لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
تقدیم به مقام معظم رهبری از طرف یک عاشق ولایت
ـ۶۹۱ کلیک
www.asgharagha.com
ای فدای تو هم دل و هم جان" دور قابت هزار بادمجان \ صوت تو صوت حضرت داوود سرو قدت چو خانم مرجان \ دست فرمان تو چو شوماخر تیزیت مثل چاقوی زنجان\ کوسه ها در مقابلت ميگو از خليجند يا که رفسنجان\ خايه ات رشک خايه رستم مال توفيل ومال او فنجان \ طبع شعرتوطبع روح الله هيبت تو هيبت آجان\ لرزد از اقتدار تو دشمن همچنان خايه های حلاجان ***************************************** البته انگار عاشق ولایت پس از اینکه صله ی درخوری از رهبری نصیبش نمی شود زبان به هجو می گشاید: زور و تزویر تا کی و تاچند تابه کی این خرافه و این گند؟/ توببین ظلم وجور وستم پوست ازکله خلایق کند/ فقرومکنت مزید برعلت ای دریغا زیک عدد لبخند/ نوحه و گریه شیون وزاری ازسرعید تاته اسفند/ دختر ان را به پیچه و چادر کرده ای عینهو چغندر قند/ دسته دسته جوان دانشجو می بری در اوین به بندازبند/ چه گهی میخوری تو ای رهبر ای تورا جان مادرت سوگند/
بعد از جوالدوزی که دیشب به نیروی انتظامی زدیم، سوزن امشب مهران مدیری را به خودمان بپذیریم!
ـ۸۴۸ کلیک
weblog.atighe.ir
استادان بزرگ، خراب، عزلت و چه را دیدید؟ حرکاتشان خنده دارد بود. نه؟ به چند نفر ما برخورد که این نوع اشعار به سخره گرفته شد؟ اگر به شما هم برخورد، از مهران مدیری خرده نگیرید. خود شکنید که آینه شکستن خطاست. این کافه نشینیها، به به گفتن به خزعبلات همدیگر، جوزدگی سیاسی، شعرهایی که بوی گند سیاست زدگی می دهند، بی سوادی در لفاف به اصطلاح نوگرایی، مسخره بازی به نام مدیتیشن و هزار و یک درد که دامان روشنفکری این جامعه را گرفته است، برایتان آشنا نیست؟ چندین سال پیش استاد عزیز نسین، امروز مهران مدیری و چند دقیقه بعدش بنده، سعی کردیم این تلنگر را به خود و بقیه بزنیم. حرف ما سه نفر را جدی بگیرید :دی
فوق العاده! نماز با شش زن عریان ،غزل!...هادی خرسندی
ـ۲۷۶۴ کلیک
blog.360.yahoo.com
سروده بسیار جدید از هادی خرسندی در باب سردار زارعی . به خاطر فیلتر بودن سایت اصلی در ایران لینک رو عوض کردم
به یاد شاعرانههای قیصری که رفت
ـ۳۰۸ کلیک
www.radiozamaneh.com
غنچه با دل گرفته گفت: / زندگی، لب زخنده بستن است / گوشهای درون خود نشستن است / گل به خنده گفت / زندگی شکفتن است / با زبان سبز راز گفتن است / گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد / تو چه فکر میکنی؟ کدام یک درست گفتهاند؟ / من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است / هر چه باشد او گل است! / گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!
وطن یعنی همین آیینه دق! - وطن یعنی خلایق هرچه لایق
ـ۴۴۲ کلیک
dr-huhuluhu.persianblog.ir
وطن یعنی صف نون و صف شیر / وطن یعنی همش درگیر ، درگیر/ وطن یعنی همین بنزین همین نفت / همین نفتی که توی سفره ها رفت/ وطن یعنی همین سهمیه بندی / وطن یعنی کمربند و ببندی/ وطن یعنی لیسانس ، علاف ، بیکار / کمی چایی ، کمی قلیون و سیگار/ وطن یعنی خیابان خواب ، معتاد / پسرهای فرار ، ای داد بیداد / وطن یعنی تموم سهم ملت / یه تیکه نونه و باقی خجالت/ وطن یعنی من و تو در محافل / ز درد اجتماع خویش غافل/ وطن یعنی اداره ، زیر میزی / اگه بیشتر بدی ؛ بیشتر عزیزی !/ وطن یعنی هزاران پشت کنکور / فدای مدرک از گهواره تا گور/ وطن یعنی امیر قلعه نوعی! / ( اونم ما رو گیر آورده به نوعی! )/ وطن یعنی هزاران خونه خالی / زن کوچه نشین ، مرد زغالی/ . . . وطن یعنی حقوق حقه زن / : همه خوبن به جز مادر زن من!/ وطن یعنی یه دانشگاه آزاد / که کلی شهر ها رو کرد آباد!/ وطن یعنی لباس برمودایی ؟ ( ولی تیپ قشنگیه ؛ خدایی !!! )/ . . . وطن یعنی که اصلاحات چینی / وطن یعنی یه روز خوش نبینی!/ وطن یعنی همین آیینه دق! / وطن یعنی خلایق هر چه لایق/ وطن یعنی تحمل ، تاب ، طاقت / وطن یعنی حماقت در حماقت/
دختر شهريار: سريال «شهريار» غيرواقعي، توهينآميز و تحريفگر است!
