لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
امروز در پارک ملت مشهد چه خبر بود ؟ / تلخ نوشته ها
ـ۱۴۶۷ کلیک
shatot.wordpress.com
میدونستم که ساعت پنج قرار هست یک تجمع اعتراض امیز در پارک ملت برگزار بشه ! ساعت چهار راه افتادم و یک دوری حومه پارک ملت زدم ببینم اوضاع از چه قراره … هر چه که به چشم میخورد نیروهای انتظامی بود که دور پارک ملت رو به محاصره در اورده بودن ! داخل خیابونهای فرعی اتوبوس های مملو از نیرو پارک شده بود ! ساعت پنج نیروها قبل از اینکه شعار ها شروع بشه شروع به بازداشت کردند ! ماشین ها پر میشد از بازداشت شده ها و راه می افتاد … تجمع کم کم شکل گرفت و شلوغ شد …نیروهای لباس شخصی همه جا پر بودند و هر کس رو که میگرفتند کتک میزدند ! یه لباس شخصی بود این پفیوز فک کنم بوکسور بود … چنان هر کس رو که میگرفتن زیر مشت و لگد میگرفت که انگار دشمن خونیشه ! تجمع مردمی که شکل گرفت و شلوغ شد یکدفعه نیروهایی با جلیقه سبز حمله کردند و بلافاصله نیروهای لباس پلنگی که مسلح به اسلحه هایی بودن که تا حالا ندیدم بودم ! اسلحه ها تقریبا شبیه سیمینوف بود اما با لوله هایی بزرگتر و جلیقه های ضد گلوله و سپر که به تجمع حمله کردند ! یه عده از نیرو ها هم لباس سرتاسر نارنجی پوشیده بودن که در نگاه اول فکر کردم رفتگر هستند ولی فهمیدم نیروهای ویژه هستن ! چیزی که برام جالب بود نیروهایی بودند که لباس هاس فرم سر تاسر مشکی پوشیده و کلاه های کش باف مشکی به سر مجهز به کلت کمری و کارد با دستکش های چرمی بی انگشت و قیافه های سوخته و البته ورزیده ! ایندفعه بر عکس دفعه قبل نیروها قبل از اینکه تظاهرات شروع بشه وارد عمل شدند و میتونم بگم اکثرا شانسی میگرفتن و از روی قیافه ها بازداشت میکردن ! اخرین نیروی که وارد عمل شد نیروهای موتور سوار دو پشته بود که با لباس پلنگی و جلیقه های ضد گلوله وارد عمل شدند … رژه رفتن و پا زدن های هماهنگ نیروهای ویژه فضایی پلیسی و وحشت اور ایجاد کرده بود … ! جوانی رو گرفته بودند و داشتند میزدند و میبردند که مادرش رسید و دست پسرش را کشید که یکی از این مامورها با باتوم زد روی دست مادرش و پسر رو بردن ! نیروهای زن چند نفری به زنان حمله میکردند و یک نفر اونها رو که میگرفتن نیروهای لباس شخصی دست هاشون رو به هم دور اونها حلقه میکردند و به طرف ماشین نیروی انتظامی میبردند تا مردم برای ازادی اون زن نتونن کاری بکنن ! یک پیر مرد رو گرفتن و نمیدونم چی دیده بودن ازش که خیلی بهش سخت گرفتن و بازجویی بدنی ک...
