لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
جان لیمبرت، گروگان امریكایی در سفارت تسخیر شده امریكا: دیدم كه یكی از دانشجویان كُت من را پوشیده است!
ـ۹۳۸ کلیک
www.shahrvandemrouz.com
فكر نمیكنم نقشه قبلی برای این كار وجود داشت. در آن زمان آنها با خود فكر میكردند الان چه كار كنیم خوب است؟ مثلا میگفتند (بریم سفارت رو بگیریم بعد چی؟ یه كاریش میكنیم، بعد چی میشه؟) یعنی یك كار كاملا ایرانی.همه اینها یك ژست سیاسی بود. میخواستند پز بدهند كه ما هم قوی و نیرومند هستیم مثل آمریكا.///دانشجویان سالهای اول بیست سالگیشان را میگذراندند. تعدادی از آنها ریش داشتند. در میانشان دانشجویان مهندسی هم بودند كه به نظر میرسید از دانشجویان (كتابخوان) باشند. اما اكثر آنها اطلاعاتی از دنیا نداشتند. اغلب دانشجویان نشان میدادند كه دعا و نماز میخوانند.///آنها چهارده ماه ما را نگه داشتند. به آنها گفتم كار شما بسیار زشت و زننده است. میگفتم من مثل همه شما هستم. اینگونه با من حرف نزنید. اما آنها چند بار از ما بازجویی كردند. بارها دیدم كه بیش از آنها از كشورشان و تاریخشان اطلاعات دارم. هیچ وقت خودشان را معرفی نكردند اما میدانم كه یكی از آنها عباس عبدی بود.///یكی دیگر از آنها حسین شیخالاسلام بود. او زمانی در كالیفرنیا قصابی میكرد. او گوشت حلال برای مسلمانان بركلی عرضه میكرد. بعدا شیخالاسلام عضو پارلمان ایران شد.///آنها به من هیچ آزار جسمی نرساندند اما برخی از گروگانها گفتند كه مورد شكنجه قرار گرفتند. آنها به آپارتمان محل اقامتم رفتند و تمام چیزهایی كه داشتم از قبیل جواهرات،نوارهای موسیقی، كتابها و... را باخود بردند. میگفتند كه جای وسایلم امن است و یك روز آنها را باز میگردانند اما هنوز هیچ چیزم را برنگرداندند.///روزی دیدم یكی از دانشجویانی كه سفارت را اشغال كرده بود كت من را پوشیده، من هم به او گفتم چرا كتم را برداشتی؟!///معصومه ابتكار كه بعدها عضوی از دولت خاتمی بود نامش را به نیلوفر تغییر داده بود و بعضی وقتها هم ماری صدایش میزدند. او از معدود زنان گروگانگیر بود. او همراه با والدینش در آمریكا زندگی كرده بود و مكالمه انگلیسیاش بسیار روان بود. معصومه از ما میخواست به تلویزیون برویم و مصاحبه كنیم تا آزادمان كنند./// میخواهم روزی به ایران بروم اما با سروصدا این كار را نمیكنم. نیازی نیست كسی از من یا دیگر گروگانها عذرخواهی كند. اگر گروگانگیران میخواهند عذرخواهی كنند باید بروند از ایرانیان عذرخواهی كنند. آنها هیچ چیزی را حل نكردند.///برای اولین بار در س...
آقای زیدآبادی! آقای عبدی! به بالاترین بیایید.( ابراهیم نبوی)
ـ۲۳۲ کلیک
www.doomdam.com
این یک دعوتنامه اختصاصی نیست و البته که دعوتنامه عمومی هم نیست. این یک دعوتنامه است برای دوستانی که می نویسند و دوست دارند با خوانندگان شان گفتگو کنند و شاید بدشان نیاید که در این مجادله گاهی نظرشان را هم تغییر دهند. من از طرف خودم از دوستانی مثل آقای احمد زیدآبادی، عباس عبدی، عیسی سحرخیز، اکبر گنجی، امیر محبیان، محمد قوچانی، شادی صدر، مسعود بهنود، نوشابه امیری، نیک آهنگ کوثر، مصطفی فقیهی، احمد شیرزاد..... و بسیاری دیگر از دوستان دعوت می کنم به بالاترین بیایند، در بخش نظرات نوشته های شان حاضر شوند و احتمالا در روز یک ساعتی را به پاسخ گفتن یا خواندن نوشته های اعضای بالاترین بگذرانند.
