لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند
ـ۹۴ کلیک
fozolbashi.wordpress.com
به نظر من زیباترین و منطقیترین حرفی که خمینی در تمام طول عمر درازش زد همین بود که : “چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند” ؟ و من میگویم : مردم سی سال پیش ایران واقعا چه حقی داشتند؟ که با شور و حال و آشفتگی و روشنفکری آن زمانشان برای امروز ما تعیین و تکلیف کنند؟ که شاهی با تاج زرین را بیرون کنند و شاهی با عمامه کرباسی را حاکم بر احوالات کشور!؟ چقدر خمینی روز اول خوب گفت “سرنوشت هر ملت دست خودش است” آری آن روز انتخاب کردند! همه گروهها وعقیدهها! همه یک صدا خروج شاه! انقلاب! پایان سلطنت! و … شاید جمهوری اسلامی را میخواستند… اما امروز این ملتی که به جرم مخالف و معاند و معترض به زندان میافتند و به خون میغلتند فقط همان قصد تغییر سرنوشت خود را دارند! همانطور که پدرانشان در گذشته دست به آن تغییرات زدند. همانطور که رهبر پدرانشان نصیحت کرده بود!!!! سرنوشت که هیچ! امروز سالهاست که این ملت نمیتواند نوع پوشش و آزادیهای فردی خود را تعیین کند! امروز سالهاست که شادی حرام است! رقص گناه است! درهم تنیدن شلاق است و گلایه کردن زندان…
فرزاد کمانگر را پیش از اعدام دریابیم/روزت مبارک یعقوب!(ساسان آقایی)
ـ۹۱ کلیک
bavar.persianblog.ir
هدیهی حکومت ایران امسال سه روز زودتر از روز مشهور به «خبرنگار» رسید.کاش در راه میماند و هرگز نمیرسید چه،اگر هر سال با خبر توقیف روزنامههامان به پیشواز این روز میرفتیم،امروز کار از یک توقیف و چند بازداشت گذشته و دستگاه قضایی "حلقهی دار" را کادوپیچ میکند تا روز خبرنگار امسال در سوگ "یعقوب میرنهاد" سیاه سیاه باشد.روزنامهنگار جوانی که سوابق روشنی در رسانههای مستقل داشت و هم چنان این پرسش پایدار است که مبنای اتهامهایی که به اعدام او انجامید،چه ...این پروسهی تلخ البته نه تنها در سیستان و بلوچستان که در کردستان و آذربایجان و دیگر استانهایی که با رشد کوششهای مدنی روبهرو هستیم،مرتب و مستمر تکرار میشود و کنون هم دیگرانی چون "فرزاد کمانگر" در انتظار سرنوشتی مشابه،شب و روز را با دلواپسی میگذرانند.اعدام تلخ یعقوب میرنهاد نشان میدهد که دیگر نمیتوان به باورهای پیشین خود دربارهی وجود میزانی از درایت،انصاف و عقلانیت در بدنهی حاکمیت ایران اعتماد کرد و مجموعهی فعالان مدنی و حقوق بشری ایران باید هر چه زودتر "واکنشی پیشگیرانه" در قبال این دست پروندهها داشته ...اعدام یعقوب میرنهاد این پیام آشکار را بانگ برمیآورد که در این زمانه و با تنشهای کنونی موجود اجرای هر تصمیمی در بدنهی حاکمیت ایران ممکن است و گویی یعقوب میرنهاد با مرگ تلخ خود به همهی ما هشدار میدهد که شاید در بامداد یکی از همین روزها که پای اینترنت به محکوم کردن تایید حکم فرزاد کمانگر سرگرم هستیم،او نیز از پلههای چوبهی داری دیگر بالا رود....
محمـــــــود نامــــــه
ـ۲۶۹ کلیک
aryanman.blogsky.com
روایت کنند در یکی از شامگاهان برج آبانگان ایرانی ، در قریه ی آرادان از ولایت خوار (گرمسار) که یکی از ایالات ملک ری محسوب می شود ، فرزند نرینه ایی (پسری) چشم به جهان گشود.پس او را "محمود" نامیدند. در همان بدو تولد جمیعی که بر بالین والده ی آن فرزند حضور داشتند ، از دیدن این پسر شگفت زده شده و در گوش ها پچ پچ هایی نمودند. این پسر چهره ای تقریبا بدگلی (نقیض خوشگل) از خود به همگان نشان داد ، اما از همان اوان تولد شروع به سخن گفتن بنمودندی ، پس همگان را به شگفت واداشتندی . لیکن هیچ از سخنان او قابل فهم نبودندی ! ... روزگاران بگذشتند تا اوراق حکومتی کفریان اسلام بر چیده شد و مقدمات ورود امام (فتحه بر روی الف) به ملک ایران مهیا گشت ...
