لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
احمدی نژاد پس از خروج از بیت رهبری: ايشان تصور ميكند من رئيسجمهور او هستم، من رئيسجمهور امام زمان(عج) ميباشم
ـ۲۵۵۴ کلیک
www.roozna.com
نمايندهاي از شوراي اسلامي، نقل ميكرد روزي در ملاقات رئيسجمهور با مقام معظم رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: <كساني كه با ايشان در تماس هستند، گفتهاند> و پس از خروج از دفتر رهبري، اظهار كرده است: <ايشان تصور ميكند من رئيسجمهور او هستم، من رئيسجمهور امام زمان(عج) ميباشم>. شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيسجمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجادهاي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف ميآورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت ولي عصر(عج) است
امروز در پارک ملت مشهد چه خبر بود ؟ / تلخ نوشته ها
ـ۱۴۶۶ کلیک
shatot.wordpress.com
میدونستم که ساعت پنج قرار هست یک تجمع اعتراض امیز در پارک ملت برگزار بشه ! ساعت چهار راه افتادم و یک دوری حومه پارک ملت زدم ببینم اوضاع از چه قراره … هر چه که به چشم میخورد نیروهای انتظامی بود که دور پارک ملت رو به محاصره در اورده بودن ! داخل خیابونهای فرعی اتوبوس های مملو از نیرو پارک شده بود ! ساعت پنج نیروها قبل از اینکه شعار ها شروع بشه شروع به بازداشت کردند ! ماشین ها پر میشد از بازداشت شده ها و راه می افتاد … تجمع کم کم شکل گرفت و شلوغ شد …نیروهای لباس شخصی همه جا پر بودند و هر کس رو که میگرفتند کتک میزدند ! یه لباس شخصی بود این پفیوز فک کنم بوکسور بود … چنان هر کس رو که میگرفتن زیر مشت و لگد میگرفت که انگار دشمن خونیشه ! تجمع مردمی که شکل گرفت و شلوغ شد یکدفعه نیروهایی با جلیقه سبز حمله کردند و بلافاصله نیروهای لباس پلنگی که مسلح به اسلحه هایی بودن که تا حالا ندیدم بودم ! اسلحه ها تقریبا شبیه سیمینوف بود اما با لوله هایی بزرگتر و جلیقه های ضد گلوله و سپر که به تجمع حمله کردند ! یه عده از نیرو ها هم لباس سرتاسر نارنجی پوشیده بودن که در نگاه اول فکر کردم رفتگر هستند ولی فهمیدم نیروهای ویژه هستن ! چیزی که برام جالب بود نیروهایی بودند که لباس هاس فرم سر تاسر مشکی پوشیده و کلاه های کش باف مشکی به سر مجهز به کلت کمری و کارد با دستکش های چرمی بی انگشت و قیافه های سوخته و البته ورزیده ! ایندفعه بر عکس دفعه قبل نیروها قبل از اینکه تظاهرات شروع بشه وارد عمل شدند و میتونم بگم اکثرا شانسی میگرفتن و از روی قیافه ها بازداشت میکردن ! اخرین نیروی که وارد عمل شد نیروهای موتور سوار دو پشته بود که با لباس پلنگی و جلیقه های ضد گلوله وارد عمل شدند … رژه رفتن و پا زدن های هماهنگ نیروهای ویژه فضایی پلیسی و وحشت اور ایجاد کرده بود … ! جوانی رو گرفته بودند و داشتند میزدند و میبردند که مادرش رسید و دست پسرش را کشید که یکی از این مامورها با باتوم زد روی دست مادرش و پسر رو بردن ! نیروهای زن چند نفری به زنان حمله میکردند و یک نفر اونها رو که میگرفتن نیروهای لباس شخصی دست هاشون رو به هم دور اونها حلقه میکردند و به طرف ماشین نیروی انتظامی میبردند تا مردم برای ازادی اون زن نتونن کاری بکنن ! یک پیر مرد رو گرفتن و نمیدونم چی دیده بودن ازش که خیلی بهش سخت گرفتن و بازجویی بدنی ک...
