايشان را توقيف مي کند ( بنا بر اظهارات سرهنگ هادي هاشمي، رييس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ در همين ويديو) . در اين ويديو خبرنگار به سراغ يکي از همين جوان هاي مثلا خلافکار رفته و از او مي پرسد چند بار اينجا دور زدي؟ / جوان: من خونه ام اينجاست. بار اولمه . اگه شما اجازه بديد مي خوام 7- 8-10بار ديگه دور بزنم. / خبرنگار: چرا؟ / جوان: بيکاريم. تفريح نداريم. بايد دور بزنيم. / خبرنگار: فکر مي کني دور زدن توي خيابون تفريح مناسبيه؟ / جوان: شما تفريح مناسب تري داريد؟ / خبرنگار: نمي توني بري باشگاه وررزشي؟ / جوان: اتفاقا دارم از باشگاه مي آم/ خبرنگار: پس مي خواي پشت سر هم تفريح کني؟ / جوان: نه، آخه از باشگاه انداختنمون بيرون/ خبرنگار: چرا؟ / جوان: چون وقتش تموم شده بود. / خبرنگار: خب . هر چيزي وقت خودش رو داره. / جوان: الان ساعت 10:20 است. من کجا بايدبرم؟
تعقيب و گريز ديدني هلکوپتر پليس و دو خودروي متخلف در اتوبان تهران - قم
ـ۲۴۳۳ کلیک
uk.youtube.com
هلکوپتر و ماشين هاي پليس مي افتند دنبال دو تا ماشين که با هم کورس گذاشته اند و مرتب در حال لايي کشيدن هستند. آخر کار هم که گير مي افتند باز هم تسليم نمي شوند و دست به کارهاي عجيب و غريبي مي زنند که در فيلم مي بينيد.
عکس خانمى که امروز توسط پليس در ميدان هفت تير مورد ضرب و شتم قرار گرفت و با کمک مردم موفق به فرار شد
ـ۵۳۰۰ کلیک
irwomen.net
اين عکس بعد از چند ساعت از گزارش راديو زمانه حذف شد. تذکر ماموران نیروی انتظامی به دختران جوان در مورد بدحجابی باعث درگیری در میدان هفت تیر تهران شد. به گزارش کانون زنان ایرانی، روز یکشنبه در پی اجرای طرح مبارزه با بدحجابی، تعدادی از ماموران ویژه این طرح با دختران جوان درگیر شدند. بر پایه این گزارش، به گفته شاهدان عینی، ماموران سعی در دستگیری و بازداشت این زنان داشتند و با مقاومت آنان چند تن از مردان حاضر در میدان هفت تیر نیز با ماموران به بحث پرداختند. یکی از مغازه داران میدان هفت تیر در این باره گفت: "ماموران زن به سه دختر25 تا 30 ساله در باره حجابشان تذکر دادند، اما این تذکر با لحن تندی انجام گرفت که باعث برانگیختن واکنش آنها شد. یک پلیس زن سعی داشت با کشیدن دست یکی از دختران سعی در سوار کردن او به ماشین داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پای خود به ساق پای زن جوان زد. این ماجرا باعث دخالت مردم شد. این سه زن سرانجام توسط حاضران در میدان هفت تیر از صحنه خارج شدند و با یک ماشین سمند از صحنه دور شدند."
نمایی جدید و عجیب از پلیس و فرمانده آن !
ـ۳۹۶۲ کلیک
www.farsnews.com
بازديد احمدي مقدم از پليس راهنمايي و رانندگي ... پیدا کردن فرمانده پلیس در این پایگاه جدید راهنمایی و رانندگی با شماست !
پليس در خدمت امنيت هواي نفس مردان !.
