لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
چه کسی پاسخگوی همچنین فاجعه ای است+عکس
ـ۳۶۳۹ کلیک
l3alatarin.blogfa.com
فوت ناگهانی پدری بر اساس بی احتیاطی اداره برق روز پنج شنبه مورخ 11/7/87 بین ساعت 18 الی 18:45 در محل چهارراه گلزار(گلشهر)زمانیکه در حال عبور از عرض خیابان بوده است در اثر سهل انگاری اداره برق کرج و کابل رها شده در وسط بلوار مقابل قنادی نیشکر و ارتباط کابل با زمین و آبیاری فضای سبز توسط شهرداری و ایجاد گودالی از آب و همچنین افزون شدن شدت برق جناب آقای وحید جعفری (که فقط 32 سال داشت) بر اثر برخورد دستش با تیر فلزی محافظ بلوار دچار سانحه برق گرفتگی و فوت آن مرحوم گردیده است .آن مرحوم 9 ماه انتظار فرزندی را کشیده بود که تنها 1 هفته به دنیا آمدنش باقی مانده بود...این سانحه باعث دنیا آمدن فرزندش فردای همان روز گردید
پیش بینی مرحوم دکتر محمد مصدق در مورد فاجعه ای که امروز من و تو لمسش می کنیم
ـ۷۷۱ کلیک
shokouheiran.blogfa.com
گفتگوی شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در 15 ژوئیه 1951 // امیدوارم سر کرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نسیتیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوربه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد. Andre Brissaud, le Crapouillot. Nouvelle serie. Decembre 1986, La France
جامعه کثافت زده ایران
ـ۲۲۰۴ کلیک
parakandeha.persianblog.ir
(ق) از دوران خدمتش صحبت مي كند . از يكي از سربازها كه با دانستن اين كه با (ق) همشهري است ، پيشش آمده بوده و برايش گپ مي زده است . ـ : « داشت تعريف مي كرد كه : جناب سروان ، يك بار داشتم با موتور از نزديك دانشگاه رد مي شدم ، چند تايي از دخترهاي دانشجو هم كنار خيابان راه مي رفتند . همين طور كه رد مي شدم ، دست انداختم لاي پاي يكي از دخترها . حساب و كتابم اين قدر دقيق بود كه شورتش آمد توي مشتم . حرفش به اين جا كه رسيد ، حرصم درآمد . يقه اش را گرفتم و از دفتر پرتش كردم بيرون و گفتم : « كثافت ! اگر يك بار ديگر اين جا ببينمت ، قلم پايت را مي شكنم . » پسرك متعجب مانده بود كه من چرا بايد ناراحت بشوم ؟ هي مرتب مي گفت : من كه چيزي نگفتم ؟! جناب سروان چرا ناراحت شدي ؟! »
ابتدا "بند تنبان" مدیران جمهوری اسلامی را سفت کنید،بعد به جان جوانان مملکت بیافتید(ساسان آقایی)
ـ۶۲۹ کلیک
bavar.persianblog.ir
بوی تعفن و کثافت،بوی "مرداب هزار سال ساکن" را میدهد "بند تنبان" آقایان.این بو انگار دیگر شده جزیی از ذات سیستم حاکم و هر جا را هم که نگاه میکنی،آسمان به همین سیاهیست؛در بهارستانش،در دانشگاهش و در رکن امنیتش.در همین روزها که به جان جوانان افتادهاند برای نیم بند انگشت روسری عقبتر و چهارلاخ موی فشن و دیگر جایی برای تفتیش حوزهی شخصی مردم باقی نگذاشتهاند،در "اتاق خواب-کار"های مدیران ارزشی و انقلابی و ولایی هیچ پردهای باقی نمی ماند...عصبانیت آدم اما اینجا دیگر بدل به نفرت میشود که به اسم «امنیت اجتماعی»،اسلام و دین و صدها زهرمار دیگر هر روز طرحی نو در میاندازند و به خیابانها میریزند به جای آن که به لانههای "عفاف و فساد" آنچنانی هم سری بزنند.اگر مسوول این طرحها اندازهی یک انسان اولیهی هم "شعور" داشت،تا به امروز دیگر باید میفهمید که امنیت روانی و اجتماعی ایران را پوشش زنان و مردان ایرانی بر هم نمیزند،آنچه اجتماع را نگران میکند،این کثافتکاریهایی است که مشتی فاسد در پناه قدرت انجام میدهند.