تله گذاری به سبک صداوسیما و ذوق زدگی نیروی انتظامی !
ـ۸۷۱ کلیک
shatot.wordpress.com
امروز تکه ای از فیلم دوربین مخفی صدا و سیما که با همکاری نیروی انتظامی تهیه شده بود رو دیدم ... یه خانوم تنها رو بعنوان طعمه در شب کنار خیابون گذاشته بودن و ماشین ها جلوی پای ایشون یا جلوتر ترمز میکردن و این خانوم به طرف ماشین میرفت و میگفت امرتون ! راننده میگفت تشریف بیارین برسونمتون ...خانومه میگفت : چرا میخوای منو برسونی ؟... این ماشینا مسافر کش جدیدن ؟ فقط میخوای برسونی ؟ همین ... بعدش چی ؟ اها حتما بعدش میخوای شماره بدی یا شماره بگیری اره ؟ کو ارم تاکسیتون ؟ ... شیشه رو بکشید پایین لطفا ! اونوخ چند قدم جلوتر جلوی ماشین رو میگرفتن و راننده رو به اخیه میکشیدن که چرا مزاحم ناموس مردم شدی ؟ چرا جلوی پاش ترمز کردی ؟ مگه تو مسافرکشی ؟ اخه بابا جون گوشت رو گذاشتین دم دهن گربه خودتون کمین کردین یه گوشه ؟ اونم گوشتی که خودش میره طرف گربه و میگه شیشه رو بکش پایین و کل کل میکنه و تو دهن راننده میده که بعدش میخوای با من چیکار کنی ؟ میخوای شماره بدی ؟ فلان کنی ! بعدم به این میگین مزاحمت برا ناموس مردم و فاتحانه جلوی راننده رو میگیرین و سین جیم میکنین ؟ چرا جیگر نمیکنین اون دوربین مخفی هایی که نیروی انتظامی برای نوامیس مردم مزاحمت ایجاد میکرد رو تو صدا و سیما بذارین ؟ چرا جیگر نمیکنین فیلم اون مامور انتظامی که لگد میزد به دختر مردم رو بذارین تو تلویزیون ؟ چرا حسنی تا چهار کلوم گفت : نیروی انتظامی در مواجهه با مردم ادبیات خوبی نداره رفت جایی که عرب نی انداخت ؟ اقا یه سوزن به خودتون بزنین یه جوالدوز به مردم !
پاسخ علی کردان به ملت شریف ایران
ـ۳۰۷۶ کلیک
i37.tinypic.com
لحظاتی پیش پس از نشستن علی کردان بر کرسی وزارت، به تمام ملت شریف و حقیقت جوی ایران پاسخ داد و پیام خود را برای کسانی که در جهت اثبات صحت یا جعلی بودن مدرکش تلاش کرده بودند، ارسال کرد.
