لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
قاضی مرتضوی: اصلا شکنجه شدن بچههایتان را به هرالاغی بگویید می خندد/مگر شما مسلمانید که حجاب دارید؟از نظر من شما کافرید
ـ۷۶۰ کلیک
www.shabnameha.net
پدر احسان منصوری ضمن ابراز نارضایتی شدید از برخود مرتضوی با خانواده دانشجویان گفت: «ایشان در طول دیدار با ما به صورت مداوم در حال توهین و تهدید ما بود. از در که وارد شدیم ایشان به چادر همسر بنده و مادر احمد قصابان اشاره کرد و گفت مگر شما مسلمانید که حجاب دارید؟! از نظر من شما کافرید. ایشان همچنین به ما گفت چه کسی گفته این دانشجوها شکنجه شده اند؟! من باید بگویم که من می گویم شکنجه نشده اند. اصلا شکنجه شدن بچه هایتان را به هر الاغی بگویید، می خندد.»......... پدر احسان منصوری در ادامه به بخش دیگری از سخنان مرتضوی اشاره کرد و گفت: «ایشان به ما گفتند شما که می گویید بچه هایتان شکنجه جنسی شده اند، اصلا می دانید شکنجه جنسی یعنی چه؟ سپس آقای مرتضوی شروع کردند در حضور همسران ما برداشت خودشان را از شکنجه جنسی در مورد زن و مرد توضیح دادن و بعد از ما پرسیدند حالا بگویید ببینم بچه هایتان شکنجه جنسی شده اند یا نه؟! چنان که من حتی از فکر کردن به حرف های آقای مرتضوی شرم دارم ولی برای دفاع از فرزندم حاضرم جمله به جمله سخنان ایشان را خدمتتان عرض کنم.» آوایی با قطع سخنان پدر احسان منصوری از وی خواهش کرد از این قسمت عبور کند........... پدر این دانشجوی در بند در ادامه اظهار داشت: «ما به آقای مرتضوی گفتیم ما برای حل این مشکل با آقای جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، هم دیدار داشتیم که آقای مرتضوی در جواب گفتند جمشیدی دیگر کیست؟! برای این موضوع باید با من صحبت کنید. شیر این پرونده دست من است، بخواهم بازش می کنم، نخواهم می بندمش. تا الان یک خط متوسط روی پرونده این دانشجویان کشیده بودم. اگر بخواهم، آن ها را طوری ادب می کنم که تا هفت پشتتان بسوزید. مرتضوی به ما گفت نشریات کار همین سه نفر بوده و تا ندامتنامه ننویسند آزادشان نمی کنم. ایشان گفتند ظاهرا نه بچه هایتان ادب شده اند و نه خودتان و من می خواهم هم آن ها را ادب کنم و هم شما را. الان هم آن ها را به سلول انفرادی منتقل کرده ام و دیگر تا ادب نشوید نه از تلفن خبری هست و نه از ملاقات.»
« آن ها سرم را در گنداب توالت فرو کردند »، نامه احمد باطبی به رئیس قوه قضائیه
ـ۱۰۰۲ کلیک
www.abfiran.org
......چند ساعت بعد از آنها خواستم که مرا به دستشويی ببرند، بعد از طی مسير نسبتا طولانی به دستشويی عمومی رسيديم و وقتی که خواستم دستشويی بروم، نگذاشتند در را ببندم. گفتند که تو خودت را میکشی،بايد ما تو را نگاه کنيم، بايد درب باز باشد و وقتی که با اعتراض من مواجه شدند، گفتند که تو بايد کارت را انجام دهی و درب باز باشد. من انصراف خودم را از دستشويی رفتن اعلام کردم، ولی آنها گفتند حتما بايد دستشويی بروی و درب باز باشد و سعی کردند بزور کمربند مرا باز کنند. من مقاومت کردم و بناچار به صورت يکیشان کوبيدم. آنها هم مرا به داخل يکی از دستشويیها بردند که چاهش بند آمده بود و آب گند آن در کاسه توالت پر شده بود. آنها سرم را در گنداب توالت فرو کردند و آنقدر اين کار را ادامه دادند که سرانجام گندآب از بينی و دهانم به داخل گلويم پايين رفت و تا ساعتها از شستشوی صورتم جلوگيری کردند. بطوريکه چند روز بعد هنگام بازجويی، يکی از بازجوها متوجه بوی تعفن موها و چشمبندم شد و به من اجازه داد که حمام کنم و چشمبندم را عوض کرد........در همان روزهای اوليه يک بار با ماژيک سبز اسمم را روی دستم نوشتند و وقتی که علت آن را سوال کردم، گفتند که میخواهند مرا اعدام کنند. بهتر است قبل از مردن اعتراف کنم تا قدری پاک بشوم و موقع مردن زجر نکشم و راحت بميرم. مرا روی يک صندلی بردند و طناب را به دور گردنم انداختند. حدود دو ساعت در همان وضعيت نگه داشتند و از من خواستند وصيت کنم تا اين که سرانجام شخصی وارد اتاق شد و گفت حاجیآقا اين هنوز تخليه اطلاعاتی نشده، الان نبايد اعدام شود، تا اين که مرا پايين آوردند......چندين روز بعد از انتقال به ۲۰۹ زندان اوين، مرا با چشمبند به اتاقی بردند و برگهای آوردند تا امضا کنم. وقتی محتوای آن را سوال کردم، گفتند اقدام به آشوبهای خيابانی، تحريک مردم برای آشوب و … وقتی با انکار من در خصوص اين مطالب مواجه شدند، با لگد به صورتم کوبيدند که باعث شکسته شدن دندانهای فک راستم شد و من باقيمانده ريشههای دندانهايم را در زندان کشيدم.
