لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
درد دل های پروین سلیمانی بازیگر کهنه کار سینما و تلویزیون :مردم من درد دارم شاید این آخرین مصاحبه من باشد
ـ۵۸۱ کلیک
uk.youtube.com
اگر حوصله ندارید همه اش را ببينيد يك دقيقه آخرش را حتما ببينيد. واقعا تاثرانگيز است. پروين سليماني بازيگر قديمي سينما و تلويزيون اين روزها به شدت مريض است و مانند بسياري از هم نسلانش در كنج خانه اجاره اي روزگار مي گذراند،بدون آنكه كسي جوياي احوالش باشد.
گزارش ديدني 30 سال پيش تلويزيون ايران در مورد وضعيت سينماي ايران با حضور فردين و فرمان آرا
ـ۹۰۸ کلیک
uk.youtube.com
چند روز قبل تلويزيون بخش هايي از يك گزارش خبري را پخش كرد كه در تابستان سال 57 در مورد اوضاع نابسامان سينماي ايران در آن زمان تهيه شده بود. اين گزارش با حضور افرادي مانند فردين و بهمن فرمان آرا واقعا ديدني است. مخصوصا صحبت هاي فردين در مورد گراني فزاينده و بحث سانسور و ... . ظاهرا مشكلات امروز با 30 سال قبل خيلي فرق نمي كند.
پایان صدای پر خش خسرو شکیبائی.........محمد علی ابطحی
ـ۳۹۹ کلیک
webneveshteha.com
امروز نزذیکی های ظهر، پیامک تلخ و کوتاهی رسید: خسرو شکیبائی در گذشت. هنرمندی که واقعاکم نظیر بود. اولین بار او را در سال 64 در رادیو دیدم. من مدیر رادیو بودم و یک ساعتی در دفتر کارم در طبقه ی دوم ساختمان قدیمی رادیو در میدان ارک با هم گپ زدیم. قرار بود یک سری برنامه در رادیو اجرا کند. امروزدر این فرصت چند ساعته پس از مرگش سایت بالاترین را نگاه می کردم. وبلاگنویسان هنر شناس در باره ی زوایای مختلف هنرمندی و به خصوص بازیگری اش خیلی خوب و مفصل نوشته بودند.به عقیده ی من اما در کنار هنر بازیگری اش که از بی نظیر ترین ها بود صدای پر خش و پر جاذبه ی او، هنر زیباتر شکیبائی بود. سال ها بود که هر وقت دلم می گرفت شعر های سهراب سپهری را با CD صدای پای آب خسرو شکیبائی گوش می کردم.چند باری هم شعر های عبدالملکیان و فروغ را در CDهای مهربانی و پری خوانی اش شنیده بودم. هر سه تا، کار انتشاراتی خوش سلیقه دارینوش بود. خیلی وقت ها به آن کتابفروشی کوچک و پر صفا ذر خیابن شریعتی سر می زنم. یکبار شنیدم که دارینوش در این سه ساله نتوانسته مجوزی برای کار های جدیدش بگیرد.دوستی دارم که خیلی با شکیبائی دمخور بود وهمیشه از او حرف می زد. در مشکلات شخصی اش هم همراه او بود. امروز زنگ زده بود و کلی گریه می کرد.می گفت: مرگ او در روز وفات حرت زینب تصادفی نبود. یاد آوری می کرد که خیلی پیشتر ها به من گفته بود که خسرو هیئتی است. رفتن هر هنرمندی، که مردم با صدا و تصویرش خاطره های فراوان دارند، یک مصیبت شخصی و برای خانواده ی او نیست، یک غم فراگیر برای همه ی مخاطبان است. بخصوص آدمی مثل خسرو شکیبائی که درهمه کارهایش چهره ای آرام و اطمینان بخشی داشت. یادش برای همیشه گرامی باد.
صحنه ورود مادر به خانه در فيلم " مادر " از علي حاتمي
ـ۶۱۵ کلیک
youtube.com
و بازي بي نظير اكبر عبدي !
صداي « جري لوييس» به خاطرهها پيوست...