ابتدا "بند تنبان" مدیران جمهوری اسلامی را سفت کنید،بعد به جان جوانان مملکت بیافتید(ساسان آقایی)
ـ۶۱۲ کلیک
bavar.persianblog.ir
بوی تعفن و کثافت،بوی "مرداب هزار سال ساکن" را میدهد "بند تنبان" آقایان.این بو انگار دیگر شده جزیی از ذات سیستم حاکم و هر جا را هم که نگاه میکنی،آسمان به همین سیاهیست؛در بهارستانش،در دانشگاهش و در رکن امنیتش.در همین روزها که به جان جوانان افتادهاند برای نیم بند انگشت روسری عقبتر و چهارلاخ موی فشن و دیگر جایی برای تفتیش حوزهی شخصی مردم باقی نگذاشتهاند،در "اتاق خواب-کار"های مدیران ارزشی و انقلابی و ولایی هیچ پردهای باقی نمی ماند...عصبانیت آدم اما اینجا دیگر بدل به نفرت میشود که به اسم «امنیت اجتماعی»،اسلام و دین و صدها زهرمار دیگر هر روز طرحی نو در میاندازند و به خیابانها میریزند به جای آن که به لانههای "عفاف و فساد" آنچنانی هم سری بزنند.اگر مسوول این طرحها اندازهی یک انسان اولیهی هم "شعور" داشت،تا به امروز دیگر باید میفهمید که امنیت روانی و اجتماعی ایران را پوشش زنان و مردان ایرانی بر هم نمیزند،آنچه اجتماع را نگران میکند،این کثافتکاریهایی است که مشتی فاسد در پناه قدرت انجام میدهند.امنیت اجتماعی ممکلت را نه جوانان که از قضا آن نسل بیجنبهای به بازی گرفته که اختیار شکم و زیرشکمش را ندارد و تا در جایی به قدرت میرسد،میخواهد انتقام "شهوت فرو خوردهی دوران جوانی" را از نسل امروز ایران بگیرد...آنقدر درگیر جدال روزمره با "نسل ما" شدهاید که آقایان به دور از چشم قانون و متولی قانون و پاسدار قانون برای "هر گهی خوردن"،آزاد و لاقیدند.باری؛فساد آرایش زنان ایرانی و شکل موی مردانش نیست،کمی بو بکشید،بوی تهوعآور آن را در جای دیگری استشمام می کنید؛جایی نه خیلی دور که در همان نزدیکیهای خودتان...باید تاسف خورد،حتا بالاتر از تاسف دل سوزاند به حال این «پاسدار ارزشها» که رگ غیرتش با دیدن چند تار مو باد میکند اما روشن نیست که چرا چشمانش همیشه بر روی انزال بکارت دختران ایرانی در اتاقهای کار-خواب مدیران حکومتی بسته است!!؟...(متن کامل خواندنی است)
بودجه شهر تهران چرا در لبنان باید مصرف شود؟ ..... ( محمد علی ابطحی )
ـ۳۸۱ کلیک
www.webneveshteha.com
چند روزی بود که تلویزیون المنار حزب الله لبنان تصاویری از دیدار آقای چمران و معاونان شهردار تهران از لبنان رانشان می داد که نقشه های بازسازی بیروت را نشان می داد. پیرو این دیدارها خبر اختصاص 3 میلیاردتومانی شهرداری تهران به بازسازی لبنان انتشار یافت. طبیعتا این رقم کارستانی در امر بازسازی لبنان نیست ولی منتخبان مردم تهران که برای خدمت به مردم انتخاب شده اند به چه دلیلی میتوانند از بودجه ی عوازض مردم تهران به بازسازی لبنان کمک نمایند. دولت درچارچوب سیاست های کلان که کمک فراوانی به بازسازی لبنان کرده است ولی شهرداری تهران که از مردم تهران برای شهر تهران پول می گیرد واین همه گرفتاری شهری، فقر ونابسامانی اجتماعی در همین تهران هست، چه مجوز شرعی برای پرداخت پول به بازسازی لبنان دارد؟ امروز با یکی از اعضای اصلاح طلب شورای شهر تهران صحبت می کردم. در شورای شهر هم گفته شده که امر بازسازی لبنان که در اثر جنایات اسرائیل تخریب شده است، کار خوبی است ولی چرا از جیب مردم شهر تهران و از محل عوارض پرداخت شده ی مردم تهران؟. اما علیرغم رای ندادن اکثریت اصلاح طلبان، با دو فوریت تقاضا شده تصویب شده است.این در حالی است که خود شهردار تهران آمار عجیبی از فقرداده است. اگر این روش می خواهد ادامه یابد خوبست روی برگه عوارض مردم تهران نوشته شود که این پول فقط برای شهر تهران نیست ودر بازسازی سایر نقاط ذنیا هم می تواند استفاده شود تا لا اقل پول حلالی به سازسازی لبنان اختصاص یابد. یادم آمد که در محاکمه ی آقای کرباسچی یکی از مواردی که مطرح شده بود خرید یک دستگاه تایپ یا کامپیوتر برای مدرسه ای در گرگان بود که نمی بایست در خارج تهران مصرف شود
