لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
دریغ است ایران که ویران شود .... کنام پلنگان و شیران شود (مناظره وبلاگی)
ـ۱۰۶ کلیک
sepidro.wordpress.com
بناهای آباد گردد خراب ز توفانو از تابش آفتاب پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی نمیرم از این پس که من زنده ام که تخم سخن را پراکنده ام هرآن کس که دارد هش و رای و دین پس از مرگ گوید به من آفرین حکیم ابولقاسم فردوسی بزرگترین شاعر و حماسه سرای ایران است در سال 329 ه ق در روستای باژ از توابع تابرات توس (مشهد کنونی) به دنیا آمد او از همان دوران طفولیت به خواندن کتب و حکایتهای تاریخی علاقمند بود و طبع شعر داشت تصمیم گرفت تا کار ناتمام دقیقی توسی را به پایان برساند وتاریخ داستانی و واقعیایران قبل از هجوم اعراب را به رشته تحریر درآورد و بار دیگر عظمت و شکوه ایران را که از خاطره ها زدوده شده بود دوباره زنده نماید. که در این راه سختی زیادی رو تحمل کرد تمام اموالی برای او به ارث گذاشته شده بود صرف سرودن شاهنامه نمود او از این روزگار پر تلاطم در دیوان خود بارها یاد کرده و از شدت نا امیدی آرزوی مرگ نموده است
زندگینامه پوپک گلدره
ـ۹۳۹ کلیک
www.9nor.com
پايتخت بود؛ دختري كه رتبه 54 كنكور دانشگاه سراسري را از آن خود كرده بود. <پوپك گلدره...> بازيگري كه حال در بين ما نيست و جامعه هنري كشور را از استعدادهاي خود محروم كرده است. او چگونه رشد كرده بود؟ او در كجا به دنيا آمد؟
نجف دریا بندری به روایت خودش
ـ۹۳ کلیک
www.hamshahrionline.ir
نجف دريابندري: تاريخ تولد من يك اشكالي دارد؛ در شناسنامه اول شهريور 1308 نوشته شده ولي گويا در زمستان 1309 در آبادان متولد شدهام. علتش هم اين است كه پدرم گويا خيلي عجله داشته مرا بفرستد مدرسه. 5 سالم بود كه مرا فرستاد مدرسه ملي آبادان كه خصوصي بود. اين مدرسه ملي كمي بعد بساطش برچيده شد. نميدانم، لابد اشكالي داشت و مرا براي كلاس دوم بردند يك جاي ديگر. آنجا گفتند بايد از من امتحان بگيرند. معلمها يك ابتكاري كرده بودند آنجا؛ يك كاغذي را اينقدر سوراخ كرده بودند... اين را ميگذاشتند روي يك كلمهاي و ميگفتند اين چيست؟ نوبت بنده كه رسيد – من شاگرد خيلي خوبي بودم، يك سال هم قبل از اين رفته بودم مدرسه ملي – اين كاغذ را گذاشتند و گفتند اين چيست؟ من گفتم «آش سرد شد». كلمه «سرد» بود. ولي من چون قبلا خوانده بودم ميدانستم اين كلمه توي جمله «آش سرد شد» آمده. گفتم آش سرد شد. اينها به هم نگاه كردند كه يعني چي؟ يكي ديگر را نشان دادند؛ «سار». گفتم «سارا از درخت پريد». به هم نگاه كردند و گفتند اين شاگرد جملهها را ياد گرفته ولي كلمات را نميشناسد، طوطيوار ياد گرفته. بههرحال بنده را رد كردند. گفتند يك سال ديگر بايد كلاس اول را بخواند.
زندگینامه نادر ابراهیمی
ـ۸۷ کلیک
persianlanguage.ir
نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران بهدنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در این شهر گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکدهٔ حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و ... ... وی در سن 73 سالگی در بعد از ظهر پنج شنبه 16 خرداد 1387 به علت بیماری در تهران در گذشت.
