لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
چقدر از دست آن زن عصبانی شدم!
ـ۱۷۸۴ کلیک
zamin4.blogfa.com
ماجرای مجادله بانوی ماتیکی و خانم چادری در حضور امت حزب اله و مردم عادی ... برنده : زن زمینی !
پیامکی از صدا و سیمای مردسالار ما...
ـ۲۶۱ کلیک
zamin4.blogfa.com
بیایید اعتراض کنیم!...سردمداران تلویزیون جمهوری اسلامی ایران مدتهاست سعی دارند در قالب فیلمها و سریالها مسئلهی جنس دوم بودن زن و چند همسری را جا بیندازند و در این راه متاسفانه هنرمندان کشور ما در حد توان خود در این امر خطیر آنها را یاری میرسانند! یکی از این هنرمندان بزرگ ما جناب آقای "سیروس مقدم" است که با توجه به کارنامهاش، سریالهای" نرگس" و "اغما" و آخرین شاهکارش "پیامکی از دیار باقی"، یکی از خوشخدمتترین کارگردانان در این امر مهم میباشد! در فیلمهای او زن خوب معمولا غیر فعال(خانم)، منتظر بخت و اقبال خوش ( البته با چشمانی اشکبار)، خانهنشین(نجیب)، خانهدار بشور و بساب و مهماننواز (کدبانو)، حرفگوش کن و مطیع(فرمانبر شوهر یا پدر یا برادر)، با گذشت( اگر شوهرش سرش هوو آورد میبخشد)، وفادار(حتی اگر شوهرش خیانت کند)، چشم و گوش بسته، خنگ و خرافاتی و دیگر اخلاق و رفتار حسنهی اینچنینی است. سیروس مقدم وقتی میبیند کسی معترضش نیست و پرندهی اقبال صدا و سیما با کیسهای پر از پول قلمبه روی شانههایش نشسته، سریال "پیامکی از دیار باقی" را برای نوروز مردم تدارک میبیند تا همه در تعطیلات عید حسابی از افکار ضدزن او مستفیض بشوند. اینکه زن فقط ابزار خوشگذرانی مرد است. زن یکیش کم است دوتا که شد خاطر جمع است! زن اول میانسال و دنیا دیده و مادر بچهها و مادربزرگ نوهها و زن دوم جوان و بانشاط که با او رستوران و مکانهای تفریحی بروی و سرحال بیایی!
آی مردم، ما یک کرهی زمین بیشتر نداریم!
ـ۲۱ کلیک
zamin4.blogfa.com
تصور کنید در آسمان ۱۴۰ میلیارد کهکشان داریم. و تصور کنید همین کهکشان راه شیری که منظومهی شمسی خودمان در آناست، ۲۰۰ از تا ۴۰۰ میلیارد ستاره تشکیل شده. حالا حساب کنید چند میلیارد ستاره و سیاره در دنیا هست! از این بین، تا آنجاییکه عقل ودانش ما قد داده، کدامشان قابل سکونت تشخیص داده شده؟ فعلا فقط زمین! و ما داریم به دست خودمان زمین را از بین میبریم... به جای اینکه همهی هفت میلیارد ساکنان آن دست به دست هم بدهیم تا از نابود شدنش جلوگیری کنیم، و سعی کنیم از بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله و ... حفظش کنیم، آمدهایم کمر به نابودیاش بستیم.
ما قربانیان گزینش ادارات...
ـ۱۸ کلیک
zamin4.blogfa.com
در روزنامهی اعتماد خوندم که یکی از دانشجوهای دانشگاه تربیتمعلم همدان به خاطر رد شدن در گزینش آموزش و پرورش در کلاس، در جلوی چشم همکلاسیهاش با اسلحهگرم خودکشی کرده. یادم افتاد که چند وقت پیش یکی از خانمهای همسایه بهم سپرده بود برای گزینش در استخدامش در یک اداره ممکنه بیان تحقیق و اونم چون بهم خیلی اطمینان داره آدرس منو داده..... یادمه روز جشن هشت مارس روز جهانی زن، شیرزاد عبداللهی عضو کانون معلمان در سخنرانیش گفت که: خیلی تاسفآوره که در گزینش از معلمهای زن دربارهی روابط خصوصیشون سوال میکنن. مثلا اگه تو خونه تنها باشید و برادرشوهرتون زنگ بزنه چیکار میکنید؟ چهطوری جلوش لباس میپوشید؟ و یا یک خودکار و یک دستمال کاغذی میدن و میگن فرض کن این خودکار یک آدم مردهاست و این دستمال کفنه. حالا اینو کفن کن ببینم بلدی! اونروز با اینکه از این مثال آقای عبداللهی کلی خندهم گرفته بود که مثلا خودکار که دست و پا و دهن نداره ببندیمش، آه از نهادم براومد. آخه من هم یکی از قربانیان گزینش آموزش و پرورش هستم! بعد از انقلاب فرهنگی وقتی به هزار ضرب و زور و بعد از اینکه چند سال آزگار به خاطر حجاب و مسائل عقیدتی اجازهی ثبت نام در دانشگاه تربیت معلم رو بهم نمیدادن، بالاخره فارغالتحصیل شدم، منو برای مصاحبه به محل گزینش در خیابون طالقانی سر ایرانشهر خواستن...