ـ۵۵۴ کلیک
www.irwomen.org
دختر با آشفتگي و عصبانيت روسري اش را جلو مي كشيد و با پليس باتوم به دست حرف مي زد .اين تصوير تازه اي نيست آن هم در شهر ي مثل تهران جايي كه گوشه به گوشه ميدان ها نيروهاي پليس در قالب گشت ارشاد ايستاده اند تا اگر زني مانتويي كوتاه تر از حد مورد نظر يا كفشي مغاير با سليقه انها پوشيده اند ارشاد و روانه مركز پليس شوند..درخشنده مسئول روابط عمومي نيروي انتظامي تهران در پاسخ به سوال يك زن كه مورد آزار كلامي يك مسافر كش بيمار قرار گرفته كه علاوه بر انكه از او پول بسيار بيشتري از كرايه اش گرفته و به او فحش جنسي داده مي گويد:‹ براي دستگيري زنان بد حجاب از دادگاه حكم گرفته ايم ولي اگر از مردي شكايت داريد بايد از او به دادسرا شكايت كنيد!› آيا نوع پوشش يك زن از هرزگي وهتك حرمت توسط يك مرد درتامين امنيت اجتماعي مهم تر است؟ چرا براي ايجاد امنيت قاضي حكمي براي دستگيري مردان هرزه صادر نكرده؟ آيا مردي كه به راحتي در خيابان به اندام جنسي زني دست مي زند و فرار مي كند هرگز گرفتار پليس مي شود؟آايا زني چادري كه سال گذشته در شمال مورد تجاوز قرار گرفت خود مسبب اين جرم بوده؟ پليس در خدمت راحتي و امنيت مردان است نه زنان!
درحاشیه کوتاه شدن راه شمال/ پليس: راه امن نيست... وزیر راه:اگر راننده متبحر باشد و کمتر از ۴۰ کیلومترسرعت برود امن است!
ـ۱۰۰۲ کلیک
www.isna.ir
شما بگوييد كجاي اين راه استاندارد است؟ :::::::::::::: فرمانده پليسراه: محور «شمشك-ديزين» براي سفر ايمن نيست // وزير راه: جادههاي ما حتي جادههاي روستايي هم استاندارد است! // نبود گاردريل، چالههاي فراوان، ايجاد خاكريز به جاي نصب گاردريل در مسير و ... همگي حاكي از استاندارد نبودن اين مسير است؛ هرچند كه شايد منظور از «استاندارد»، استانداردهاي خاصي است كه ما جريان آن نيستيم! // عکسها در داخل لینک
پليس فرودگاه از سفر ۱۲۸ مسافر بدحجاب جلوگيري كرد و از بیش از ۶۰۰۰ نفر تعهد كتبي گرفت و به بیش از ۱۷۰۰۰۰ نفر تذكر داد
ـ۲۲۳ کلیک
www.farsnews.com
سردار محمود بتشكن گفت : سازمان ها و دستگاه ها بايد در صدد باشند تا مسافران و مردم مورد اذيت و آزار قرار نگيرند و بدون كوچكترين دغدغه مسافرت هاي خودشان را انجام دهند . /// وي از فرودگاههاي كشور به عنوان امنترين فرودگاه هاي جهان ياد كرد . /// وي گفت : در راستاي اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي و برخورد با هرگونه بدپوششي ، پليس از سفر 128 نفر به دليل بد حجابي جلوگيري كرد و به171 هزار و 151 نفر نيز تذكر داد و از شش هزار و 799 نفر نيز تعهد كتبي گرفت . /// وي با اشاره به اينكه طي پنج ماهه امسال يك هزار و 266 مورد پرواز به دلايل مختلف ابطال و 11 هزار و 166 مورد نيز تأخير در پرواز داشتهاند ، افزود : در اين مدت 52 مورد از پروازهاي تأخيري منجر به اعتراض مسافران شده كه با درايت و تدبير ماموران انتظامي مستقر در فرودگاه ها بدون هيچ گونه مشكلي برطرف شده است .