اقا جان ما خیلی هامون مستحقیم...! / تلخ نوشته ها
ـ۵۵۱ کلیک
shatot2.wordpress.com
اینروزا هر گوشه شهر رو که میبینی صندوق هایی گذاشتن برای جمع اوری کمکهای مردمی و دونفر هم متصدی داره که مگس میپرونن! یه ظرف شیشه ای گذاشتن و چند تا اسکناس مچاله هم توی اون اما دریغ از کمک مردم! اسمش رو هم گذاشتن جشن عاطفه ها اما بیشتر به مرگ عاطفه ها شبیهه تا جشن عاطفه ها...اقا جان ما خیلی هامون مستحقیم از کی کمک میخواین شما؟ چند روز دیگه هم باز خیابونها پر میشه از صندوق های فطریه و کفاره...اقا این مردم وضعشون خوب نیست! دارن با سیلی صورتشون رو سرخ نگه میدارن... اگه این مسئولین شهامت داشته باشن و خط فقر رو اعلام کنن اونوخ فطریه و کفاره به خودمون حلال میشه که! اهای همه اونایی که برای یک شیر ۲۵۰ تومنی التماس میکنید... همه اونایی که برای اجاره خونه لنگ میزنید... همه اونایی که نمیتونید در سال یه هفته زن و بچه رو ببرید مسافرت بگردونید شماها همتون فقیر هستید ...منم فقیر هستم! ببخشید اینجوری گفتم اما دلم پره ... نفسمون بند اومد از اینکه صب تا شب میدویم تا خرجمون به برجمون برسه! اونوخ اون اقا میگه ما فقیر نداریم...این اسمش قناعته! لعنت به اون قناعتی که باید از دهن زن و بچه ات بزنی! شماهایی که اون بالا هستین از فقر هیچی نمیفهمین! باید سر ماه سیصد هزار تومن بهتون بدن بگن تا اخر ماه زندگیتو راه ببر ... اونوخ ببینم چه غلطی میکنین! هر روز میگیم دریغ از دیروز ...دریغ از دیروز! اونوخ به همین راحتی اعلام میکنن ۳۵ میلیارد دلار گم شده! ای وای برما ....وای!
نه شما مجلس ما هستید نه ما امت شما ...! ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۳۱۶ کلیک
shatot.wordpress.com
باز دوباره مجلسی دیگر با یک عالمه روحانی و غیر روحانی و چند خانم محجبه ! دوباره مجلسی دیگر و فراموش شدن مردم و فراموشکار شدن نماینده ها ! روز از نو و روزی از نو ! البته روز برای ما و روزی برای نماینده ها ! سفره هایمان خالیست ! نگاه هایمان کم فروغ ! جوان هایمان سوخته و ناامید ! فرزندانمان پر از میل خواستن ! گلویمان پر زبغض ! چشمانمان پر زاشک ! دستانمان خالی ! صدای خنده هایمان گم شده در وادی برهوت ! عید برای ما عزا شده بجای شادی و سرور ! حسرت لباسهای نو و اسکناسهای تا نشده مانده بر دل فرزندانمان ...! حسرت شیرینی ... میوه و اجیل که یادمان رفته عطرو طعمشان را ! اه نداریم که سودای ناله کنیم ! شنیده ایم اولویت مجلس هشتم رسیدگی به وضع اقتصادی و معیشتی مردم است ! تنمان لرزید ! تو را به جان حضرت عباس رسیدگی نکنید ! هر چه را خواستید درست کنید خرابتر شد ! نه شیر شتر خواستیم نه دیدار عرب ! بگذارید به درد خودمان بمیریم ! نیشتر نزنید به زخم کهنه ! شما سفره هایتان را رنگارنگ کنید ! فرزندانتان را به خارج بفرستید ! کوخ هایتان را کاخ کنید ! حساب های بانکیتان را پر کنید ...! مستانه قهقهه بزنید بر مسند قدرت و لذت ببرید ! دعواهای سیاسی و جناحی کنید ! هر غلطی دوست دارید با هم بکنید اما ترا بجان عزیز ترین کسانتان با ما کاری نداشته باشید ...! نه شما مجلس ما هستید نه ما امت شما ! ما را به خیر شما امیدی نیست ...! .... شر مرسانید !