به یاد شهدای خاوران(کشتار زندانیان سیاسی-تابستان 67)/دلسوختگیهای یک خواهر:پس از شکنجه،به جرم «بیدینی» تیرباورن شد...
ـ۳۹۰ کلیک
www.alachighesobh.blogfa.com
22 تیر برادر عزیزتر از جانم،بعد از چهار ماه شکنجه در اوین به جوخه رفت و تیرباورن شد...اشکام راه افتاده ..تجسم برادرم برام سخته اصلن صورتش رو بیاد ندارم.وقتی رفت من فقط 5 ساله بودم وقتی کشته شد...خاطره ای ازش ندارم فقط افکار و عقایدش که مونده،اونم از زبون دیگرون می شنوم .نمی تونم برم به مزارش ..اون تهران تو خاورانه ..نمی تونم برم و خود خوری می کنم ..هر کسی که این هفته می ره یه شاخه گل برای اونم بذاره ..خواهش می کنم بهش بگید من می خوام بیام ..ولی نمی شه...تنها آرزوی که همیشه دارم همینه که 22 تیر من خاوران باشم ..ولی هر گز نشد...اشکامو از این جا از این راه دور نثار ش می کنم و یادش رو هماره زنده نگه می دارم..اگه خودم می رفتم یه بغل گل رز سفید براش می بردم و یا یه شاخه گل مریم ...دلم براش تنگه،خیلی تنگه...برادرم 21 سالش بود که تیربارون شد ..برادرم تا لحظه آخر دست برنداشت و با فحش و فریاد و شعار دادن به جوخه رفت.لحظه آخر مشت و لگد به دهنش خورد ...تجسم کشته شدنش منو آزار می ده منو مچاله می کنه ..له ام می کنه ..تجمسش اشکامو بی اخیتار می کنه و منو تو خودم می بره...
قاضی حسن حداد کیست؟
ـ۶۳۸ کلیک
daadar.blogspot.com
قاضی حسن حداد، با نام اصلي حسن زارع دهنوي، 52 ساله فارغ التحصیل حقوق از دانشگاه بهشتی است با روی کار آمدن جمهوری اسلامی در سنین جوانی وارد سيستم قضائي کشور شد.او از طريق اسدالله لاجوردي به تيم دادستاني اوين پيوست و پس از مدتي داديار زندان اوین شد. قاضي حداد در طول فعاليت خود در دادياري زندان اوين حکم هاي سنگینی صادر کرده است .او در سال 68 به دليل تخلفات مالي گسترده و همچنين اخلاقي از جمله رابطه نامشروع با چند زنداني توسط حفاظت زندان شناسايي و از مقام خود برکنار شد. و مدتی نیز در "ستاد اجرایی فرمان حضرت امام" مشغول به بررسی املاک مصادره شد که چندی بعد به دلیل اختلاس مالی مجددا برکنار شد.وی مجددا وارد دستگاه قضایی شد و ریاست شعبه 26 دادگاه انقلاب را بر عهده گرفت که پرونده های مربوط به جرایمی چون قاچاق مواد مخدر و عتیقه جات را بر عهده داشت و احکام اعدام زیادی را در این مدت صادر کرد وی پس از قیام دانشجویی 18 تیر ماه 78 پرونده بسیاری از فعالان دانشجویی را در دست گرفت
سهم من ! (روایتی دردناک از زبان فرزند یک اعدامی در سال ۶۷ )