ـ۱۴۳ کلیک
www.isna.ir
بزرگداشت «حميد قنبري» در تهران برگزار ميشود.روز گذشته پيكر حميد قنبري (دوبلور) بر دستان اهالي تاتر، سينما، دوبله و موسيقي كشور از مقابل خانهي سينما تشييع و در قطعهي هنرمندان ايران بهخاك سپرده شد. بر اساس همين گزارش،حميد قنبري، پيشكسوت عرصهي تاتر، سينما و دوبلهي ايران، هفتم مهرماه در سن 83 سالگي و بهدليل عوارض ناشي از سكتهي قلبي در تهران درگذشت.
ديشب از "سرگيجه" اي كه ديديم سرگيجه گرفتيم / به بهانه مثله كردن شاهكار آلفرد هيچكاك
ـ۲۰۳ کلیک
uk.youtube.com
ديشب من هم مثل خيلي از شما از ديدن نسخه مثله شده و سلاخي شده فيلم "سرگيجه" هيچكاك در تلويزيون حسابي عصباني شدم. سانسور حدود 30 دقيقه فيلم و حذف بخش هايي از داستان فيلم كه حتي با معيارهاي صدا و سيما هم مشكلي نداشت، به هم ريختن نماهاي مختلف فيلم ،دستكاري در دوبلاژ و ... تنها بخشي از اين دسته گل هاي تلويزيون است. به عنوان نمونه سكانس پاياني فيلم در دو نسخه اصلي و سانسور شده فيلم را كنار هم مونتاژ كرده ام تا خودتان شاهد دستكاري وحشتناك اين شاهكار كلاسيك سينما باشيد. (پرش هاي بخش انتهايي نسخه سانسور شده مربوط به من است. در ضمن روشني مانيتور را تا حد امكان زياد كنيد تا جزييات را هم ببينيد) اي كاش آقايان اين همه اصرار به پخش شاهكارهاي سينما با اين كيفيت فجيع و نازل نداشتند. چون با اين كارشان دل تمام هنر دوستان در اقصي نقاط جهان را به درد مي آورند.
اولين فيلم پس از 10 سال در سينما آزادی اكران شد
ـ۲۵۴ کلیک
www.farsnews.com
با حضور شهردار تهران و تني چند از مسئولين شهرداري تهران اولين فيلم پس از گذشت 10 سال از آتشسوزي اين سينما، در يكي از پنج سالن آن اكران شد............... گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، اين فيلم با نام آسمان ايران و در سالن شهر هفتم سينما آزادي اكران شد. به گزارش فارس، شهردار تهران ضمن بازديد از سينما آزادي از بخشهاي مختلف آن ديدن كرد. ................ همچنين، اكبر تشكرينيا مدير عامل شركت توسعه فضاهاي فرهنگي شهرداري تهران به خبرنگار فارس گفت: امروز نماسازي سينما آزادي به اتمام رسيد و اختتاميه جشنواره فيلم ايراني در اين سينما برگزار خواهد شد.