مگن نفت نود دلار رفته .... لامصبا پس کو سهم مو ؟ .......... ( تلخ نوشته ها )
ـ۳۵۳ کلیک
tvt.blogsky.com
دیشب رفته بودم شیر بخرم ...یه پیرمرد باپسرش کارتن خالی های کنار خیابون رو جمع میکردن میذاشتن داخل بار بند یه موتور سه چرخه که یه دفه مامور های شهر داری رسیدن ... اومدن موتورش رو توقیف کنن که پیرمرد شروع کرد به التماس ؛ اقای مُهَندِس گه خُوردُم ... غِلَط کِردُم ... بُخُدا دیگه نِمُکنُم ...! پسرش هم از یک طرف گریه و زاری میکردو اویزون اقای مهندس شده بود ... مامور نیروی انتظامی که باهاشون بود یه توپ و تشر زد بهشون و سوار موتورشون شد تا ببره که پسره رفت جلوی موتور رو گرفت و مثه ابر بهار گریه میکرد ...! هی میگفت : جانِ مادَرت نَبُر ...جان بَچَت نَبُر...جانِ مادرت نَبُر ! از این بنده خدا ها التماس و از اونها کوتاه نیامدن و نشنیدن ... رفتم جلو پرسیدم چرا اینا رو جمع میکنین ...ماموره گفت اینا کیسه های زباله رو پاره میکنن کارتن و کاغذ وپلاستیک هاشو بر میدارن ... پیرمرده گفت :اقا بُخُدا مُو اشغال جَمع کُن نیستُم ... بو بیکیش دِستامِه ...اگه مُو اشغال جَمع کُن بودُم باید بوی اشغال مِدادُم ! اما انگار مامور ها قسم خورده بودن که بنده خدا رو توقیف کنن ... پیرمرده یه دفه شروع کرد به زدن خودش و به خودش فحش دادن : اَخه نامَردا پَس مُو خَرجی زَن و بِچَمه از کُجا در بیارُم ؟ از دیوار مِردُم بُرُم بالا ؟ اَخه دَیوسا شُما چی مِفَهمِن گُشنگی یَعنی چی ؟ چی مِفَهمِن ناداری یَعنی چی ؟ چی مِفَهمِن سَر بی شوم به زمین گذاشتَن یَعنی چی ؟ والله ای بِچه هایِ مُو گوشت نِمدِنَن چیه ؟ مِگن نَفت نِوَد دولار رفته ! لامَصَبا پَس کو سَهمِ مُو ؟ مُو که بَدبَخت تَر رِفتُم که ... مُوکه بیچارِه تَر رِفتُم که !
سقوط ما مصیبته / معاینه تخصصی دوشیزگان و صدور گواهی سلامت
ـ۲۶۸۰ کلیک
yoozpalangh.wordpress.com
بکارت آقایان و سلامتشان را چگونه می سنجید، ای اهل ایمان ؟ (سوره مچ گیری، آیه یادک)
خانه خالی هست در خِذمَت بشِم ابجی ...! / تلخ نوشته ها
ـ۵۸۴ کلیک
shatot.wordpress.com
گاهی دلم به درد میاد تو این شهر لعنتی ! شهری که دوستش دارم اما خیلی چیزاش عذابم میده ! سر ظهر بود که صد متر جلوتر از من دختری داشت توی پیاده رو میرفت و دوچرخه سواری تند از بغلش گذشت و با دست به پشت باسنش زد ؛ طوری که دختر جیغی کشید و افتاد ! با عجله دویدم و دوچرخه سوار فرار کرد ...! دختر بد جوری ترسیده و بغض کرده بود ! زود خودش رو جمع و جور کرد ! چهره اش طوری بود که احساس کردم نباید برم جلو ... فقط بهش گفتم نترسه با فاصله میام تا خونشون تا سر و کله دوچرخه سواره دوباره پیدا نشه ! چند روز پیش هم پنج راه سناباد دوتا دختر که ظاهرا خسته شده بودند روی پله های یه ساختمون نشستند ... به فاصله دو دقیقه چند تا موتوری و دوچرخه و ماشین دورشون رو گرفتند و هی اونا رو دعوت به سوار شدن میکردن ! خیلی از قسمت های شهر اگه خانمی ارایش کرده و کنار خیابون منتظر تاکسی باشه یا گوشه از پیاده رو ایستاده باشه یه عده فکر میکنند خبریه ...! اگه این خانم منتظره حتما میتونه منتظر اونها هم باشه ! زود دلشون رو صابون میزنن و زرتی هر کدوم بنوعی دعوت به همراهی میکنن ! میتونم در خدمتتون باشم / میتونم برسونمتون / افتخار میدید / ابجی بیا بالا برم صِفا / خانه خالی هست در خِذمتِ بشم ابجی / قفل در عقب خرابه جلو سوار شین لطفا / ای ول دری حضرت عباسی ... بیا بالا عشقی / اوف ...