لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
به چی باید افتخار کنم ...؟ ـــــــــــــ ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۳۶۳ کلیک
shatot.wordpress.com
وقتی که میبینم یک خانم بیمار کلیوی در حالی که گریه میکنه میگه : حالا باید برای دارو گدایی کنیم چون توان پرداخت ماهیانه دویست و پنجاه هزار تومن هزینه داروی ساندیمون خارجی رو نداره و دولت سوبسید این دارو رو قطع کرده به چی باید افتخار کنم ! وقتی که میبینم استاد شیر محمد اسپندار که موفق به کسب دکترای افتخاری موسیقی از کشور فرانسه شده و صد ها لوح و جایزه بین المللی داره و استاد مسلم نواختن دونلی است در دی ماه سال گذشته خانه اش در شهر کوچک بمپور واقع در شهرستان ایرانشهر در اثر سیل ویران شده و اکنون در چادر زندگی میکنه و تمام کمک دولت به اون یک چادر و دویست هزار تومان وسایل زندگی و سیصد هزار تومان پول نقد بوده به چی افتخار کنم ؟ به چی افتخار کنم وقتی میبینم قهرمانان ملی برای معاش تن به هر تبلیغی برای بیگانه میدهند و مینالند از اینکه حق و حقوقشان در داخل پرداخت نشده ! تازه اینها چفیه انداخته اند و یا ابوالفضل گفته اند و مورد الطاف بوده اند والا وامصیبتا ! دولتی که زرت و زرت به افغانستان و عراق و فلسطین و کشور های افریقایی و نهضت های فلان بی دریغ کمک میکنه اما به خودمون که میرسه وا میرسه ! دست و بالش میلرزه ! انگار ما ناتنی هستیم ! فقط بلده هی بگه امت شهید پرور ...امت شهید پرور ! اقا جان چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .... حرام است ....حرام است !
سیگار را امروز ترک کردم(وینستون بسته ای 1800) کیه که از صبحانه ام هم بزنم؟
ـ۳۷۲ کلیک
chetandarchet.wordpress.com
>نمی دونم چند نفر از شما مطلب هفته پیش من راجع به گونی و.. این حرفا یادشونه هفته پیش قیمت وینستون رو به شکایت زده بودم 1500 امروز صبح 1700 خریدم امشب 1800 .اولا واقعا تبریک به این همه لیاقت و کاردانی در اداره کشور.دوستان عزیز واقعیت تلخ اینه که تصمیم گرفتم سیگارو ترک کنم چون حساب کردم با این وضع ماهی صد تومن پول بالای سیگار میدم!این اولین بار نیست که چیزیو ترک میکنم یادمه اوایل امسال دوست دخترم رو هم ترک کردم اگه با خودم رو راست باشم یه دلیل اصلی داشت اونم قبض تلفن !آقا جان من سیگارو واسه این می کشیدم که تو این وانفسای بی چیزی یه چیز تسکینم بده من اگه سیگار می کشیدم میل جنسیم هم کمتر می شد. اونم که ترک کردم !بیرون که نمیرم!سینما که نمی ارزه . پارکم که توش گشته! افتادم تو این خونه دلم به همین بالاترین خوش بود و این سیگار که اونم نمی تونم .دوستان من دانشجو از کجا بیارم؟به خدا دختر بودم با افتخار جنده می شدم!الان کم کم ساعتی 50 60 تو تهران دارن می گیرن!ای ریدم تو اون مدرک مهندسی که من واسش 5 سال درس خوندم الان وضعم اینه !ای ریدم تو اون دانشگاه معتبر X که توش بودم و الان وضعم اینه! به خونه چی بگم ؟ بگم سیگاری که 2 ماه پیش 1200 بودهه الان 1800؟خرجیمو بیشتر بدین؟اگه کسی از شما می تونه من نمی تونم !ای من ریدم به این کنکور فوق لیسانس که ما رو مشغول کرده می دونم هم به مفت نمی ارزه ولی بازم مجبورم!دوستان عزیز من اون سری هم گفتم ملت ما ید طولایی در وفق گرفتن با شرایط سخت دارن احتمالا طی چند ماه آینده برنامه اخلاق خانواده با محوریت قرار دادن آموزش کشت سیگار در منزل با هدف صرفه جویی شروع به کار خواهد کرد! من از چند تا چیزم بزنم؟ از سکسم که زدم!از عشقم که زدم!از تفریحم که زدم!یه سیگار بود که اونم بوسیدم گفتم بای ،فردا می ترسم از یکی دو وعده غذاییم هم بزنم!همین الان دارم با خودم کلنجار میرم صبحانه نخوری میمیری؟!… نمی گم خدا آخر عاقبت ما رو به خیر کنه چون اگه می خواست هیچ وقت به شر نمی کرد بنابر این...