با اتحاد خود نگذاریم لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده تصویب شود!
ـ۲ کلیک
zamin4.blogfa.com
در مجلس هشتم ما فقط هشت نماینده زن داریم که متاسفانه اکثریت این زنان بیشتر خود را نماینده جناح سیاسیشان میدانند تا نماینده زنان ایرانی! تکلیف مردان نماینده هم مشخص است. طبق گفتهای تعداد 65 نفرشان دو زنه (شاید هم سهزنه) هستند که البته من فکر میکنم تعداد رسمیها را میگویند و احتمالا تعدادی که صیغه دارند بسیار بیش از این ها است. من نمیدانم نظر همسران این نمایندگان در مورد این لایحه چیست؟ و آیا راضیاند شوهرشان بدون اجازه آنان باز هم ازدواج مجدد بکند؟ اما نظر سایر زنان را میدانم. این روزها هر جا میروم برای پخش بروشور یا گرفتن امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز میبینم مردم خیلی عصبانیاند. یکی میگوید اگر تصویب بشود کفن میپوشم و میروم جلوی مجلس. گرفتاریمان کم است دارند زندگی خانوادگیمان را هم ازهم میپاشند. یکی میگوید اگر میدانستم نمایندهی شهرم قرار است این لایحه را امضا کند هرگز به او رأی نمیدادم. یکی میگوید ما اینها را فرستادیم مجلس برای اینکه مشکلاتمان را حل کنند یا مشکل جنسی خودشان را؟ من آتشی شعلهور زیر این خاکستر میبینم. نمیدانم هدف قوهی قضاییه و دولت که این لایحه را به مجلس فرستاده اند چه بوده؟ ما امید زیادی داشتیم که بتوانیم در طی این یکی دوسال - همانطور که باعث شدیم بیمهی برابر به مجلس برود - بقیه قوانین تبعیضآمیز هم یکی یکی مورد بررسی و اصلاح قرار بگیرند. نه اینکه قانون بسیار بدتری هم به آنها اضافه شود. اصولا مگر چند همسری چیز خوبیست که حالا اجازه همسر اول را هم میخواهند بردارند؟ بیاییم دست به دست هم دهیم و با هر راهی که به نظرمان میرسد نگذاریم این لایحه متحجر تصویب شود. لینک بروشور و لایحه ۵۴ مادهای و نامه آماده به نمایندگاه و... در وبلاگ زن زمینی هست.
سوتی ِ"روزهای دانشکده"/ داستان طنز کوتاه/به نقلاز گلآقا /مترجم:زن زمینی
ـ۳۶ کلیک
zamin4.blogfa.com
من تمام واحدهایی را که در دانشگاه گرفته بودم، گذراندم بهجز درس گیاهشناسی. دلیلش هم این بود که تمام دانشجویان گیاه شناسی باید در هفته ساعتهای متمادی را داخل آزمایشگاه در حال بررسی سلولهای گیاهی در زیر میکروسکوپ بگذرانند و من هرگز نتوانستم با میکروسکوپ چیزی را ببینم. من هرگز، حتی برای یکبار هم که شده نتوانستم یک سلول را از توی لولهی میکروسکوپ ببینم و این مسئله باعث عصبانیت استاد راهنما میشد. او در آزمایشگاه دور و بر دانشجویانی که در حال کشیدن سلولها بودند، میچرخید و از پیشرفت آنها که چنین نقشهای جالبی از سلولهای گل کشیدهاند لذت میبرد، تا بالاخره نوبت به من میرسید. من فقط آنجا میایستادم و میگفتم: - من نتوانستم چیزی ببینم! تا بالاخره...
