لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
داريوش مهرجويی: ما را از نان خوردن انداختند
ـ۱۸۸ کلیک
www.ilna.ir
داريوش مهرجويي در ادامه انتقادهايش به توقيف فيلم سنتوري گفت: جناب وزير عملاً ما را از نان خوردن انداخت و فيلمسازان ما احساس نا امني مي كنند. به گزارش ايلنا وبه نقل از پايگاه اطلاع رساني هيات اسلامي هنرمندان، مهرجويي گفت: والله ما آن قدر گفته ايم كه ديگر خسته شده ايم. هر چه هم بگوييم تكراري است. الان جلوي 105 فيلم را گرفته اند، اين به آن معناست كه لاقل 105 كارگردان ناراضي هستند. چطور ممكن است كسي ناراضي نباشد؟ در مورد فيلم سنتوري، آن را برداشتند قيمه قيمه كردند و سوزاندند؛ آن هم بدون هيچ دليلي، فقط به دليل غرض شخصي. من اينجا نكته اي را يادآوري كنم. براي اينكه فيلمي ساخته شود، اول از همه بايد سه تا فيلمنامه به بخش فرهنگي فارابي بدهيد. بعد سه نسخه از فيلمنامه را هم به وزارت ارشاد بفرستيد. وزارت ارشاد، هيأتي دارد كه مي نشينند و فيلمنامه را مي خوانند. فارابي هم هيأتي دارد كه كارشان همين است. بعد از بالا و پايين كردن هاي متعدد، بالاخره مجوز مي دهند. بعد كه كارگردان شروع به ساخت فيلم كرد، هيأتي مي آيد و مجوز ساخت مي دهد. بعد كه ساخت فيلم تمام شد، هيأتي ديگر اثر را بررسي مي كند و به آن مجوز نمايش مي دهد. بعد فيلم به جشنواره مي رود. در جشنواره هيأت ديگري فيلم را مي بيند، آن را بالا و پايين مي كند و مجوز مي دهد. بعد از آن هيأت داوران فيلم را مي بينند و به آن جايزه مي دهند و... مي خواهم بگويم يك فيلم دو هزار مرحله را طي مي كند تا ساخته شود! اين چه صيغه اي است كه مي گويند فلان فيلم مجوز نداشته يا قابل نمايش نبوده؟! هر فيلمي تمام اين مراحل را طي مي كند تا ساخته شود...
رشید پور و قمیشی و مصاحبه ...! ـــــــــــــ ( محمد علی ابطحی )
ـ۴۳۷ کلیک
www.webneveshteha.com
آقای رضا رشید پور مجری معروف تلویزیون مجله ای منتشر می کند بنام رویش. ظاهرا وضعش هم خوب است که در خیابان ها تابلوهای تبلیغاتی برای مجله اش زده است. در آخرین شماره مجله اش مصاحبه ای با من کرده است که می توانید اینجا آن را بخوانید. در بخشی از مصاحبه که در بعضی روزنامه ها و سایت ها جنحال راه انداخته مربوط به جائی است که از خوانندگی سیاوش قمیشی دفاع کرده ام. دلیلش کارهایی است که وزارت ارشاد می کند. چند نفر خواننده ی محترم در داخل هستند که سعی می کنند کاملا مثل قمیشی بخوانند و همان شعرها و یا مشابهش را تکرار کنند و اجازه ی وزارت ارشاد را هم داشته باشد. پس وقتی تقلید از کسی بلا مانع است، صدای اصلی به چه دلیل نباید بتواند مجوز بگیرد. ضمن اینکه قطعا کسانی که اصل موسیقی را حرام نمی دانند و قائل به موسیقی حلال هستند به دلیل آن که در خوانندگی های قمیشی، موسیقی کاملا تحت الشعاع صدای قمیشی است فتوای به حرمت نباید بدهند. دلیل این همه جنجال را نفهمیدم. البته در ابتدای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد مشاور فرهنگی ایشان از همه ی خوانندگان لس آنجلسی دعوت به بازگشت به ایران کردند ولی من در این نوشته در مورد شعر و صداهایی گفته ام که در ایران تقلید از صداهایش مورد علاقه است و ارشاد هم مجوز می دهد. بی آن که شخصا وی را بشناسم. اینکه نسل جوان فعلی حتی موسیقی و صدای بی اشکال شرعی را هم نتواند قانونی بشنود، قطعا زمینه ای خواهد شد که موارد اشکال دار را هم بشنود. گرچه هیچکدامشان با امکانات ارتباطی سهلی که وجود دارد منتظر اجازه نیستند. حالا البته من در مصاحبه با آقای رشید پور که چند بار اشتباهی تپق زدم و گفتم آقای فرزاد حسنی، از خیلی مسائل حرف زدم. از اینکه من را برای مصاحبه انتخاب کرده است هم ممنونم.