آیا خداوند تاس می اندازد؟
ـ۲۶۶ کلیک
hastshab.wordpress.com
نگاهی به فیلم Match Point هنگامی که از ناپلئون پرسیدند که آیا او ترجیح میدهد فرماندهان ارتش وی شجاع باشند یا زیرک، او پاسخ داد هیچکدام، من فرماندهان خوش شانس را ترجیح میدهم. بحث شانس و قدرت اراده بشری از جمله مباحثی است که همواره میان فلاسفه مطرح بودهاست. کریس در ابتدای فیلم میگوید:”مردم از روبرو شدن با اين مطلب که بخش عمدهاي از زندگيشان به شانس بستگي دارد، مي ترسند. فکر اينکه چيزهاي زيادي در زندگي خارج از کنترل شما هستند، هراس آور است. در مسابقه لحظاتي هست که توپ به بالاي تور برخورد مي کند و در کسري از ثانيه، يا به جلو ميرود و يا برميگردد با کمي خوش شانسي، به جلو ميرود و شما ميبريد و يا اينطور نميشود و شما ميبازيد” امتیاز نهایی یا Match Point امتیازی است که سرنوشت اغلب مسابقات ورزشی، به خصوص تنیس، را مشخص میکند. این موضوع نماد خوبی است که وودی آلن برای تقابل شانس و اراده بشر برگزیده است.
سرنوشت دختر زیبایی که از سوی رهبران مسلمان در ملبورن محکوم شده بود
ـ۳۰۶۱ کلیک
imagine-crazy.blogspot.com
(تصویر و متن) آیتن احمت دختری که بعلت شرکت در مسابقات دوشیزه استرالیا در سال ۲۰۰۶ (Miss Teen Australia) توسط رهبر مسلمان ملبورن محکوم شده بود...
«سرنوشت تلخ» ایرانیان جوینده کار در دبی
ـ۲۲۶ کلیک
www.radiofarda.com
جوانان بسیاری برای فرار از شرایط موجود در ایران و به امید یافتن کار و رسیدن به رویاهای زندگی شان، با گرفتن یک ویزای دوماهه به دبی می آیند. اغلب این افراد، پس از روبرو شدن با واقعیت، در همان روزهای نخست، به ایران باز می گردند و یا برای ادامه زندگی به خانه های ارزان قیمت دسته جمعی در میدان جمال عبدالناصر، در پایین شهر دبی، پناه می برند، چرا که فرصت های شغلی چندانی در این شهر انتظار آنها را نمی کشد. این خانه های غیر قانونی که «پانسیون» نامیده می شوند، در ازای دریافت روزانه حدود ۵۰ درهم، ۱۳ هزار تومان، یک تختخواب به مسافران خود اجاره می دهند، در شهری که گران ترین هتل های جهان را دارد. در کوچه های باریک و نه چندان تمیز میدان جمال عبدالناصر، بیش از ۳۰ پانسیون ایرانی وجود دارد که در هر کدام بین ۲۰ تا ۳۰ نفر زندگی می کنند. در بین افرادی که از شهرهای مختلف ایران به این پانسیون ها می آیند، تخصص های گوناگونی همچون آشپزی، خوانندگی، رانندگی، معلمی، طبابت، خبرنگاری، مهندسی کامپیوتر و ……… دیده می شود. شنیدن درد دل جوان هایی که با یک دنیا امید و آرزو به این شهر آمده اند، ولی امیدشان بر باد رفته است و دلسرد و نا امید بر روی یکی از تخت های دو طبقه فلزی اتاق خود دراز کشیده اند و نمی دانند فردای زندگی چه سرنوشتی برایشان رقم خواهد زد، دل شنونده را به درد می آورد. اغلب این جوانان یک حرف مشترک دارند: «زندگی در ایران روز به روز سخت تر می شود و تحمل آن مشکل است.» کامبیز، ۳۱ ساله، مهندس کامپیوتر، دو ماه پیش از تبریز به دبی آمد. او می گوید: «بیشتر کارهای اینجا دست هندی هاست و آنها حاضرند با حقوق کم کار کنند . کارفرماهای اینجا حتی اگر ایرانی هم باشند، ترجیح می دهند که با هندی ها کار کنند، چون هم زبان انگلیسی شان از ایرانی ها بهتر است و هم کیفیت کاری شان بالاتر.» عبدالوهاب، ۳۶ ساله، اهل کرمانشاه، یک خواننده است و از سه ماه پیش در پانسیون زندگی می کند. ویزای او تمام شده است ودر صورتی که پلیس او را دستگیر کند، حداقل یک ماه زندانی خواهد شد. آرش، یکی ایرانی ساکن دبی است با این حال او تصمیم بازگشت به ایران را ندارد و می گوید: «سال ها در ایران خواننده بودم. تا همین سه چهار سال پیش وضع مالی خوبی داشتم، ولی از زمانی که آقای احمدی نژاد روی کار آمد...