ـ۶۷۸ کلیک
yaddashthayykpanahan.persianblog.ir
آقاهه نشسته بود گفت اسم ملاقات کننده مامانم گفت کاظم ، کاظم کشتگر مرده یه نگاهی به کاغذا انداخت و گفت بیا دم دروسایلاشو بگیر به سلامتی معدوم شده من که نمی دونستم معدوم یعنی چه ! ولی مامان دیگه نیومد همونجا از روی صندلی افتاد زمین من خیلی ترسیدم هی گفتم عمه عمه عمه ! پاشو بریم اصلا نمی خوام بابارو ملاقات کنیم بلند شو بریم که اون آقاهه اومد و به دو تا زن مامور که یکیشون همون بد اخلاقه بود گفت بیائید بندازیدش بیرون یه گونی هم که توش چیزی بود و درشو بسته بودند انداخت رو مامان و رفت اون دو تا مامورا هم مامانو بلند کردند کشون کشون آوردند دم در ، دم در خاله اقدس هم وایساده بود اونم اومده بود برای ملاقات حتما مامانم تا خاله اقدسو دید یه جیغ زد از بالای پله های در زندان اوین خودشو انداخت پائین خاله هم جیغ زد یکهو یه مرده اومد با لگد زد به مامانم که اگه نری می فرستیمت پیش برادرت ! من بازم نفهمیده بودم چی شده ولی می دونستم چیز بدی شده از اونجا رفتیم خونه خاله اقدس تو دولت آباد . فرداشم رفتیم خونه که دیدم در خونمون بازه و حیاط شلوغه همه اونهایی رو که همیشه تو صف ملاقات باهاشون دوست بودیم و خاله و عمو ودائی و عمه من بودند اومده بودند اون روز فهمیدم معدوم شده یعنی بابام رو کشتند ، بابا کاظمم رو کشتند ....
بر اثر شدت شکنجه صورت گرفت ـ خودکشی یک دانشجو در زندان اوین
ـ۲۲۷ کلیک
www.akhbar-rooz.com
خبرهای رسیده از زندان اوین حاکی است یکی از دانشجویان بازداشت شده در زندان اوین، با زدن رگ دست خود اقدام به خودکشی کرده است. بنابر گزارشی که روز سه شنبه در اختیار سایت های اینترنتی قرار گرفت به نقل از یک زندان سیاسی گفته شده است یک دانشجوی بازداشتی دست به خودکشی زده است. در این خبر، به نقل از عمادالدین باقی که خود زندانی است گفته شده است یکی از دانشجویانی که در چند هفته اخیر دربند ۳۲۵ زندان اوین که زیر نظر اطلاعات سپاه اداره می شود تحت شکنجه های شدید قرار گرفته بود، ناچارا رگ دست خود را زده و برای مداوا به بهداری زندان اوین منتقل شده که خوشبختانه از مرگ نجات یافته است اما حال او وخیم گزارش می شود. بر اساس گزارش هایی که پیش از این منتشر شده است، گفته می شود سعید حبیبی، مهدی گرایلو و بهروز کریمی زاده، دانشجویانی هستند که هنوز در اختیار اطلاعات سپاه پاسداران قرار دارند. در گزارش اولیه گفته شده بود که کسی که دست به خودکشی زده است، سعید حبیبی است.