جان .... قربونت بُرم / جیگرته بخورم جیگر طلا / نِنَمِه برفِستُم خاستگاری / بیا برم عشق و حال همه جوره در خِذمَتِم ... / اوف ...اوف ... اوف ..../ و متاسفانه این صحنه ها هر روزه در گوشه کنار شهر مشاهده میشه و خانمها معذب از این مزاحمت های جورواجور ! توی تاکسی هم اگه بغل یه خانوم میشینن حتما باید خودشون رو وابدن تا پاشون بخوره به پای اون خانوم ! اخه چُسماره گیرَم پاتَم زدی به پای اون خانوم بعد چی ؟ حمومی میشی دیگه ؟ اینا فقط بلدن برای خواهر مادر خودشون غیرتی بشن و رگ گردنشون بزنه بالا ! اخه گوزا ... فک کنین اونا هم خواهر و مادره خودتونن ! نمیتونین ....؟
10 نکته که احتمالآ در مورد سکس نمیدانید (14+)
ـ۱۵۴۰ کلیک
gleez.com
1 - به طور متداول یک سکس خوب 15 دقیقه طول میکشد که ده دقیقهی آن مربوط به عشق بازی است و پنج دقیقه مربوط به اینترکورس • 2 -انسان تنها موجود این کرهی خاکی نیست که سکس را برای لذت انجام میدهد. دولفینها و نیز شامپانزهها گاهی اوقات سکس را فقط برای لذتِ آن انجام میدهند نه به قصد تولید مثل • 3 - 11 درصد مردها با مشکل بلند نشدن آلت مواجه هستند در حالی که 25 درصد آنها عکس این مشکل را دارند یعنی انزال زودرس • 4 - در یک محیط گرم ارگاسم زودتر اتفاق میافتد • 5 - احتمال حامله شدن برای زنی که به ارگاسم میرسد خیلی بالاتر است چون در این حالت اسپرم راحتتر خود را به رحم میرساند • 6 - همجنس بازی فقط مختص انسان نیست، خفاش ِ نر بیشترین میزان همجنس بازی را در میان پستانداران دارد • 7 - الان که دارید این مطلب را میخوانید 4000 نفر در دنیا سرگرم سکس هستند. در هر روز 400 میلیون نفر در دنیا! • 8 - سکس تسکین دهندهی بسیار خوبی برای سردرد است. اگر سردرد دارید، سکس درمان خوبی است! • 9 - در سن 70 سالگی هفتاد و سه درصد مردان هچنان برای سکس قوی هستند و 30 درصد زنان بالای 80 سال همچنان سکس دارند! • 10 - 70 درصد زنها ترجیح میدهند شکلات بخورند تا این که سکس داشته باشند!
با تبرج الت تناسلی دست در دست روحانیت ! .......... ( وبلاگ یه دونه گیلاس )
ـ۲۶۷۰ کلیک
komak.wordpress.com
ادم وقتی بعضی تبعیض ها رو میبینه دلش خون میشه … مرد ها ازادند لخت و فقط با یک شورت تنگ استریچ که بر امدگی الت تناسلی اونها رو کاملا نشون میده در ملا عام و دررسانه های گروهی دست در دست روحانیت حضور داشته باشند اما بانوان ما حق پوشیدن چکمه ساق بلند رو هم نداشته باشند … یکی نیست بگه لامصب اگه اون تبرج ساق پاست اینکه تبرج الت تناسلیه که ! این چه عدالتیه اخه ؟
خدايا چه دلگيره اين خيابونا…! / تلخ نوشته ها
ـ۲۸۴ کلیک
shatot2.wordpress.com
روبروی محل کارم وسط بلوار یه فضای سبزه که سرتاسر شمشاد کاشتن! یه پسر جوون لای شمشاد ها نشسته داره تزریق میکنه! همسایه میگه: جای باحالی انتخاب کرده! لااقل از توی مستراح که بهتره! همسایه میخنده و من دلم میخواد گریه کنم! راه میفتم به طرف فلکه راهنمایی … سر سه راه فلسطین پهلوی دکه روزنامه فروشی پنج شیش تا جوون نشستن دارن سیگاری بار میزنن! نه ترسی؛ نه واهمه ای؛ غش غش میخندن و تند تند توتون های سیگار رو خالی میکنن کف دستشون! یکیشون یه تکه حشیش در میاره زیرش اتیش میگیره با توتون ها قاطی میکنه! چشمش به من که میفته میگه: بفرما عِشقی …بفرما! انگار نه انگار که ماهه رمضونه! نه