لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
توضیحات «مهدی جامی» دربارهی دلایل جداییش از مدیریت «رادیو زمانه»
ـ۷۲۲ کلیک
sibestaan.malakut.org
طبیعی است که متاسف باشم از آنچه اتفاق افتاده است. هرگز فکر نمی کردم به این زودی ها از زمانه جدا شوم. برای خودم یک زمان 5 ساله قائل شده بودم. زندگی ام به 5 ساله ها تقسیم شده است. این بار قرار این بود که این دوره کوتاهتر شود. به اجبار. انتخاب من نبود. از کانادا که برگشتم با طرحی نو آمده بودم تا زمانه را در کانادا پایه گذاری کنم. هیات نظارت زمانه بدون اینکه این طرح را باز کند یک هفته بعد بدون حضور من تصمیم گرفت که ساختار زمانه را دگرگون کند. پیام آن از همان روز اول روشن بود...... {وبلاگ سیبستان-مهدی جامی}
مهدی جامی در تعلیق - گزارش معصومه ناصری از تغییرات در مدیریت رادیو زمانه
ـ۲۷۵ کلیک
zamaaneh.com
در روزهای گذشته در وبلاگ زمانه مهدی جامی از تغییرات ساختاری پیش روی رسانههای فارسی زبان خارج از کشور نوشته بود و من هم در یادداشتی از دردسرهای کار در زمانه گفته بودم. آن دو یادداشت پیش درآمد تغییر و تحولاتی بود که در حال وقوع بود و ما در زمانه علاقهمند بودیم در شرایطی روبروی مخاطبانمان بنشینیم و گپ بزنیم که از این پیچ سخت به سلامتی گذشته باشیم و اگر حرف تلخی هست حکایت گذشته باشد، نه امروز؛ اما از آن پیچ نگذشتیم. آنچه که امشب و در این فرصت میتوانم بنویسم و به مخاطبان زمانه گزارش بدهم ایناست که هیات مدیره زمانه مهدی جامی را در پی اختلاف نظرهایی در حوزه مدیریت زمانه از مدیریت این رسانه کنار گذاشته اند. هیات مدیره زمانه در جلسه امروز هشتم آبان خود با مهدی جامی و پس از مذاکرات دو هفته گذشته با همکاران رادیو، و در پی اختلاف نظر در مورد تغییر ساختار و به تفاهم نرسیدن بر سر فرم پیشنهادی طرفین، در همین جلسه و همین امروز، تصمیم گرفت مدیریت مهدی جامی را بر رادیو زمانه به حالت تعلیق درآورد.
جامی زمانه ساخت اما زمانه با او نساخت
ـ۲۳۹ کلیک
www.aavang.ir
نامهای از طرف مینو صابری به« مهدی جامی و معصومه ناصری » عنوان ایمیل « لطفا" بگین ایوالله » جناب جامی عزیز، معصومه نازنین مژده!مژده! اولین گفتوگوی رادیویی استادعبدالوهاب شهیدی طی هفتاد سال کار هنری ایشان قراراست از رادیو زمانه پخش شود! بالاخره بعد از چندین ماه تلاش توانستم استاد را متقاعد کنم و امروز این کار انجام شد. حالا بفرمایین ببینم، جایزه ام چیه؟:)... پاسخ مهدی جامی و معصومه ناصری....
وبلاگ ملکوت: «مهدی جامی» از رادیو زمانه استعفا کرد
ـ۱۰۷ کلیک
blog.malakut.ir
مهدی ایمیلی فرستاده است که ديگر به طور حرفهای با زمانه نيست – يعنی استعفا کرده است. تنها چيزی که به ذهنام رسيد اين بود که مهدی در زمانهی تازه نمیگنجد ديگر. مهدی ميدانی بزرگتر میطلبد و عرصهای گستردهتر. ظاهراً زمانه برای او تنگ است. گويا بالفعل و به طور عينی اکنون زمانه بر تنِ مهدی آب رفته است؛ گويی زمانه را شُستهاند و زمانه آب رفته است. وردِ هميشگیام را باز تکرار میکنم: «شايد که چون وابينی خير تو در اين باشد». حرف زياد است برای گفتن و نوشتن. اما آن زمانه – زمانهای که «سيب» داشت – زمانهای بود که با نام و فکر و نظريهپردازی مهدی جامی همراه بود. زمانه اگر خوب بود و اگر بد، زمانهای بود که مهدی آفريده بود. آينده را نمیتوان پيشبينی کرد، اما آن زمانهای که میشد زمانهی مطلوب و محبوب و آرمانی باشد، با وجود و حضور مهدی میتوانست باشد. کس ديگری در قد و قامت فکری و عملی او نيست. من به همين مختصر ختم میکنم. خیلی حرفها میشود گفت. باشد برای بعدترها.