بیم از تکرار سرنوشت زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب برای "ویدا دهقانیان"
ـ۱۲ کلیک
www.peiknet.com
سه هفته از بازداشت "فاطمه (ویدا) دهقانیان" فعال فرهنگی و مدیر یک انتشاراتی و انتقال وی به زندان اوین می گذرد و هنوز دلیل بازداشت وی رسما از سوی مقامات قضائی اعلام نشده است. وی روز جمعه 24 خرداد 1387 توسط پلیس امنیت در اطراف میدان ونک تهران دستگیر و پرونده وی در اختیار دادگاه انقلاب قرار گرفت. دراین روز تجمعی در اعتراض به مفاسد اقتصادی مرتبط با اظهارات "پالیزدار" در پارک ملت برگزار شده بود که تعدادی زن و دختر و حتی نوجوان دستگیر شده اند. وکیل "دهقانیان" به تبریز نیوز گفت: در این سه هفته چند بار به همراه خانواده جهت امضا وکالت نامه و ملاقات حضوری به دادگاه انقلاب تهران و زندان اوین مراجعه کرده ایم اما موفق به ملاقات نشده ایم. خانم "ویدا دهقانیان" در داخل تجمع کنندگان در پارک ملت دستگیر نشده، ولی با توجه به اصل 27 قانون اساسی حتی چنانچه در این تجمع هم شرکت داشت اقدام غیر قانونی و ضد امنیتی انجام نداده و هیچ گونه دخالتی در برپایی یا حین برگزاری این تجمع اعتراض آمیز نداشته است.اساسا پرونده "ویدا دهقانیان" و افرادی که در این تجمع دستگیر شده اند نمی باید در دادگاه انقلاب گشوده شود، چرا که این افراد اقدامی علیه امنیت ملی انجام نداده اند و نهایتا چنانچه در نظم معابر عمومی اخلالی ایجاد نموده باشند موضوع در صلاحیت دادگاه عمومی است.
دست سرنوشت (یا ای تو روحت موتزارت)
ـ۸۵ کلیک
pantea.wordpress.com
...به فرض، فکر کن موتسارت از اونجايی که نمرده بود، در سن ۵۶ سالگی داشت توی خيابونهای وين قدم ميزد که يهو تنهاش خورد به تنهء مرد جوونی. موتسارت که آدم مؤدبی بود، کلاهش رو برداشت و تعظيمی کرد به نشانهء عذرخواهی و پسره هم همينطور، اما وقتی پسره سرش رو از تعظيم تمام و کمالش بالا آورد، چشمش افتاد به يه دختر جوون اونور خيابون که در کنار نديمهاش داشت قدم ميزد و تنه و سکندری خوردنش رو ديده بود و حالا از پشت بادبزن توريش در حال نخودی خنديدن بود. پسره يک دل نه صد دل عاشق دختره شد، در حالی که اگه موتسارت مرده بود و اون روز بهش تنه نميزد، اون هم هيچوقت دختره رو نميديد و در نتيجه عاشقش نميشد و در نتيجه شب همون روز به جای اينکه زير پنجرهء خونهء دختره بايسته به اميد ديدنش، ميرفت به يه ميکده و اونجا مست ميکرد و سر هيچ و پوچ با يه گندهلات اتريشی دعواش ميشد و در شلوغپلوغی ناشی از اين دعوا بهش ناغافل چاقو ميزدند و ميمرد.....
