لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
عرق
ـ۲۵۸ کلیک
fourtyeight.blogfa.com
گاهی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن؟!
‹افسانه آفرینش› : نمایشنامه ای از صادق هدایت
ـ۲۲۷ کلیک
www.4shared.com
از جمله آثار سانسور شده صادق هدایت. شخصیت های نمایشنامه : خالق اف، جبرييل پاشا، ميكاييل افندي، ملا عزراييل و بابا آدم و ننه حوا و...
روايت « لو لا علي (ع) لهلک عمر » در چه منابعي آمده است؟
ـ۱۲۰ کلیک
www.safaydel.blogfa.com
ين عبارت که از زبان خليفه دوم عمر بن خطاب ، در جريانهاي مختلفي و بارها از زبان وي نسبت به حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام صادر شده است كه ما ابتدا اسناد آن از كتب شيعه نقل كرده و سپس جريانات را از منابع معتبر اهل سنت نقل مي كنيم كه براي اهل سنت نيز قابل اعتماد باشد . منابع شيعه كافي ، كليني ، ج 7 ، ص 424، تهذيب الاحكام ، شيخ طوسي ، ج 6 ، ص 606، ج 10 ، ص50، من لايحضره الفقيه ، شيخ صدوق ، ج 4 ، ص 36 ، اختصاص ، شيخ مفيد ، ص 111 و 149 مناقب آل ابي طالب ، ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 311 ، المسترشد ، طبري شيعي ، ص 548 و 583 ، شرح الاخبار ، قاضي نعمان ، ج 2 ، ص 319 ، مدينه المعاجز ، علامه بحراني ، ج 2 ، ص 460 و ج 5 ، ص 71، الشافي في الامامة ، سيد مرتضي ، ج 1 ، ص 203، ج 3 ، ص 130 ، منهاج الكرامة ، علامه حلي ، ص 18، الطرائف ، سيد ابن طاووس ، ص 255 و 516. منابع اهل سنت : تاويل مختلف الحديث ، ابن قتيبه ، ص 152، مواقف ، ايجي ، ج 3 ، ص 627 و 636، شرح مقاصد ، تفتازاني ، ج 2 ، ص 294 ، تفسير روح المعاني ، فخررازي ، ج 21 ، ص 22،شرح نهج البلاغه ، ابن ابي الحديد ، ج 1 ، ص 18و ج 12 ، ص 179، تمهيد الاوائل ، باقلاني ، ص 476 ، مناقب علي ابن ابيطالب ، ابن مردويه اصفهاني ، ص 88، ينابيع المودة ، قندوزي حنفي ، ج 1 ، ص 216و ج 2 ، ص 172و ج 3 ، ص 147 ، تاويل مختلف الحديث ، ابن قتيبه، ج 1 ، ص 162، تمهيد الاوائل في تلخيص الدلائل ، باقلاني ، ج 1 ، ص 476 و 547 ، الحاوي الکبير ، ماوردي شافعي ، ج 12 ، ص 115 و ج 13 ، ص 213 ، تفسير سمعاني ، ج 5 ، ص 154 ، المفصل في صنعه الاعراب ، زمخشري ، ج 1 ، ص 432 ، العواصم من القواصم ، ابوبکر بن عربي ، ج 1 ، ص 203 ، حاشيه الرملي ، رملي ، ج 4 ص 39 ، الجد الحثيث ، سعودي غزي عامري ، ج 1 ، ص 186، بريقه محموديه ، محمد بن محمد خادمي ، ج 2 ص 108، منع الجليل ، محمد عليش ، ج 9 ، ص 648، دستور العلماء ، قاضي عبدالنبي نکري، ج 1 ، ص 80.
برخی دانشمندان سنی که شیعه شدند
ـ۱۳۹ کلیک
www.iran20.ir
تعدادى ازعلما و نخبه گان اهل سنت توانستند زنجیرهاى خود را شكسته واز موانع خفقان تبلیغاتى عبور كنند وخود را به علوم ومعارف مذهب تشیع به عنوان مذهبى با تاریخ ، معارف وفرهنگ خاص خود رسانند وبا مطالعه آن ابرهاى تیره گمراهى از آسمان حقیقت كنار رفته با مشاهده حقانیت تشیع به این مذهب گرویدند و فریاد حق سر داده وخود را پیرو و مبلغ مكتب اهل بیت (ع ) اعلام كنند. این جریان شامل هزاران روشنفكر ونویسنده قدیم ومعاصرمى شود كه مجال ذكر اسامى همه آنها نیست و تنها به چند نمونه از میان آنان اكتفا مى كنیم : ...