بوي شله زرد میاد نه بوی گلاب و نه بوی خدا …فقط بوی سیگار و حشیش! خدا هم رفته از این دیار انگار! میرم طرف انتهای سناباد تا نون بگیرم … نون که گرفتم پیاده راه میفتم طرف خونه… جلوتر از من یه پراید میزنه کنار و خانمی با ناراحتی پیاده میشه و برمیگرده به راننده میگه کثافت! خدایا چه دلگیره این خیابونا … چه سوت و کوره این شهر! نزدیک خونه که رسیدم از اونطرف خیابون صدای جیغ زنی رو شنیدم! مردی که باهاش بود زد توی گوشش… سریع میرم اونطرف! مرده گفت برو پی کارت اقا! زنمه … دعوای خانوادگیه! میگم خجالت نمیکشی سر اذون … زن هق هق میکنه! نون ها رو میذارم روی پله یه مغازه!بهش میگم زنگ میزنم پلیس ۱۱۰ و گوشی تلفنم رو در میارم! میگه هر گهی مِخی بُخوری بُخور! دست زن رو میکشه و میبره! از زنگ زدن منصرف میشم… زن با اکراه مویه میکنه و دنبال مردش میره! دلم میخواست میکشتمش این مرتیکه نامرد رو! میرم خونه … دخترم موهاش رو دمبه موشی کرده میاد جلو سلام میکنه میگه: نیگا بابا چی خوشگل شدم! بهش توجه نمیکنم .. هنوز تو فکر اون زنم! دخترم میگه چه بابای بی حال بد اخلاقی و میره تو اتاقش … یه دفه یادم میاد که نون ها رو از روی پله مغازه بر نداشتم… سریع میرم بیرون … صدای اذون میاد! از خیابون که رد شدم دیدم پیرمردی خم شد و نون ها رو برداشت … خواستم بگم اون نون ها مال منه اما نگفتم! پیرمرد نونها رو بوسید و زیر بغلش گرفت تند تند رفت!
وقتی که اومدی نفهمیدم کی اومد ! اما وقتی که رفتی فهمیدم کی رفت ! / تلخ نوشته ها
ـ۲۷۶ کلیک
shatot.wordpress.com
خوب شد که رفتی ... عاقل بودی خداییش ! اینقدر که از رفتنت خوشم اومد از اومدنت خوشم نیومد .... اخه وقتی که اومدی نفهمیدم کی اومد ! اما وقتی که رفتی فهمیدم کی رفت ! نمیخوام بزرگت کنم ... تو بزرگ هستی اقا ... خدا وکیلی داشت کم کم یادم میرفت همه چی رو ! داشت یادم میرفت که ادم میتونه دروغ نگه ...داشت یادم میرفت ادم میتونه ریا نکنه ... ادم میتونه هوچی گری نکنه ...فحش نده ... زیر اب نزنه ...مخلص کلوم اینکه داشت یادم میرفت ادم میتونه ادم باشه ! خودتم میدونی اگه چفیه انداخته بودی .... اگه دوتا نماز جمعه رفته بودی ... اگه یه دعای کمیل شرکت کرده بودی الان سرمربی تیم ملی بودی ! دوستت دارم افشین ... نه اینکه فک کنی برای قهرمانی میگم ! برای این میگم که یه حس شیرینی رو بعد از سالها توی وجودمون زنده کردی ... یه جورایی ذوق کردیم و خوشمون اومد ازت ! کمتر دیده بودیم عین تو ... ببخش مار رو دم رفتن ... ببخش اگه جنتلمن نبودیم ! ببخش اگه رعایت ادب نکردیم ... اونروزی رو که با همسرت رفته بودی رستوران اسفندیار ببخش که بهت اویزون شدیم و هی ماچت کردیم ... ببخش که اینقدر فشارت دادیم که معذب شدی ... تو خیس عرق شده بودی اما بازم میخندیدی ... ببخش که خیلی دوستت داریم ... ما هنوز یاد نگرفتیم وقتی یه نفر رو خیلی دوست داریم باید چجوری رفتار کنیم ... ببخش دیگه اقا ! بقول زیدی حلالمون کن ! تو فردا میری ... یه حسی بهم میگه تو دیگه هیچوقت بر نمیگردی ایران ! افشین ... ( نمیدونم چرا وقتی میگم افشین بیشتر احساس ایرانی بودن میکنم ) این دم رفتن یه قولی بده ... قول بده یه روز برگردی ! یه روز که خیلی چیزا عوض شده باشه ! میدونم اگه قول بدی همه چی حله ... روی قول تو میشه حساب کرد ... بذار دلمون به همین یه روز امدنت خوش باشه ! .... خدا نگهدارت مرد ...