عباس عبدی: شرکت در انتخاباتی بیمحتوا بیمعناست!
ـ۲۲۰ کلیک
www.dw-world.de
عباس عبدی، در مصاحبه با دویچه وله انتخابات مجلس هشتم را تحلیل کرده و میگوید که این انتخابات بیمضمون است، چون پای انتخاب در بین نیست؛ نه برنامهای در کار است و نه شخصیتهای مهمی در برابرهم ایستادهاند. او شرکت در انتخابات را بیمعنا میداند، اما آن چنان بیمعنا که شرکت در آن را مجکوم نمیکند. بیمعنایی به اوج خود رسیده است! اگرچه گفته میشود فضای حاکم بر تبلیغات انتخاباتی چندان داغ نیست، اما بحث برسر شرکت یا عدم شرکت هم چنان با حساسیت دنبال میشود. گروهی از دانشجویان و فعالان ملی مذهبی شرایط حاکم بر انتخابات را چنان ناعادلانه و غیرمنطقی ارزیابی میکنند که تنها شرکت نکردن را پاسخی درخور به فراخوان انتخابات میدانند. و ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، یعنی تنها نیرویی که توانسته عدهای را برای رقابت انتخاباتی با اصولگرایان معرفی کند، میخواهد شانساش را برای زورآزمایی را از دست ندهد. ولی در این میان تحلیل گرانی هم هستند که معتقدند شرکت یا عدم شرکت، چیزی را عوض نخواهد کرد. عباس عبدی از این جمله است. مصاحبهای
« خامنهای باید برود، چون تحملِ دیگری را ندارد » نامهی اكبر گنجی به دكتر سروش
ـ۶۵۵ کلیک
news.gooya.com
من اگر دو هزار روز حبس خود را نادیده بگیرم، نمیتوانم نقض گستردهی حقوق بشر توسط آقای خامنهای، حکومت خودکامهی سلطانی، فساد گستردهی حکومتی، ترور مخالفان و هزاران مورد دیگر را نادیده بگیرم. خامنهای باید برود، چون تحملِ دیگری را ندارد. خامنهای باید برود، چون قتلهای زنجیرهای در دورهی او اتفاق افتاد. خامنهای باید برود، چون بیش از یکصد نشریه به دستور مستقیم او توقیف و روزنامهنگاران زندانی شدند. خامنهای باید برود، چون در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری اخیر به شیوههای ظالمانه مخالفان را حذف و مریدان خود را بالا کشید. خامنهای باید برود، چون میلیونها ایرانی را در سراسر جهان آواره کرده است و قبول ندارد که ایران از آن همهی ایرانیان است. خامنهای باید برود، چون صدها استاد ایرانی مانند دکتر سروش درایران حق تدریس و اشتغال ندارند و بجای تعلیم و تربیت جوانان ایرانی، باید جوانان دیگر ملل را آموزش دهد. خامنهای باید برود، چون آمران قتلهای دگراندیشان و عاملان قتل زندانیان تابستان ١٣٦٧ را حاکم کرده است ...... در خردادماه ١٣٧٦ در دانشگاه شیراز دربارهی مبانی نظری فاشیسم سخن گفتم. گمان نمیکردم کسی از من شکایت نماید اما با تعجب بسیار دیدم که به جای هیتلر و موسولینی دادگاه انقلاب به اتهام اهانت به رهبری مرا محاکمه و به یکسال زندان محکوم کرد. وقتی نقد هیتلر، موسولینی و استالین نقد رهبر محسوب میشود، چه جای سخن گفتن از آزادی بیان و ادعای دموکراسی؟ ..... بهتر است آقای خامنهای فقط به یک پرسش پاسخ بگوید: چگونه میتوان به صورت مسالمت آمیز ایشان را از قدرت کنار زد؟ چگونه میتوان دربارهی کنار نهادن ایشان از قدرت سخن گفت، بدون اینکه با کارد سلاخی شود؟...... حبس دگراندیشان در سلولهای انفرادی و شکنجهی آنها برای توبه نامه نویسی و اقرار به جرایم ناکرده، دقیقاً از استالین تقلید شده. استالینیسم یعنی سلول انفرادی، یعنی خود تخریب گری برای خوشایند رهبر.... . مرتضوی از طریق شکنجه و جعل اسناد جاسوس درست کرد، چون آقای خامنهای دوست داشت که در میان اصلاح طلبان جاسوس وجود داشته باشد. روشنفکران را کشتند چون آقای خامنهای آنها را دشمن تلقی میکرد.....