همه بدبختی مملکت از بزها و بززاده هاست! (عکس)
ـ۱۵۹۶ کلیک
i24.tinypic.com
مقاله ای که باعث تعطیلی یک هفته نامه در ۵ سال پیش شد! چند خط را بخونید و ببینید منظور از بز روحانی (آخوند، ملا) است یا فقط سو تفاهمه؟
اگر هم وزارت ارشاد ميخواسته كه اين كتاب چاپ شود شما نبايد آن را چاپ ميكرديد!
ـ۱۶۴ کلیک
www.isna.ir
جلسهي رسيدگي به اتهامات متهمان پروندهي انتشار كتاب «تراژدي دموكراسي در ايران» صبح امروز در شعبهي ١٠٨٣ دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان برگزار شد. به گزارش خبرنگار حقوقي ايسنا، در اين پرونده، عمادالدين باقي كه پيش از اين با اتهام نشر اكاذيب و افترا به سه سال حبس و به عنوان تبليغ عليه نظام به يك سال حبس محكوم شده بود، به عنوان مطلع حضور داشت. همچنين خسرو طالبزاده مديركل وقت كتاب وزارت ارشاد به عنوان مشاركت در افترا و نشر اكاذيب و همايي مدير انتشارات نشر ني به عنوان مباشرت در افترا و نشر اكاذيب، ديگر متهمان اين پرونده هستند. ... همايي، مدير انتشارات نشر ني در جلسهي دادگاه اظهار كرد: كتاب مذكور براي انتشار از وزارت ارشاد، مجوز داشته و پس از مدتي كه مجوز كتاب باطل شده بود، اين كتاب به صورت قاچاقي چاپ شده بود كه پس از آن، من در نامهاي به دادستان در اينباره گزارشي ارايه كردم. حسينيان در اينباره گفت: صرف داشتن مجوز وزارت ارشاد دليل چاپ يك كتاب نميشود. ممكن است در يك كتاب مسايل خلاف شرع، توهين و افترا به اشخاص وجود داشته باشد و حتي ممكن است ارشاد اجازهي انتشار اين مسايل و فحشا و منكرات را هم صادر كند اما شما به عنوان يك شخص فرهنگي بايد اين كتاب را بخوانيد.
واکنش صفارهرندی به موفقیت گلشیفته در هالیوود:ما او را ممنوعالخروج نکردیم اما جلوی این کارهای ضربهزننده را میگیریم!