امنیت اجتماعی ممکلت را نه جوانان که از قضا آن نسل بیجنبهای به بازی گرفته که اختیار شکم و زیرشکمش را ندارد و تا در جایی به قدرت میرسد،میخواهد انتقام "شهوت فرو خوردهی دوران جوانی" را از نسل امروز ایران بگیرد...آنقدر درگیر جدال روزمره با "نسل ما" شدهاید که آقایان به دور از چشم قانون و متولی قانون و پاسدار قانون برای "هر گهی خوردن"،آزاد و لاقیدند.باری؛فساد آرایش زنان ایرانی و شکل موی مردانش نیست،کمی بو بکشید،بوی تهوعآور آن را در جای دیگری استشمام می کنید؛جایی نه خیلی دور که در همان نزدیکیهای خودتان...باید تاسف خورد،حتا بالاتر از تاسف دل سوزاند به حال این «پاسدار ارزشها» که رگ غیرتش با دیدن چند تار مو باد میکند اما روشن نیست که چرا چشمانش همیشه بر روی انزال بکارت دختران ایرانی در اتاقهای کار-خواب مدیران حکومتی بسته است!!؟...(متن کامل خواندنی است)
تکاندهنده(تقدیم به رادان)/رییس کمیتهی انقلاب پس از هفت سال استراحت در زندان آزاد شد!جرم:صدها تجاوز،آدمربایی،باجگیری
ـ۸۵۷ کلیک
www.roozonline.com
حسن باستانی:اسماعیل افتخاری، معروف به "اسمال تیغ زن"، هفته گذشته، پس از حدود هفت سال، از زندان گوهردشت کرج آزاد شد. تنها بخشي از اتهامات وي، عبارت بودند از ده ها فقره تجاوز و آدم ربايي در سطح پايتخت.افتخاري در طول مدتي که به اصطلاح "زنداني" بود، حملات وحشيانه بيشماري را با چاقو، ميله آهني و ديگر سلاح هاي سرد عليه زندانيان سياسي (از ناصر زرافشان گرفته تا بهروز جاويد تهراني) به انجام رسانيد.اسمال تيغ زن، قبل از انقلاب، از جمله اوباش معروف "محله جمشید" تهران بود و از باج گيري از فواحش امرار معاش مي کرد. وي پس از انقلاب، به ناگهان در کميته انقلاب اسلامي جاي پاي خود را محکم کرد...نام وي، نخستين بار در آبان ماه سال 78 و در زمان برگزاري نخستين جلسات محاکمه اين جاني خبرساز شد.در جريان اين محاکمه عنوان شد که افتخاري با معرفي خود تحت عناويني چون معاون وزير اطلاعات و با تکيه به سوابق واقعي خود در دستگاه امنيتي – انتظامي کشور (سوابقي چون رياست گروه ضربت منطقه 12 کميته انقلاب اسلامي) در طول سالياني طولاني دست به جناياتي تکان دهنده زده،جناياتي در حد ربودن دختران و زنان متعدد و تجاوز عنف به ربوده شدگان، همکاري با باج گيران محلي و تهديد قربانيان آنها به صدور "حکم تير" شان، ايجاد پرونده هاي جعلي قضايي براي افراد بيگناه (در حد "ده سال" زنداني کردن مغازه داري در گيشا که تنها گناه او تاخير در پرداخت باج بوده)...اين متهم، سال ۸۰ هم در شبعه سوم دادگاه انقلاب به رياست قاضي احمدي به اتهام جاسوسي به نفع بيگانگان و قاچاق موارد مخدر محاکمه شده است. در جريان دادگاه جديد مشخص شد که وي در گذشته (علاوه بر رياست "گروه ضربت" کميته) "سمت رياست حراست شرکت دخانيات را نيز عهده دار بوده و به علاوه در مراکز مختلفي نظير دادگاه انقلاب، سپاه پاسداران، بنياد مستضعفان و جانبازان داراي "سمت هايي" بوده است. همچنين، آشکار شد که افتخاري " با در دست داشتن مجوز مخصوص، اجازه حمل هر نوع اسلحه اي را با خود داشته است".تنها يکي از نمونه هاي تکان دهنده تشريح شده در جلسه دادگاه آن بود که: "اسماعيل افتخاري در تابستان سال 77 تحت عنوان «تيمسار احمدي» اقدام به ربودن يک دختر 16 ساله در ميدان هفت تير کرده...