امیر انتظام بزرگترین قربانی گروگانگیری سفارت آمریکا و یکی از قدیمی ترین زندانیان سیاسی جهان
ـ۲۶۹ کلیک
www.bbc.co.uk
محاکمه او یکی از جنجالی ترین دادگاههای پس از انقلاب بوده است. او از اولین زندانیان سیاسی محبوس در اوین پس از انقلاب بود و به همین جهت به تاریخ گویای زندان اوین تبدیل شده است. او از منابع گزارش گالیندوپل ( نماینده کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل) در سال 70 پیرامون وضعیت حقوق بشر در زندانهای ایران بوده است.بعد از انتشار گزارش ديدار گاليندوپل گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، انتشار عکسی از اميرانتظام در بهداری زندان با پاهائی که با زنجير به تخت بسته شده بود انگار همزمان با جامعه جهانی، مقامات تصميم گيرنده جمهوری اسلامی را به ياد کسی انداخت که به نوشته مورخان جدال انقلابی گرايان با ليبرال های مسلمان - دولت موقت مهندس بازرگان - وی را تا لبه اعدام برده اما به عنوان شاهدی از تاريخ زنده گذاشته بود. شايد غريب ترين بخش زندان طولانی عباس اميرانتظام ماه هائی باشد که او و نورالدين کيانوری رهبر حزب توده همبند شدند و کسی که روزگاری به اصرار اميرانتظام را جاسوس امپريالسيم آمريکا و لايق اعدام خوانده بود با حکمی به معنای جاسوسی برای امپرياليسم شوروی، کنار او قرار گرفت. و شايد غريب تر از آن مجادله ای بود که بعد از انتشار کتاب " آن سوی اتهام- خاطرات اميرانتظام" بين وی و عباس عبدی بوجود آمد که اميرانتظام وی را بازجوی روزهای اول دستگيری خود نشانی داد که با نفرتی تمام به او ناسزا می گفت. عبدی اين انتساب را تکذيب کرد و در مصاحبه ای گفت که وی را با شخصی به نام حسن عباسی که نامش نه مستعار بلکه واقعی است اشتباه گرفته است. در آن نامه عباس عبدی پرآوازه ترين کس از ميان دانشجويان اشغال کننده سفارت آمريکا در تهران، با اشاره به کيفرخواست اوليه اميرانتظام که وی را به جاسوسی متهم می کرد نوشت:" زندان او طولانی شد و پنج سال حبس وی را کفايت می کرد". کمتر از يک سال بعد از اين مجادله، عباس عبدی به اتهام فروش اطلاعات به دستگاه های آمريکائی محاکمه و به زندانی طولانی محکوم شد . او نيز چون عباس اميرانتظام اتهامات خود را قبول ندارد گرچه مانند وی زندانی است.