ـ۲۷۲ کلیک
isna.ir
در نشست خبری امروز،صفار هرندی وزیر ارشاد احمدی نژاد به موضوع های گونانگونی پاسخ گفته که یکی از آن ها بازی گلشیفته فراهانی در فیلم هالیوودی مجموعه ی دروغ هاست.او در پاسخ به حضور گلشيفته فراهاني و شايعهي ممنوعالخروج شدن وي و موضع وزارت ارشاد گفت: من از منشا اين خبر اطلاعي ندارم، اما بايد اعلام كنم كه ما مسوول ممنوعالخروج كردن افراد نيستيم. اما من هم فضايي كه در رسانهها مطرح شد را ديدم و بايد اعلام كنم كه در عرصهي فرهنگ و هنر، هر اتفاقي كه موجب خدشهدار شدن ارزشهاي ما باشد، نبايد اتفاق بيفتند و بايد جلوي كارهاي ضربهزننده به اين عرصه را گرفته شود
ممنوع الخروجی گلشیفته فراهانی و حقوق مدنی و انسانی هنرمندان / محمدعلي ابطحي
ـ۵۸۳ کلیک
www.webneveshteha.com
چندی پیش در جلسه ای با آقای بهزاد فراهانی، هنرمند نامی کشورمان هم صحبت شدم. باهم در رادیو همکار بودیم وهمیشه خیلی به من ابراز لطف می کرد. آنجا خبر داد که گلشیفته، دخترهنرمندش، قرار است در فیلمی در کنار لئوناردودی بازیگر یکی از مشهور ترین پر بیننده ترین فیلمهای سیمای جهان- تایتانیک- در هالیوود در فیلمی با کارگردانی رایدلی اسکات بازی کند.خبر خوبی بود آن روز بهزاد کمی نگران بود و نمی دانست که در ایران چه برخوردی با این مسئله خواهند داشت. من گفتم ... دستور العمل های دولتی برای نحوه ی ریش و مو بازیگران و مواردی از این گونه، خلاف روح قانون اساسی و قوانین انسانی است. دولت و حاکمیت امکانات عمومی هنر کشور را دراختیار دارد که باعث رشد وتشویق هنر شود نه آن که فقط باعث رنجش و دلخوری و یاس هنرمندان شود. این کارها اگر چه خلاف قانون و اخلاق و حقوق انشانی هنرمندان است و نباید بکنند اما گویا می کنند و می شود!. امید وارم که هنر ایرانی با هنرمندان پر استعدادی که دارد، جایگاه خودش را به دست آورد وبی آن که چشمه های جوشان هنر در وجودشان خشک شود از این مرحله گذر کنند..
کریس دی برگ خواننده مشهور ایرلندی در تهران می خواند
ـ۴۱۲ کلیک
www.farsnews.com
مدير كل دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در خصوص زمان برگزاري اين كنسرت اظهار داشت:هنوز از سوي «رجب پور»تاريخ دقيق و مكان اجرا اعلام نشده كه با مشخص شدن اين موارد توسط ايشان،كنسرت برگزار خواهد شد. گروه موسيقي آريان با «كريس دي برگ» آهنگساز و خواننده پرآوازه ايرلندي آهنگي براي صلح ساختهاند و قرار است اين گروه به همراه اين خواننده كنسرتي را در تهران برگزار كنند.
اعتراف مشاور احمدينژاد:اجازهي داوري فيلمهاي توقيفي را ندهید چون از بهترينها هستند،جايزه ميگيرند و آبروی ما میرود!