مگن نفت نود دلار رفته .... لامصبا پس کو سهم مو ؟ .......... ( تلخ نوشته ها )
ـ۳۵۳ کلیک
tvt.blogsky.com
دیشب رفته بودم شیر بخرم ...یه پیرمرد باپسرش کارتن خالی های کنار خیابون رو جمع میکردن میذاشتن داخل بار بند یه موتور سه چرخه که یه دفه مامور های شهر داری رسیدن ... اومدن موتورش رو توقیف کنن که پیرمرد شروع کرد به التماس ؛ اقای مُهَندِس گه خُوردُم ... غِلَط کِردُم ... بُخُدا دیگه نِمُکنُم ...! پسرش هم از یک طرف گریه و زاری میکردو اویزون اقای مهندس شده بود ... مامور نیروی انتظامی که باهاشون بود یه توپ و تشر زد بهشون و سوار موتورشون شد تا ببره که پسره رفت جلوی موتور رو گرفت و مثه ابر بهار گریه میکرد ...! هی میگفت : جانِ مادَرت نَبُر ...جان بَچَت نَبُر...جانِ مادرت نَبُر ! از این بنده خدا ها التماس و از اونها کوتاه نیامدن و نشنیدن ... رفتم جلو پرسیدم چرا اینا رو جمع میکنین ...ماموره گفت اینا کیسه های زباله رو پاره میکنن کارتن و کاغذ وپلاستیک هاشو بر میدارن ... پیرمرده گفت :اقا بُخُدا مُو اشغال جَمع کُن نیستُم ... بو بیکیش دِستامِه ...اگه مُو اشغال جَمع کُن بودُم باید بوی اشغال مِدادُم ! اما انگار مامور ها قسم خورده بودن که بنده خدا رو توقیف کنن ... پیرمرده یه دفه شروع کرد به زدن خودش و به خودش فحش دادن : اَخه نامَردا پَس مُو خَرجی زَن و بِچَمه از کُجا در بیارُم ؟ از دیوار مِردُم بُرُم بالا ؟ اَخه دَیوسا شُما چی مِفَهمِن گُشنگی یَعنی چی ؟ چی مِفَهمِن ناداری یَعنی چی ؟ چی مِفَهمِن سَر بی شوم به زمین گذاشتَن یَعنی چی ؟ والله ای بِچه هایِ مُو گوشت نِمدِنَن چیه ؟ مِگن نَفت نِوَد دولار رفته ! لامَصَبا پَس کو سَهمِ مُو ؟ مُو که بَدبَخت تَر رِفتُم که ... مُوکه بیچارِه تَر رِفتُم که !