زبان فارسی عقیم نیست؛ ذهنیت استادان زبان فارسی باید تغییر کند - مهدی جامی (سيبستان)
ـ۱۱۶ کلیک
sibestaan.malakut.org
استاد باطنی خود می گوید از افعانستان و تاجیکستان چیزی نمی داند اما روا می بنید که حکم کند آن طرفها خبری نیست! خب اگر این وضع استاد باشد وضع دانشجویان خود ناگفته پیداست که به هر نادیده و نادانسته ای حکم دهند. زبان فارسی ایشان هم محدود است به همین زبان تهران. پیداست که استاد زبانشناس ما عمدتا گرفتار دستورزبان هستند و نه لهجه های ایرانی را می شناسند و به حساب می گیرند و نه زبانهای تاجیکی و دری و بدخشی را به چیزی می انگارند. و گرنه حکم نمی دادند که بله فلان مصوت «از فارسی بیرون رفته است». کدام فارسی؟ کسی که تا سمنان نرفته باشد یا با فارسی هرات سر و کار نداشته باشد و اگر سفری به سمرقند نکرده با اهل آن دیار دیدار نکرده باشد چطور می تواند از «فارسی» به طور عام حرف بزند؟ یاد کتابهای سبک شناسی استاد بزرگ بهار و تاریخ زبان استاد بی همتا خانلری می افتم که با وجود همه بزرگی شان چون از ایران فراتر نرفته بودند فکر می کردند بسیاری از خصوصیات متون قدیم در همان قرنهای 5 و 6 مرده است. نمی دانستند که آنسوی مرز، زبان فارسی هنوز بسیاری از همان خصلت ها را حفظ کرده است. این دید ایران محوری استادان قدیم و تهران محوری استادان دوره اخیر بزرگترین مغالطه ها را ایجاد کرده است و ضررش از همه ضررهایی که با تغییر خط بتواند رفع شود بیشتر است. {نقد «مهدی جامی» بر مقالهء دکتر «باطنی» در سایت بیبیسی دربارهء زبان فارسی و مشکلات و مسایل پیرامون آن}
رادیو زمانه با یک مدیر خارجی دیگر قابل اعتماد نیست!
ـ۱۴۷ کلیک
smto.ir
ماجراهای اخیر زمانه و زمانه ای ها به من ربطی نداشت. مانند یک کسی که تنها در دنیای مجازی وبسایتشان را می خواند، به تحولات زمانه و به نوشته های برخی از کسانی که دوستان مجازی ام هستند دقت می کردم. قصد نوشتن هم نداشتم تا این بیانیه به اصطلاح هیات مدیره زمانه را خواندم. خواندم که به جای مهدی جامی فردی غیر ایرانی را مدیر زمانه کرده اند. علاقمند شدم به عنوان یک نفر خارج از آن فضا چیزهایی بنویسم. کسی که در ایران نشسته، دنیای مجازی را رصد می کند و برایش خط قرمزهایی نیز وجود دارد!
این هلندیهای بیناموس ( ملا حسنی )
ـ۶۳۳ کلیک
mollah.blogspot.com
من دیگه از این هلندیها خیلی بدم میاد. مرده شور قیافه هرچی هلندی رو ببره. همهشون از دم پدر سوخته و عوضی هستند. اصلا ما از اول آبمان با این هلندیها توی یک جوب نمیرفت و نمیرود. اینها با ما خصومت تاریخی دارند. یادتونه زمان شاه عباس صفوی به ما حمله کردند ٬ بندرعباس و جزیره قشم را تصرف کردند؟ البته میگن آنها پرتغالی بودند ولی واقعیت نداره. همش زیر سر هلندیها بود. هلندیها به پرتغالیها پول داده بودند و گفته بودند شما بروید جلو٬ حمله کنید٬ ما هوایتان را داریم......
