لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
دولت مگر هتلداری بکن است؟ / خاطره ای از هویدا و ماجرای هتل لاله سرعین (وبلاگ روبو)
ـ۳۰۶ کلیک
robo2.wordpress.com
یونس جوان، پسر ارباب دهای است که سرعین نام دارد. قرار است از دربار فردی به نام هویدا به سرعین بیاید. فرماندار اردبیل از یونس میخواهد که مسئول تشریفات باشد و محل اقامت و پذیرایی را فراهم بکند. هویدا سر چهارراه (اینجا رسم است چهارراه مرکزی فقط چهارراه خوانده شود. بدون هر پسوند دیگری. چهارراه!) با یکی دو نفر پیاده میشود و با یونس و دیگران پیاده به گامیشگولی میروند. استخر گامیشگولی کولیوار و ابتدایی، آب گرمی ازش میجوشد و یک طرف گاوها را میشورند و یک طرف آدمها… هویدا: چرا اینجا رو درست نکردید!؟ (سر یونس جوان با داد و فریاد) یونس: میگویند دولت باید بسازد. (تتهپتهکنان) هویدا: مگر دولت حمامداری بکن است! مگر دولت میتواند هتل اداره بکند! ...