۷ شخصی که به مرگ "نه!" گفتند
ـ۷۹۵ کلیک
www.cracked.com
(ترجمه) *۱.خانم وسنا وولویچ: این خانوم مهماندار هواپیمای یک شرکت صربی بود. در سال ۱۹۷۲ وقتی که یه تروریست تصمیم گرفت که یه هواپیمایی رو منفجر کند، این خانوم هم که شیفت اضافی گرفته بود و در هواپیما بود، نه تنها از انفجار جون سالم بدر برد! بلکه از ارتفاع ۱۰ کیلومتری روی کوه های یخ زده سقوط کرد ولی زنده ماند*** ۲.پون لیم: او در جنگ جهانی دوم خدمه یه کشتی جنگی انگلیسی بود که توسط یه کشتی جنگی آلمانی منفجر شد..ولی او زنده ماند تا نجات یابد...البته ۱۴۴ روز بعد! او بعد از انفجار تمام مدت روی یه قایق نجات شناور بود..آذوقه بسرعت تمام شد، و او مجبور شد که برای زنده ماندن مبارزه کند! او در این مدت از خون پرندگان و شکار ماهیان و حتی (( کوسه )) تغذیه می کرد! تا اینکه عزراییل دست از سر او برداشت و او بعد از ۱۴۴ روز سرگردانی به سواحل برزیل رسید! (چگونگی زندگی او طی این مدت برای ملوانان آمریکایی در حال تدریس است!)*** ۳. بردران منگ: این ۲ برادر ۲۰متر زیر زمین در یه معدن زغال غیر قانونی فاقد امکانات اولیه در برابر ریزش کار می کردند که معدن ریزش کرد و این دو برادر زیر زغال ها مدفون شدند! گروه نجات بعد از مدتی از نجات ناامید شدو کار حفاری رو ول کردند، در حالی که این دو هنوز اون پایین زنده بودند....دو برادر تصمیم گرفتند که خود دست بکار شوند و زغال هارو پس بزنند تا به سطح زمین برسند! اونها طی این مدت از زغال و ادرار! خودشان تغذیه می کردند! بدون غذا و کمبود اکسیژن اونها بالاخره نجات یافتند و گروه نجات رو حیرت زده کردند!.*** ۴. الکسیس گگینس: او مجبور بود مادرشو از دست یه مرد دیوونه نجات دهد! او این کارو با پریدن جلوی مادرش و با دریافت 6 گلوله (2 تا به سرش)انجام داد ! این اتفاق زمانی افتاد که این مرد مادر و دختر رو گروگان گرفته بود. مادر به پلیس تماس گرفته بود ولی گویا پلیس سرگرم کار های مهم تر بود و نیرویی برای فرستادن کمک نداشت! در این لحظه مرد 2 گلوله به مادر شلیک می کند و گلوله های دیگر به دختر کوچک اصابت می کند...در این حال پلیس میرسد و دخترک به بیمارستان منتقل می شود...با جراحاتی که ممکن بود باعث مرگ شود..به هر حال کاری که یه جلیقه ضد گلوله ۱۰۰ کیلویی انجام می دهد را یه دختر 7ساله انجام داد!*** ۵.ارون رلتسون: او در حال کوه پیمایی بود که یه ...( ادامه در نظرات)
دیگه گریه نکن بابا جان ...! ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۲۴۵ کلیک
shatot.wordpress.com
بابا جان امسال عید بَرام کت شلوار نِمِخِری ؟ نِگا بابا شلوارمه..... سر زانوهاش نَخ نِما رفته ! اّستر کتُم ره بیبین ..... پاره پاره رفته ! تو مدرسه خجالت میکیشم بابا ! خودت پارسال گفتی سال دیگه حتما مِخرُم برات ! نگا بابا چقد استینای کتم کوتاه رفته برام ! تازه چَن جاشَم ننه وصله کِرده ...! مِخِری بابا جان برام ؟ امسال ماخام یک نمره بزرگتر برام بیگیری که چار سال تَنُم کنم ! ایناره الان سه ساله که مُوپوشم بابا ! چیز دیگه نُماخام بابا جان ! کفشای پارسالم خوبه ... پیرهَنُمَم خوبه ؟ باباجان ... بابا ! بابا جان چره دره اشکات میه ؟ مُو گفتُم کت شلوار ماخام گریه مُکنی بابا ؟ بابا جان گریه نکن .... بخدا همی کت شلوارم خوبه ! دروغ گفتم که خجالت میکیشم بابا ! بابا ننه بازم وصله مُکنه بَرام ... تو فقط گریه نکن بابا ! اصن هوا گرمه کت نُماخام ! بابا جانِما گریه نکن ! بیا ماچت کنُم بابا جان .... دیگه گریه نکن بابا ! غلط کردم بابا .... غلط کردم بابا جان !.... غلط کردم !
آقا من اگه نخوام برم بهشت کیو باید ببینم!