تو دهنت شاشیدن تا حالا ؟ (+18).............. ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۱۷۷۱ کلیک
tvt.blogsky.com
تو راضی هستی از این کاری که میکنی ؟ ..... مهم نیست که من راضی باشم یا نه ... اونی که بغل من میخوابه باید راضی باشه ! راضی باشه تا وقتی میخواد پول بده دست و بالش نلرزه ! چه سوال مسخره ای ...!! کی خوشش میاد شب و روز بغل هر کس و ناکسی بخوابه ... کی خوشش میاد اجازه بده هر کسی هر کاری دلش میخواد باهاش بکنه ؟ دهناشون بوی گند میده .... اشغالای کثافت چنون تو بغلشون فشارم میدن و دهن کثیفشون رو روی لبام میذارن و میک میزنن انگار منو خریدن ... میترسن به اندازه پولی که میخوان بدن لذت نبرده باشن...! فحش میدن ! کتک میزنن ! کارایی رو ازم میخوان انجام بدم که حالت تهوع بهم دست میده ... لعنتی ها فکر نمیکنن که منم ادمم ! منم جون دارم ... احساس دارم ! اونوخ تو میپرسی راضی ام ؟ تا حالا کتک خوردی ...؟ تو دهنت شاشیدن تا حالا ؟ مجبورت کردنن زبونت رو بکنی تو مقعدشون ؟ دِ لعنتی تا حالا سه نفر به جونت افتادن هر کاری دلشون بخواد باهات بکنن ... اونم وحشیانه ..... تا وقتی ارضا نشدن قربونت برم و عزیزم و فدات بشم ! همینکه ابشون میاد و سست میشن دیگه خبری از قربون صدقه رفتن نیست ... تازه به این فکر میفتن با چه کلکی دودره کنن ... کیفم رو میزنن ...تهدیدم میکنن ... ای لعنت به این زندگی ...لعنت ! اخرشم با یه لگد از ماشین میندازنم بیرون ... مثه یه اشغال .... مثه یه تفاله ! اونوخ میپرسی راضی ام ؟ چند سالم باشه خوبه ؟ من فقط ۲۳ سال دارم ... پیر شدم ... داغون شدم ... چار روز دیگه میشم یه معتاد کنار خیابون ! خیلی زرنگ باشم میشم ماما .... میشم جاکش ...میشم ک... کش !!
وضعیت و حالت های سکس +۱۸
ـ۷۳۳۶ کلیک
www.sexinfo101.com
بیشتر از ۱۰۰ حالت و وضعیت برای سکس و نزدیکی . روی هر عکس که کلیک کنید بصورت ۳ بعدی و متحرک نمایش داده می شود . توضیحات حالت ها و نظرات کاربران سایت هم آموزنده و مفید است.