ـ۱۳۵ کلیک
www.farsnews.com
جواد شمقدري مشاور محمود احمدي نژاد در نامه اي به صفار هرندي خواستار جلوگيري از شركت فيلم های توقيف شده در جشن خانه سينما شد و در ذكر دلايل خود نوشت:«ممكن است اين فيلم ها از سوي داوري خانه سينما به عنوان بهترين فيلم، بهترين كارگرداني، بهترين فيلم نامه، بهترين فيلمبرداري، بهترين صدابرداري، بهترين نقش اول مرد، بهترين نقش اول زن و... برگزيده شوند، آن گاه اين سؤال مطرح مي شود كه معاونت سينمايي به چه استنادي و با چه منطقي فيلمهايي را كه از سوي جمعي از اهالي سينما به عنوان بهترينها معرفي ميشوند، مجوز نمايش نداده و مخاطبان اين فيلم ها را از حق بهره مند شدن از لذت هنري و بصري اين آثار فاخر محروم ساخته است و از سوي ديگر چرا اجازه داده است بخشي از كار هنري و خلاقانه تعدادي از هنرمندان و سينماگران در محاق عدم اخذ مجوز، گرفتار شوند و از سوي ديگر با اين عمل، جمهوري اسلامي و دولت نهم متهم به عدم رعايت حقوق سينماگران و مخاطبين و به زبان خارج نشين ها به عدم آزادي بيان متهم شوند؟!»او در بخش ديگري نوشت:«با چه مجوز و دستورالعمل قانوني، فيلم هايي كه تا به حال شوراي پروانه نمايش از صدور مجوز آن ابا كرده، جازه مي يابند در جشن خانه سينما نمايش داده شوند تا جايي كه ممكن است به عنوان بهترين هاي يك سال سينماي ايران مطرح شوند و اگر اين فيلم ها خطوط قرمز ما را درنورديدند، اين اتفاق چقدر ميتواند عالمانه باشد؟! » وي سپس اذعان كرده كه «معتقدم نظام و مردم و بخصوص جوانان آن قدر از قدرت تشخيص برخوردارند كه اين فيلمهاي توقيف شده نميتواند به آنها لطمه اي وارد آورد.» مشاور احمدي نژاد در نامه خود به وزير ارشاد احمدي نژاد در ادامه به اين شكل از توقيف سنتوري انتقاد مي كند؛« از سوي ديگر بايد تجربههاي گذشته را به داوري نشست. به راستي عدم مجوز نمايش فيلم سنتوري چه تبعات مثبت و ايجابي را به همراه داشت؟ فيلم به مدد پيشرفت هاي ديجيتالي و تكنولوژي، به عدد خانواده هاي ايراني تكثير و مشاهده گرديد، در جشنواره ها و هفته هاي فيلم در خارج از كشور هر روز به نمايش درآمد . اگر قرار بود خط و نشاني براي همه حريم شكنان باشد كه اين امر هم باتوجه به آمار فيلمهايي كه هنوز مجوز نمايش نگرفته اند ظاهراً تأثيري نداشته است.»
شرح شکنجه دکتر فرهاد بهبهانی و دکترحبیب الله داوران در وزارت اطلاعات دوران رفسنجانی
ـ۵۵۵ کلیک
www.bbc.co.uk
در محوطه حیاط زندان آقای 25 [مأمور شکنجه] به من فرمان داد که بر پنجه پا اینطرف و آنطرف بدوم و چون از این کار اظهار عجز کردم، گفت که اگر نکنم با لگد کمرم را خرد خواهد کرد! من، بیچاره وار از این سو به آن سوی حیاط می دویدم و قدمهایم را به دستور او می شمردم. در جریان این کار بند شلوارم پاره شده از پایم می افتاد و او با چند فحش آبدار گفت: کثافت، خودت را بپوشان! بالاخره از حال رفته و در گوشه ای افتادم و او بعد از آنکه با نخی شلوارم را بست، یک لیوان چای و چند حبه قند به من داد»! او می پذیرد. همه چیز را می پذیرد. هنگامی که بی اختیار نام خدا را بر زبان می آورد، شکنجه گر به او می گوید: «تو خدا را می شناسی؟ بگو ای ریگان، ای بوش! و چنان بر گردنم زده تهدیدم کرد که من هم بیچاره وار تکرار می کردم: ای ریگان، ای بوش!دکتر بهبهانیان به هر خواستی تن می دهد و هر بار «تصور می کردم مشکلم بدین ترتیب حل شده است». او اصلا نمی داند از او چه می خواهند. آخر به چه چیز اعتراف کند؟ حتا می خواهد که هر چه می خواهند بنویسند تا او زیرش را امضا کند به شرطی که «کتک و تعزیر» را کنار بگذارند. ولی مگر حکومت اسلامی را می توان بدون «کتک و تعزیر» حفظ کرد؟..............شکنجه گر که او را آقای ۲۵ می نامند آنچنان با اشتياق و جديت به شلاق ( منظور کابل) زدن می پردازد که آدمی از پشتکار او دچار حيرت می شود. آقای ۲۵ سه نوع کابل با شماره بندی ۱، ۲، ۳ دارد. کابل هايی که خود بازجو معترف است که تحملش برای زندانی سخت است.