زندگینامه مختصری از بزرگان ایران زمین (شماره ۱ ) ..........." نادر شاه افشار "
ـ۶۹ کلیک
datnet-blog.blogspot.com
در راستای ایران شناسی و اشنایی با بزرگان ایران زمین .در صورتی که این لینک مورد توجه واقع بشه ، هر شب یک لینک باعنوان زندگینامه بزرگان خواهم گذاشت ..متشکرم:::::::::نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت ترکان عثمانی کردستانات ایران را اشغال کرده بودند . در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای ایرانی را به خاک ایران برگرداند و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی ایران را در سن 48 سالگی بر کمرش بستند ::::::::.
زندگینامه سید محمد علی جمالزاده
ـ۵۹ کلیک
www.aviiin.com
به مناسبت۱۷ آبان ماه،سالروز درگذشت وی سید محمد علی جمالزاده در سال ۱۲۷۰ ش در اصفهان و در خانواده ای بزرگ و عالم به دنیا آمد. پدرش سید جمال الدین واعظ اصفهانی همدانی از پرنفوذترین مبلغان مذهبی دوران مشروطه بود و نقش مهمی در آن نهضت داشت و در سالهای جوانی محمد علی، وی همگام با پدر و پس از آن از فعالان برجسته حرکت اصلاح طلبانه مشروطیت به شمار می رفت...
همایون صنعتی؛ زندگینامه
ـ۷۷ کلیک
www.bbc.co.uk
آنقدر زندگی جالبی دارد که آدم در می ماند از کجا شروع کند. از انتشارات فرانکلین که معروف ترین کار اوست؟ از دائرة المعارف مصاحب که حاصل فکر و ابتکار او بود؟ از چاپ کتابهای درسی که به دست او سامان یافت؟ از سازمان کتابهای جیبی که انقلابی در تیراژ کتاب ایران ایجاد کرد؟ از مبارزه با بی سوادی که اول بار او شروع کرد؟ از چاپخانه افست که او بنا نهاد؟ از کاغذ سازی پارس که او بنیانگذارش بود؟ از کشت مروارید که در کیش آغاز کرد؟ از کارخانه رطب زهره که به دست او پا گرفت؟ از پرورشگاه صنعتی که همچنان زیر نظر اوست؟ از خزرشهر که بنیاد اصلی اش را او گذاشت؟ از « گلاب زهرا » که به دست او ساخته شد؟ از کتابهایی که ترجمه کرده؟ از شعرهایی که سروده؟ از مقالاتی که نوشته؟ واقعا بعضی ها در نوسازی ایران سهم قابل ملاحظه دارند. سهم همایون صنعتی زاده در نوسازی ایران فراموش نشدنی است....از فرودگاه یک راست مرا به پرورشگاه صنعتی برد. توی ماشین تعریف کرد که باغ شمال راهم سرانجام پس گرفته است. اما بیش از آن خوش حال بود از اینکه قسمت هایی از پرورشگاه را در مرکز شهر کرمان پس گرفته و بقیه را هم به زودی پس خواهد گرفت. انقلاب که شد بخش های قابل توجهی از پرورشگاه را مصادره کردند. ... حالا بعد از بیست و هفت هشت سال توانسته بود قسمتی را که در دست بهزیستی بود، پس بگیرد و به بازسازی مشغول شود.
زندگینامه کامل ارنستو چه گوارا منتشر شد
ـ۵۸ کلیک
www.mehrnews.ir
کاملترین زندگینامه ارنستو چه گوارا به فارسی با ترجمه بیژن اشتری توسط نشر ثالث چاپ و منتشر شد.به گزارش خبرگزاری مهر، با وجودی که طی سه دهه گذشته کتابهای زیادی درباره ارنستو چه گوارا در کشور ما چاپ و منتشر شده اما تا کنون هیچ کتابی به طور کامل و دقیق به شرح زندگی و فعالیتهای این انقلابی آمریکای لاتین نپرداخته است. مترجم و ناشر کتاب "رفیق" نوشته خورخه کاستانیدا معتقدند که این کتار اولین کتاب زندگینامه ای کامل درباره چه گوارا است که به فارسی ترجمه و عرضه می شود...