پسر قرضاوی ادعای "شیعه نشدن" خود را رد کرد
ـ۱۱۱ کلیک
www.fetrat.com
در پی طرح ادعای شیعه نشدن پسر مفتی اهل سنت جهان از سوی دستیار وی، عبدالرحمن یوسف، پسر شیخ قرضاوی این ادعا را تکذیب و تأکید کرد، مواضع وی تنها از سوی خودش یا دفترش اعلام میشود و ادعاهای هر منبع دیگری درباره مسائل شخصی وی، عاری از صحت و اعتبار است.
کافکا در زبان فارسی؛ آشنای ناشناخته؟ دویچه وله
ـ۲۴ کلیک
www.dw-world.de
به مناسبت 125 سالگی کافکا: فرانتس کافکا تقریبا همان زمان که شهرتاش تازه در اروپا گسترش مییافت به فارسیزبانان معرفی شد. این کار را عمدتا صادق هدایت انجام داد که بسیاری در تفکر و زندگیاش شباهتهایی با نویسندهی آلمانیزبان چک یافتهاند. به رغم این آشنایی زودهنگام، ترجمهی اغلب آثار کافکا از زبان اصلی صورت نگرفته. همین واقعیت بسیاری از منتقدان را به تردید وامیدارد که شناخت ما از کافکا در تناسب با این آشنایی قدیمی باشد. هنگامی که ترجمهی صادق هدایت از داستانی زیر عنوان «جلو قانون» در مجلهی سخن منتشر شد، نویسندهاش، فرانتس کافکا، اگر زنده بود شصت ساله میشد. اکنون شصت و پنج سال از آن روزها میگذرد و تقریبا تمام آثار این نویسندهی آلمانیزبان به فارسی ترجمه و منتشر شده است. ترجمهی نخستین اثار کافکا به وسیلهی هدایت و دوستش حسن قائمیان انجام شد که اواخر دههی سی خورشیدی آنها را در دو کتاب «گروه محکومین» و «مسخ» منتشر کردند. کتاب نخست با مقدمهای زیر عنوان پیام کافکا انتشار یافت که صادق هدایت در آن با بهرهگیری از نوشتههای کافکاشناسان اروپایی این نویسندهی چکتبار را به فارسیزبانان معرفی میکند.شهرت کافکا و نثر به ظاهر سادهاش میتواند از دلایل توجه مترجمان به آثارش باشد. شاید وجود نوشتههای کوتاه او در کتابهای آموزش زبان المانی، نیز در وسوسهی نوآموزان این زبان بیتاثیر نبوده باشد. به جز مترجمانی که آثارشان به صورت کتاب در ایران منتشر شده، صدها ترجمه از آثار کافکا در نشریههای داخل و خارج نیز به چاپ رسیده و با گسترش سایتها و مجلههای اینترنتی حتما بسیار بیشتر نیز شدهاند.
ره یافتگان از مسیحیت به تشیع
ـ۱۱۰ کلیک
valaye-ali.blogfa.com
پرفسور هانرى كربن...استاد علی الشیخ...شهید ادواردو آنیلی...فلورز...آنتونيو دو ژزو...دکتر شمسالدين واسيلينوف ...دکتر سباستيان بک...استفان پيبر ...خوليو سزار مارتين ...
بررسي پرونده خودکشي هدايت
ـ۲۴ کلیک
www.dibache.com
در سال 1349 که در پاريس بودم، خانواده صادق هدايت به درخواست من، اجازهنامهاي محضري برايم فرستاد تا با آن بتوانم پروندههاي صادق هدايت را که در سفارتخانههاي ايران در پاريس و بروکسل ودادگستري و شهرباني آن دو شهر نگهداري ميشود، براي مطالعه و عکسبرداري به امانت بگيرم. در سفارت ايران در بروکسل پروندة صادق هدايت را پيدا نکردند(؟) در سفارت ايران در پاريس پروندة صادق هدايت با اوراقي درهم وبرهم و با کمي و کاستي به دست آمد.1 پروندة هدايت در دادگستري پاريس نيز چند برگ کم داشت. اينک به بررسي اين پروندهها ميپردازيم:
كتابهايى نوشته شده توسط علماي سني كه به مذهب شيعه روي آورده اند
ـ۱۹ کلیک
ya-zahra.blogsky.com
راهى به سوى حقیقت( مناظره)، اهل سنت واقعی اثری از تیجانی تونسی، آنگاه هدایت شدم اثری از تیجانی تونسی، و....