من ایرانی اباد و ازاد زیر پرچم امریکا و اسراییل نمیخوام...! / تلخ نوشته ها
ـ۳۸۸ کلیک
shatot2.wordpress.com
بعد از نوشتن پست اگر امریکا حمله بکنه شما چکار میکنین به این فکر افتادم که اگر واقعا اسراییل یا امریکا با موشک یا مثلا از مرزهای ابی و خشکی حمله کنند و به خودشون جرات بدن پا توی خاکم بذارن و توی هر خونه ای سرک بکشن من چکار میکنم ؟ اگه سر هر کوی و برزن چشمم به این گردن کلفت ها بیفته که دارن هموطنانم رو تفتیش میکنن ... کتک میزنن ...بازداشت میکنن ! من چکار کنم ؟ من باید برم بزنم پشتشون بگم ای ول ! دمتون گرم ! بزنید ...بکشید ... تجاوز کنید ... ویران کنید تا ازادی بیارید ! بگم برای ازادی باید خسارت داد و ما از جون و مال و ناموس و خاک و میهنمون مایه میذاریم و خسارت میدیم تا ازادی به دست بیاریم ! نه ... گور پدر اون ازادی که امریکا و اسراییل بخواد برای ما به ارمغان بیاره ! اقا اون ایرانی هایی که اونور اب هستن و هی دلشون تالاپ تولوپ میکنه تا امریکا یا اسراییل حمله کنه یا معنی جنگ رو نمیدونن و جنگ رو درک نکردن یا یه ریگی تو کفششونه! یارو میگه من معنی گرسنگی رو میفهمم! تو غلط کردی که میفهمی! اگه اونقدر گرسنه شدی که گوشت مردار بخوری اونوخ حق داری بگی من معنی گرسنگی رو میفهمم! حالا شده حکایت اینا... میگه من معنی جنگ رو میفهمم! تو هیچی از جنگ نمیفهمی! معنی جنگ رو اون میفهمه که با زن و مادر و خواهرش تو محاصره افتاده! اون میفهمه که نعش کودک شیرخواهره اش رو از زیر اوار میکشه بیرون! اون میفهمه که معلول شده و جفت پاهاش رو از دست داده! اون میفهمه که ریه هاش در اثر بمب شیمیایی از بین رفته و نفس کشیدن درست و حسابی براش ارزو شده! شما ها چی میفهمین از جنگ روشنفکر نماهای خارج نشین! اقا اگه ایران با اومدن امریکایی ها و اسراییلی ها بهشت برین هم بشه برای من از جهنم بد تره ! اگه من عرضه داشته باشم ( که تا حالا نداشتم ) خودم باید ایران رو بسازم والا تو همین ذلت بمیرم بهتره ! حقمه ! اقا جون من منجی نمیخوام ! اونم منجی چشم ابی مو بور اجنبی ! من امریکا رو دوست دارم اما با سرباز متجاوز امریکایی مشکل دارم ! من غیرتم اجازه نمیده سرباز اسراییلی پاش رو توی خاکم بذاره و بخواد به هموطن من امر و نهی کنه ! من قلم پای متجاوز رو خورد میکنم ! ( میدونم الان میگی یواش بابا غیرتی نشو پیاده شو با هم بریم ! ) اگه ایران و ایرانی اینقدر حقیر شده که بخواد چشمش به دست اجنبی باشه پس هم ایران و هم ای...
چند دقیقه پس از دروغ گندهی «جناب آقای قائممقام بهزیستی»/چگونه "کتمان کنندهی" فاجعهی کودک آزاری در زنجان رسوا میشود؟
ـ۲۴۸۴ کلیک
i36.tinypic.com
عکس خودش شرحی است!
آتشی که افروخته شد و جوانانی که آرزوهایشان دفن شد...