اقا جون اگه بلد نیستی حرف نزن لطفا ... خموش ! / تلخ نوشته ها
ـ۳۱۰ کلیک
shatot.wordpress.com
گاهی وقتا دلم میخواد یه چاقو بردارم بزنم تو شکم خودم اما حیف که دل و جراتش رو ندارم ! وقتی میبینم توی این مملکت هیچ کس و هیچ چیز سر جای خودش نیست فقط حرص میخورم ! اما وقتی میبینم اونی که سر جای خودش نیست هی اظهار فضل میکنه و میخواد بگه اره مام میفهمیم میخوام خودم رو تیکه تیکه کنم ! اخه اقا جون اگه بلد نیستی حرف نزن لطفا ... هنوز یادمون نرفته راجع به تیم پرسپولیس اون افاضاتی که فرمودین : مردم ما اول انقلاب میگفتن استقلال ؛ پیروزی ؛ جمهوری اسلامی ! اقا تو که از فوتبال هیچی سرت نمیشه فرق کرنر رو با افساید نمیدونی بیخود میکنی میای میخوای حرفه ای نظر بدی ! اخ که دلم میخواد گوش اونی که به تو گفت پدر ورزش ایران چنون بپیچونم که دیگه هوس نکنه نمد مالی کنه ! اقا جون نامجو مطلق خیلی وقته که فوتبال بازی کردن رو گذاشته کنار اونوخ تو میگی نامجو مطلق تو بازی ایران و امارات خوب استپ سینه نکرد ! یا یه جای دیگه فرمودین فوتبال در کشور ما دیمی است ! اخه این چه جور حرف زدن رییس سازمان تربیت بدنیه ؟ مگه فوتبال هندونه اس که دیمی باشه ؟ اقا تو داری از فوتبال حرف میزنی اونوخ از ابیاری علمی و سد و اینچیزا میگی ! بعد پارو فراتر میذاری و عملا سطح شعور مردم رو تا سطح شعور خودت پایین میاری و میگی مردمی که فوتبال نگاه میکنند براشون مهم نیست که با دیدن بازی لذت ببرند و تنها برای موفقیت دعا میکنند و خیلی هاشون اصلا نمیدونند کدوم تیم ایرانه و کدوم عربستان ! کافر همه را به کیش خود پندارد ! شما خودت که حتی نمیدونی اسم بازیکن ها چیه فکر کردی مردم هم در همون درجه فهم و شعور هستند ! اقا هر کی که مهندس بود که نمیتونه همه جا و همه چی رو مدیریت کنه که ! مگه هر کی رانندگی بلده میتونه هم موتور برونه ؛ هم ماشین ؛ هم تریلی ؛ هم هواپیما ! تخصص میخواد اقاجان ....تخصص ! حالا یکی نیست بگه اگه دردم یکی بودی چه بودی ... اگر غم همی یکی بودی چه بودی !