هدايت از زبان اخوان ثالث
ـ۷۴ کلیک
www.radiozamaneh.org
. . . ساز کوک «ترک» داشت. نواختن گرفتم. نخست کرشمۀ درآمدی ملایم و بعد و بعد همچنان تا بیشتر گوشهها و فراز و فرودها. پنجه گرم شده بود، که ساز خوش بود و راه دلکش و جوان بودیم و شراب ما را نیک دریافته، حالتی رفت که مپرس. و «صادق» را دیدم که سر میجنباند و گفتی به زمزمه چیزی میخواند. چون چندی برآمد، برخاست. ساغر منش پر کرده به دستی و بهدست دیگر نقل، پیش آمد و بهمن داد. نوشیدم شادی او را. ساعر تهی از من بستد و گفت: «افشاری» و بهجای خویش بازگشت و بنشست...
من آقام و دوست دارم
ـ۱۶ کلیک
www.afsharnik.blogfa.com
ول كن بابا آقات اگه با حال باشه بي ختم و سال مي مونه و گرنه زور زدن الكيه.
نامهاي خيالي از زبان صادق هدايت به عيّار - ايمايان
ـ۵ کلیک
imayan.blogsky.com
یا حق. مالک دوزخ پیغام آورد که آخرین عیّار از قبیلهی منقرض ایماگران به مردهی این حقیر هم رحم نکرده و گویا یکی دو نامه از زبان ما سرقدم رفته است. باری، جای شما خالی اینجا نه آتشی هست و نه مار غاشیهای. گفتند از آنجا که قرار است عذاب بشوی و برای تو بدترین عذاب، زندگی میان رجّالههای تهران ِآن زمان است، برایت تهرانی میسازیم حوالی سالهای بیست و چهار و بیست و پنج که تاریخش جلو هم نمیرود و تو تا ابد محکومی که عصرها به کافه فردوس بروی و شبها به ماسکوت و مست کنی و غرق دود و دم وmerde ، کابوس ببینی...
چرا صادق هدايت خودكشي كرد ؟
ـ۹ کلیک
takhtejamshid.wordpress.com
چه سوزهاست نهانی درون پیرهنم صادق هدایت زیر بار بسیاری ازکیفیات آفرینش نمی رفت و از پروردگار در باطن سوال هایی داشت که به قول خودش به جانش افتاده بود و بلاجوابی آفرینش را در وجودش تلخ ترمی ساختند .دایت می پرسید تو به چه حقی مرا آفریدی ؟ به چه عذری بدون رضای من مرا به دنیا آوردی ؟ چرا به سوال هایم جواب نمی دهی ؟ من از تو می پرسم اصلاً جهان را چرا آفریدی ؟ تو جواب می دهی برای اینکه مرا ستایش وعبادت کنید : خلقناکم لتعبودن . اما تو خود به صراحت درحق خود گفته ای که غنی عن العالمین هستی و ازستایش و عبادت روزه و نماز چون ما مخلوقی و هر مخلوق دیگری مستغنی و بی نیازهستی پس چرا مرا و ما را آفریدی ؟ من خوب میدانم که حرفم به گوش ات نمی رسد و این نیز خود مایه ی درد و روزگار تلخ و تاریک من است .