ـ۶۳۶ کلیک
wwwc.aftonbladet.se
درست ده سال پیش در چنین روزی 64 جوان و نو جوان از ملیت های مختلف در یک آتش سوزی عمدی در شهر گوتنبرگ سوئد جان خود را از دست دادند. بیش از 250 نفر مجروح شدند که 60 نفرشان سوختگی های شدید داشتند. هشت نفراز این جوانان ایرانی بودند و بقیه سوئدی و نیز از ملیت های دیگر. آن شب در یک محل تجاری یک پارتی برای جوانان برقرار شده بود. نگهبانان از ورود کسانی که ممکن بود درد سر آفرین باشند جلوگیری می کردند. یکی از این افراد پسری ایرانی با سابقه شرارت بود. او و سه نفر از دوستانش را به پارتی راه ندادند. او نیز خواست با برهم زدن پارتی تلافی کند. لذا خود را به زیر زمین رساند و حریقی براه انداخت تا پارتی بهم بخورد. هرگز تصورش را نمی کرد که کار به اینجا بیانجامد. دهها دختر و پسر زنده زنده در آتش سوختند و دهها تن از زنده ماندگان دیگر هرگز به زندگی عادی باز نگشتند. پسر شرور ایرانی به چند سال زندان محکوم شد. امروز که رادیو سوئد را گوش می کردم، با مسعود یکی از قربانیان فاجعه که بسختی آسیب دیده بود مصاحبه می کردند. او اخیرا یک بار با آن پسر شرور به هنگام سوار شدن بر تراموا روبرو شده است. می گفت من میخواستم پیاده شوم و او سوار شود. هردو از دیدن هم یکه خوردیم. مسعود می گفت در همان لحظه دریافتم که از آنهمه خشم و کینه ای که در این سالها از او در دل داشتم، هیچ کدام سر جایش نبودند. سرم را پایین انداختم و از محل دور شدم. در این سالها، همواره در سالروز این فاجعه غمی سنگین بر آسمان گوتنبرگ سایه افکنده است. امروز در سایت یکی از روزنامه های سوئد، "افتونبلادت" عکسهایی از این جوانان را دیدم. قبلا عکسهای دلخراشی را از انها دیدم اما این بار... عکسها زیبا بودند اگرچه غم در آنها بود. زیبا بودند چرا که امید به زندگی را می شد در آنها دید. دختر اول که آن زمان سیزده ساله بوده و نتوانسته بود به جشن برود دو خواهر را در این واقعه از دست داده است. او قبلا یک برادر را در ده سالگی از دست داده بود و یکی دو سال پیش مادرش به دلیل سرطان در میان بازوان او جانسپرد. دختر دومی و نیز یک پسر. ملیت های شان را نمیدانم. اما... انسان هستند و دوست داشتنی، مثل بقیه انسانها.
فاجعهي خاموش زيستمحيطي در تهران/ تنها در 48 ساعت كار 500 نفر به دليل آلودگي هوا به اورژانس كشيد
ـ۱۲۴ کلیک
www.mehrnews.com
رئیس اورژانس تهران از انجام 460 مورد ماموریت مربوط به بیماران تنفسی و قلبی طی دو روز گذشته خبر داد. رضا دهقانپور با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: البته نمی توان بطور دقیق اعلام کرد که این تعداد مورد اورژانسی مستقیماً با آلودگی هوا در ارتباط است.با این همه کارشناسان محیط زیست افزایش تعداد ماموریتهای اورژانسی بیماران تنفسی را با آلودگی هوا مرتبط می دانند.چنانکه محمد هادی حیدرزاده مشاور شهردار تهران در امور محیط زیست طی هفته گذشته با اشاره به آمار متوفیان اعلام شده از سوی سازمان بهشت زهرای تهران گفته بود: طی هفته های گذشته 89 تهرانی بر اثر ایست قلبی فوت کردند که این آمار در مقایسه با مدت مشابه هفته قبل از آن 15 درصد افزایش داشته است.هم اکنون به گفته رئیس محیط زیست تهران وضعیت هوای شهر تهران در شرایط "هشدار" قرار گرفته است.