پس چرا وزیر اطلاعات تغییر نمی کند؟ ( محمد علی ابطحی )
ـ۴۰۸ کلیک
www.webneveshteha.com
آقای احمدی نژاد این خصوصیت را دارد که به راحتی وزیر و معاون و مشاور عوض می کند. پارسال ایشان اعلام کرد که افرادی در کشور با بازی کردن با بانک ها ووام بانکی عامل گران شدن زمین ومسکن شدند. دستوراتی هم از پشت تلویزیون برای شناسائی آنان به وزارت اطلاعات دستوراتی داد. از نتایج این دستور خبری نشد و قیمت زمین و مسکن سرسام آورنر از آن چه متصور بود بالا رفت. دیروز نیز در قم باز هم همین مطلب را تکرار کرد. وزارت اطلاعات که در دستگیری دانشجویان، بعضی از اقلیت های قومی، جنبش زنان، مرتبطین با خارج، و موارد بسیار دیگری نشان داده است که اگر ر موردی برخورد را تشخیص دهد بی رودربایستی اقدام می کندو بر قضایا مسلط است ، اگر واقعا حرف رئیس جمهور را درست می داند که عده ای مسئول گران شدن مسکن که تمام جامعه با آن درگیر هستند، می باشد چرا از این قدرت خود در طول این یک سال برای نابود کردن این باند که سرنوشت اقتصاد کشور را زیر و رو کرده اند استفاده نکرده است؟ اگر واقعا چنین است اولین وزیری که حتما می بایست تغییر کند، وزیر اطلاعات بوده است. احتمالا کارشناسان وزارت اطلاعات و اقتصاد دانان کشور به رئیس جمهور گفته اند که ریشه ی گرانی مسکن در لرزان بودن سایر بخشهای اقتصادی است که حتی تا کنون شایعه ی تغییر وزیر اطلاعات هم مطرح نشده است . در یکسال اول که همه ی مشکلات از قبلی ها بود. حالا هم که به اعتراف خود آقای رئیس جمهور منصوبان خود ایشان عامل گرانی ها بوده اند، کاش آدرس عوضی نمی دادند تا لا اقل کمی از بار سنگین کرانی ها و به خصوص در زمینه ی مسکن در آینده تخفیف یابد.
مگن نفت نود دلار رفته .... لامصبا پس کو سهم مو ؟ .......... ( تلخ نوشته ها )
ـ۳۵۳ کلیک
tvt.blogsky.com
دیشب رفته بودم شیر بخرم ...یه پیرمرد باپسرش کارتن خالی های کنار خیابون رو جمع میکردن میذاشتن داخل بار بند یه موتور سه چرخه که یه دفه مامور های شهر داری رسیدن ... اومدن موتورش رو توقیف کنن که پیرمرد شروع کرد به التماس ؛ اقای مُهَندِس گه خُوردُم ... غِلَط کِردُم ... بُخُدا دیگه نِمُکنُم ...! پسرش هم از یک طرف گریه و زاری میکردو اویزون اقای مهندس شده بود ... مامور نیروی انتظامی که باهاشون بود یه توپ و تشر زد بهشون و سوار موتورشون شد تا ببره که پسره رفت جلوی موتور رو گرفت و مثه ابر بهار گریه میکرد ...! هی میگفت : جانِ مادَرت نَبُر ...جان بَچَت نَبُر...جانِ مادرت نَبُر ! از این بنده خدا ها التماس و از اونها کوتاه نیامدن و نشنیدن ... رفتم جلو پرسیدم چرا اینا رو جمع میکنین ...ماموره گفت اینا کیسه های زباله رو پاره میکنن کارتن و کاغذ وپلاستیک هاشو بر میدارن ... پیرمرده گفت :اقا بُخُدا مُو اشغال جَمع کُن نیستُم ... بو بیکیش دِستامِه ...اگه مُو اشغال جَمع کُن بودُم باید بوی اشغال مِدادُم ! اما انگار مامور ها قسم خورده بودن که بنده خدا رو توقیف کنن ... پیرمرده یه دفه شروع کرد به زدن خودش و به خودش فحش دادن : اَخه نامَردا پَس مُو خَرجی زَن و بِچَمه از کُجا در بیارُم ؟ از دیوار مِردُم بُرُم بالا ؟ اَخه دَیوسا شُما چی مِفَهمِن گُشنگی یَعنی چی ؟ چی مِفَهمِن ناداری یَعنی چی ؟ چی مِفَهمِن سَر بی شوم به زمین گذاشتَن یَعنی چی ؟ والله ای بِچه هایِ مُو گوشت نِمدِنَن چیه ؟ مِگن نَفت نِوَد دولار رفته ! لامَصَبا پَس کو سَهمِ مُو ؟ مُو که بَدبَخت تَر رِفتُم که ... مُوکه بیچارِه تَر رِفتُم که !