چهل لينك (۳۵) - گمراهي وهدايت از آن كيست؟
ـ۶ کلیک
noorani4.blogfa.com
آيا هدايت و گمراهى از جانب خداوند است؟ هدايت در لغت به معنى دلالت و راهنمايى همراه با لطف و دقت است... «وَلكِنْ يُضِّلُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدى مَنْ يَشاءُ» يعنى اوست كه هر كس را بخواهد هدايت و يا گمراه مى سازد. و از اين بالاتر اينكه در بعضى موارد خداوند صريحاً هدايت را از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)نفى كرده و به خود نسبت مى دهد چنانچه در آيه 56 سوره قصص مى خوانيم: «اِنَّكَ لا تَهْدى مَنْ اَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللهَ يَهْدى مَنْ يَشاءُ» يعنى اى پيامبر تو هركس را دوست داشته باشى نمى توانى هدايت كنى ولى خداوند هركس را بخواهد هدايت مى كند. در قرآن كسانى كه مشمول هدايت الهى قرار نمى گيرند عبارتند از: كافر، فاسق، ظالم، دروغگو و اسراف كننده. نتيجه اينكه تا از سوى بندگان توبه و بازگشتى نباشد، تا پيرو فرمان او نباشند، تا جهاد و تلاش و كوشى صورت نگيرد و تا گامهاى نخستين را در مسير حق برندارند، لطف الهى شامل حال آنان نمى شود و دست آنان را نگرفته، آنها را به سر منزل مقصود نمى رساند. آيا شامل شدن هدايت نسبت به كسانى كه داراى اين اوصافند بى حساب است و يا اينكه دليل بر جبرى بودن هدايت محسوب مى شود؟ بعضى معتقدند، هدايت و گمراهى كه از ناحيه خداست جبرى است. ملاحظه مى كنيد آيات قرآن در اين زمينه بسيار روشن و گويا است و كسانى كه نتوانسته يا نخواسته اند جمع بندى صحيحى از آيات هدايت و ضلالت كنند گرفتار چنين اشتباه خطرناكى شده اند، و چون نديدند حقيقت، ره افسانه زدند...
نامهاي از تِرِز به هدايت
ـ۱۵ کلیک
www.dibache.com
ترز همدم صميمي هدايت در رنس، در زمان تحصيل هدايت در پاريس بوده است
چهل لينك (۳۶) - اجر پيامبر(ص) ، راهي بسوي پروردگار
ـ۴ کلیک
www.aviny.com
از آنجا كه در آيات گذشته سخن از اصرار بت پرستان بر پرستش بتهايى بودكه مطلقا سود و زيانى ندارند, در اين آيه اشاره به وظيفه پيامبر(ص ) در برابر اين متعصبان لجوج كرده , مى گويد: ((ما تو را جز به عنوان بشارت دهنده و انذار كننده نفرستاديم )) (وما ارسلناك الا مبشرا ونذيرا). اگر آنها دعوت تو را نپذيرفتند ايرادى بر تو نيست , تو وظيفه خود را كه بشارت و انذار است انجام دادى . ايـن سـخـن هـم وظـيفه پيامبر را مشخص مى كند و هم تسلى خاطرى براى اواست , و هم نوعى تهديد و بى اعتنايى به اين گروه گمراه مى باشد. (آيـه )ـسـپـس بـه پـيامبر(ص ) دستور مى دهد كه به آنها ((بگو: من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى طلبم )) (قل ما اسـلكم عليه من اجر). بعد اضافه مى كند: ((مگر كسى كه بخواهد راهى به سوى پروردگارش برگزيند)) اين پاداش من است (الا من شا ان يتخذ الى ربه سبيلا ). يـعـنـى تـنها اجر و پاداش من هدايت شماست , آن هم از روى اراده و اختيار نه اكراه واجبار, و اين تـعـبير نهايت لطف و محبت پيامبر(ص ) را نسبت به پيروانش روشن مى سازد, چرا كه مزد خود را سعادت و خوشبختى آنان مى شمرد. (آيـه )ـاين آيه تكيه گاه اصلى پيامبر را روشن مى سازد, مى فرمايد: ((وتوكل بر خداوندى كن كه زنده است و هرگز نمى ميرد)) (وتوكل على الحى الذى لا يموت ). بـا داشتن اين تكيه گاه و پناهگاه نه نيازى به اجر و پاداش آنها دارى , و نه وحشتى از ضرر و زيان و توطئه آنان . ...(آيـه )ـاز آنجا كه در آيات پيشين سخن از عظمت و قدرت خدا بود و هم وسعت رحمت او در اين آيـه مى افزايد: ((و هنگامى كه به آنها گفته شود براى خداوند رحمان (كه سراسر وجود شما غرق رحـمـت اوسـت ) سـجـده كـنـيد آنها (ازروى كبر و غرور, و يا از سر استهزا) مى گويند: رحمان چيست ))؟ (واذا قيل لهم اسجدوا للرحمن قالوا وما الرحمن ) ما اصلا ((رحمان )) را نمى شناسيم . ((آيا ما براى چيزى سجده كنيم كه تو به ما دستور مى دهيد))؟! (انسجد لماتامرنا). ما زير بار هيچ كس نمى رويم و تابع فرمان اين و آن نخواهيم شد!. ((اين سخن را مى گويند ((و بر نفرت و دوريشان از خدا افزوده مى شود))(وزادهم نفورا).