ـ۵۳۱ کلیک
takhtechoobi.blogfa.com
هنوز از شکم مادر درنیومده شمبولمون نصف کردن گفتن مسلمونی آقا اسلام حق محمد رسول خدا علی شیر عرب جمهوری اسلامی حکومت محمدی من دلم نمیخواهد آخرت داشته باشم 20 سال رو مخم کار کردن جواب نداد! من گفتم میخواهم مسلمون بشم!! اصلا دوست دارم برم جهنم. با هیچ کسی هم که مثل من فکر نمیکنه نمیخواهم رفتو آمد داشته باشم ولی اونایی که اعتقاد دارن احترام اعتقادشونو داشته باشم. اوناهم همین جوری رفتار میکنن! یعنی به زندگی خصوصی من به چیزیکه تنها مال من تجاوز نمیکنن؟ آیا این دیکتاتوری نیست؟ خود اونایی که اعتقاد داران بگن آیا این برابریه؟؟ مگه رییستون نگفت تو ایران آزادی کامل وجود داره مگه خودتون اینهمه ادعا ندارین؟؟ آخه تا کی باید برا ترس از جون نقش بازی کنیم؟ تا کی باید برا یه تیکه نون دورویی در بیاریم... به دین کسی توهین کردیم! با کسی بدرفتاری کردیم! حق کسی رو خوردیم؟ آیا این دیکتاتوری نیست؟ آیا این دیکتاتوری نیست؟
احمدی نژاد (۸۴): مردم باید نوسان قيمت نفت را در زندگي خود ببينند. نفت ميشود 8 دلار زندگي همان است كه می شود 50 دلار!
ـ۱۵۵ کلیک
www.tabnak.ir
به گزارش خبرنگار «تابناك»، دوشنبه گذشته رئيسجمهور در دانشگاه علم و صنعت درباره تأثيرات افزايش قيمت نفت گفت: اينكه برخيها ميگويند قيمت نفت بالا رفته و اين افزايش قيمت به سود دولت است، درست نيست، زيرا بالا رفتن قيمت نفت، تبعاتي براي ما دارد؛ هر زمان كه قيمت نفت بالا برود، قيمتهاي جهاني نيز افزايش پيدا ميكند كه اين موضوع به نفع ما نيست. اين در حالي است كه دكتر احمدينژاد در خرداد 84 و در جريان تبليغات انتخاباتي گفته بود: «مردم نوسان تغيير قيمت نفت را در زندگي خود بايد ببينند. نفت ميشود 8 دلار زندگي همان است كه بود، ميشود 50 دلار باز همان است و اين شدني است.» بنا بر اين گزارش، اكنون نفت ايران بيش از هشتاد دلار به فروش ميرسد، حال آنكه در زمان دولتهاي گذشته، هر بشكه نفت، بيش از سي دلار به فروش نميرفت. اكنون افكار عمومي با توجه به افزايش قيمت نفت، انتظار دارند با توجه به شعارهاي دولت تأثيرات، اين افزايش قيمت را در زندگي خود ببينند.
دانشجوی 23ساله آمریکایی برای هزینه ادامه تحصیلش پرده بکارت خود را به حراج میگذارد
ـ۱۳۰۴ کلیک
www.hamparvaz.com
این دختر 23 ساله آمریکایی تصمیم گرفت برای بدست آوردن خرج تحصیلش در رشته تحقیقات زنان در مقطع فوق لیسانس پرده بکارت خود را به حراج بگذارد. او گفت: من فکر نمیکنم با حراج بکارتم همه مشکلاتم حل شود. تاریخ حراج هنوز مشخص نشده است. حراج پرده بکارت بر روی سایت Ebay میباشد. خواهر این «دختر» در حال پرداخت وام های کالج او میباشد. این دختر میگوید من مثل خیلی های دیگر خواستم بکارتم رو تا لحظه ازدواج داشته باشم اما من در جامعه سرمایه داری زندگی میکنم، پس چرا من روی بکارتم سرمایه گذاری نکنم. مادر او یک معلم است و از حرکت دختر خود به شدت ناراضیست. بسیاری از بلاگر ها و روزنامه ها به او انتقاد کردن و حرکت او را به شدن زیر سوال بردن. یکی از بلاگر ها: آیا این فاحشه گری نیست ؟ بلاگر دیگر: واقعا برای آینده جامعمون متاسفام. او علی رقم همه این انتقاد ها باز به حرکت خود برای فروش بکارت خود ادامه میدهد چون به نظر خود این کار درستی است. به نظر شما با این موضوع تفاوت فکری و فرهنگی بین انسان ها در یک جامعه مدرن معلوم نمیشود ؟ نظر شما در این راابطه چیست ؟