پاسخ مهدی جامی به ابراهیم نبوی درباره مشکلات اخیر رادیو زمانه
ـ۲۷۴ کلیک
sibestaan.malakut.org
ابراهیم نبوی متنی نوشته است شگفت انگیز به نام زمانه را زمین نزنید. به قول آن مثل ایرانی با چنین دوستان چه حاجت به دشمن. او می نویسد برکناری از زمانه نتیجه طبیعی مدیریت آقای جامی در رادیو است و به نظرش «بخش وسیعی از مشکلات رادیو ناشی از رفتارهای نادرست اوست». به نظرم نبوی قدرتی باورنکردنی در تغییر موضع دارد. هر طور که رفتار و گفتار او را توجیه کنم باز برایم دشوار است بفهمم کسی که هفته پیش متن دیگری با همین عنوان (زمانه را زمین نزنید) نوشته بود و استدلالهایی درست بر عکس در آن مطرح کرده بود و به بورد تاخته بود - که البته گویا فرستاد نشد- چطور یکباره به این متن می رسد. نبوی از جانب «همه اکثریت بچه های زمانه» هم حرف می زند و آنها را قربانی آدمی به نام مهدی جامی می شمارد. خب این هم نوعی دفاع از موکل است که قربانی واقعی را جانی و متجاوز جلوه دهیم. نبوی از یک طرف می گوید اعضای ایرانی بورد در هشت ماه گذشته مدافع جامی بوده اند و از طرف دیگر می گوید مهدی اختلافات با بورد را یک سال است از بچه های زمانه مخفی کرده است. قاعدتا یکی از دو گزاره اندک تصحیحی لازم دارد. این هلندی ها هم که ایشان می گوید اصرار داشته اند ایشان برود چرا یکبار مهدی را استیضاح نکرده اند و اینقدر چراغ خاموش آمدند؟ از چه باک داشتند و منتظر چه فرصتی بودند که به همان شیوه ایرانی «نهان روشی» متوسل شدند؟ برادر بزرگوار ما می فرماید مهدی اصرار داشت همه کارها را خودش انجام دهد. خب بخشی از این همه کارها جزو طبیعی کار مدیر است که باید همه کارها را زیر نظر داشته باشد. اما اینکه بخواهد کسی همه چیز را خودش انجام دهد به نظرم باید اینطور بازنویسی شود که چون زمانه سازمان کوچکی است که افراد در آن معمولا چندپیشه اند مدیرش هم مستثنا نیست و باید کلی کار مختلف انجام دهد. اما اینکه نمی توانست کارها را پیش ببرد البته چیزی نیست که نبوی بتواند ازآن باخبر بوده باشد. صرف ادعا ست. نبوی در پایان آینه ای در مقابل خود می گذارد و مدعی می شود که من سعی کرده ام از حسن نیت همکاران برای ماندن خود بهره برداری کنم. این را به همکاران ام وا می گذارم تا پاسخ دهند. و برای نبوی قلب سالم و دل صاف و بی غش آرزو می کنم.
چگونه کامنتی را ادیت نکنیم؟ (مهدی جامی)
ـ۱۲۴ کلیک
sibestaan.malakut.org
هزار جور دلیل هست برای ادیت کردن کامنتهای رسیده. یکی ناسزا می گوید یکی اتهام می زند یکی غلط املایی دارد یکی در محل کامنت مقاله منتشر می کند و الخ. ... اما جاایی هم هست که نباید کامنتی را ادیت کرد. نمونه اش کامنت زیر است:...حسین درخشان نه تنها به این اصل پایبند نیست که حتی دست به جعل زده است و از خود چیزی ساخته و به من بسته است. برای من جالب است که کسی که فحاشی مردم را به خود منتشر می کند تا مثلا آزادمنشی خود را به رخ بکشد تذکر حقوقی مرا ادیت می کند. او نگران است که روشهای غیراخلاقی اش با نقد حقوقی و اخلاقی همان اندک تاثیری را هم که ممکن است در بعضی اذهان داشته باشد از دست بدهد...آقای درخشان آزاد است جعل کند اما کسی نباید به او تذکر بدهد که جعل او صرفا یک دروغگویی فرومایه نیست بلکه زیرپا نهادن اصول اخلاق حرفه ای است که از یک دروغ ساده بمراتب خطرناک تر است؟ بزرگترین آفت دروغ از بین بردن و سست کردن اعتماد بین افراد است. اما اولین قربانی دروغ خود دروغ باف است. زیرا دیگر کسی به او اعتماد نخواهد کرد....