نقشه بند ٢٠٩ وزارت اطلاعات واقع در زندان اوین
ـ۱۱۲۵ کلیک
azady-barabary.com
اتاق های مشرف به بندها،( اتاق های بالایی) اتاق های بازجویی می باشند این پلان از بند چهار به بعد رسم شده است بند یک و دو ، بند نسوان است بندهای 3و4و5و6 تماما سلولهای انفرادی هستند
امیر انتظام بزرگترین قربانی گروگانگیری سفارت آمریکا و یکی از قدیمی ترین زندانیان سیاسی جهان
ـ۲۶۸ کلیک
www.bbc.co.uk
محاکمه او یکی از جنجالی ترین دادگاههای پس از انقلاب بوده است. او از اولین زندانیان سیاسی محبوس در اوین پس از انقلاب بود و به همین جهت به تاریخ گویای زندان اوین تبدیل شده است. او از منابع گزارش گالیندوپل ( نماینده کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل) در سال 70 پیرامون وضعیت حقوق بشر در زندانهای ایران بوده است.بعد از انتشار گزارش ديدار گاليندوپل گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، انتشار عکسی از اميرانتظام در بهداری زندان با پاهائی که با زنجير به تخت بسته شده بود انگار همزمان با جامعه جهانی، مقامات تصميم گيرنده جمهوری اسلامی را به ياد کسی انداخت که به نوشته مورخان جدال انقلابی گرايان با ليبرال های مسلمان - دولت موقت مهندس بازرگان - وی را تا لبه اعدام برده اما به عنوان شاهدی از تاريخ زنده گذاشته بود. شايد غريب ترين بخش زندان طولانی عباس اميرانتظام ماه هائی باشد که او و نورالدين کيانوری رهبر حزب توده همبند شدند و کسی که روزگاری به اصرار اميرانتظام را جاسوس امپريالسيم آمريکا و لايق اعدام خوانده بود با حکمی به معنای جاسوسی برای امپرياليسم شوروی، کنار او قرار گرفت. و شايد غريب تر از آن مجادله ای بود که بعد از انتشار کتاب " آن سوی اتهام- خاطرات اميرانتظام" بين وی و عباس عبدی بوجود آمد که اميرانتظام وی را بازجوی روزهای اول دستگيری خود نشانی داد که با نفرتی تمام به او ناسزا می گفت. عبدی اين انتساب را تکذيب کرد و در مصاحبه ای گفت که وی را با شخصی به نام حسن عباسی که نامش نه مستعار بلکه واقعی است اشتباه گرفته است. در آن نامه عباس عبدی پرآوازه ترين کس از ميان دانشجويان اشغال کننده سفارت آمريکا در تهران، با اشاره به کيفرخواست اوليه اميرانتظام که وی را به جاسوسی متهم می کرد نوشت:" زندان او طولانی شد و پنج سال حبس وی را کفايت می کرد". کمتر از يک سال بعد از اين مجادله، عباس عبدی به اتهام فروش اطلاعات به دستگاه های آمريکائی محاکمه و به زندانی طولانی محکوم شد . او نيز چون عباس اميرانتظام اتهامات خود را قبول ندارد گرچه مانند وی زندانی است.
هويت واقعی 3 شكنجه گری كه كيانوری ازآن ها نام برده (ناصرسرمدی- مجتبیسوادكوهی- حسن رحيم پورازغدی)
ـ۸۷۴ کلیک
www.rahetudeh.com
نام واقعی موسی "ناصرسرمدی” است كه اكنون در تاجيكستان سفير شده است و قبلا در تركيه نيز دست به سلسله عمليات امنيتی زده بود كه لو رفت و بسرعت بهایران بازگشت. او از جمله بازجويانی بود كه شبانه روزی كار میكرد و در زندان اوین میخوابيد. كيانوری از شكنجه گر و بازجوی ديگر نيز نام میبرد كه اسم مستعارش در زندان "مجتبی” بود. نام كوچك واقعی او نيز همين است اما نام فاميلش سواد كوهی است. درآن شب هائی كه میخواستند اعتراف دروغ كودتا از رهبری حزب بگيرند، مجتبی و حميد آنچه كه از جنايت و بیرحمیتاكنون شنيدهاید بكار گرفتند. نكته بسيار مهم ديگر آنست كه در همان شبها كهاین شكنجه برای اعتراف گيری جريان داشت، از سوی شورای فرماندهی سپاه پاسداران و به نمايندگی از طرف رئيس جمهور وقت كه علی خامنهای بود، "علی شمخانی” در زندان مستقر شده و ناظراین جنايات بود. "رحيم" كه كيانوری در نوشته های آخرش از او بعنوان يك جلاد تمام عيار نام برده، سردار "حسن رحيم پورازغدی” است كه در بخش امنيتی سپاه با نام مستعار "رحيم" مشهور است و در كيهان شريعتمداری مقالاتی با نام او گهگاه منتشر میشود. او در زمان لاريجانی تئوريسين اصلی صدا و سيما بود. ازغدی در دانشگاه سپاه پاسداران "امام حسين" نيز رشته بازجوئی و كشف كودتا را تدريس میكند.