وظيفه پليس فقط گير دادن به پوشش مردم است؟ (وبلاگ يك سرباز نيروي انتظامي)
ـ۴۵۹ کلیک
ahoorah.blogfa.com
- آقا این پلیس ها فقط بلدن به روسری آدم گیر بدن؟! همین الان اون ور میدون یه موتوری اومد، بی شعور هر چی دلش خواست و از دهنش در اومد بهم گفت .... واقعا مخم گ... بود. نمی دونستم باید بهش چی بگم و چه جوری آرومش کنم. بخصوص وقتی که گریه اش گرفت و تو همون حالت پشت سر هم حرف می زد. بد جوری اعصابم خورد شده بود، فقط تونستم بگم: - خانوم آخه من راهنمایی رانندگی ام. باید به این گشتی ها یا اون کانکس کلانتری بگین. (البته خودم هم می دونستم که ...) - همتون مثل همین، هیچ فرقی نمی کنین با هم. فقط بلدین به لباس و روسری ما گیر بدین. کاری رو که وظیفه تونه انجام نمی دین ....
مامورهايی در سطح شهر تهران، تلفن همراه افراد را مورد بازرسی قرار ميدهند
ـ۲۸۵ کلیک
www.roshangari.net
ساعت 18 روز چهارشنبه بين فلكه اول و دوم صادقيه سه موتورسيكلت در كنار خيابان متوقف و شش مامور پليس كنار آنها ايستادهاند. مامورها به طوری موردی افرادی را كه در حال عبور هستند احضار ميكنند و تلفن همراه آنها را مورد بازرسی قرار ميدهند. رئيس پليس امنيت پايتخت گفت: اگر چنين چيزی باشد برخورد ميشود. سردار عليپور، رئيس پليس امنيت تهران بزرگ، مشاهدات خبرنگار كارگزاران از صحنه كنترل تلفن همراه مردم را تكذيب كرد و گفت: تا به حال كنترل تلفن همراه نداشتهايم و اگر چنين چيزی باشد با مامور برخورد ميشود
آمنه قربانی نابینای اسید پاشي ؛به پليس اطلاع دادم ماموران گفتند تا زماني که جرمي اتفاق نيفتد، نمي توانند کاري کنند!
ـ۲۴۰ کلیک
www.etemaad.com
ديروز آخرين جلسه بازپرسي از مجيد - جوان اسيدپاش - در شعبه 6 دادسراي جنايي به رياست بازپرس قيصري برگزار شد و آمنه ضمن درخواست قصاص براي اين پسر، توضيح داد؛ من دانشجوي رشته برق بودم و چند ماه قبل از حادثه فهميدم مجيد که او نيز دانشجو بود به من علاقه مند شده است. چند بار مادر مجيد با منزل ما تماس گرفت ولي مادرم با ازدواج ما مخالفت کرد و به خاطر تفاوت سني، فرهنگي و خانوادگي او را گزينه مناسبي براي زندگي مشترک با من ندانست، البته خودم نيز هيچ تمايلي به ازدواج با مجيد که آن زمان 21 ساله بود، نداشتم. مجيد به رغم چند بار شنيدن پاسخ منفي از اصرارهاي خود دست برنداشت تا اينکه يکي از دوستانم پيشنهاد داد در يک ملاقات حضوري با وي اتمام حجت کنم و به اين ماجرا پايان دهم.آمنه ادامه داد؛ مجيد هرازگاهي به محل کارم مي آمد و برايم مزاحمت ايجاد مي کرد تا اينکه يک روز هنگام مراجعه وي به محل کارم به او گفتم با فرد ديگري عقد کرده ام. مجيد در مقابل اين ادعاي من نه تنها دست از لجبازي برنداشت بلکه تهديدم کرد بايد از آن پسر جدا شوم و به عقد وي دربيايم. او گفت؛ اگر در برابر خواسته اش تسليم نشوم مرا مي کشد. من که از تهديد پسر دانشجو به شدت ترسيده و مطمئن بودم او بلايي سرم مي آورد، موضوع را به پليس اطلاع دادم اما ماموران گفتند تا زماني که جرمي اتفاق نيفتد، نمي توانند کاري انجام دهند و دليلي براي بازداشت کردن مجيد ندارند. دو روز بعد از آن بود که مجيد سر راهم قرار گرفت و اسيد را که در ظرفي سرخ رنگ قرار داشت به صورتم پاشيد. من اول تصور کردم آن مايع آب جوش است اما وقتي مرا به بيمارستان بردند فهميدم مجيد اسيدپاشي کرده است. دختر جوان افزود؛ من روزي يک جوان مستقل و فعال بودم اما حالا براي راه رفتن ساده هم بايد چند نفر کمکم کنند، به همين دليل خواهان قصاص مجيد هستم. اگر او اعدام شود در يک لحظه راحت مي شود و فايده يي ندارد. او بايد طعم همه آنچه را در اين مدت بر سر من و خانواده ام آمد، بچشد.