صحنه دفاع آل پاچينو از چارلي در فيلم Scent of a Woman
ـ۲۶۱ کلیک
uk.youtube.com
اول يه خلاصه از فيلم رو تا اينجا ميگم تا حرفهاي اين صحنه از فيلم براتون قابل درك باشه.پسري (چارلي سيمز) كه كنار آل پاچينو(اسليد- يه افسر قديمي ارتش كه در يك حادثه نابينا شده) نشسته وضع ماليش خوب نيست دنبال يه كار بوده كه متوجه ميشه يه خانواده چون دارن ميرن تعطيلات براي مراقبت از آل پاچينو احتياج به يه مراقب دارن و اينجوري اين پسر با آل پاچينو آشنا ميشه.سه تا پسر ديگه اي كه حرفشون مياد وسط يه برنامه ميريزن و يه مقدار رنگ رو خالي ميكنن رو سر رييس مدرسه ( كسيكه جلوي تريبون داره حرف ميزنه ) و اون رو جلوي بقيه شاگردا دست ميندازن.شبي كه اونا داشتن ترتيب اين برنامه رو مي دادن چارلي سيمز و ويليس (پسري كه موي بور داره و چند جا نشون ميده كه نشسته كنار پدرش) اونا رو ميبينن.(پدر ويليس آدم پولدار و با نفوذيه كه اداره كنندگان مدرسه دوست ندارن اون رو از خودشون برنجونن.اين مدرسه هم يه مدرسه معروفه كه سياستمداراي معروفي درش درس خوندن.مدرسه برد).حالا رييس مدرسه اين جلسه رو ترتيب داده و از اين دو نفر ميخواد كه بگن چه كساني مسوول اين كار بودن.ويليس يه حرفهاي مبهمي ميزنه و بعدش ميگه من چون چشمام ضعيفه و لنزهام رو اون موقع نذاشته بودم چيز بيشتري نمي تونم بگم بهتره از چارلي سيمز بپرسين.خيلي روشنه كه براي رييس مدرسه و اداره كنندهاش خيلي بهتره كه چارلي سيمز رو محكوم كنن و ويليس رو به خاطر نفوذ و قدرت پدرش تشويق. ولي حالا از اينجا به بعد آل پاچينو به زيبايي شروع ميكنه به دفاع از چارلي سيمز.به چشمهاي آل پاچينو دقت كنين كه حركت زيادي نداره و بسيار زيبا نقش يه نابينا رو بازي ميكنه و به خاطر بازي در اين فيلم در سال 1992 اسكار بهترين بازيگر رو برده.( متن انگليسي صحبتها با ترجمه در قسمت نظرات)
ما ايستاده ايم تا گذشتن هنرمندان را تماشا کنيم - به مناسبت درگذشت اسماعيل داورفر
ـ۱۷۱ کلیک
www.etemaad.com
[قديمي اما تازه - از روزنامه اعتماد تیر ۸۶، شاید چندان مرتبط نباشد، اما حديث مكرر سرزمين ماست]در کودکي دو، سه بار با پدر و مادرم براي تماشاي تئاتر به جامعه باربد و تئاتر دهقان در خيابان لاله زار رفته بودم. تئاترهايي که ديدم همه فکاهي بود و داستان آنها غالباً از هزار و يک شب اقتباس شده بود. تئاترهاي اداره هنرهاي دراماتيک اکثراً جدي بود و پرمحتوا آنقدر که گاهي وقت ها درک حرف ها برايم مشکل بود. گروه تئاتر اداره هنر هاي دراماتيک تئاتر مرده هاي بي کفن و دفن اثر ژان پل سارتر را در تالار فرهنگ اجرا مي کردند. تالار فرهنگ چسبيده به مدرسه دخترانه رضاشاه بود. باز هم با تمام خانواده به تماشا رفتيم. تمام بزرگان تئاتر آن روز اداره هنرهاي دراماتيک در آن تئاتر بازي مي کردند. فکر مي کنم آن روزها نمي شد تئاتري اجرا شود و انتظامي و نصيريان و جمشيد و والي و کشاورز و فني زاده و داورفر و شنگله و بسياري ديگر که امروز نام هايشان در خاطرم نيست، نباشند. هميشه همه بودند. و چه تئاتر زيبايي بود اين مرده هاي بي کفن و دفن.
تقديم به همه بچه مدرسه اي هاي دهه 60/ بخش هايي از فيلم تامل برانگيز مشق شب، اثر عباس کیارستمی
ـ۲۵۰ کلیک
uk.youtube.com
فيلمي در مورد بچه مدرسه اي هاي دهه 60. بچه هايي که اکثرشان نمي دانند تشويق چيست، ولي همه شان مزه تنبيه را چشيده اند. بچه هايي که دوست دارند مهندس کميته! بشوند. بچه هايي که معلم هايشان فکر مي کنند اگر مشق شبشان خيلي زياد باشد و تا 12 شب طول بکشد حتما در آينده موفق خواهند بود و بچه هايي که به قول يکي از اوليا که در خارج از ايران با ديگر نظام هاي آموزشي آشنا شده، فقط بلدند درس ها را حفظ کنند و از خلاقيت در آنها خبري نيست...