عباس عبدی و هتل 105 طبقه
ـ۴۳۵ کلیک
www.asriran.com
در روزنامه شنبه خبری خواندم که تاکنون در مورد آن چیزی نشنیده بودم. خبر درباره هتلی 105 طبقه (یکبار دیگر بخوانید یکصد و پنج طبقه هتل در پیونگ یانگ،،) بود که در پایتخت کره شمالی ساخته شده بود. ساخت این هتل موشکی شکل در سال 1987 (21 سال پیش) شروع شد و از 16 سال پیش و قبل از تکمیل تجهیزات داخل آن بلااستفاده مانده است. این هتل سه هزار اتاق خواب دارد که احتمالاً 4500 نفر می توانند در آن مستقر شوند. دستور ساخت این هتل به عنوان نماد پیشرفت کره شمالی در برابر کره جنوبی صادر شد تا «کیم ایل سونگ» آرزوی بزرگ خود را از ساخت این آسمان خراش در شهر درجه چندم پیونگ یانگ به گور نبرد. برای اطلاع از ابعاد موضوع، کافی است گفته شود که برای تکمیل و ایمن سازی این هتل در حال حاضر دومیلیارد دلار سرمایه لازم است و این در حالی است که حکومت کره شمالی در برابر کمتر از 200میلیون دلار نفت از تمام شعارهای هسته ای خود کوتاه آمد، جالب است که این هتل در کشوری ساخته شده که کاملاً دولتی و مردمش فقیرند و احتمالاً قادر نیستند حتی یک شب هم در این هتل (در صورت تکمیل) بخوابند و باید توریست های خارجی آن را پر کنند. در حالی که در شرایط کنونی به دلیل سیاست های عمومی و نیز وضع اقتصادی این کشور بعید است که حتی چند صد نفر توریست خارجی در این کشور حضور داشته باشند، مردمی که گرسنه هستند و ده ها هزار نفر از آنان به همین دلیل مرده اند، فقط و فقط هزینه بلندپروازی ها و ارضای حس جاه طلبی های رئیس جمهوری مادام العمر و وارث او را می پردازند که درک درستی از معنای پیشرفت و توسعه ندارد و تصور می کند که با ساختن یک هتل 105 طبقه می تواند مردمش را سربلند کند. در حالی که سربلندی هر ملتی به میزان آزاد بودن مردم آن در تعیین سرنوشت خود و بهبود جامعه خویش است. احساس خفت و خواری که از دیدن این بنای عظیم و بیهوده به مردم کره شمالی دست می دهد قطعاً زجرآورتر از گرسنگی و ضعف ناشی از عدم دسترسی به غذا برای تامین کالری لازم برای زنده ماندن آنهاست.
عباس عبدی: «آمارهای دولت نهم جعلی و دستکاری شده است و عین مدرک شان می ماند.»
ـ۱۷۵ کلیک
www.sarmayeh.net
عباس عبدی در پاسخ به ادعای مشاور اقتصادی محمود احمدی نژاد درباره سیاه نمایی وی علیه طرح تحول اقتصادی، طرح مذکور را نامعلوم و یک بازی سیاسی نامید.عبدی که از سوی مرتضی تمدن به مخالفت درباره طرح تحول اقتصادی متهم شده است از اینکه دولت نهم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم قصد دارد مردم را بازی دهد چرا که این طرح حتی در اندازه های یک طرح انتخاباتی هم نیست ابراز تاسف کرد. مرتضی تمدن مشاور اقتصادی دولت جمعه پیش در جلسه بحث و بررسی سیاست های اقتصادی دولت نهم در اصفهان ادعا کرد بانک جهانی به افرادی در کشور برای عددسازی و ساختن آمار سیاه، پول می دهد و یک سخنران وقتی سخنرانی می کند این آمارها را به عنوان مرجع ارائه می دهد. به گزارش سایت یاری، تمدن مدعی شد: «در کشور اراده ای وجود دارد که می خواهد طرح تحول اقتصادی اجرا نشود، آقای عبدی در چند تحلیل خود گفته است که ما با دولت نهم چند مشکل داریم که یکی طرح تحول اقتصادی است و این تحلیل ها و عدد و ارقام برای ترساندن افکار عمومی مطرح می شود.» وی سپس با اشاره به مشکلی که برای اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده وجود دارد، گفت: «بعضی افراد یک جریان سیاسی، مسائلی برای این طرح به وجود می آورند و این عده تا شب انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز این جریان را هر روز و به یک بهانه جدید به روز خواهند کرد.» متهم کردن جریان اصلاحات و به طور بارز شخص عباس عبدی به سیاه نمایی در فعالیت های اقتصادی دولت نهم از طریق آمارهای نادرست از سوی مشاور اقتصادی دولت سبب شد تا عبدی در پاسخ به ادعاهای تمدن با انتقاد از عملکرد دولت نهم خواستار توضیح مسوولان درباره جزئیات طرح مذکور شود. در همین راستا این تحلیلگر مسائل سیاسی در گفت وگو با «سرمایه» با تاکید بر اینکه «ای کاش به جای تمدن، یک کارشناس مسائل اقتصادی شناخته شده از طرح های اقتصادی دولت دفاع می کرد»، گفت: «اظهارات بنده ربطی به تخریب دولت نهم نداشته و ندارد بلکه در حد طرح سوال درباره طرح جدید دولت بوده است.» وی با تاکید بر اینکه «طرح تحول اقتصادی که دولت نهم مدام آن را تبلیغ می کند طرحی مبهم است که حتی مجلس هم از جزئیات چگونگی آن اطلاعی ندارد»، ادامه داد: « طرح تحول اقتصادی یک ایده کلی است که جزئیات آن فقط برای افرادی چون تمدن روشن شده است.»