تهران تهران که میگن اینه ...؟
ـ۵۵۸ کلیک
rahaariyan.blogfa.com
دو روز پیش نزدیک متروی هفت تیر تلفنی در حال آدرس گرفتن از یکی از آشنایان بودم و بی توجه به صورت های عبوس و مضطرب آدم های اطرافم به سرعت در حال رفتن به سمت مترو بودم , ناگهان دستی ضربه ای بر پشتم نواخت . _ خانم خانم ... وقتی برگشتم دو مامور خانم و یک پلیس آقا سه طرفم را احاطه کرده بودند . با نگاه و تکان دادن سر, موضوع را جویا شدم و خانم پلیس که از قضا سعی می کرد مودبانه هم برخورد کند گفت: پشت مانتو من زیادی کوتاه است ! توضیح دادم که مانتو من نخی است پشتش چروک شده و به خاطر همین کوتاه تر به نظر می رسد دوباره گفت آستینت هم کوتاه است ! و بعد از این جمله بدون اینکه به من فرصتی برا ی دفاع بدهد به سمت استیشن پلیس راهنماییم کرد . توی ماشین دو مامور مرا ارشاد کردند . البته من نمی دانم ارشاد و بازپرسی در تهران چرا اینقدر به هم نزدیک است . خانم ها بعد از مشاهده کارت شناساییم , پرسیدند از کجا آمده ام تهران ؟ چرا آمده ام ؟چند روز می مانم ؟ کجا ساکنم ؟ مجردم یا نه ؟ شوهرم در جریان سفرم هست ؟ و.... از آنجا که ما خبرنگار ها به فقط مورد سوال قرار گرفتن عادت نداریم من هم چند سوال پرسیدم . _ ببخشید خانم پلیس شما از شغلتان راضی هستید؟ _ نیروی انتظامی یا گشت ارشاد ؟ _ هر دو ؟ _ خوب من دلم نمی خواهد به مردم گیر بدهم ولی ما ماموریم و معذور هر کجا بگویند باید کار کنیم؟ _ به نظر شما مانتو خوب چه مانتویی است ؟ _ خنده تلخی تحویلم می دهد و میگوید _ مانتویی که خیلی به چشم نیاید ._ مانتو من که به چشم نمی آید ؟ _ خوب سر ماموران خلوت است و راحت تر تو را دیده اند . _ شما خیلی جوان هستید دختر یا خواهرتان چطور لباس می پوشد ؟ _ خوب اوضاع الان اینطوریست , من به خواهرم می گویم طوری لباس بپوش که برایت درد سر درست نشود . _ آخر خیلی سلیقه ای به نظر می رسد . مانتو من را توی نمایشگاه و یا میدان ونک نگرفتند ._ خوب آنجا تیپ های خیلی بدتری بوده , دیگه شما به چشم نمی آمدید ! _ می دانید الان چه تعداد نیرو در گشت های ارشاد تهران فعالند ؟ _ گمان می کنم 450 نفر ! _ تهران شهر بزرگیست , فجایع زیادی در این شهر به وقوع می پیوندد , به نظرتان 450 نیرو برای گیر دادن به مانتو و روسری مردم زیادی غیر منطقی نیست ؟ _ باز هم یک خنده تلخ و سکوت جواب سوالم شد. دو سال پیش یادم امد. کنفرانس مطبوعاتی سردار رادان ....