شناسايي باند مخوف ديگري در «ايران اسلامي»/ «تجاوز به 80 كودك و فيلمبرداري از آنها براي ناچار شدن به معرفي دوستان خود»
ـ۳۶۹ کلیک
www.mehrnews.com
8 تن از سرکردگان یک باند مخوف اخاذی در شهرستان دهدشت استان کهگیلویه و بویر احمد که اقدام به اذیت و آزار بیش از 80 نوجوانان کرده بودند توسط مأموران پلیس دستگیر شدند. یک منبع آگاه با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت : سرکرده این باند مخوف به نام " م-الف " که با همدستی 7 نفر از اراذل و اشرار این شهرستان اقدام به اذیت و آزار جنسی بیش از 80 نفر از نوجوانان این شهرستان می کرد توسط مأموران نیروی انتظامی شناسایی و دستگیر شد. وی افزود: در حال حاضر تمامی متهمان این پرونده دستگیر شده اند و هم اکنون تحقیقات گسترده برای بدست آوردن اطلاعات و اقاریر بیشتر درباره سایر قربانیان این حادثه ادامه دارد. بنا بر اطلاعات بدست آمده توسط خبرنگار مهر ، این باند با شناسایی قربانیان خود که عمدتاً از نوجوانان شهرستان دهدشت بوده اند اقدام به ربودن آنها و سپس اذیت و آزار و زورگیری و اخاذی از آنها می کردند. سرکردگان این باند برای ساکت کردن قربانیان خود و عدم ارائه شکایت از سوی آنان به مقامات پلیس اقدام به فیلمبرداری از اذیت و آزار آنها کرده و از آنها می خواسته اند تا برای حفظ آبرویشان با آنها همکاری کرده و دوستان دیگر خود را به تله های از پیش طراحی شده در این باره دعوت کنند. در حال حاضر تمامی سرکردگان این باند دستگیر شده اند و پلیس برای شناسایی سایر قربانیان تحقیقات لازمه را درباره این پرونده در دست پیگیری دارد.(كل خبر)
یادمان ۱۸ تیر/بچه ها شرمنده ایم که ملت برای فیلم ده نمکی صف کشیدند
ـ۶۲۰ کلیک
bavar.persianblog.com
چه پاسخي داريم براي پرسش هاي غرت ابراهيم نژاد و اكبر محمدي،شهداي فاجعه
اینجا صحرای کربلا نیست ! ( ۱۸+ )
ـ۲۲۲۳ کلیک
pro.corbis.com
عکسی کمتر دیده شده از فاجعه قطار نیشابور روز ۲۹ بهمن سال ۱۳۸۲ در ۱۷ کیلومتری نیشابور رخ داد که در آن ۲۹۵ نفر کشته و ۴۶۰ نفر زخمی شدند.
"پديدهي اسمال تيغ زن"/چگونه يك جاني آزاد است تا بدن روشنفكران را با تيغهي چاقو بدرد؟(يادداشت ديگري از حسين باستاني)
ـ۲۵۶ کلیک
www.roozonline.com
پرونده اسماعيل افتخاري، تنها نمونه اي کوچک از برخورد هاي جاري در دادگاه هاي ما با جانياني است که جان و مال و ناموس ايرانيان از تعرض آنها در امان نيست.معمولاً وقتي فعالان حقوق بشر در ايران، براي جلوگيري از اعمال مجازات هايي در حد "سنگسار" (بر ضد زناني که خود، اغلب قربانيان "اسمال تيغ زن ها" هستند) به فعاليت مي پردازند، با واکنش يکساني از سوي محافظه کاران مواجه مي شوند: واکنشي حاکي از اين که گويا دادگاه ها قصد برخورد "قاطع" با "مجرمان" و "جنايتکاران" را دارند و مدافعان حقوق بشر مي خواهد جلوي اين کار مهم را بگيرند!اما واقعيت آن است که بخش هايي مهم از دستگاه قضايي ما، همواره پناهگاه امن اسماعيل افتخاري ها بوده است. جانياني که در "ليبرال" ترين کشورهاي اروپايي هم به سرعت به اشد مجازات محکوم (البته نه اعدام) مي شوند، اما در دادگاه هاي ما، با نهايت "تسامح" و "احترام" به مجازات هاي پيش پا افتاده و ظاهري مي رسند. آن قدر "ظاهري" که حتي اگر در داخل زندان تيغه کارد خود را با بدن يک وکيل دادگستري آشنا کنند، کسي به آنها از "گل نازکتر" نمي گويد.
اکبر اعلمی: تمدید ریاست جمهوری احمدی نژاد برای یک دوره دیگر ،فاجعه است!