در هنگام نشستن در قهوه خانه رعایت فاصلهی زن و مرد الزامی است! (عکس)
ـ۲۵۸۹ کلیک
www.blogpulp.com
مواد مشروحهی زیر در هنگام استفاده از قهوه خانه باید رعایت شود: ۱ - مدت استفاده از قهوه خانه ۳۰ دقیقه میباشد. ۲ - ورود افراد مجرد به قهوه خانه ممنوع میباشد. ۳ - در هنگام نشستن در قهوه خانه رعایت فاصلهی زن و مرد الزامی است. ۴ - رعایت حجاب در قهوه خانه و محدودهی آن الزامی است. ۵ - با هر گونه موارد غیر اخلاقی برخورد خواهد شد.
تو زن خوبی هستی اما چند زنی رسم ما است...گفتم: اما . . . ناگهان سیلی محکمی به گوشم زد و گفت دیگر صدایی از تو نشنوم.
ـ۶۱۱ کلیک
www.change4equality.org
" وقتی 12 ساله بودم پدرم مرا به پسر خان محل داد اصلاً هیچ چیز نمی فهمیدم و هیچ کسی نظر مرا نپرسید، مادرم همیشه می گفت خیلی ها آرزو دارند که زن خانزاده شوند و تو شانس آوردی......در سن 13 سالگی اولین فرزندم بدنیا آمد یک پسر! شوهرم و اطرافیان آنقدر خوشحال شدند که چندین شبانه روز را جشن گرفتند، پدرهمسرم می گفت: "تو ما را سرافراز کردی که برایمان یک پسر بدنیا آوردی." با خودم می گفتم اگر بچه ام دختر می شد چه اتفاقی می افتاد؟ اینقدر پسر آوردن من برایشان مهم بود؟ خدا را شکر می کردم که دختر بدنیا نیاوردم چون معلوم نبود چه بر سر من و دخترم می آمد......حاصل زندگیمان 5 فرزند پسر و دو دختر بود، حسابی سرگرم بزرگ کردن بچه ها شدم. اما یک شب دیدم که شوهرم زودتر از همیشه به خانه برگشته و به من گفت می خواهد با من حرف بزند تعجب کردم چون هرگز او را اینطور ندیده بودم خیلی راحت گفت که قصد ازدواج مجدد دارد، گفتم آخر چرا مگر از من خطایی سر زده؟ و او گفت نه تو زن خوبی هستی در خاندان ما رسم هست که مرد ازدواج مجدد داشته باشد و تو خوب می دانی، تو هم در این روستا بزرگ شدی و سنتها را می شناسی تو هم وقت بیشتری برای استراحت کردن خواهی داشت. گفتم: اما . . . ناگهان سیلی محکمی به گوشم زد و گفت دیگر صدایی از تو نشنوم. در طول تمام زندگیم این اولین کتکی بود که از او خوردم و هیچ کاری جز گریه نمی توانستم بکنم آخر در محل ما مردان چندین بار ازدواج می کردند و کسی به آنها خرده نمی گرفت و حتی زن حق نداشت از همسرش جدا شود، یادم می آید که یکی از زنان محلمان نتوانست طاقت بیاورد و خودش را آتش زد، بعد از مرگش هیچ کس شوهر او را مقصر نمی دانست که تمام عشق و احساسات او را نادیده گرفته است........دختری که شوهرم با اوازدواج کرد یکی از دختران محله مان بود و 14 سال بیشتر نداشت ، هم سن دخترم بود...........زن با صدای بلند گریست و من ناباورانه نگاهش می کردم، چه صبری داشت این زن و امثال او. از او پرسیدم که در منطقه آنها مردان باز هم ازدواج مجدد می کنند؟ آهی کشید و گفت: "خیلی کمتر شده اما باز هم این اتفاق می افتد مخصوصا در روستاهایمان و این فرهنگ و سنت غلط از بین نرفته است. جوانترها که دانشگاه رفتند می توانند مقاومت کنند... لبخند تلخی زد، دفترچه کمپین را به او دادم و برگه امضاء را دادم. خوشحال و با غمی در نگاهش آن را امضاء کر...
"بی نظیر بوتو" در بمب گذاری انتحاری کشته شد.
ـ۵۸۱ کلیک
news.bbc.co.uk
لینک به BBC انگلیسی... / انفجار در Rawalpindi