زندانیان کوچک و ناراضی سرنوشت / عکس
ـ۵۰۴ کلیک
pro.corbis.com
پدر، مادر! شما متهمید! من نمی خواستم پسر باشم.... منم نمی خواستم دختر باشم...!
عکس روز؛ یازده سال پس از دوم خرداد
ـ۵۲۷ کلیک
radiozamaaneh.com
۱۱ سال پس از دوم خرداد ۷۶، هر چند این روز شاید برای عده ای از ایرانیان یادآور شور و نشاط سیاسی باشد اما حالا فرصت مناسبی است تا درباره ی آن روز تاریخی عقلانی تر فکر کنیم. قطعاً هیچ دستی نمی تواند این روز را، از تقویم تاریخ ایران پاک کند. دوم خرداد فارغ از قضاوت های متعصبانه موافق یا مخالف، روز پیروزی اراده ی مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود به شیوه ای دموکراتیک بود. حالا سید محمد خاتمی، سه سال پس از واگذاری ریاست جمهوری در معرض انتقاد دو طیف کاملاً متفاوت است. از یک سو اصولگرایان هر روز به نحوی به تخطئه ی دولت اصلاحات و دستاوردهایشان می پردازند و از سوی دیگر آن هایی که تغییراتی اساسی تر را انتظار می کشیدند، در ارزیابی کارنامه ی دولت خاتمی به این نکته اشاره می کنند که وقتی نتیجه ی دولت او، به قدرت رسیدن احمدی نژاد شد، پس عملکرد دولت اصلاحات مثبت نبوده است. شاید برای قضاوت درباره ی سید محمد خاتمی، باید به انتظار ورق خوردن تقویم تاریخ بنشینیم، اما به نظر نمی رسد که کسی شک داشته باشد که خاتمی، یکی از محبوب ترین چهره های سیاسی ایران در سی سال گذشته بوده است...
آیا این فارسی زبانان از نسل کوروش اند؟
ـ۱۲۹ کلیک
iranianus.blogspot.com
وقتی به پشت سرم برمیگردم و نگاه میکنم میبینم به جز دیدن دوباره مادرم دیگه هیچ بهانهای برای دلتنگی ندارم . امروز دوباره از صبح به یاد برادرم بودم که چقدر تو این رژیم لعنتی برای عوض کردن سرنوشت کشورش مبارزه کرد،و چقدر آزار دید. به قول پدرم که همیشه میگه کسانی که بیشتر میفهمن بیشتر اذیت میشن.برای همین خیلی از مردم ترجیح میدن نفهمن تا ندونن که چه به سر کشور و خودشون داره میاد. یاده اون زمانی افتادم که بی دلیل جوون هارو فقط به جرم جوونی میگرفتن. یک روز سرد زمستونی بود که برادرم برای اولین بار معنی حکومت جمهوری اسلامی رو با تمام وجود درک کرد. برادر من پسر خیلی خوش چهره و جذابی بود،برای این میگم بود چون الان دیگه تو این دنیای فانی نیست،و رفته به دنیای دیگه که فرشته هاش عصا از کور نمیدزدند. ۱روز وقتی از دانشگاه به خونه برمیگشت با یکی از همین برادران بسیجی شپشو بخاطر رنگ کاپشنی که تنش بود درگیر شد،بهش گفته بود یا همین الان کاپشنت رو همینجا در میاری میندازی میری یا میفرستمت منکرات. اونهم کسی نبود که زیر بار حرف زور بره.بهش گفت ببینم چه جوری منو میخوای بفرستی منکرات ،و همونجا باهم درگیر شدن تا اینکه ۱۰ نفر از همین شپشوها تونستن برادرمو با ماشین ببرن .و با پیدا کردن کارت دانشجویی از کیفش تو دانشگاه براش ایجاد دردسر کنند.حالا بماند که اونجا چه بلایی سرش آوردن که نصف شب با صورت زخمی و لباس خونی و پاره برگشت خونه. البته برای خانواده من این آخرین بار نبود، و برای این کشور و این مردم این آخرین بار هم نیست. بارها از نزدیک شاهد بودیم و بارها با تمام تار و پود وجودمون ظلم و ستم رو حس کردیم.پایان این تراژدی یا غمنامه به کجا میرسه ، چه سرنوشتی در انتظار مردم خواهد بود؟ کاش فرا رسد دوباره روزی که مردمان سرزمینم بپا خیزند و با شب پرستان بستیزند......لینک