دوستان عزیز! زمانه را زمین نزنید-ابراهیم نبوی
ـ۳۰۱ کلیک
www.doomdam.com
زمانه در مرحله حساسی است. توجه به برخی نکات را برای قضاوت بهتر ضروری می دانم: اول: برکناری مهدی از زمانه کودتای یک ستاد کودتا یا یک گروه علیه رادیو نیست، بلکه نتیجه طبیعی مدیریت آقای جامی در رادیو است. آقای جامی در رادیو با شیوه ای نادرست در مدیریت و برنامه ریزی و سیاست گزاری عمل کرده و بخش وسیعی از مشکلات رادیو ناشی از رفتارهای نادرست اوست. دوم: برخلاف آنچه تاکنون گفته شده است، مخالفت بورد با مهدی هیچ ربطی به محتوای زمانه که حاصل کار بچه های زمانه است، ندارد. بلکه ناشی از شیوه اداره زمانه است که تقریبا همه اکثریت بچه های زمانه قربانی این شیوه مدیریت در دوسال گذشته بوده اند. گفته شده است که اعضای ایرانی بورد قصد دارند زمانه را به دست بگیرند،......... از سوی دیگر هلندی ها با ادامه کار محتوایی مهدی( ادیتوریال) مشکل نداشتند، بلکه با ادامه کار او در حوزه اداری و مالی مشکل داشتند....... پس از اعلام برکناری آقای جامی کسانی از دوستان برای ایشان نامه های احساسی نوشتند که تا یک هفته قبل به هیچ وجه حاضر به تحمل او نبودند. دوست عزیزی که می گوید مهدی بمان همان است که دو ماه قبل در ایتالیا نزدیک بود وسط یک کنفرانس مهدی را کتک بزند. و آن یکی دوست بزرگواری که حمایت جدی خود را از مهدی اعلام کرده است، دو ماه قبل می گفت، من غلط کردم مهدی را برای فلان رادیوی اروپایی معرفی کردم. اکنون بازی به قسمت پایان عزاداری ایرانی رسیده است، خودمان را کتک می زنیم و چنان خودمان را برای طرف جر می دهیم انگار نه انگار تا هفته قبل چشم نداشتیم او را ببینیم. از دوستان و همکاران زمانه تمنا می کنم احساساتی نشوند و احساساتی را که به آن باور ندارند، بروز ندهند تا مهدی هم دچار توهم نشود که یک لشگر بزرگ همراهانش هستند و فردای این واقعه یک باره ببیند، تمام این ماجرا توهمی از سر احساساتی شدن بود.............
شیوهنامه گاردین در مدیریت کامنتها
ـ۴۸ کلیک
radiozamaaneh.com
رادیو زمانه: - نوشتههایی که توهینآمیز یا تهدیدآمیز باشند را حذف خواهیم کرد. ما این حق را برای خودمان محفوظ خواهیم داشت که گفتوگوهایی را که به حد جنگ و جدلهایی بر اساس تندرویهای حزبی یا تعميمهای بیپایه فروکاسته میشوند، حذف کنیم و یا جهت این چنین بحثهایی را تغییر دهیم. ما نمیخواهیم مردم بحث درباره موضوعات مورد علاقهشان را متوقف کنند اما از کاربران میخواهیم که راهی پیدا کنند تا نظرهاشان را بدون اینکه تقرقهانداز، تهدیدگر یا زهرآگین باشند مطرح کنند. ما نژادپرستی، توهین و تبعیض جنسیتی (سکسیسم)، هوموفوبیا، و دیگر شکلهای نفرت پراکنی را تحمل نمیکنیم (يا هر محتوای ديگری را که بشود چنین تعبيری از آن کرد). ما بین «نقد یک حکومت خاص، سازمان، جامعه، یا عقیده» و «حمله بر اساس نژاد، مذهب، جنسیت، یا گرايش جنسی افراد» تفاوت قایل هستیم
ایران جمهوری اسلامی نیست
ـ۹۷ کلیک
radiozamaneh.biz
ایران احمدی نژاد نیست. حالا صریحتر و عمومی تر می گویم که ایران جمهوری اسلامی نیست. از آغاز انقلاب شاهد فاصله گرفتن گروههای انبوه مردم از حکومت بوده ایم. اکنون وقتی به صحنه پرتکاپوی حیات اجتماعی ایران می نگریم از تعدد و تکثر نویسندگان و مترجمان و هنرمندان و استادان و دانشجویان و روشنفکران و اصحاب فرهنگ و هنر و ادب و رسانه و پژوهش حیرت می کنیم. ایران کثرت فوق العاده ای دارد. با همه مشکلاتی که هست رنگارنگی فرهنگ و تکاپوی اجتماعی بارز است. مردم زندگی خود را می کنند و هیج توجهی به ایدئولوژی دولت و حاکمیت ندارند. این که حاکمیت ایران نماینده اقلیت است و در میان گروههای پرتکاپو جای چندانی ندارد نکته بسیار بسیار مهمی است.