ـ۷۸۹ کلیک
www.farsnews.com
انتقاد «مريم بهجت تبريزي» نسبت به سريال «شهريار»؛ خبرگزاري فارس: «مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام ميكنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است.
چاپلوسی یک شاعر در وصف آيت ا.. خامنه اي: آبي روح آب را ماني، کوثري در ناب را ماني، خنده مهتاب را ماني...
ـ۶۷۲ کلیک
video.google.com
متن کامل: با عرض سلام به پيشگاه ولي نعمت مسلمين جهان، رهبر دلم، عزيز دلم، حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي: خورشيد دميده، شب فراري شده است/ در آينه شط نور جاري شده است/ از مقدمت اي مسيح عصر گل سرخ/ شيراز دلم باز بهاري شده است/دل خانه موروثي جانانه ماست/ سرشار مي شعور پيمانه ماست/ نوآوري و روح شکوفايي ها از قائد عيسي دم فرزانه ماست / پير عشقي شباب را ماني / جوهر التهاب را ماني / اي شکوه هميشه دريا، آبي روح آب را ماني / بر سرت تاج سبز ياسين است/ کوثري در ناب را ماني / اي حضور نهان ز مرغ چمن / در رگ گل گلاب را ماني / در شبستان زندگاني من خنده مهتاب را ماني / اي رخت مصحف رسول سحر / رهبر انقلاب را ماني / او سراپا کتاب عرفان است/ تو کليد کتاب را ماني / اي بلوغ هزاره گل سرخ/ غيرت بوتراب را ماني / سيد عارف خراساني مهر زير نقاب را ماني / در دل گمرهان شب باور تير سرخ شهاب را ماني / تو در آيينه شقايق ها غزل آفتاب را ماني / راز سربسته کتاب دلي / احدي شعر ناب را ماني /
شعر یک شاعر ایرانی بر نیمکت پارکی در لندن
ـ۱۲۸۲ کلیک
i4.tinypic.com
این منظره رو دیروز در Hampstead Heath Park لندن دیدم . داشتم توی این پارک قدم میزدم که دیدم روی یکی از نیمکت ها شعری نوشته . شعر زیبایی بود . بعد چشمم خورد به نام شاعر اون که نویسنده و شاعر ایرانی به نام پرویز اوصیا است . این عکس از همون نیمکت هست .
شعری در احوالات بالاترین و حال و هوای خبرهایش و مثبت و منفی هایش (تلخون)
ـ۶۷ کلیک
sizdah.wordpress.com
چون خبر منفيست ، مثبت ميدهم..... راي آبي را به آفت ميدهم..... مملكت پر گشته از اخبار داغ..... از سر محمود و ملاهاي چاق..... تا كه گندي ميشود حاصل از اين ..... مي رود بالا در اين بالا ترين..... يا تجاوز ياتحصن ، يا دروغ..... يا گراني هاي پودر و كشك و دوغ..... يا سخن هاي كميكي از رجال..... يا جوك اس ام اسي از ارتحال..... حرف هاي تلخ با طنز سياه..... يا كه رسوا كردن جرم و گناه ..... حرف مردن ، حرف زندان ، حرف درد ..... بغض و گريه ، اشك و ناله ، آه سرد ..... تيتر ها آبي ولي مضمون سياه..... مثل ابر تيره در اطراف ماه..... چرت و پرت دولتي ها تيتر داغ..... حرف هاي مضحك از محمود دماغ..... آدمي حالش دگرگون مي شود..... قلبش از اين قصه ها خون مي شود..... مملكت گرديده شلغم شور با ..... درهمي از ريش و پشم است و عبا..... هر كسي ساز خودش را مي زند..... هركسي رقص خودش را مي كند..... پر شد از اخبار منفي اين فضا..... حاصل جبر است يا قدر و قضا ؟..... ساحل آرامشش اينجا كجاست ؟..... درد ما را پس چه درماني دواست ؟..... كاش روزي حال ما بهتر شود.... روزگار غصه مان آخر شود ..... اين فضا پر گردد از اخبار خوب..... از شمال و غرب و شرق و از جنوب..... راي مثبت را به بهتر تر دهيم..... از برايش هم كه جان و سر دهيم .... ناخداي باخدا آيد به كار..... در بيارد از بد انديشان دمار ...