۴ تصمیمی که آدم بیشتر از همه در موردشون پشیمان میشه
ـ۲۳۷ کلیک
www.landofsheep.com
۱ - ازدواج کردن با فرد نامناسب : الان بسیاری از ازدواجها به طلاق منجر میشه و از اون تعدادی هم که متاهل باقی می مانند تعداد بسیار زیادی از زندگی شون راضی نیستند اما باقی ماندن در زندگی که اعصاب خرد کن٬ محدود کننده و نامطلوب از نظر زناشویی است متاسفانه مثل اینکه یک قانون است ۲- انتخاب شغل نامناسب: شما بیشتر زمان بیداری خود را در سر کار خود به سر می برید برای یک لحظه هم که شده اینکه چقدر از این کار درآمد دارید را فراموش کنید اگه کارتون را دوست ندارید اون را رها کنید . سعی کنید هر کاری که دارید از اون و زندگی تون لذت ببرید .۳- یک روش زندگی ناسالم : متاسفانه آدمها به این قسمت توجه نمی کنند تا زمانی که مبتلا به بیماری بشوند . مراقب سلامتی خودتون باشید ۴- مسافرت نکردن : آیا زندگی شما محدود به یک شعاع ۵۰ کیلومتری است؟ اگه اینطور است خیلی غم انگیزه. بعدا وقتی آدم سنی ازش گذشت و به زندگی اش نگاه میکنه پشیمان میشه که دنیا را بیشتر ندیده
سولمازان: امروز روز آخر زندگی من است
ـ۱۵۰۵ کلیک
translatora.blogspot.com
روز آخرزندگی منه ... خونه کسی نیست و همه بیرونند ... چند ماهی هست که به ایران برگشتم ... همیشه منتظر همچین روزی بودم ... چندین بار در سالهای پیش قصد داشتم همین کار رو بکنم اما همیشه چهره ی گریان و شکسته ی مادرم به من اجزاه ی این کار رو نمی داد ... موقعیکه می خواستم این کار رو انجام بدم خانواده ی خودم رو می دیدم که از همینی که هستند هم بدبخت ترند ... اما حالا دیگه خودم هم متوجه شدم که راه من همینه ... دیگه کافیه ... دیگه ماندم هم سودی نداره ... قصد داشتم با اسلحه این کار رو بکنم ... شنیده بودم راحت ترین راه این کاره ... اما تلاشم به جایی نرسید ... یعنی اگر پسر بودم حتما می تونستم یه جور یه اسلحه گیر بیارم ... امروز با طناب خودم رو خواهم کشت ... از همه ی کسانی که از من ناسزا شنیدند معذرت می خوام ... من انسان پست فطرتی هستم ... اما این جور نبودم ... واقعا اینی که الان هستم نبودم ... از comunque , geghele و آزادزی که در آخرین کامنتهای بالاترین از من فحش شنیدند معذرت می خوام و همینطور از کس دیگه ای که اسمش یادم نیست ... امروز خودم رو خواهم کشت ... امروز خودم رو خواهم کشت ... امروز از شر بدبختیها خلاص می شم ... امروز یه طناب من رو از رنج عذاب چندین ساله خلاص می کنه ..
احمدینژاد با "اعتماد به نفس"حیرتانگیز ادعا کرد:«قدرت خريد مردم در 3 سال اخير افزايش يافته است»!