مادر، دور است - مهدی جامی
ـ۸۰ کلیک
sibestaan.malakut.org
مادر شیرین است. مهر او بی دریغ است. نفوذ کلام اش از ورای مرزها و آب و کوه و خشکی بی رقیب است. می گویم می آیید؟ بیماری و بیمارداری اجازه نمی دهد. دوست دارم اروپا را وقتی می آید به او نشان بدهم. با قطار سفر کنیم. مثل کودکی کنجکاو تماشا خواهد کرد. من دوست داشتن سفر را از او به ارث برده ام. اما هر قدر هم سفر خوب باشد و جهان زیبا خانه خودش را به جهانی ترجیح می دهد. من هم. می گویم حالا که نمی شود شما بیایید پس استخاره ای کنید من بیایم. می گوید نه. اوضاع خراب است. مردم از گرانی عصبانی اند. طوری حرف می زند که فکر می کنم همین روزها باید شورش به پا شود. هر وقت گفته ام می آیم گفته است نه. آنجا که هستی خیال ام راحت تر است تا اینجا بیایی.... نیمه شب بود که زنگ زد. تمام روز فکر کرده این که زنگ می زند، مهدی است. زنگ هم زده بودم. انگار با مریخ تماس گرفته باشی. صداهای عجیب و پارازیت و انگار آخرالزمان شده باشد در آن طرف. وصل نمی شد. آخر تکنولوژی است ایران. و «کشوری که شهروندان نامطلوب اش هر ده سال یک بار می توانند مادرشان را ببینند.» مثل اینکه ملاقات داده باشند. در خارج زندانی ابد شده ایم....
در غربت: یکنفر دیشب مُرد - مهدی جامی
ـ۲۴۹ کلیک
sibestaan.malakut.org
سرتیپ مردی بود یلی. آزاداندیش و لامذهب. ولی گرم و جوانمرد. عاشق مادر شده بود. مادر تازه سی ساله شده بود. و نمی دانست با این پنج بچه ای که در دامن بزرگ می کند چگونه مساله را در میان بگذارد. من به سرتیپ گفتم باکی نیست. یادم هست در ماشین جیپ نشسته بودیم و دو نفری حرف می زدیم. من خودم عاشق بودم و حرف اش را می فهمیدم. سرتیپ می دانست که من خاطرخواه ملوک ام. بدجور. هر چه مهربانی داشت دریغ نمی کرد. رفیق بودیم . حرمت هم را داشتیم. او همه آن چیزی بود که یک پدر سنتی در رابطه با بچه ها می توانست به سقف آن برسد. همیشه خانواده ملوک خانه ما دعوت بودند تا من و یار دیدار تازه کنیم. به هر بهانه ای ما خانه انها بودیم.... //... در راه که می آمدم فارغ از جار و جنجال های این روزها آرام برای خودم فکر می کردم. یاد شعر سپهری افتادم. یک نفر دیشب مرد و هنوز نان گندم خوب است. درست است اما نانی که خیس شده است از اشکی که نمی دانی چرا رهایت نمی کند. چرا راه وطن اینقدر دور است؟
نوروز ِ امید - مهدی جامی (سیبستان)
ـ۳۰ کلیک
sibestaan.malakut.org
ایرانی بدون نوروز یعنی چه؟ امسال ما سعی کردیم اگر خودمان نوروز نداریم برای ایرانیان هلند و دیگر کشورها نوروز باشیم. رفقا هم سنگ تمام گذاشتند. یک آگهی هم دادیم به همه ترامواهای آمستردام تا نوروز را تبریک بگوییم به همه ایرانی ها و فارسی زبانها و کردهای این شهر. تا سهم کوچکی ادا کنیم در نگاه به این نیاز که آدم دوست دارد فرهنگ اش دیده شود. تا خودش دیده شده باشد. همه غربی ها سال نو چینی را می شناسند. اما از سال نوی ایرانی بی خبرند. خودمان باید دست به کار شویم. مثل همین کاری که ایرانی ها در