شعر يك طلبه براي امام خامنه ای(پاچه خواری)
ـ۱۵۰۴ کلیک
uk.youtube.com
خامنه ای هم حسابی حال میکنه.چند نفری هم گریه میکنن
لب بر لب یار مزه داره
ـ۴۱۷ کلیک
yoozpalangh.wordpress.com
یادم میاد زمانی که دانشجو بودم. در یک شب زمستانی که جمع دوستان جمع بود و سرمای زمستان مجال شبگردی را از جمع در آن شب بلند گرفته بود. به پیشنهاد یکی از دوستان نشستیم به مشاعره و محفل رفته رفته گرم شد. در اواسط محفل مشاعره یکی از همدوره ایی ها به منزل ما آمد. او که نسبتی هم با شعر و شاعری نداشت. به تحریک و فشار دوستان و نزدیکانش در جمع، وارد محفل مشاعره شد و آغاز چرخش ابیات دوباره جمع را سرمست کرد. تا اینکه نوبت این دوست تازه از راه رسیده شد . او که باید بیتی را با حرف “لام” و در پاسخ بیت “یا مکن با پیلبانان دوستی *** یا بنا کن خانه ایی در خورد پیل” آغاز می کرد. پس دقایقی بسیار به یکباره از جای جست و فرمود”لب بر لب یار مزه داره *** در گوشه کنار مزه داره” تصور آنچه در پی گذشت زیاد سخت نیست. اما اکنون که به بیانات و رفتار احمدی نژاد در میان جمع سیاستمداران و عالمان علم اقتصاد بیشتر توجه می کنم . مدام این خاطره ی آن بیت خاطره ساز در ذهنم تداعی می شود.
امروز( پانزدهم فروردین ) سالروز درگذشت پروین اعتصامی است
ـ۳۵ کلیک
irinn.ir
پروین اعتصامی كه نام اصلی او رخشنده است در بیست و پنجم اسفند 1285 هجری شمسی در تبریز چشم به جهان گشود و در كودكی با خانواده اش به تهران آمد. یوسف اعتصامی ، پدر پروین معروف به اعتصام الملك از نویسندگان و دانشمندان به نام ایران بود. وی نخستین چاپخانه را در تبریز بنا كرد مدتی هم نماینده ی مجلس بود. در یازده سالگی به دیوان اشعار فردوسی ، نظامی ، مولوی ، ناصرخسرو ، منوچهری انوری ، فرخی كه همه از شاعران بزرگ و نام آور زبان فارسی به شمار می آیند، آشنا بود و از همان كودكی پدرش در زمینه وزن و شیوه های یادگیری آن ها با او تمرین می كرد.پروین در 18 سالگی فارغ التحصیل شد و در تمام دوران تحصیل یكی از شاگردان ممتاز مدرسه بود.البته پیش از ورود به مدرسه معلومات زیادی داشت. پیش از ازدواج او ، پدرش با چاپ مجموعه اشعار او مخالف بود و این كار را با توجه به اوضاع و فرهنگ آن روزگاردرست نمی دانست ، اما پس از ازدواج پروین و جدائی او از شوهرش به این كار رضایت داد. نخستین مجموعه شعر پروین حاوی اشعاری بودكه او تا پیش از 30 سالگی سروده بود و بیش از 150 قصیده قطعه غزل و مثنوی را شامل می شد. پروین اعتصامی پس ازكسب افتخارات ، ناگهان در روزسوم فروردین 1320 بستری شد . پزشك معالج او بیماری اش را حصبه تشخیص داده بود ، اما در مداوای او كوتاهی كرد و متاسفانه زمان درمان او گذشت و شبی حال او بسیار بد شد و در بسترمرگ افتاد و در 15 فروردین (شب شانزده 1320 هجری شمسی ) چشم از جهان فروبست .
شعر شهریار در مدح رفسنجانی و خامنه ای/ گوهر شب چراغ رفسنجان، كفهاي همتراز خامنهاي
ـ۵۰۰ کلیک
enghelab-57.blogfa.com
گوهر شب چراغ رفسنجان /اي چراغ تو رهنمون دلم ، كفهاي همتراز خامنهاي /در ترازوي آزمون دلم....... بازوان امام آنكه دگر /بي قرين است در قرون دلم............ چشم اميدي و چراغ نويد/هم شكوهي و هم شكون دلم........در ركوع و سجود خامنهاي ،من هم از دور سرنگون دلم ...........خاصه وقت قنوت او كز غيب /دستها ميشود ستون دلم ...........او به يك دست و من هزاران دست /با وي افشانم از بطون دلم .............عرشيان ميكنند صف به نماز /از درون دل و برون دلم
دنیای تلخی دارند زنان ِ زیبا.......(شعری از حسین نوروزی)
ـ۵۷۴ کلیک
hoseinnorouzi.com
رانندههای سربهراه تو را دوست داشتند قهوهخانههای بینراهی و کارگران ِ خستهء تابستان... اتوبوسها محو ِ تو بودند که در درّه لغزیدند... جادهها تو را گم کردند اگر که پایانی ندارند و سیگارها سیگارهای بسیاری به آتش تو سوختند.../ تو چه بودی ماهی ِ سبزهروی دیوانه؟!...