وزارت ارشاد هم جلوی مراسم شاملو را گرفت و هم خواستار سرکوب کانون نویسندگان شد
ـ۸۷ کلیک
www.bbc.co.uk
محسن پرویز معاون فرهنگی وزارت ارشاد در گفتگو با خبرگزاری رسمی ایران، ایرنا، اعلام کرد نهادی با عنوان "کانون نویسندگان" که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کرده باشد وجود خارجی ندارد.محسن پرویز برخورد با کانون نویسندگان، به عنوان "یک نهاد غیرقانونی" را وظیفه "دستگاه های ذی ربط" دانست و گفت: "جایی که فعالیت فرهنگی و مجوز ندارد، قانون باید با آن برخورد کند."
فعالیت خبرنگاران ایرانی بیبیسی مصداق اقدام علیه منافع ملی است
ـ۱۵۴ کلیک
www.kargozaaran.com
معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در اطلاعیهای رسمی، خبرنگاران تلویزیون فارسیزبان بیبیسی را كه هنوز كار خود را آغاز نكرده، «افرادی معلومالحال» نامید و فعالیت خبرنگارانی را كه در دو سال اخیر برای كار در این تلویزیون جذب شدهاند، «مصداق بارز اقدام علیه منافع ملی یك كشور» خواند.
«تیراژ کتاب در ایران اسفانگیز است»
ـ۵۲ کلیک
radiozamaaneh.com
گفت و گو با فرزانه طاهری - بخش2 - یادم است که کانون نویسندگان که یک جایی گرفت در سال 57 در خیابان سزاوار، روبروی دانشگاه، گلشیری، آنجا هم جلسات داستان خوانی راه انداخت که من بخشی از هنوز نوارهایش رادارم. یعنی یک روزهایی در هفته، داستان نویسها – الان نوار داریم که نسیم خاکسار داستانش را خوانده، شهرنوش پارسی پور خوانده، حسام خوانده – یعنی میآمدند مینشستند، داستان میخواندند و راجع به داستان همدیگر صحبت میکردند. خب وقتی که به دفتر کانون حمله کردند و تعطیل شد، این جلسات منتقل شد به خانه ما و به جلسههای پنجشنبهها معروف شد و سالها هم ادامه داشت. آنجا هم کماکان حالت کلاس نداشت. هرکسی کار خود را میخواند. میخواند و دیگران راجع به آن صحبت میکردند. حالا اینکه نظرات را دخالت بدهد یا ندهد با خود نویسنده بود. ولی من هیچ وقت ندیدم که مساله این باشد که گلشیری مراد یا پیر مجلس است و حکم کند که مثلا تو داستان را اینطوری بنویس یا چرا اینطوری ننوشتی. اگر هم پیشنهاد میداد - که معمولا هم یادم است که آخر از همه صحبت میکرد، یعنی همه نظراتشان را میدادند، برای اینکه جهت بحث را یک موقع تغییر ندهد یا تعیین نکند - توی همان سیستمی که نویسنده داستانش را نوشته بود به او پیشنهاد میداد. این را من فکر کنم کسانی مثل مندنی پور و اینها خیلی دقیق توضیح دادند از تجربههایشان با گلشیری و نوع واکنشش به داستان. معمولا درخودِ همان قرار نویسنده با خوانندهاش سرِ آن داستان صحبت میکرد. این چیزی است که ما هم در جایزه گلشیری سعی میکنیم که ادامه بدهیم. یعنی اینکه هرگز بازتولید خودش نبود، این کلاسها یا کارگاهها. ممکن بود که بحثهای تئوریکی بشود، با هم کتاب هم بخوانند و یا مثلا یک چیزهایی را که بهتر میدانست، برای آنها توضیح بدهد ولی وقتی پای خود داستانِ طرف به میان میآمد، داستان او بود که مطرح بود و نه اینکه اگر گلشیری بود این را چطوری مینوشت.