پزشكيقانوني وجود دو كبودي بر جسد زهرا، پزشك جوان را تاييد كرد
ـ۳۱۳ کلیک
www.roozna.com
اعتماد ملي: پزشكيقانوني وجود دو مورد كبودي را بر بدن پزشك جواني كه 21 مهرماه در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهي از منكر همدان فوت كرد، تاييد كرده است، بدين ترتيب پرونده شكايت خانواده وي، وارد مرحله جديدي شده است. هنوز پرونده در مرحله مقدماتي و تحقيق است و ماموران نيروي انتظامي همدان در حال پيگيري موضوع هستند. ما نيز در كنار دو وكيل پرونده، خانمها شيرين عبادي و مهرنوش نجفي منتظر پايان تحقيقات و اعلام نتيجه آن هستيم. با تكميل تحقيقات ما شكايت خود در مورد مشكوك بودن مرگ زهرا در بازداشتگاه را پيگيري خواهيم كرد.> اين گفتههاي پدر مرحومه زهرا - ب است كه هنوز پيراهن مشكي بر تن دارد و موقع بردن نام وي اشك ميريزد
مُگُم اگه امریکا حَمله بُکُنه شما چیکار مُکُنِن .... ها ؟ / تلخ نوشته ها
ـ۳۵۹ کلیک
shatot.wordpress.com
نِه خداییش اگه هَمی فردا صُب امریکا حمله کُنه ( زبونمِه گاز گیریفتُم ) شما چیکار مُکُنن ؟ صُب ورخاستِن از خواب هموجور که دِرن نون پنیر با چویی شیرین مُخورن یَکدفه رادیو مِگه شنوندگان عزیز توجه بفرماین ! ( وای دَدَم وای ) هیچی دیگه .... مگه امریکای جنایتکار حمله کِرده شصت تا از هواپیماهاش تو هوا به هم خورده به ک .... رفتَن ! بعدشَم ازی اهنگای ریددرررری ... ریددررری ...ریددررری ررری مِذاره !؟خوب حالا شما چیکار مُکنن ؟ صبحانه مَرگِتا مِره یا اشتهاتا وامِره هوس کله پاچه مُکنن ؟ پا مِشِن ازی بشکنای دو اَنگشتی مِزنن ... بابا کَرم مِرقصن ؟ تو دِلتا قند اب مُکنن مِگن اخ جان ! جیگرته بخورم امریکا جان امدی قربونت بُرم ! چره ایقد دیر امدی جیگر طلا ؟ هی مِگن امریکا دوسِت داریم ! امریکا دوسِت داریم ! بیا که دل بی تو به جان امد ! بعدشم زود حسابای بانکی تاره خالی مُکنِن بدو بدو مِرن از بقالی سر مَحل برنج و روغن و کوفت و زهر مار مِخرن میارن تو خانه انبار مُکُنِن که گیرونی و قحطی که رفت شما خاطر جمع بشِن که او شیکمِ بی صاحاب مونده گوشنه نِمِمانه؟ یا پا مِشن مِگن یا حُسین ... جمع کن ای نون پنیراره زَن که ای پدر سَگ امد ! زود مِرن حّموم غسل شهادت مُکنِن بدو بدو مِرن بسیج محل اسم مینویسن که برن جبهه ( یکی نیس بگه کدوم جبهه ؟ ) براتا مهم نیست که فردا ممکنه گیرونی بره ...قحطی بره .... مِگن به جَهندَم ! یک موشت مِزنن به شیکمتا مِگن ما بنده شیکم نیستِم ! اسلام در خطره ! کشور دِره از دست مِره ! ناموس دِره از دست مِره ! ای پفیوزای یانکی از اوبَره دنیا خ..