ـ۱۹۱ کلیک
www.akbaralami.com
در این همایش از نظام جمهوری اسلامی به عنوان نظام مقدّس یاد شد و در عین حال ضرورت انجام اصلاحات در نظام نیز مورد تاکید قرار گرفت!/ ضرورت انجام اصلاحات در نظام ،با مقدّس بودن نظام چگونه قابل جمع است!؟ زیرا در کشور ما هرگونه اظهار نظر مخالف با هر پدیده و عقاید مانوسی که مقدّس به شمار می رود .../ احمدی نژاد کلاس و منزلت پست و مقام های اجرائی در کشور را به حدی تنزّل داده است که از این پس احراز مقاماتی مانند ریاست جمهوری ، وزارت ، وکالت و استانداری برای افراد برجسته ، شان و منزلتی به همراه نخواهد داشت و در این بخش از سخنانم نتیجه گیری کردم که اگر از روش های پوپولیستی دکتر احمدی نژاد صرفنظر نمائیم او انسان مومن ،پاک و دلسوزی است که برای عهده دار شدن مسئولیت ریاست جمهوری ساخته نشده است ، اما برای تصدی ریاست سازمان هائی مانند حج و اوقاف و یا بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات بسیار مناسب است/ رئیس جمهور شدن آقای احمدی نژاد و وزیر شدن برخی از رفقا و اطرافیانش نه تنها من که برای خیلی ها حق ایجاد کرد و سطح توقّعات و انتظاراتشان را افزایش داد / اعتماد ملّی دقیقا همان رفتاری را تکرار کرد که پیش از این با اصرار و دعوت از من برای سخنرانی در زنجان مرتکب شده بود و در حالیکه عده ای ناجوانمردانه و به ناروا مرا متهم به اهانت به مقدّسات می کردند ،پشت مرا خالی کرد و حتی از انتشار بیانیه های مسئول حزب اعتماد ملی زنجان و گزارش اصل سخنرانی و جوابیه هایم نیز در این روزنامه خودداری ورزیدند تو گوئی با مطرح شدن اخبار مربوط به اعلمی جای دیگران تنگ خواهد شد!
فاجعه از بیخ گوش مردم تهران گذشت
ـ۳۶۲ کلیک
www.iscanews.ir
ترکیدگی لوله گاز در بزرگراه «همت» تهران می رفت که در آستانه بهار، فاجعه به بار آورد. زنگ تلفن افسر نگهبان کلانتری 138 جنت آباد و مرکز فوریت های آتش نشانی تهران 20:40 دیشب همزمان به صدا درآمد و یک شهروند از ترکیدگی لوله گاز در مسیر شرق به غرب بزرگراه «همت» خبر داد. بلافاصله پلیس و کمک رسانان آتش نشانی به نقطه مورد نظر رفتند و بزرگراه را که احتمال انفجار در آن می رفت؛ بستند. شواهد نشان می داد لوله گاز بر اثر خاکبرداری غیر اصولی پیمانکار شهرداری، آسیب جدی دید.سرانجام با تلاش سه ساعته گروه های کمک رسان، گاز فوران کرده، مهار شد.
فاجعهای دیگر با دخالت نیروی انتظامی/یک جوان سارق زاپاس خودرو با شلیک مسقیم ماموران به گردن،به قتل رسید
ـ۱۹۷ کلیک
www.farsnews.net
عصر روز پنجشنبه مأموران كلانتري 154 چيتگر در حين گشت زني در جاده مخصوص تهران - كرج از وقوع يك فقره سرقت لاستيك خودرو با خبر شدند.ماموران در حين گشتزني و در بررسي بيشتر دريافتند 2 جوان سرنشين يك خودروي پرايد اقدام به باز كردن زاپاس خودروها كرده و در حال فرار از دست مأموران پارك هستند.آن ها اقدام به تعقيب و گريز و متوقف كردن اين خودرو و سرنشينان آن كردند. اما راننده اقدام به عبور به صورت دنده عقب در درون اتوبان كرد ولي به دليل ترافيك از انجام اين اقدام بازماند و دوباره قصد عبور ار ميان مأموران را داشت كه پس از تصادف با 3 خودروي ديگر با شليك گلوله و اصابت آن به گردن راننده خودرو متوقف شد كه اين گلوله باعث فوت راننده خودرو شد.بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران در این باره تاکید کرده است:نكته قابل تأمل اين است كه تير از فاصله بسيار نزديكي در حد يك متر و حتي كمتر به سمت راننده شليك شده و اين در حالي است كه راننده خودرو هيچ راه فراري نيز نداشته است.