و تهران، همانی که تنی داشت زنی بود روزگاری ....(شعری از حسین نوروزی)
ـ۱۱۳ کلیک
hoseinnorouzi.com
قورباغههای کودکی از عذاب ِ الیم مُردهاند با سنگهای خدای بزرگ / عجیب نیست اگر هنوز ایمان داریم که شاه برمیگردد / راههای شوسه قدر ِ دریا میفهمند و دوش از آب - سرشار ِ فرو رفتن از تنیست که زیبا بود / پوست شب را کشیدهاند تا صورتی که زنی داشت و آبها آبهای دور / تختخواب را به آغوش میکشم/ شاه برمیگردد و تهران، همانی که تنی داشت زنی بود روزگاری زرد / سبز/ سرخ ...
قبر «اخوان ثالث» پشت مستراح!
ـ۴۵۴ کلیک
maryamhosseinian.blogfa.com
از مردی که بستنی قیفی لیس میزند می پرسید: ببخشید مقبره اخوان ثالث کجاست؟ لهجه غریبی دارد . نمیدانید اهل کجاست. با انگشت به نقطهای اشاره می کند و میگوید: آنجا. میبینید؟ پشت مستراح... بغض نکنید. البته اگر نروید بهتر است. فقط دو گلدان اطراف سنگی ساده و تخت میبینید و عده انگشتشماری که سر تکان میدهند و میروند... هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
برای حسین نوروزی و بانو ! / تلخ نوشته ها
ـ۲۳۵ کلیک
shatot.wordpress.com
گاهی که افسرده ام ؛ گاهی که داغونم ؛ گاهی که سرم درد میکنه و حوصله هیچکس حتی خدا رو ندارم میرم سراغ وبلاگ حسین نوروزی ! چه نعمتیه تو این دنیای مجازی این وبلاگ ! قبلا به حسین گفتم که چقدر دوستش دارم ...! حسین هم به شوخی چیزی گفت و گذر کرد ! دیشب که وارد وبلاگش شدم اهنگ زیبا و ملایم وبلاگ شروع کرد به زدودن گرد و غبار ذهنم ! عین توی ارایشگاه که ارایشگر موهای اضافی سرت رو میزنه و شاداب میشی ! عین توی حموم که کیسه میکشی و چرک های تنت گوله گوله میریزه رو زمین و دوباره با طراوت میشی ! شروع به خوندن کردم و بیشتر از شب های دیگه لذت بردم ! توی این وبلاگ یه زندگی موج میزنه ! عشق رو میتونی حس کنی ! حتی میتونی لمس کنی ! گاهی چند خط رو میخوندم و لبخند خفیفی روی لبم نقش میبست ! گاهی بی اختیار میدیدم داره اشک هام میاد ! لامصب تو چه میکنی با این کلمات که اینجوری میتونه ادم رو زیر و رو کنه ؟ پای وبلاگ حسین که میشینی روحت جلا پیدا میکنه ! لامصب عین کارواش میمونه ! میشوره و برق میندازه ! هی هر چی میری جلوتر کیفور تر میشی ! عین وقتی که پیک سوم عرق سگی رو میری بالا ! یا عین کام پنجمی که از وافور میگیری ! ببخش حسین جان که قداست کلامت رو با نجاست عرق مقایسه کردم ! گاهی الکن میشم در مقام تعریف بخدا ... درجا میزنم ! بذار بگم عین وقتی که نماز عشق رو سلام میدی ! حسین تو شاعر نیستی ! تو نه در بند قافیه ای نه در فکر جاذبه ... حسین من فکر میکنم تو تمام وجودت شعره ! حس میکنم وقتی میری سبزی فروشی ! وقتی میری سیگاربخری ! وقتی میری جگرکی سر خیابون دو سیخ جگر بخوری شعر میگی ... حس میکنم اگه شعر رو از حسین بگیرن چیزی ازش نمیمونه حتی به اندازه سر سوزن ! و اما بانو ... بانو که میگم دست و دلم میلرزه ! و چقدر ذوق میکنم کلامت را به حسیم میخوانم بانو ! مرد من! دلم میخواهد یک بار دیگر هم بگویم: در عاشقی کردن بیهمتایی!