24 ساعت از زندگي رضاخان
ـ۳۷۴ کلیک
www.farsnews.com
زندگاني خصوصي رضاشاه به قدري نظم داشت كه حتي آب خوردن و سيگار كشيدن وي از روي ساعت و دقيقه بود. مثلاً هر وقت به ساعت خود نگاه ميكرد، پيشخدمت ميفهميد كه در اين دقيقه گيلاس آبخوري يا فنجان مخصوص چاي را بايد بياورد. او چهار ساعت بعد از نصف شب بيدار شده و لباس پوشيده آماده ميشد قبل از سلطنت به وسيله اسب يا درشكه و بعد از سلطنت (كه قدري پير و شكسته شده بود) سوار اتومبيل شده و هر روز به يكي از سربازخانهها و مؤسسات ارتش سركشي ميكرد و آخرين مؤسسهاي را كه بازديد مينمود دانشكده افسري بود. بعضي از اوقات سرزده وارد طويلههاي ارتش شده و با دستمال خود به پشت اسبها كشيده اگر خوب تيمار و شستشو نشده بودند مهترها را با دست خود شلاق ميزد. وقتي از بازبينيهاي نظامي فراغت حاصل ميكرد ساعت پنج و نيم بعد از نصف شب بود آن وقت سيني ناشتائي و يك منقل پر از آتش در جلو او حاضر و پس از صرف صبحانه همانطور با لباس ساعتي استراحت مينمود.
زندگينامه و بهمراه سالشمار ايام زندگي سهراب سپهري
ـ۶۳ کلیک
aviiin.blogfa.com
به مناسبت سالروز تولد وي سهراب سپهري نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در كاشان متولد شد. خود سهراب ميگويد : ... مادرم ميداند كه من روز چهاردهم مهر به دنيا آمده ام. درست سر ساعت 12. مادرم صداي اذان را ميشنديده است... (هنوز در سفرم - صفحه 9) پدر سهراب، اسدالله سپهري، كارمند اداره پست و تلگراف كاشان، اهل ذوق و هنر. وقتي سهراب خردسال بود، پدر به بيماري فلج مبتلا شد. ... كوچك بودم كه پدرم بيمار شد و تا پايان زندگي بيمار ماند. پدرم تلگرافچي بود. در طراحي دست داشت. خوش خط بود. تار مينواخت. او مرا به نقاشي عادت داد... (هنوز در سفرم - صفحه 10) درگذشت پدر در سال 1341 مادر سهراب، ماه جبين، اهل شعر و ادب كه در خرداد سال 1373 درگذشت. تنها برادر سهراب، منوچهر در سال 1369 درگذشت. خواهران سهراب : همايوندخت، پريدخت و پروانه. محل تولد سهراب باغ بزرگي در محله دروازه عطا بود. سهراب از محل تولدش چنين ميگويد : ... خانه، بزرگ بود. باغ بود و همه جور درخت داشت. براي يادگرفتن، وسعت خوبي بود. خانه ما همسايه صحرا بود . تمام روياهايم به بيابان راه داشت... (هنوز در سفرم - صفحه 10) سال 1312، ورود به دبستان خيام (مدرس) كاشان. ... مدرسه، خوابهاي مرا قيچي كرده بود . نماز مرا شكسته بود . مدرسه، عروسك مرا رنجانده بود . روز ورود، يادم نخواهد رفت : مرا از ميان بازيهايم ربودند و به كابوس مدرسه بردند . خودم را تنها ديدم و غريب ... از آن پس و هربار دلهره بود كه به جاي من راهي مدرسه ميشد.... (اتاق آبي - صفحه 33) ... در دبستان، ما را براي نماز به مسجد ميبردند. روزي در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روي بام مسجد بخوانيد تا چند متر به خدا نزديكتر باشيد. مذهب شوخي سنگيني بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبي ماندم. بي آنكه خدايي داشته باشم ... (هنوز در سفرم) سهراب از معلم كلاس اولش چنين ميگويد : ... آدمي بي رويا بود. پيدا بود كه زنجره را نميفهمد. در پيش او خيالات من چروك ميخورد...