نتایج عجیب نظر سنجی اصلاح طلبان در تهران (زیر نظر عباس عبدی): محبوبیت هاشمی بیشتر از خاتمی
ـ۳۴۵ کلیک
fardanews.com
37.5 درصد، بیکاری، 27.5 درصد تورم، 18.6 درصد مشکل مسکن، 7.5 درصد مشکلات جوانان، 3.7 درصد مساله بنزین، 3.2 درصد جرم و جنایت و تخلفات اجتماعی و مابقی نیز سایر موضوعات را اولویت ها و مشکلات اصلی جامعه می دانند. --------- 30.9 درصد عملکرد دولت احمدی نژاد در اقتصاد را رضایت بخش اعلام کرده اند. در مقابل، 46.3 درصد نیز عملکرد دولت خاتمی در این زمینه را موفقیت آمیز اعلام کرده اند. ------------- 43.1 درصد از عملکرد دولت احمدی نژاد در سیاست خارجی ابراز رضایت کرده اند، در مقابل، 39.4 درصد نیز دولت خاتمی را در این زمینه موفق دانسته اند. --------------- در عرصه فرهنگی به ترتیب، 34.4 درصد از دولت احمدی نژاد و 47.1 درصد از دولت خاتمی بوده است. -------------- عملکرد هستهای، 63.8 درصد عملکرد دولت احمدی نژاد را موفق ارزیابی کرده اند، در مقابل، 15.4 درصد نیز عملکرد دولت خاتمی را در این حوزه موفق دانسته اند. --------------- در زمینه عدالت نیز، 45.7 درصد، دولت احمدی نژاد و 25.1 درصد نیز دولت خاتمی را موفق ارزیابی کرده اند. ----------- "به نظر شما، در انتخابات آینده مردم به چه کسی رای خواهند داد؟"، به ترتیب، 40.3 درصد، طرفداران دولت، 17.9 درصد طرفداران هاشمی و 14 درصد طرفداران خاتمی. بقیه شرکت کنندگان، انتخاب نهایی مردم را محدود به این سه گزینه ندانسته یا اعلام بی اطلاعی کرده اند. ------------ "خود شما به چه کسی را خواهید داد؟"، 27.6 درصد طرفداران احمدی نژاد، 16.8 درصد طرفداران هاشمی و 11.9 درصد طرفداران خاتمی را برگزیده رای خود اعلام کرده اند. بقیه شرکت کنندگان نیز انتخاب خود را محدود به این سه گزینه ندانسته یا هنوز انتخابی نکرده اند. --------------- "اگر همین امروز انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود، به چه کسی رای می دهید"، به ترتیب، 28.1 درصد احمدی نژاد، 9.8 درصد خاتمی و 14.8 درصد هاشمی را اعلام کرده اند. --------------- "اصل" و "نحوه" اجرای سهمیه بندی بنزین به ترتیب، 45.4 درصد خوب و خیلی خوب و 32 درصد بد و خیلی بد در مورد اصل سهمیه بندی بنزین و 38.5 خوب و خیلی خوب و 46.6 درصد بد و خیلی بد در مورد نحوه اجرای آن است...