ـ۲۸۳ کلیک
www.farsnews.net
او افزود:«و وضع دهكهاي پايين بهبود يافته است»! و این در حالیست که ایران تورمی کم سابقه را تجربه می کند
بالاترین، اینجا را از جامعه ام خیلی بیشتر دوست دارم
ـ۷۵ کلیک
shahed-online.com
بالاترین جایی ست که می توانی حرف دلت را بزنی، بدون ترس از نیست شدن! اینجا را از جامعه ام خیلی بیشتر دوست دارم، می دانی اینجا باز دلت خوش است که اگر کسی تخلف کرد می توانی برایش گزارش رد کنی، کاری ندارم رسیدگی به این گزارش ها چقدر است اما این دریچه امید را همیشه باز می بینی، اما در جامعه ام همه چیز را می بینی، افسوس می خوری،حسرت می کشی، رنج می بری و از خودت خسته می شوی آنجا لال هستی، تا حرفی بزنی برایت حرف در می آورند، از حیات ساقط می شوی و با کوهی حرف نگفته دفن می شوی. بالاترین را دوست دارم چون وقتی نظر می دهم، می توانم ارزش و اعتبارش را نزد دیگران بدانم، آنها می توانند به نظراتم + و - دهند و در این کار آزادند، کسی جلویشان را نگرفته و از جایی لااقل برای نظرات خط نمی گیرند. اینجا می توانی شخصیتی که دوست داری باشی ، نه آن شخصیتی که در جامعه به تو تحمیل می شود. اینجا هرکسی میتواند از دیگران شخصیتی که دوست دارد بسازد، در جامعه باید تصویرت را ، عقایدت را و... با محدودیت ها بسازد. اینجا می دانی چندین و چند رفیق نادیده داری به خودت می بالی، اما معلوم نیست در جامعه ات چند نارفیقِ رفیق نما داری.اینجا می توانی خبر های خبرگزاری های داخلی و خارجی ،موافق و مخالف را بخوانی و خودت تصمیم بگیری و ارجح را انتخاب کنی، اما در جامعه ات فقط حق انتخاب یک طرز تفکر را داری، ماهواره هم داشته باشی جرم است ، باید چشم و گوشت را ببندی، دنیای مجازیت را هم هرروز تنگ تر می کنند حتی سایت های خودی را هم فیلتر می کنند مگر الف را از یاد برده اید.اینجا می توانی با حسین درخشان ها مقابله کنی، با عقایدش مخالف یا موافق باشی اما جامعه ات را حسین درخشان ها در دست گرفته اند و کاری از دستت بر نمی آید، چه ظلمی بیشتر از این که تنوانی کشورت را، سرزمین مادریت، جایی که در آن از هر کوچه و محله ای خاطرات داری، ببینی؟ اینجا را دوست دارم چون جلوی حرف زدنم را کسی نگرفته است و با خیالی آسوده می نویسم تا اندکی از عقده هایی که هر روز جامعه به من تحمیل کرده و داغش را روی دل و زبانم گداشته فراموش کنم. شاید این همان دلیلی ست که مرا تا کنون در بالاترین نگاه داشته است، همان دلیلی که مرا مستجاب می کند اینجا بمانم هر چه قدر هم از زندگیم عقب بیافتم
خيّر تهراني ، زوج هاي کم بضاعت را براي يکسال خانه دار کرد
ـ۱۲۵ کلیک
www.iribnews.ir
خير تهراني بار ديگر 10 واحد مسکوني خود را به مدت يکسال بصورت رايگان در اختيار زوج هاي جوان کم بضاعت قرار داد. محمدقاسمي بختياري که موسسه خيريه اي هم تاسيس کرده 7 سال است که اين واحدهاي مسکوني 55 و 65 متر مربعي را به صورت يکساله به زوج هاي جواني واگذار مي کند که در صدد برگزاري مراسم ازدواج هستند. وي که درخيابان خاوران ساکن است در ازاي اين کار خير از زوج هاي جواني که در اين منازل ساکن مي شوند مي خواهد اگر توان مالي يافتندخودشان هم با اقدام مشابهي جوانان، را در شروع زندگي مشترک ياري کنند. 35 زوج در قرعه کشي واگذاري اين واحدهاي مسکوني شرکت کرده بودند.
شهرداری هم به بیت رهبری و دولت پیوست/3 ميليارد تومان از پول مردم تهران به جیب شيعيان لبناني واریز می شود!
ـ۱۲۱ کلیک
www.farsnews.com
سخنگوي شوراي شهر تهران که این خبر را اعلام کرد،تاکید نموده که برای سرعت و تسهیل این کمک! شهرداری لايحه 2 فوريتي به شورای شهر داده که همین امروز در شورا بررسی و تصویب شده است.مبارک «برادران لبنانی» باد!البته این کمک ها مسبوق به سابق است.در سال گذشته،اسماعیل هنیه در دیدار با خامنه ای یک چمدان دلار گرفت تا حقوق نیروهای خود در غزه را بدهد و دولت احمدی نژاد نیز بنا بر گزارش های بسیاری در جنوب لبنان مشغول خانه سازی و امور خدماتی است
این فقط یه دختره! به همین سادگی، تر و تازه و همین الان از تنور گرفتنش
ـ۲۳۹۵ کلیک
aaron.aminus3.com
عشق و زندگی