سرنوشت آثار باستانی جیرفت در دادگاه انگلیسی
ـ۱۴ کلیک
www.mardomak.org
در نزاع حقوقی دیگری میان ایران و دادگاههای انگلستان، مدیرکل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از احتمال رای دادگاه بریتانیا علیه ایران در پرونده بازگشت اشیا تاریخی جیرفت به کشور خبر داد. چندی پیش دادگاهی در لندن برای بازگشت اشیا تاریخی جیرفت به ایران به نفع طرف ایرانی حکم صادر کرد. مدیرکل حقوقی سازمان میراث فرهنگی میگوید این احتمال وجود دارد رای دادگاه تجدید نظر انگلیس به نفع فائز برکت، مدیر گالری برکت و مالک این اشیای عتیقه صادر شود. براساس ادعای جمهوری اسلامی ایران درباره ربوده شدن 18 شی تاریخی از محوطه پیش از تاریخ جیرفت، پروندهای در دادگاه لندن گشوده شد و این دادگاه در ابتدا به نفع ایران حکمی صادر کرد تا اشیای عتیقه ربوده شده به ایران بازگردانده شود. این آثار تاریخی شامل دو کوزه، پنج جام، شش گلدان، یک کاسه، یک ظرف و سه وزنه مربوط به دوره هخامنشی است که در سالهای 2001 تا 2004 میلادی در حفاریهای غیرمجاز به دست قاچاقچیان عتیقه افتاده است.
سرنوشت: اثری دیدنی از مرتضی کاتوزیان
ـ۴۳۳ کلیک
www.divshare.com
به کجا چنین شتابان؟ خانه ی آخر منتظر همه است.
دستگیری و بی خبری از سرنوشت امید رضا میرسیفی، یک وبلاگ نویس
ـ۴۱ کلیک
www.autnews.info
روز سه شنبه مورخه ۳/۲/۸۷ ، امید رضا میرسیفی نویسنده وبلاگ روزنگار دستگیر شد. چهار مامور امنیتی با مراجعه به منزل نامبرده با حکم بازرسی اقدام به تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی، کامپیوتر و.. نمودند و بدون هیچگونه توضیحی آقای میرسیفی را با خود به نقطه نامعلومی بردند. پس از ۵ روز بی خبری و پیگیری مستمر خانواده اعم از مراجعه به دادگاه انقلاب و مراکز مربوطه دیگر، هیچگونه اثر و خبری از وی بدست نیامده است. تنها روز یکشنبه مورخه ۸/۲/۸۷ نامبرده طی تماس کوتاهی با منزل ابراز سلامتی نموده است. با توجه به سابقه قعالیت فرهنگی وی و وبلاگ مربوطه، بازداشت نامبرده امری کم سابقه تلقی میگردد
تبریک نوروز .... (حمیرا)
ـ۲۲۵ کلیک
www.yemahal.com
» خواننده : حميرا » آلبوم : سرنوشت » آهنگ : تبریک نوروز
ترانه ی Turn The Page از گروه Metallica
ـ۱۴۴ کلیک
uk.youtube.com
این ترانه در واقع یک نقد اجتماعی در مورد فقر و بیکاری زنانی است که خود فروشی میکنند.ویدیوی این آهنگ نیز در مورد زندگی یکی از همین زنان به نام Ginger Lynn Allen است که زمانی ستاره ی فیلمهای پورنو بوده و در طول این کلیپ هم در مورد زندگی و علت این کارها توضیحاتی میدهد.خود این زن از کاری که میکند راضی نیست ولی جامعه این را از او میخواهد...جامعه این زن را به خاطر جنسیتش میخواهد...(متن ترانه و ترجمه ی آن در بخش نظرات)