نیویورک شروع کرده اند: جشن خیابانی راه انداختن برای نوروز با شرکت تاجیکان و ملل دیگر. دلم می خواست ایران بودم. ولی می دانم که خیلی از ایرانی ها در نوروز بی نشاط ایران از کشور می گریزند. می روند دوبی و مالزی و کجا و کجا. من البته به نشاط فامیل توجه دارم که می خواهم آنجا باشم ولی می دانم که نشاط اجتماعی برای نوروز نیست. امسال زمان تحویل سال تلویزیون ایران که در اتاق خبر باز بود همان ساز و دهل معمول نوروز را هم پخش نکرد. و عده ای که در حرم امام رضا نشان می داد داشتند می گریستند! انگار پای کهنه ترین نارون روی زمین آدم فقه بخواند. گرفتار زاهدان عبوس و محتسبان ریاکار شده ایم. ذوق زندگی را کشته اند. لقلق زبانی دارند که می گوید نوروز روز اول جهان است. اما باور ندارند. این بی باوری است که نشاط کش است. در میان خبرها عکسهای خاوران را می بینم. و مادران و برادران و پدران و خواهرانی که بر سر گور کشتگان بی دلیل، سبزه نهاده اند. مادران دانشجویانی که در کنار زندان بیتوته کرده اند و سبزه خود را بیرون زندان نهاده اند. به بوی فرزندان شان. گرفتن نوروز از ایران ناممکن است. آب در هاون می کوبند. تا سبزه و سبزی بهار و شکوفه هست این عید بزرگ و جاودانه هم هست. مگر ابر و باد و بهار را هم بروبند. نمی توانند. هنوز خدایی هست. و دل مادرهامان. داغهایی که دیده اند. دوری هایی که کشیده اند. آنکه به کشتن نوروز برخاسته است و نشاط مردم این سرزمین بی نشاطی و خاموشی و فسردگی نصیب اش باد. نوروز نمی میرد. هنوز باران هست و شکوفه و باغهای پر وسوسه. باشد که خداوند سرزمین ما را از دروغ و دورویی دور بدارد.
يک ۴ ديواری به وسعتِ جهان!
ـ۶۹ کلیک
blog.malakut.ir
مانی ب يادداشت تازهای نوشته و تا توانسته مرا در آن نواخته است! چه خوب! آدم در اين جور مواقع است که متوجه کاستیهای کارش میشود و حتی در همين جور مواضع است که میفهمد آنچه گفته يا نوشته است چقدر نزديک به واقعيت بوده است. مدتی پيش مطلبی نوشته بودم با عنوان «در باب ریشخندگری». مخاطب خاص اين نوشته ايشان نبود (اگر او میدانست چه کسانی، يا چه کسان ديگری، هم مخاطب اين نوشته بودهاند، کمی در نوشتناش آرامتر میشد. شايد البته!). مدتهای درازی است به این موضوع فکر کردهام و ماجراهای زمانه، و از جمله طعنههای نيشدار او، مرا بر آن داشت يادداشتی بنويسم. البته ضمير مرجعاش را خوب پيدا میکند!
«زمانه» ي بدون «جامي» را نميخواهيم! + عکس
ـ۴۰۱ کلیک
negarak.sbg.ir
مهدي جامي از زمانه رفت ... به همين سادگي و به همين كوتاهي! اما مهدي جامي ميتواند از زمانه نرود، اگر من و تو نخواهيم. اگر همين امروز براي زمانهاي ها بنويسيم كه ما زمانه را با جامي شناختهايم و با جامي ميخواهيم. اگر وبلاگستان فارسي نشان دهد كه در بزنگاههاي حياتي، ميتواند همدلي و همراهي خود را با يك هموطن انديشمند و فرزانه، چون صاحب سيبستان نشان دهد. به قول مينو صابري عزيز: «جامي زمانه ساخت، اما زمانه با او نساخت!» بياييد كاري كنيم تا زمانه نيز با او بسازد.