لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
پس ازوزارت کشورقائم مقام فلاحیان /حامی بیگناهی سعید امامی درقتل های زنجیره ای وزیر کشور مي شود
ـ۵۱ کلیک
www.tabnak.ir
در حالي كه تنها چهل روز تا پايان مهلت معرفي وزير كشور به مجلس باقي مانده است، گفته ميشود، روحالله حسينيان هم يكي از گزينهها براي تصدي مسئوليت وزارت كشور است. به گزارش خبرنگار «تابناك»، برخلاف رويه گذشته در مورد وزارتخانههاي صنايع، آموزشوپرورش و نفت كه رئيسجمهور، سرپرستان اين وزارتخانهها را به مجلس هم معرفي ميكرد، شنيده ميشود اين روند درباره دو وزارتخانه كليدي كشور و اقتصاد عمل نخواهد شد. هماكنون حسينيان نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي است و پيشتر نام او به عنوان گزينه رياست مركز پژوهشهاي مجلس مطرح شده بود و به نظر ميرسد با جدي شدن احتمال معرفي وي به عنوان وزير كشور كه در راهروهاي مجلس هم مطرح شده، بحث مسئوليت وي در مركز پژوهشها منتفي شود. در عين حال، وي هماكنون همچنان رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي نيز هست و مشخص نيست آيا قرار است با اين مركز خداحافظي كند يا همچنان رئيس آن خواهد ماند. روحالله حسينيان، يار نزديك محمد ريشهري در جمعيت دفاع از ارزشها و انتخابات دوم خرداد 76، به ويژه پس از غايله قتلهاي زنجيرهاي و حمايت منحصر به فرد او از بيگناهي سعيد امامي در اين قتلها مورد غضب اصلاحطلبان قرار گرفت. در ماههاي اخير نيز وي ديدگاههاي خود را در اين زمينه مطرح كرده و حتي يكي از سايتهاي اينترنتي نيز به انتشار خط تحليلي وي در اين زمينه ـ البته با تهور بيشتر ـ پرداخت. حسينيان كه همچون پورمحمدي و نيازي، دانشآموخته مدرسه شهيد حقاني قم است، پس از بركناري پورمحمدي نيز روابط نزديكي با او دارد و حتي او را به مركز اسناد آورد، اما گويا به دليل حواشي پيگيري قتلهاي زنجيرهاي، اصلا دل خوشي از محمد نيازي كه به تازگي از سازمان بازرسي كنار گذاشته شد، ندارد. وي به رغم انتصاب به عنوان مشاور رئيسجمهور، به سرعت از اين پست استعفا داد و كانديداي مجلس هشتم شد.
محمد ريشهري داماد سرخانه ای که با دختر ۹ ساله آیت الله مشکینی ازدواج کرد !
ـ۴۰ کلیک
shahrvandemroz.blogfa.ir
يكي از اين ازدواجهاي مشهور ازدواج محمد محمدينيك مشهور به ريشهري با دختر آيتالله مشكيني بود. ريشهري كه پس از انقلاب اسلامي ايران پس از مدتي حضور در دادستاني ارتش به وزارت اطلاعات، دادستاني ويژه روحانيت، دادستاني كل كشور و سرپرستي حجاج ايراني رسيد، حاجآقا مرتضي تهراني را معرف و مسبب اين ازدواج ميداند: «آقاي مشكيني پاسخ ايشان را موكول به استخاره كرد و پس از چند روز پاسخ داد كه استخاره كردم، خوب آمد پس از موافقت ايشان جريان را به خانوادهام در تهران نوشتم و از مادرم و عمهام... خواستم كه به قم بروند و صبيه ايشان را ببينند. آنها رفتند و ديدند و پسنديدند و در پاسخ نامه من نوشتند خوب است ولي خيلي كوچك است. او در آن هنگام تقريبا 9 ساله بود.» مراسم عقد در حرم امام رضا(ع) «بدون هيچگونه تشريفات اجرا شد» از آن پس آقاي ريشهري «مانند يكي از اعضاي خانواده آقاي مشكيني در منزل ايشان و به قول معروف داماد سرخانه» بود. يك سال و نيم بعد با انتقال به قم داماد ديد كه «به تدريج شرايطي پيش آمده كه احساس كردم ادامه اين وضع به مصلحت نيست با اينكه قرار بود جشن ازدواج ما چند سال بعد باشد، پيشنهاد كردم كه هرچه زودتر انجام شود تا بتوانيم زندگي مستقل تشكيل دهيم. آقاي مشكيني ابتدا با اين پيشنهاد موافق نبود دليل مخالفتش هم كوچك بودن همسرم از نظر سني بود. چون در آن هنگام يـــازده سال بيشتر نداشت اما من موضوع را با جديت پيگيري ميكردم كه همسر من است و شرعا حق دارم او را به خانه خود ببرم... سرانجام با اصرار من ايشان (مشكيني) راضي شد و جشن ازدواجمان در سال 1347 برگزار شد.