زندگینامه « فرهنگ معيري » به قلم خودش
ـ۵۵ کلیک
www.etemaad.com
تولد، يک خرداد 1322؛ خواسته؟ يا ناخواسته؟ و چرا؟ گفتند خير است و خير بشود و خير بماند، عدد «هفت پسر» خواست پدر بود. کودکي ام در پس بازي با کتاب هاي خانواده به همراهي برادران و قصه هاي مادربزرگ و پري که کتاب هاي کرايه يي شبي ده شاهي را در نظربازي برادران برايم مي خواند و در ترنم شعرهاي پدر در روشني روز شب هاي جمعه همراه مادر در پي يافتن گوشه چادر بي بي شهربانو با ماشين دودي، و زيارت سيدنصرالدين و گاه گاهي به همراه خانواده سر پل تجريش در شميران آن زمان و امامزاده صالح جايي که مادر و مادربزرگ هر يک به گوشه يي از ضريح مي آويختند و بوسه ها و بوسه ها و چشماي شان را از نور آقا منور مي کردند و در گورستان باوقار آرميده در بلندي دربند «ظهيرالدوله» شانه هاي مردانه پدر به لرزه بود و تفو بر زمانه با چشماني سرخ فام مي گذشت که به عکس رسيدم عکس هاي سياه و سپيد و در نهايت سينما از تراس سينما «ديانا» و اين آغاز آشنايي بود که در سينماهاي......
جسد سالم برنادت سوبيروز بعد از 127 سال
ـ۲۰۶۱ کلیک
www.bia11.com
جسد سالم برنادت سوبيروز بعد از 127 سال.عکس و زندگینامه
احمد شاملو - زندگینامه و 4 کتاب از شاملو برای دانلود (بهمراه چند عکس)
ـ۱۹۸ کلیک
aryanman.com
در اینجا زندگینامه کلی از احمد شاملو را می خوانیم و اندکی با روزگار سپری شده احمد شاملو آشنا می شویم . در ضمن 4 اثر زیبا از این شاعر پر آوازه که عناوین آن عبارت است از : کاشفان فروتن شوکران , نگرانی های یک شاعر , مقدمه ی حافظ شیراز , پریا (از مجموعه هوای تازه) را می توانید دریافت کند (pdf)
اکبر گنجی کیست ؟ روزآنلاین - « آيت الله خامنه اي بايد برود.»
ـ۳۹۱ کلیک
www.scarcup.com
اکبر گنجي در روز 11 بهمن 1338 در کوي 13 آبان، کمي پائين تر از نازي آباد به دنيا آمد. با فاصله کمي از محله دوستان آينده اش، يعني سعيد حجاريان و عباس عبدي.......وي در سال 1362 در يک سخنراني علني در پادگان ولي عصر و در حضور محسن رضايي، فرمانده وقت سپاه، به سياست ادامه جنگ اعتراض کرد و آن را بيفايده دانست. وي در همان سخنراني که باعث بحراني در سپاه شد، فرماندهي سپاه، از جمله محسن رضايي، محسن رفيقدوست، ذوالقدرو زيبايي نژاد را متهم کرد که سپاه را آلت دست سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي کرده اند و با نيروي نظامي سپاه کار سياسي مي کنند و خواستار برکناري فرماندهي سپاه شد. اين سخنراني که با استقبال نيروهاي لشگر محمد رسول الله سپاه و تنش ميان آنان با فرماندهي سپاه شده بود، واکنش شديدي در سپاه در حال جنگ ايجاد کرد.دادستاني سپاه اين برخورد را تمرد در شرايط جنگي دانست و براي گنجي خواستار اشد مجازات يعني حکم اعدام شد. اما با وساطت آيت الله منتظري و شيخ يوسف صانعي اين موضوع منتفي شد. وي در سال 1363 از سپاه استعفا داد و از آنجا بيرون آمد....... او پيش از بازداشت در روز چهارم ارديبهشت 1379 گفت: « از اول حداقل چندين مرتبه تهديد شده بودم و مي دانستم مقابله با اشباح حاضر در تاريکخانه، نوعي "بازي با مرگ" بود که من هميشه آمادگي آنرا داشتم. آنها اين گمان باطل را بايد از خود دور کنند که با زنداني کردن بنده مي توانند سروساماني به پرونده قتلها بدهند و آن پرونده را ماستمالي کنند.... من به صراحت مي گويم مسووليت امنيت جان من در زندان با نظام جمهوري اسلامي است و هر حادثه اي که براي من اتفاق بيفتد، مسووليتش با اينها خواهد بود. « مطمئن باشيد بنده واجبي نخواهم خورد.».......اکبر گنجي در سال آخر زندان خود به دليل فشارهاي بسيار قاضي مرتضوي اعتصاب غذاي سنگيني را آغاز کرد. همزمان با اين اعتصاب غذا او طي نامه هايي شعار تاريخي آيت الله خميني را اين بار به گونه اي ديگر تکرار کرده بود« آيت الله خامنه اي بايد برود.» که اين نامه هاي زندان فشار را بر وي افزود. او در مدت اعتصاب غذا تا سرحد مرگ پيش رفت. انتشار عکسهاي او در حالتي که شبيه به يک جسد شده بود، نخست در وب سايت ايرانيان و آنگاه در وب سايت گويا، افکار عمومي را شديدا تحريک کرد....از گنجي اين کتابها تا کنون منتشر شده است. 1) تلقي فاشيستي از دين و حکومت( م...