وثیقهی یک میلیونی برای متهمان قتل دکتر زهرا بنییعقوب، وثیقهی صد میلیونی برای مریم حسینخواه روزنامهنگار
ـ۷۴ کلیک
www.irwomen.net
"براي متهمان پرونده مرگ دكتر زهرا وثيقههای يك يا دو ميليون تومانی تعيين شده است. اين متهمان حتی يک روز هم در بازداشت نبودهاند." رحيم بنیيعقوب برادر دكتر زهرا با صدایی غمگين و گرفته به اين موضوع اشاره میكند: "فقط برای رئيس بازداشتگاه وثيقه 20 ميليونی تعيين شده است. ولی او همچنان در سمتش باقی است و بازداشتگاه با رياست او اداره میشود." اين در حالی است كه برای روزنامهنگاران و كسانی كه هنوز اتهامشان اثبات نشده؛ وثيقههای سنگينی توسط دادگاههای ايران تعيين میشود. مريم حسينخواه روزنامهنگار جوان چند روز قبل به اتهام همكاری با سايتهای مدافع حقوق زنان روانه زندان اوين شد و قاضی پروندهاش وثيقه 100ميليون تومانی براي آزادی او در نظر گرفت.
برادر مجید توکلی در گفتگو با رادیو فردا: شکنجه شدید دانشجویان برای گرفتن اعتراف!
ـ۱۰۴ کلیک
www.autnews.info
***بنا به پیشنهاد دوستان خبر شکنجه رو از طریق sms و yahoo messneger برای هر که میتوانید ارسال کنید*** خبرنامه امیرکبیر:برادر اين فعال دانشجويی از آنچه پدرش از وضعيت مجيد توکلی برايش تعريف کرده می گويد و اضافه می کند که پدرش به دليل مشاهده وضعيت جسمی نامساعد برادرش بيمار شده است...در ادامه مجيد توکلی درباره آثار شکنجه بر روی بدن برادرش می گويد: «کبودی روی بدنش بوده است، زير چشم هايش سياه بوده، سرش شکسته است. ماموران پايشان را روی سر اين دانشجويان می گذارند، آن ها را مدت های طولانی سرپا نگاه می دارند. اين چيزهايی بوده که مسلم بوده و پدرم به چشم خود ديده است.» برادر مجيد توکلی در گفت و گو با راديو فردا می گويد مقامات زندان اوين از برادرش خواسته اند در مقابل دوربين اعتراف کند و می افزايد: «تا اين ساعت برادرم را مجبور کرده اند که اعتراف کند اما او تا کنون قبول نکرده ...
جزئیات درگذشت اکبر محمدی در زندان.................... ( حكومت نظامی )
ـ۳۱۶ کلیک
gavras.wordpress.com
ئیس حراست زندان اوین : اکبر محمدی را به بند منتقل کنید تا همانجا بمیرد کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : اکبر محمدی در روز پنجم اعتصای غذا به دلیل تشنج به بهداری زندان اوین منتقل شد، پزشکان بهداری با مشاهده وضعیت جسمانی اکبر محمدی وی را در بهداری بستری کرده اما اکبر از دریافت سرم خودداری میکند. شنبه شب دکتر موحدی رئیس درمانگاه اوین با حضور در بهداری از اکبر محمدی درخواست میکند که به اعتصاب خود پایان دهد و به او اعلام میکند ” که تو یک انفکتوس داشته ای اما آن را رد کردی” ، اکبر محمدی ضمن مخالفت با درخواست رئیس درمانگاه بر خواسته هایش پایفشاری میکند و خواهان این میشود که مسئولین قضایی به مطالباتش رسیدگی کنند. دکتر موحدی سپس در تماس با رئیس حراست زندان اوین با برشمردن وضعیت اکبر محمدی به آنها هشدار میدهد که وی به دلیل اینکه حاضر به دریافت سرم نیست، و از روز شنبه از خوردن آب نیز امتناع میکند، تا چند روز دیگر فوت خواهد کرد و از حراست میخواهد که وضعیت او را روشن کنند. رئیس حراست نیز به دکتر موحدی دستور میدهد ” اکبر محمدی را به بند منتقل کنید تا همانجا بمیرد” روز یکشنبه همزمان با حضور نمایندگان مجلس در زندان اوین و بازدید آنها از زندان، مامورین حراست دست و پای اکبر محمدی که پی در پی شعار میداده است ،به تخت بسته و به دهان او نیز چسب میزنند. پس از رفتن نمایندگان، یکی از معاونین زندان به همراه حاج کاظم رئیس زندان اوین به بهداری میرود و از اکبر محمدی درخواست میکند که اعتصابش را بشکند و زمانی که با مقاومت محمدی روبرو میشود، خطاب به دیگران میگوید” او را به بند ببرید تا مثل سگ جون بکند” اکبر محمدی بعد ازظهر روز یکشنبه در حالی به بند 350 بازگردانده شد که به دلیل عدم رسیدگی مسئولین بهداری؛ و ناتوانی خودش، تمامی لبسهای او کثیف شده بود! یکشنبه شب، همبندیان اکبر محمدی او را به حمام برده و در حالی که مشغول شستشوی وی بودند، صورت او کبود شده و دندانهایش قفل میکند که به دلیل نبود آمبولانس در مقابل بند، زندانیان او را با برانکارد به بهداری منتقل میکنند.اما در بین راه اکبر محمدی جان فدا میکند. در بهداری اوین نیز شوکهای وارده به او بی ثمر بوده، و مسئولین زندان با بیرون کردن همبندیان وی از بهداری برای جلوگیری از انتشار خبر تمامی تلفنهای زندان را به صورت هماهنگ قطع میکنند. حال این سوال مطر...