مطلب خواندنی عباس عبدی پيرامون زوايای پنهان استيضاح کردان
ـ۶۱۳ کلیک
www.ayande.ir
عادي شدن دروغ و كلك و كلاهبرداري چنان رواج دارد كه در مورد جعل مدرك اوليه، بسياري از زعماي قوم جلوس كرده بر صندلي قدرت، آن را عادي دانستند و در مورد تزوير اخير هم برخي ديگر از زعماي آنان گفتند كه مسأله در حدي نيست كه نياز به تذكر كتبي باشد!.......نگاه دولت به مجلس چنان است كه يك مديركل دولت به خود اجازه ميدهد كه با گرفتن امضا زير برگه نخوانده، نه تنها آنان را فريب دهد، بلكه آنان را به سخره هم بگيرد، زيرا فقط وقتي كه يقين داريم كه طرف آن قدر پياده است كه ميتوان سرش را كلاه گذاشت، چنين اقدامي انجام ميدهد،... طرف هم چنان از خود بيخود و خمار ميشود كه رسيد را نخوانده امضا ميكند، آن هم نه يك رسيد كه دو رسيد و فقط پس از حذف اثر تخديري پول مفت است كه متوجه خطاي رخ داده ميگردند......... آنان كارهاي سادهلوحانه اي را در تزوير و كلك انجام ميدهند، كه فكر تبعات حتي يك ساعت بعد آن را هم نكردهاند، و مثل همه سياستهاي ديگرشان هرچه را كه فيالبداهه به ذهنشان ميرسد اجرا ميكنند. كاري كه انجام شده از فرط بلاهت، چيزي كمتر از سياستهاي اقتصادي جاري ندارد.......آيا مبارزان راه انقلاب را خفتهاند؟ از كليه كساني كه بالاي 45 تا 50 سال دارند و براي انقلاب مبارزه كردند ميپرسم، اگر در سال 1357 و پيش از آن اين امكان وجود داشت كه اين رويداد را در مجلسي برآمده از انقلاب جلوي چشم خود مجسم كنند چقدر حاضر ميشدند كه براي رسيدن به اين نقطه حتي اندكي ازخودگذشتگي كنند؟ سكوت و انفعال و بيتفاوتي مردم در برابر اين رويدادها را چگونه بايد تفسير كرد؟ آيا اين «آتش زير خاكستر» نيست؟
عباس عبدی: شنیدم کردان به کارمندان وزارت کشور 100 هزارتومان حق السکوت پرداخت کرده است
ـ۶۴۰ کلیک
tinypic.info
شنيدم كه به همه كاركنان وزارت كشور مبلغي پرداخت شده است(ظاهرا صد هزار تومان) همچنين به روزنامه نگاران هم هديه مي دهند و حتما تعدادي از مخالفان مجلسي را هم با فرماندار و بخشدار مطلوبشان راضي مي كنند و خوب الي آخر بعد هم همه چيز فراموش مي شود !! اما اگر به فكر مصلحت كشور و جامعه باشند بايد مثل همه دنيا عذر خواهي كرده و استعفا دهند و براي ابد خود را از سياست بازنشسته كنند.(لینک اصلی در قسمت نظرات)
عباس عبدی : خاتمی در انتخابات رای نمی آورد.
ـ۲۴۳ کلیک
www.ayande.ir
فكر ميكنيد فشار اطرافيان آقاي خاتمي براي اينكه دوباره به صحنه بيايد، ميتواند اين مساله را دوباره احيا كند، ذوب كند و دوباره قالبگيري شود؟ من به موثر بودن فشار عقيده ندارم. آقاي خاتمي با علاقه خود اين كارها را ميكند و آنطور كه ديگران ميگويند فشاري در كار نيست يا اگر هم باشد تاثيري در تصميم نهائي ندارد.بعلاوه اين كه خيلي بد است انسان كاري را بر اثر فشار ديگران بپذيرد بدون اين شخصا مسئوليت آن را قبول كند. از بس در جامعه با ريا مواجه بوديم هميشه عدهيي ميگويند كه ما در بند قدرت نيستيم و دوستان فشار آوردند و تكليف كردند. اصلاً كسي كه با فشار ديگران بيايد بهتر آن است نيايد و اين از خصلتهاي رياكارانه ما است. به نظر من بهتر آن است كه افراد بگويند كه ما قدرت را براي تحقق اين اهدافي كه اعلان كردهايم دوست داريم و كسب آن را ضروري ميدانيم و ميآييم، با دوستان هم مشورت كردهايم، نظرات خوبي ديدهايم، پسنديدهايم و آمديم، نه اينكه مقاومت كند و تحت فشار و خنده و گريه بخواهد بيايد زيرا مشخص است عاقبت آن چه خواهد شد. بنابراين در دور بعد اگر ايشان بيايند، نه فشار دوستان است و نه چيز ديگري، بلكه با رغبت و علاقه خودشان خواهند آمد، ولي فكر نميكنم بيايند، يعني اگر امروز باشد نميآيند، دليل هم اين است كه به احتمال قوي راي نميآورد.