سينمای مستقل در پی ساختن فيلمی از کوروش هخامنشی
ـ۸۷ کلیک
www.radiofarda.com
کار ساخت یک فیلم بلند سینمایی درباره کوروش بزرگ، بنیادگذار فرمانروایی هخامنشیان قرار است در آینده ای نزدیک آغاز شود. سرمایه ای که برای ساخت این فیلم در نظر گرفته شده، معادل هشتاد میلیون دلار است که يکی از پر هزینه ترین تولیدات مستقل سینمایی به شمار می رود. آلکس جووی، کارگردان این فیلم در گفت و گو با راديو فردا می گوید: به خاطر ویژگی های کوروش بزرگ در امر تساهل و ارج نهادن به مذاهب، سنن و فرهنگ مردمان گوناگون، همواره مجذوب شخصیت این پادشاه ایران هخامنشی بوده که از پایه گذاران منشور حقوق بشر در جهان به شمار می رود.
ويديوي جالبي از رضا بيك ايمانوردي بازيگر فيلم هاي فارسي كه يك سال قبل از مرگش تهيه شده است
ـ۵۸۸ کلیک
uk.youtube.com
ايمانوردي در سال 2003 در آمريكا درگذشت
سانسور مفتضحانه ي خيلي دور خيلي نزديک
ـ۳۳۹ کلیک
www.alirezamotamedi.com
سانسور خودسرانه و توهین آمیز صدا و سیما پایان مومنانه ی فیلم را به پیروزی تاریکی و فائق آمدن این اندیشه تبدیل کرده است که نه تنها از رحمت پروردگار خبری نیست بلکه ظاهراْ وجود خود خداوند هم از دید سانسورچی صدا و سیمائی در پرده ای از ابهام قرار دارد!
من عزتام، عزتالله انتظامی - آقای بازيگر سينمای ايران ۸۳ساله شد..
ـ۱۲۹ کلیک
www.rahaward.org
ايسنا - عزت الله انتظامی آقای بازيگر سينمای ايران فردا ـ ۳۰ خرداد ماه ـ ۸۳ ساله میشود. به گزارش خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، اين بازيگر سينما و تئاتر ايران که متولد ۱۳۰۳ تهران است، اخيرا در جمع دانشجويان رشتهی بازيگری به آنها توصيه کرد: برای موفقيت در بازيگری مدام کار کنيد. او گفته است: از ده دوازده سالگی بهلالهزار رفتم، ما هرگز امکانات شما را نداشتيم، اما با تمام مشکلات توانستيم دوام بياوريم. انتظامی همچنين دربارهی شيوهی بازيگریاش گفته: در تئاتر و سينما هرگز متن را حفظ نمیکردم، بلکه لغات خودم را، به کار میبردم بههمين دليل کلمات در جسم و جان من فرو میرفتند، البته اين شيوه مرارت و رنج فراوانی میطلبد اما عشق بهکار است که باعث تدوام آن میشود. فريدون جيرانی کارگردانی که فيلم «ستاره میشود» را با آقای بازيگر سينمای ايران کار کرده است، هم در مراسمی گفته بود: يک نکته اساسی درتاريخ سينما وجود دارد که اهميت فوقالعادهای دارد و آن اينکه عزتاللهانتظامی يک بازيگر و کارگردان است که همنقش خود را بازی میکند و هم در هدايت ساير عناصر فيلم موثر است.