رفتار دوگانه نيروي انتظامي در دوره متفاوت: خاتمي و احمدي نژاد
ـ۳۰۰ کلیک
baejaazeh.blogspot.com
وقتي در دهه شصت با شدت فساد در كميته هاي انقلاب اسلامي چاره اي جز ادغام پليس با كميته ها و تشكيل نيروي انتظامي باقي نماند، كمتر كسي تصور مي كرد بدنه پليس به راحتي در كميته ها حل شود و تفكر كميته اي حكمفرما شود. به اين ترتيب برخلاف همه دنيا پليس نه باعث و باني امنيت كشور كه خود مايه ترس و رعب و وحشت مردم و شادماني دزدهايي بود كه به راحتي پليس را مي خريدند و به ريش مردم مي خنديدند. پس از دوم خرداد هفتادوشش و احترام توام با صداقت خاتمي به مردم، حتي نيروي انتظامي كه تحت كنترل دولت اصلاحات نبود نيز مجبور به تغييرچهره شد. فرد مهم و بابرنامه اي مثل قاليباف – برخلاف احمدي نژاد كه از همان اول حضورش اصلا مخالف هرچه برنامه و برنامه ريزي بود و مثلا به عنوان شهردار به جاي آسفالت خيابانها در تهران مي خواست با "لكه گيري " سروته ماجرا را به هم بياورد – و در سطحي پايين تر فرمانده باشخصيت و خنده رويي مثل سردار طلايي، نيروي انتظامي را متحول كردند. براي اولين بار افسراني كه از فرط خصومت با مردم گاه سوري و اردني خوانده مي شدند، به روي مردم لبخند زدند و حتي در جريمه نوشتن ها با وجود افزايش مبالغ اثري از خشونت ذاتي "رفتار كميته اي " نبود. حالا چهره غالب به تدريج چهرهاي بود كه از " پليس" انتظار داشتيم. بعد از افتضاح نيروي انتظامي در كوي دانشگاه در هجدهم تيرماه كه اوج تفكر سركوبگرايانه نيروي انتظامي بود و آن را با گروههاي فشار در يك رده قرار مي داد، بايد هم چنين تحولي در اين نيرو صورت مي گرفت تا مردم بار ديگر با پليس آشتي كنند و آمدن نيروي انتظامي را ديگر مترادف با فرار از صحنه جرم ندانند! راه اندازي پليس 110 در همين راستا صورت گرفت كه براي رسيدگي به مشكلات مردمي راهاندازي شده بود. با آمدن دولت نهم اما باز همان آش شد و همان كاسه؛ مردم مجرم و دزد شدند و دزدها شريك پليس! گشتهاي خياباني بار ديگر راه اندازي شد و گشت ارشاد هم به آنها افزوده شد. طرح جمع آوري ديشهاي ماهوارهاي با رعب و وحشت همراه شد و باز هم سربازان به حريم خصوصي خانوادها وارد شدند- گيرم كه اين بار به دليل سنتي كه قاليباف به جا گذاشته بود برگه حكمي هم به همراه داشتند! به اين ترتيب آدمهاي فاسدي همچون سردار زارعي قدرت گرفتند و هرچه بيشتر تيشه به ريشه اعتبار و تتمه آبروي باقيمانده براي نيروي انتظامي زدند. سردار احمدي مقدم ...