در متن مدرك جعلي - عباس عبدی
ـ۳۸۴ کلیک
www.ayande.ir
گر كسي بپرسد كه در جريان مدرك جعلي وزير كشور به چه چيزي بايد تأسف خورد، خواهم گفت به حال جامعه و مردم خويش. از جاعل و استفادهكننده از سند انتظاري جز اين نيست، دهها نفر از افراد مشابه هم كماكان بر كرسيهاي خود تكيه زدهاند و كمترين ناني كه ميخورند از اين مدارك جعلي است و بيشترين آنها از راههاي ديگر و چه بسا بدتر حيف و «ميل» ميفرمايند و بر ريش همه ميخندند، و شايد هم گرايش به تراشيدن ريش از اين بابت بيشتر شده است كه كسي نتواند به آن بخندد. از اطرافيان جاعلان و حاميانشان هم انتظاري نيست كه مدرك برايشان مهم نيست، سهل است تخصص و مدرك مضر حالشان هم هست و حتي حاضرند چك 5 ميليوني بدهند و در خماري چك تحويلي زير برگه ديگري را امضا بگيرند. از اندك منتقدين رسمي اين جعل مدرك هم انتظاري نبايد داشت كه هنوز فرمان سكوت براي آنان صادر نشده است و مخالفت كنوني آنان هم صرفاً از اين بابت است كه ابروي نداشتهاي در حال ريختن است. اما بايد به حال جامعهاي تأسف خورد كه گويي فاقد بينايي و شنوايي و قدرت واكنش است. برخي افراد فكر ميكنند كه سياستمداران غربي آدمهاي ترسو يا احتمالا صادقي هستند كه وقتي با بحراني به مراتب كوچكتر از اين تخلف مواجه ميشوند، فوراً استعفا داده يا حتي خودكشي ميكنند و تا آخر عمر به گوشهاي ميخزند. اما به نظر من چنين نيست، بلكه فشار هنجاري از جانب افكار عمومي است كه زندگي را بر چنين افراد متقلبي چنان تنگ ميكند كه عطاي آن زندگي را به لقايش ميبخشند. فشاري كه اندكي از آن در اينجا نيست، به طوري كه نه تنها فرد متهم به خود حق ميدهد به جامعه و خبرنگاران درس اخلاق و شرع هم بدهد، بلكه كماكان هم بر مسند قدرت تكيه زده و به همراه رييسش خود را مظلوم ميداند كه چرا اصولاً با چنين هجمهاي مواجه شده است؟!! ضعف و سستي و فتور جامعه ما در برابر اين ناهنجاريهاست كه اجازه ميدهد مجلسي داشته باشيم كه براي استيضاح و بركناري چنين وزيري سه ماه ملت را سر كار بگذارد و به خواهش و تمنا براي استعفا يا عزل وي بپردازد و يك كارمند دولت آنان را با يك چك 5 ميليوني مصوب بودجه خودشان به سخره بگيرد. جامعه ضعيف، منشاء دولت قوي نخواهد بود. اگر به كاري كه در جريان واترگيت و در اوج جنگ سرد انجام شد و به استعفاي نيكسون انجاميد نگاه كنيم، يا برخوردي كه دستگاه قضايي و رسانههاي ايالات متحده با كلي...
