لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
۲۸ مرداد ۳۲: از افسانه تا واقعیّت (بخش نخست)
ـ۴۷ کلیک
news.gooya.com
اشاره: کتاب «دکتر محمّد مصدّق؛ آسيب شناسی يک شکست»، اخيراً توسّط انتشارات فرهنگ (کانادا)، در ۴۶۳ صفحه، با جلد سلفون و عکس های متعدّد، منتشر شده است. اين کتاب، با نگاهی تازه به اسناد و رويدادهای اين دوران، کوشيده است تا روايتی تازه و متفاوت از آنچه که تاکنون «کودتای ۲۸ مرداد ۳۲» ناميده شده، ارائه نمايد. نگاهی به فهرست بلند مطالب*، گستردگی موضوعات و در عين حال ايجاز کتاب را نشان می دهد. يکی از محوری ترين يا مهمّ ترين بخش های اين کتاب، توجهء نويسنده به نيروی حيرت انگيز «سازمان افسران حزب توده» و نقش آن در رويدادهای ۲۵-۲۸ مرداد ۳۲ می باشد (از جمله دستگيری غير منتظرهء سرهنگ نصيری توسّط يکی از اعضای «سازمان افسران حزب توده» بهنگام ابلاغ فرمان شاه مبنی بر عزل مصدّق و نيز، تهیّه و تکميل نقشه ها و کروکی های پادگان های مهمّ تهران برای يک کودتای احتمالی).
آيا در دوران رضاشاه هيچ کار مثبت و مفيدی انجام نشد؟
ـ۱۲ کلیک
news.gooya.com
بخشی از گفتگوی علی ميرفطروس با نشريهء «کاوه» (چاپ آلمان) است که در شمارهء ۸۲، بهار ۱۳۷۵ آن نشريه، چاپ و منتشر شده است. اهمیّت سياسی مباحث گفتگوی حاضر، در اين است که ۱۲ سال پيش و در دوران رونق ِايدئولوژیهای انقلابی ابراز شده و بعدها الهامبخش برخی از پژوهشگران گرديد...........................بخشی از واقعيت های دوران رضاشاه که متأسفانه در تحليل ها و ارزيابی های روشنفکران ما مفقود است- اينست که رضاشاه: - اولين ارتش ملّی ايران را بوجود آورد. - او با ايجاد بانک ملّی و خلع يد از «بانک شاهی»، دست انگليسی ها را از منابع پولی کشور کوتاه کرد. - با ايجاد دادگستری و تدوين قوانين غيردينی و تشکيل و گسترش دادگاه های مدنی، عملاً دادگاه ها يا «محاکم شرع» را تعطيل کرد و با قطع کمک های دولتی به حوزه های دينی، ... به سهم خود در جهت تحقّقِ جدائی دين از دولت، گام های استواری برداشت. - با تأسيس ادارهء راديو، به آشنائی و آگاهی ايرانيان از مسائل جهان کمک کرد. - با اجباری کردن تعليمات عمومی و تأسيس صدها دبستان و دبيرستان دخترانه و پسرانه و ايجادِ ده ها مؤسسه فنی و آموزشی و خصوصاً با تأسيس دانشگاه تهران و اعزام دانشجو به خارج، به آموزش و پرورش نوين، تجدّد گرائی و توسعهء علم و دانش کمک فراوان نمود و نقش «مکتب» های سنّتی ِ ملاّها را در عرصهء آموزش و پرورش جامعه تضعيف کرد......رضاشاه، وارث کشوری بود که بقول يکی از ديپلمات های خارجی مقيم ايران: - «در واقع ملک متروکی بود که به حراج گذاشته شده بود و هر قدرت خارجی که قيمت بيشتری می داد و يا تهديد پرسروصداتری بکار می بُرد، می توانست آنرا از چنگ زمامداران فاسد قاجار بيرون آورَد....برای رهائی از دروغی که ما و تاريخ معاصر ما را در بر گرفته، شجاعت و صداقت اخلاقی فراوانی لازم است. آيا – واقعاً – در تمامت دوران رضاشاه يا محمدرضا شاه هيچ کار مثبت و مفيدی انجام نشد؟! ...
دکتر خانلری؛ قافله سالار "سخن"، علی ميرفطروس
ـ۰ کلیک
news.gooya.com
کتاب "نقد بیغش" مجموعه گفتگوهای دکتر خانلری با صدرالدين الهی است. اين گفتگوها در فاصله حدود ۱ سال (از اواخر زمستان ۴۴ تا اوايل بهار ۴۶) در خانه مسکونی دکتر خانلری (در خيابان پهلوی) يا در باغچه خلوتش (در کوچه باغهای تجريش) انجام شده و سپس از ۱۳ مرداد ۴۶ در مجله "سپيد و سياه" چاپ و منتشر گرديده اند
دکتر محمّد مصدّق؛ آسيب شناسی يک شکست (بخش آخر)، ۲۸ مرداد ۳۲؛ کودتا؟ يا خيزش ِ خودجوش ِ مردم؟ (۱)، علی ميرفطروس
ـ۲ کلیک
news.gooya.com
شعبان جعفری در آن دوران از احترام و حمايت بسياری از سران جبهــهء ملّی برخوردار بود بطوريکه در مراسم "گُلريزان" (افتتاح ِ) باشگاه "شعبان جعفری"، بسياری از سران و رهبران جبهــهء ملّی نيز حضور داشتند و سخنرانی کرده بودند... شعبان جعفری به هنگام مبارزات ملّی کردن صنعت نفت، در تظاهرات جبهــهء ملّی حضور فعّال داشته و عکس هائی از مصدّق و کاشانی را حمل می کرده است.
"انقلاب اسلامی ايــران": بازخوانی يک روايت (۲)، علی ميرفطروس
ـ۶ کلیک
news.gooya.com
جامعهء روشنفکری ما اسيرِ ِ دو مطلق گرائی يا دو بنيادگرائی بود: يکی "بنيادگرائی دينی" و ديگری "بنيادگرائی لنينی". وجه مشترک اين دو بنيادگرائی، نيانديشيدن و مقابله با مدرنيسم، تجدّدگرائی و توسعهء ملّی ِ زمان رضاشاه و خصوصاً محمدرضا شاه بود. *من به تحليل های عاميانهء مارکسيستی و تئوری های ساده انگارانهء « اختناق سياسی = انقلاب» اعتقادی ندارم.