انتقاد تند داریوش مهرجویی از سیاستهای وزارت ارشاد
ـ۱۷۳ کلیک
www.etemaad.com
جمله «آنچه در گذشته بوده اشتباه بوده» بهترين توصيف از سياستي است که اين روزها به شکل افراطي در وزارت ارشاد اعمال مي شود اما ظاهراً کسي به عواقب آن نمي انديشد... اين روزها که ماجراهاي «اين نباشد و آن نباشد» به تابلوي اصلي جشنواره فيلم فجر بدل شده، علامت سوال ذهن من مدام بزرگ تر مي شود... در سه سال اخير مواضع و سياست هاي هنري وزارت ارشاد هم نامعقول بوده و هم متناقض... چه اتفاقي افتاده است که يکباره هر آنچه مربوط به چهار سال قبل و سياستگذاران قبلي وزارت ارشاد بوده اشتباه تلقي مي شود. انگار اين حذف ها قرار است اشاره به اين باشد که سياست گذاران فرهنگي دوره قبل هر چه کرده اند اشتباه و خطا بوده و راه درست را ما به شما ابلاغ مي کنيم. حالا بگذريم از اينکه تعاريف و قاعده هاي اين راه صحيح هم مشخص نيست يا مشخص است و اعلام نمي شود و ما فقط در جريان نتيجه قرار مي گيريم... بدون آنکه مشخص شود اين حقانيت را از کجا آورده اند که به اين شکل نتيجه سياست هاي خود را اعلام مي کنند که «هر آنچه در گذشته بوده بر خطا بوده»؛... اين يعني سياست «نبودن بهتر از بودن است»... سوال اينجا است ؛آقايان اين چه سياستي است؟ اين روزها آثار بهترين فيلمسازان ما جايي در بازار فرهنگي داخلي ندارد. فيلم هاي جعفر پناهي، بهمن قبادي، ابوالفضل جليلي و... در جشنواره هاي خارجي عرضه مي شوند و به عنوان نمايندگان فرهنگ و هنر ايران شناخته مي شوند، اما اين هنرمندان در ايران فقط با مخالفت ها دست و پنجه نرم مي کنند... چه کسي و با چه توجيهي علمدار اين سياست است؟ اين سياست ها از کجا نشات مي گيرد... به خودم مي آيم و مي بينم پر از سوالم. پرم از علامت سوال هايي که مدام بزرگتر مي شوند. پس بگذاريد اينها سوال هاي من باشد از مسوولان فرهنگي.
در کمال خونسردی... وزیر ارشاد احمدینژاد همزمان با توقیف 9 نشریه «بهار فرهنگي انقلاب» را اعلام کرد!
ـ۱۳۷ کلیک
www.ershad.ir
در روزی که 9 نشریه توقیف شدند،وزیر ارشاد دولت نهم گفته است:«سال 87 بهار انقلاب فرهنگی را شاهد هستیم»گویا دستاورد فرهنگی انقلاب،ارتباط مستقیمی با توقیف مستمر نشریات دارد!