فرق ناتوانی خاتمی با احمدینژاد
ـ۱۷۱ کلیک
www.kargozaaran.com
به دنبال سخنرانی بحثانگیز اخیر احمدینژاد در قم كه در آن به ناتوانی دولت خود در مقابله با تورم و فساد اقتصادی اعتراف كرده بود، «عباس عبدی» تحلیلگر سیاسی تاكید كرد كه جنس ابراز ناتوانی احمدینژاد با آنچه از سوی خاتمی در دوران ریاستجمهوریاش دیده میشد، متمایز است. وی در این مصاحبه توضیح داد: «یك فرق اساسی بین خاتمی و احمدینژاد وجود دارد و آن این است كه در مورد آقای خاتمی، بالاتر از اختیارات در حوزه او دخالت میشد، اما رئیسجمهور فعلی بالاتر از اختیارات خودش هم دارد عمل میكند، در حالیكه آقای خاتمی بسیار بسیار پایینتر از اختیاراتش عمل میكرد و صدایش هم درنمیآمد»
قاضی مرتضوی خطاب به عباسعبدی: ارجاع به كتاب قانون نزد من مسموع نيست ‼
ـ۲۲۱ کلیک
www.bbc.co.uk
....آقاي مرتضوي در يكي از مواردي كه كاملاً صادقانه رفتار كرد، كتاب قانون را كنار زد و متذكر شد كه ارجاع به كتاب قانون نزد من مسموع نيست (نقل به مضمون) و تحقيقاً از همين جا برايم روشن شد كه چه راهي پيش رو دارم. اگر چه از قبل هم معتقد بودهام كه مشكل اساسي كشور ما فقدان حاكميت قانون است، به همين لحاظ هيچگاه از رفتار غيرقانوني چندان متعجب يا حتي دلگير نشدهام، زيرا طبيعت ساختار سياسي ما چنين است، و اگر هم در طول اين پرونده بارها ناراحت شدهام از تخلفات ديگري است كه در ادامه شرح خواهم داد...ابتدا اصرار داشت كه به جاي آقاي نيكبخت وكيل ديگري بگيرم كه فردي را هم پيشنهاد كرد كه زير بار نرفتم، ولي پس از فشارهاي فراوان براي خلاصي از وي پذيرفتم كه آن فرد نيز به عنوان وكيل اضافه شود. كه اين را مكتوب از من گرفت، در حالي كه هيچ نيازي به آن نداشتم. به علاوه وي در بازجوييها دخالت ميكرد و دستور كم و زياد كردن پاسخها را ميداد و حتي در مراحلي با تهديد دستگيري خانواده به اين اقدام دست ميزد حتي يك بار گفت براي بچه كوچك او هم فكري شده است !...آنان كه اين متن را ميخوانند ميتوانند قياس كنند كه آيا در رژيم گذشته چنين اعمال فشارهايي عليه اهل سياست وجود داشت يا خير؟ كه اكنون آقاي مرتضوي آن را به عنوان يك شيوه عادي به كار ميبرد. ضمناً اين مسائل هيچ گاه از طرف بازجويان مطرح نميشد، علت هم روشن است، تا آنجا كه فهميدم آقايان بازجوها تحقيقاً از بچههاي انقلاب بودند و بعيد بود كه تا اين حد به لحاظ اخلاقي سقوط كرده باشند و هر روشي را براي رسيدن به هدف نامشروع مشروع بدانند....http://www.bbc.co.uk/persian/news/030714_a-abdi-letter.shtml
از نان و لوبیا تا عروسی باغ الهیه (عباس عبدی)
ـ۴۴۴ کلیک
www.jahannews.ir
خبرها ميآمد كه ميهمانيهاي زنانه بانوان محترمه مقامات، محل ارايه آخرین مد لباس پاریس و جواهرات ایتالیائی و جراحيهاي زيبايي و ساكشن شكم و پلاستيك و... شده و به سرعت خانههاي اعياني مصادرهاي و يا زمينهاي موات و بایر واگذاري به ثمن بخس با وامهاي ارزان قيمت تقديم آقایان شد و خانههاي آقايان بزرگ و بزرگتر شد و از جنوب و وسط شهر به دامنه كوههاي شميرانات نزديك و نزديكتر شد و طبقهاي جديد شكل گرفت كه تا پوست و گوشت و استخوانش در منابع مالي رانتي فرو رفته بود. البته اگر فيش حقوقي آنان را ملاحظه ميكرديد بر حسب آن درآمدها تا قرنها نميتوانستند اين راهي را كه طي چند روز پيمودند، بپيمايند.... در هر حال مردم اين وسط شدند مرغ عروسي و عزا كه هم در مراسم تجملگرايي و هم در مراسم سادهزيستي سرشان بريده شد. دعوت مردم با مانور تجمل همان قدر فريبكارانه بود كه نشان دادن كفشهاي كهنه فريبكارانه است. و در هر دو مورد سر جامعه بيكلاه مانده است...