وودي آلن: زندگي، رويدادي تراژيك
ـ۴۰ کلیک
roozna.com
ووديآلن (كه نامش در اصل آلن استيوارت كا نيگز برگ است) اول دسامبر 1935 (10 آذر 1361) در بروكلين نيويورك به دنيا آمد. تحصيلاتش را در دبيرستان Midwood گذراند و از 16 سالگي فعاليت حرفهاي خود را با نگارش مطالب فكاهي در روزنامهها و متنهايي براي بازيگران نمايشهاي كمدي مثل <سيد سزار> آغاز كرد. در سال 1953 در دانشگاه سينمايي نيويورك براي دوره توليدات سينمايي ثبت نام كرد اما بلافاصله مردود شد و دانشگاه را ترك كرد، از آن پس تا 2 سال با دستمزد هفتهاي 20 دلار به نويسندگي براي كمديني به نام <ديويد آلبر> مشغول شد. در 19 سالگي به نوشتن متن برنامههاي كمدي تلويزيوني روي آورد و به مدت 5 سال در اين زمينه به فعاليت مشغول بود تا تصميم گرفت استعدادش را در رشته بازيگري بيازمايد. نخستين حضورش در اين عرصه به سال 1960 در يكي از باشگاههاي شهر منهتن بود و از همان موقع شخصيت متفاوت و خلاقش به سرعت نگاهها را به سوي خود جلب كرد. <تازه چه خبر گربه پشمالو؟>(به كارگرداني كلايو دانر) در سال 1965 نخستين حضور سينمايي او به عنوان بازيگر و <تازه چه خبر تايگر ليلي؟> نيز در سال بعد اولين تجربه كارگرداني او در سينما بود.
گفتوگوي ُمفصل « سيد ابراهيم نبوي» با « محسن مخملباف»
ـ۳۵۱ کلیک
karaa.blogfa.ir
20سال پيش [1366]، محسن مخملباف گفتوگوي مفصلي را با مجلهي «سروش» انجام داد كه سروصداي زيادي هم كرد. دبير سرويس سينمايي آنروزهاي هفتهنامه سروش،«سيد ابراهيم نبوي»بود.از آن ايامي ميگويم كه طنزهاي نبوي به نشريات راه نيافته بودند و زندانبانان نيز كاري بهكار او نداشتند! «محسن مخملباف» هم [بعد از آن خانه تكاني روحي معروف و با «دستفروش»اش]،كاري كرد تا امثال «هوشنگ كاوسي»ها [در «دنياي سخن»] به او «آفرين» بگويند...اما چه فايده! حالا كه 2 دهه از آنروزهاي طلايي و اين گفتوگوي مفصل و خواندني ميگذرد،نه محسن مخملباف در ايران مانده و نه سيد ابراهيم نبوي توانست از جلاي وطن بگريزد...دغدغه محسن مخملباف،هنوز سينماست؛ولي گفتوگو كنندهي اين مصاحبه،سالهاست كه سينمايي نمينويسد. گفتنيست، اين گفتوگو [كه بوي كهنگي هم نميدهد]، بعد از نمايش عمومي فيلم «دستفروش»، انجام شده.... مخملباف :::: سينماي ايران، تنها فيلمهاي توليد ايران نيست.فهم سينمايي مخاطبان و سازندگان آنهم هست. زبان سينما، زبان بصري است. اما مخاطب سينماي ايران سمعي است و اصلا ملت ما ملت گوش است. از سخنراني بهتر تحريك ميشود تا از يك تابلوي نقاشي.ما حتا كتاب را هم دوست داريم بشنويم تا بخوانيم. مقايسه كنيد حرافيها و غيبتهاي روزانه تك تك ما را با مقدار مطالعهاي كه ميكنيم. بيهوده نيست كه سينما در ايران، بهسرعت به فتورمان تبديل ميشود.چون نقاشي ما را هم داستان به سيطرهي خود درآورده.پردهخوانيهاي ما را ببينيد،حتا آنها هم احتياج به نقال و تعريف كننده دارد. در حالي كه تولد سينما در غرب صرفا ناشي از اختراع دوربين،توسط برادران لومير نبود؛بلكه ناشي از تكامل فهم بصري آنها هم بود.اگر در هر فيلمساز اروپايي يك نقاش،پنهان ببينيد،در هر فيلمساز ايراني، يك شاعر شكست خورده ميبينيد،يا يك قصهگوي ناكام. بهخصوص شعر كه براي ما همه هنر گذشته است. ما آنقدر كه ديگران بودهاند،نقاش و عكاس نبودهايم. يكدليل عمده آن مكروهيت نقاشي در ايران اسلامي است و ...
اپيزود عباس کيارستمي در فيلم سينمايي فرش ايراني
ـ۴۸۷ کلیک
uk.youtube.com
بي نياز از توضيح . ببينيد و لذت ببريد