اولين ديدار خانواده اتريشي/اشكهايي كه همه را به گريه درآورد
ـ۱۱۵۲ کلیک
www.dailymail.co.uk
رواشناسان مركزي كه خانواده اتريشي را تحت مراقبت براي ريكاوري رواني دارند از لحظات اولين ديداري مي گويند كه آنها را نيز به سختي تحت تأثير قرار داده است: اليزابت دختر و رزمري مادر 60 ساله اش به سختي يكديگر را درآغوش گرفته و هيچكدام اجازه نمي دانند ديگري از او جدا شود و رزمري با هق هق تنهاميگفت:" دخترم متاسفم هيچ حرفي ندارم." دو پسري كه همراه مادر در سلول زيرزميني زنداني بوده اند دنيا براي آنها بسيار عجيب بوده و در اولين رويت ماه با دهان باز به آن خيره شده بودند. كريستن بزرگترين دختر كه به همراه دو پسر ديگر در سلول زنداني بودند به علت از كار افتادن كليه ها به كما رفته و در بيمارستان بستري است و تنها او در اين ديدار حضور نداشته است.دكتر برتولد كپلينگر رئيس مركز روانپزشكي كه مراقبت از اين خانواده را به عهده دارد در مورد اولين ديدار مي گويد:" مادر و دختر تنها فرصت كردند در آغوش يكديگر بيفتند و زارزار گريه تلخي را مي كردند. آنهابه شدت يكيديگر را در آغوش گرفته بودند و هيچكدام نمي خواستند اجازه بدهندديگري برود. آنها به هم گفتند كه عاشق يكديگر هستند و قول دادند كه ديگر يكديگر را تنها نگذارند." وي ادامه مي دهد مهمترين مسئله براي ما ديدار دو دسته از فرزندان اليزابت بود. آنهايي كه با مادربزرگ زندگي عادي را داشته اند و آنهايي كه در زيرزمين با مادرشان حبس بوده اند كه به طور غير منتظره اي آن هم خوب بود.در اين ميان تنها فليكس پسر 5 ساله اليزابت بسيار مضطرب بوده و از مادرش جدا نمي شد.
نامه سحر طلوعي به فرمانده نيروي انتظامي: ما از این رزمایش امنیت و آرامش شما ترسیدیم!
ـ۴۰۰ کلیک
saharee.blogfa.com
آقای فرمانده! ما از این رزمایش امنیت و آرامش شما ترسیدیم. وقتی سربازان و ماموران تان را باتوم به دست در میدان های اطراف خانه مان دیدیم، ترسیدیم از تاکسی پیاده شویم و چند متری از ماجرا فاصله گرفتیم. آقای فرمانده! ماموران تان با آن چهره های عبوس و عصا قورت داده که نمی توانند ذره ای اطمینان ما را جلب کنند، ضربان قلبمان را به 120 رساندند. آنها برای ایجاد احساس امنیت و آرامش آمده بودند یا ایجاد دلهره و اضطراب؟ آقای فرمانده! ما شهروندان تهرانی با دیدن همکارانتان احساس شعف نکردیم. آقای فرمانده! شما ما را اشتباه گرفته اید. ما شهروندان این شهر هستیم، نه مشتی خلاف کار. شما ما را به وحشت انداختید.
مصاحبه دیدنی یک دختر:پسرهاي ايراني فقط به سکس فکر مي کنند/ پليس ها مي گن ما رو هم به پارتي هاتون راه بدين!