حمله شدید بهروز افخمی به سیاست های فرهنگی احمدی نژاد:ممیزی سینمای ایران توجیهی ندارد
ـ۲۵۲ کلیک
uk.youtube.com
خلاصه ای از حرف هایش: ممیزی سینمای ایران توجیهی نداردنمی توان جلوی تبادل فرهنگی را گرفت. چون هیچ معنایی ندارد. / مجری: چون نمی تونی ببندی باید رهاش کنی؟ / افخمی: بله دیگه ! هیچ راهی نداره / واقعا به رها کردن اعتقاد داری؟ / افخمی: بله .البته خود مردم عکس العمل طبیعی نشان می دهند. مردم از طریق ندیدن برخی فیلم ها و درجه بندی فیلم عکس العمل نشان می دهند. اگر هم ممیزی هست مورد توافق خود فیلم سازهاست برای حفاظت از سرمایه. اگر اینجا تهیه کننده ها آزاد باشد آنها کاری تولید می کنند که با مردم ارتباط برقرار کند. دولت غیر از توزیع ثروت باید اوقات فراغت را مدیریت کند و حیثیت حاکمیت از این لحاظ شکل می گیرد که چقدر می تواند اوقات فراغت مردم را مدیریت کند. ما با سیاست های دو سه سال اخیر و سیاست سانسوری که وضع خیالی را در نظر می گیرد کنترل اوقات فراغت مردم را در عصه سینما از دست داده ایم. سینمای ایران دیگر حضوری در اوقات فراغت مردم ندارد. اگر سیاست وزارت ارشاد به کل مدیریت فرهنگی کشور تسری پیدا می کرد حاکمیت جمهوری اسلامی در عرصه فرهنگی از بین می رفت. اگر تلویزیون هم همانطور اداره می شد و قرار بود برنامه ها بر طبق خیال ها و ایده آل های چند نفر شکل بگیرد در این صورت حاکمیت حکومت اسلامی از لحاظ فرهنگی ضربه بزرگی می خورد. / ادامه اش را هم ببینید که مجری تلاش مضحکی می کند برای دفاع از دولت و افخمی جواب هایی می دهد که مجری را کاملا له می کند! در نهایت افخمی از ایجاد تلویزیون خصوصی در ایران حمایت می کند.
فرهنگ خمیرکردنی نیست!(محمدعلي ابطحي)
ـ۱۲۵ کلیک
webneveshteha.com
یکی از دوستان نویسندهام که در وزارت ارشاد فعلی هم رفت و آمدی دارد، میگفت بعضی کتابهای حتی علمی و خوب هم که منتشر میشود و با سیاست فعلی ناسازگار است دستور خمیر کردن آن کتابها را صادر میکنند. این دوست ما به کارمندان قدیمی ارشاد گفته بود: قدیمها، در زمان شاهان که یک مرتبه غضب میکردند و دستور کشتن خواهر و برادر و نزدیکانشان را صادر میکردند، آدمهای عاقلی بودند که به جای کشتن این افراد آنها را در یک روستایی، جائی نگهداری میکردند، چند سال بعد که سیاست عوض میشد و همان شاه از کارش ابراز پشیمانی میکرد، آن فرد را پیش شاه میآوردند و کلی هم همه خوشحال میشدند که زنده مانده است. حالا هم به خمیرکنندگان توصیه کردهبود که همان روش را در پیش بگیرند. مملکت به اندیشه نیاز دارد. البته سینماگران این شانس را دارند که به هر حال یک کپی میتوانند از اثر خود نگهدارند ولی اهالی سینما هم به دیوان عدالت اداری از وزارت فخیمه ارشاد شکایت بردهاند که فیلمها را – با آنکه مجوز ساخت دادهاند _ به آرشیو میفرستد و اجازه اکران نمیدهد و سرمایهگذار انگشت به دهان میماند که این چه حکومتی است که در داخل یک وزارتخانهاش این نوع ملوک الطوایفی است و البته چیزی که از بین میرود، سرمایههایی است که در هنر به کار گرفته میشود. اهالی عرصه فرهنگ و هنر روزهای سختی را میگذرانند که اگر کسی به داد آن نرسد، ضربهی سختی به پیکر فرهنگ و هنر کشور پر تاریخ و تمدن ایران وارد میشود. متأسفانه دستگاهی که باید حامی آنها باشد مدعی آنان است.