ایه کِردن امدن به ناموس ما دست درازی کنن ! باید خ...ایه کِش کُنِم اوناره تا دیگه همچی گهی نِخورن ! امریکا در چه فکریه .......... ایران پر از بسیجیه ! یا یَکدفه شاشِتا میگیره بدو بدو مِرن تو مُستِراب خیر سرتا میشینن هم خودتاره سبُک کُنَن هم فِک کُنِن ! ( یَره چی جای خوبیه بره فِک کردن :) هی با خودتا مِگِن بدبخت رفتُم ! بیچاره رفتُم ! یکی نیست بگه تُخمه سَگا کُخ دِرن هی سیخ مُکُنِن امریکاره تا حمله کُنه ... مُمُردِن اگه ای قطعنامه ره قبول مِکردِن ؟ یَره خواهره مادر ... دیدی چی خاکی به سَرما رَفت ! ( اینجا دیگه به مزاج شما نگاه مُکنه که وقتی مِترسِن یُبس مِرن یا اسهال ! ) هیچی دیگه شلوارتاره هموجور با کونِ ناشور بالا میکیشن مِزنِن...
ابگوشت دُمبه گاو ! ............. ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۲۶۶ کلیک
shatot.wordpress.com
برای خرید رفته بودم میدون شهدا ... شلوغ بود و مردم برای شب عید مرغ و ماهی و میوه و گوشت میخریدن ! یه دفه دیدم صدای ای دزد ..... ای دزد اومد ! صاحب قصابی جلوی زنی رو گرفت و گفت : چی کِردی زیر چادرت نِنه ! واکُن بیبینُم ! زود باش تا زنگ نِزدم ۱۱۰...! مردم کم کم جمع شدن و شلوغ شد ! زن دستش رو از زیر چادر بیرون اورد دیدم یه چیزی شبیه مار پوست کنده تو دستشه ! زن با گریه گفت : بُخدا مو دزد نیستم ! به همی اِمام رضا مو دزد نیستم ! گفتُم فردا روز عیده بره بچه ها ابگوشت بار بذارُم ! فقط همی دمبه گاو ره ورداشتم ! غلط کردم ! مرگ بخورم به جای ابگوشت ! مَرگ ......! بغض زن ترکیده بود و زار میزد ! قصاب دُمه گاوش رو ورداشت و رفت ... پچ پچ توی مردم شروع شد ... زن رو پای درختی نشوندن و یه لیوان اب براش اوردن ! یه حاج اقایی یه پلاستیک گوشت تو دستش بود گذاشت جلوی پیرزن و بدون اینکه حرفی بزنه رفت ! یه خانوم مانتویی گفت همینجا بشین الان میام و سریع رفت دوتا مرغ گرفت و داد به پیرزن ! یه اقای جوونی هم دوتا پلاستیک سیب و پرتغال گذاشت جلوش ... ! یه عده دیگه هم پول جمع کردن و یه دسته اسکناس شد که به زور دادن بهش ! همون خانوم مانتویی گفت پاشو مادر تا برسونمت خونه ... مردم کمک کردن و وسایلش رو گذاشتن تو ماشین ... پیرزن هم با چادرش اشکاشو پاک میکرد و هی مردم رو دعا میکرد سوار ماشین شد ... لذت بردم از اینکار مردم ... احساس غرور کردم که بین این ادما زندگی میکنم ! پیرزن فردا که روز عیده سفره اش رنگین تره ...دیگه ابگوشت دمه گاو نمیخوره !
- +
- ۱۶۶
- <