زندگینامه کوروش بزرگ
ـ۹۰ کلیک
www.yadeyar.ir
ُِکوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ، (۵۷۶ - ۵۲۹) شاه پارسی, بهخاطر جنگجویی و بخشندگیاش شناخته شدهاست. کوروش نخستین شاه ایران و بنیانگذار دورهی شاهنشاهی ایرانیان می باشد. واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند". پاسارگاد: «اى رهگذر هر كه هستى و از هر كجا كه بيايى مى دانم سرانجام روزى بر اين مكان گذر خواهى كرد. اين منم، كوروش، شاه بزرگ، شاه چهارگوشه جهان، شاه سرزمين ها، برخاك اندكى كه مرا در برگرفته رشك مبر، مرا بگذار و بگذر.» تبار کوروش از جانب پدرش به پارسها می رسد که برای چند نسل بر انشان, در جنوب غربی ایران, حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سنگ استوانه شکلی محل حکومت آنها را نقش کرده است. بنیادگذار دودمان هخامنشی, شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰میزیسته است. پس از مرگ او, تسپس انشان به حکومت رسید. تسپس نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول انشان و آریارمنس فارس در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام, به ترتیب کمبوجیه اول انشان و آرسامس فارس, بعد از آنها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر آژدهاک پادشاه قبيله ماد و دختر شاه آرینیس لیدیه, ازدواج کرد و کوروش نتیجه این ازدواج بود. تاریخ نویسان باستانی از قبیل هردوت, گزنفون, و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کردهاند, اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه دادهاند, بیشتر شبیه افسانه می باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس, و حسن پیرنیا شرح چگونگی زایش کوروش را از هردوت برگرفتهاند. بنا به نوشته هردوت,...
زندگینامه قمرالملوک وزیری
ـ۱۴۴ کلیک
www.qazvin.net
قمرالملوک وزیری (۱۲۸۴خورشیدی - ۱۳۳۸خورشیدی)، نخستین زن خواننده ایرانی بود. قمرالملوک در تاکستان قزوین زاده شد. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضهخوان زنانه حرم ناصرالدین شاه بود قرار گرفت. او در جایی گفته است: «من مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم. چرا که همان پامنبری کردنها به من جرأت خوانندگی داد.» در جوانی پس از آشنائـی با استاد مرتضی نیداود با ردیف موسیقی ملی آشنا شد و راهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر هموار ساخت. کار پیشرفت قمر در مدتی کوتاه به آنجا رسید که کمپانی «هیز ماسترز ویس» به خاطر ضبط صدای او دستگاه صفحه پر کنی به تهران آورد. بعد از آن کمپانی «پولیفون» هم آمد. به گفته ساسان سپنتا ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شده است. قمر نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ برگزار کرد. روز بعد نظمیه از او تعهد گرفت که بی حجاب کنسرت ندهد. قمر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص داد. قمر در سفر خراسان در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف آرامگاه فردوسی نمود. در همدان در سال ۱۳۱۰ کنسرت داد و ترانههایی از عارف خواند. وقتی نیرالدوله والی خراسان چند گلدان نقره به او هدیه کرد آن را به عارف پیشکش نمود. با این که عارف مورد غضب والی و دستگاه رضاشاه بود. در سال ۱۳۰۸ به نفع شیر و خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچههای یتیم اختصاص داده شد....