ـ۲۱۱۷ کلیک
uk.youtube.com
اين ويديوي قديمي رو چند سال قبل توي يه وبلاگ ديده بودم که الان باز تکثير مي کنم: خبرنگار: کجا مي خواي بري - قرار دارم - با کي؟ - دوست پسرم ، مشکلي نداره که اين حرف ها؟ - چيکارا مي کني؟ - مي خورم و مي خوابم و مي گردم - سرگرمي ندارين؟ - نه تو ايران چه سرگرمي مي تونيم داشته باشيم! - دوست داري سرگرميت چي باشه ؟ - سرگرمي جوون هاي آمريکايي. اونها مي رن توي دانسينگ مي چرخن- اينجا ندارين همچين چيزي؟ - نه - خودتون؟ - داشته باشيم هم غيرقانونيه . همه دست و پاشون مي لرزه که الان مي گيرن. بايد يه جاي قانوني باشه - نماز مي خوني؟ - بعضي وقت ها مي خونم- اعتقاد داري؟ - آره - چند سالته ؟ - 20 سال - آرايشو دوست داري؟ - آره بدون آرايش نمي تونم زندگي کنم. من با برادرم تنها زندگي مي کنم. خانواده با ما زندگي نمي کنند- چرا با هم زندگي نمي کنيد؟ - مشکل داشتيم با هم . اون ها مال 50 سال پيشند. - خبر داري از پدرمادرت - اره هر روز مامانم زنگ مي زنه - راضي هستند که جدايين؟ - اره - / پسرهاي ايراني فقط به يه چيز فکر مي کنند. سکس! / - تو اينو نمي پسندي؟ - من ديگه زده شدم - تهران کلا خرابه / در مورد دختر فراري ها مي گفتي؟ - اره ديگه فرار مي کنن. به خاطر پدر مادرشون / تا حالا پارتي دادي؟ - خونه بابام اره اينجا نه صاحبخونه گيره. مامور مي اره. من با همه مامورها دوستم. مامورها همه (صدا قطع مي شود)، مامورها مي گن ما رو هم راه بدين . ما هم باشيم. - تا حالا گرفتنت؟ - اره صد بار
دیشب خواب آقا رو دیدُم دوباره ...
ـ۱۷۴ کلیک
bidaad.wordpress.com
تاثیر این تعطیلات چند روزه میانه ماه خرداد و برنامه های تلویزیون برای ایام سالگرد فوت خمینی سبب شد که ایشان دیشب و به همراه اصحاب و یارانشان که در آن دنیا به او پیوسته اند، پای به خواب من گذاردند و مانند 13 خرداد 42 که بر منبر رفته بودند. گوش مرا بی غرض و مفت گیر آورده و داد سخن در دهند. البته ناگفته نماند که ایشان ذکر کرد که پیش از آنکه به خواب من بیاید به خواب چندین و چند تن از مسئولین نظام و اُمرای قوم رفته و این نصایح را به آن نیز گفته اند. لهذا ایشان سخنان آقا را به هیچ گرفته اند و ایشان اجبارا درد دل خود را به پیش من آوردند. من که گمان می کردم گفتگوی ما گپ و گفت دوستانه خواهد بود، دیدم خیر ایشان به مانند همان ایام زندگانی بر بالای منبر نشستند و اینجانب نیز در پایین منبر به گوش ماندم.ـــــــــــــــ بسم الله الرحمن الرحيم*مخالفت بنده با اساس نظام است* الان دیگر مانند زمان محمد رضا نیست… گاهي که وقايع انقلاب را از نظر مي گذرانم، اين سؤال برايم پيش مي آيد که اگر ما دنبال اسلام بودیم و در کنارش هم بخشی از پول نفت را می خواستیم. چرا با دستگاه محمد رضا در افتادیم، آن رفتار و جوش و خروش و زنده باد و مرده باد برای چه بود؟ برای اینکه جوان مملکت را به جای محمد رضا ما بکشیم، آقایان من تنم لرزید در گور وقتی دیدم از این بالا که زهرا بنی یعقوب کشته شد. مگر او چه گناهی داشت؟ جوان ها چه تقصير دارند؟ نظرم اين است که آنچه الان پیاده می شود اسلام نیست، این آقایان اسلام را نمی خواهند، نمی خواهند مردم در آسایش باشند. همين فکر در ايران وجود دارد. اينها با بچه هاي شانزده - هفده ساله چه کار دارند؟ آن نوجوان شانزده - هفده ساله ولو مویش مدل دلبخواه من نباشد به اسلام چه کرده است؟ به دولت چه کرده است؟ به دستگاه پلیس چه کرده است؟ لکن اين فکر پيش مي آيد که اينها با آسایش مردم مخالفند، با بچه مخالف نيستند. اينها نمي خواهند که آسایش موجود باشد؛ اينها نمي خواهند صغير و کبير ما موجود باشد.....