بهروز کریمی زاده آزاد شد
ـ۲۱ کلیک
www.schrr.net
بهروز کریمی زاده، از فعالان دانشجویی طیف چپ که در آذرماه گذشته توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شده بود، روز گذشته با سپردن قرار وثیقه ی 300 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. کریمی زاده در طی این مدت در بند 209 زندان اوین نگهداری شد و به گفته ی سایر بازداشت شدگان تحت فشارهای شدید روحی و جسمی قرار گرفت. لازم به یادآوری است، در آذرماه گذشته حدود 50 فعال دانشجویی طیف چپ از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شده و حداقل یک ماه را در بازداشت به سر بردند. از فعالان چپ بازداشت شده، هم اکنون پیمان پیران و علی کانتوری همچنان در زندان نگهداری می شوند. علی کانتوری چندی پیش به زندان قزل حصار کرج منتقل شد و شرایط نگهداری او نامناسب گزارش می شود.
مصاحبه هاله اسفندیاری با تلویزیون جمهوری اسلامی مقابل زندان اوین
ـ۶۴۹ کلیک
www.youtube.com
زندان جای خوب و راحتی بود باز جویان فوق العاده مودبی داشتم!(1 دقیقه)
دیدار رئیس دادگستری با دانشجویان در بند ۲۰۹ و بالاخره انتقال دانشجویان پلی تکنیک ازبند ۲۰۹ به یکی از بندهای عمومی اوین
ـ۸۸ کلیک
www.autnews.info
احمد قصابان، احسان منصوری و مجید توکلی، سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر پس از ۴ ماه بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوین، امروز، چهارشنبه ۱۸ مهرماه، از این بند به یکی از بندهای عمومی زندان اوین منتقل خواهند شد. این سه دانشجو طی تماسی که شب گذشته با خانواده خود داشتند از انتقالشان به یکی از بندهای عمومی زندان اوین خبر دادند. بندی که قرار است دانشجویان به آن جا منتقل شوند هنوز اعلام نشده است. احمد قصابان، احسان منصوری و مجید توکلی بایستی برای انتقال به یکی از بندهای عمومی زندان اوین به مدت ۲۴ ساعت در قرنطینه بمانند که کار انتقال آن ها تا پایان امروز انجام خواهد شد. منصوری، توکلی و قصابان در اردیبهشت ماه سال جاری و در پی توزیع ۴ نشریه دانشجویی جعلی که در آن ها مطالب موهنی درج شده بود، به همراه ۵ نفر دیگر از دانشجویان پلی تکنیک، بازداشت و روانه بند ۲۰۹ زندان اوین شدند. علیرغم آن که پیش از بازداشت و در حین بازداشت دانشجویان اصرار بر جعلی بودن نشریات داشتند اما تیم بازجویی با اعمال شکنجه های غیرانسانی فراوان موفق شدند اعترافاتی را به دروغ از این دانشجویان اخذ کنند. این سه دانشجو همچنین از دیدار خود با علیرضا آوایی، رئیس دادگستری استان تهران، در بند ۲۰۹ در هفته ای که گذشت خبر دادند. از میان مقامات قضایی تا پیش از این فقط رئیس سازمان زندان های کل کشور می توانست وارد بند ۲۰۹ شود، که ورود علیرضا آوایی به این بند در نوع خود اتفاق تازه ای است. به نظر می رسد با ورود رئیس دادگستری استان تهران به بند ۲۰۹ و دیدار با دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در این بند، دور جدیدی از نظارت قوه قضاییه بر آن چه در بند ۲۰۹ زندان اوین اتفاق می افتد، آغاز شده باشد.