لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
هندونه فروش / هندونه اعلا دارم سوا كن جدا كن به شرط چاقو!
ـ۱۷۷۷ کلیک
tinypic.info
فقط خونه دارا و بچه دارا زنبيل نيارن ! (+۱۴)
فروش لباس زیر به صورت تابلو توسط یک دست فروش
ـ۱۱۱۲ کلیک
noend.blogfa.com
داخل ایران کار جالبی هست . تقریباْ ساعت دوازده بود که توی یکی از کوچه های شهر صحنه ی جالبی دیدیم. و دوستم آقا میثم با دوربین بیزویش شکارش کرد.فروش لباس زیر زنانه توسط یک دستفروش.خیلی دوست داشتم بدونم کی ازش همچین چیزی رو توی همچین جایی (وسط کوچه ی تنگ و تاریک) می خره ...
با جمع آوري زنان دست فروش برشمار زنان مجرم افزوده مي شود
ـ۳۸ کلیک
www.iwna.ir
اين دست فروشان سرپرست خانواده بوده و از طريق دستفروشي امرار معاش مي كنند. بر اساس آمارهاي موجود حدود 5 هزار نفر در شب بازارها مشغول به كار هستند كه حدود 33 درصد آنان بانوان مي باشند.
برای لقمه ای نان
ـ۴۶ کلیک
www.dariushkabir.com
و ببین برای لقمه نان چکار میکنند.یکی بار میبرد و دیگری از بقچه وصله زده اش خزعبلات را پهن میکند و چشم انتظار عابرین عجولند تا با سکته ای ترحم نگاهی به بساطش کنند و از او چیزی بخرند. وانگهی آن یکی دل ضعفه میرود از فروش مرغ دست و پا بسته اش
هادی و احد، دو کودک، دو مرد
ـ۶ کلیک
www.pezhvak.info
دوربین تصویر تمام نمای هادی را می گیرد. چهره ی خندان پسرک دستمال فروش اصلا غمی از سختی دستفروشی به همراه ندارد. تبسم کودکانه ای از روی خجالت و کمی حس کنجکاوی نسبت به اولین سوال من از او بر روی لبانش نقش بسته است. کمی از نیمه های تابستان گذشته؛ بی جهت نیست که لیوان آب را بر روی سر و روی خود خالی کرده است. کمی آنطرفتر برادرش احد به ماشین تکیه داده؛ با اینکه 13 سال بیشتر ندارد، اما رفتارش مردی را می ماند که سال هاست نان آور خانواده است. نانی حلال با زور بازو! همان منش پهلوانانه ای که بارها به دنبال پیدا کردن هویت از دست رفته ملی خود در شاهنامه می جویم، در این ابر مرد کوچک می بینم. دوربین باز هم به روی هادی بر می گردد. نمی دانم چه شد که گفت: اول از من بپرس. شاید حرف های نگفته زیادی در دل دارد که اینگونه عجولانه پرسشگری می جوید...
آقا حجت
ـ۳ کلیک
www.pezhvak.info
نامش آقا! حجت بود. مردی از خطه سرسبز گیلان. دلاوری که اگر بخواهم خیلی درشت نمایی کنم ده سال داشت. از پزشکان آینده این مرز و بوم به حساب می آید. حکیم سالیان دور که امروز بر سر میادین و در میان من و شما بر روی خطوط عابر پیاده آدامس می فروشد. کلاس پنجم ابتدایی بود. در برابر خرید پنج بسته از آدامس هایش به ما اجازه مصاحبه می داد. چه می توان کرد. امروز زمان زمان معامله است. خرید و فروش هر چیزی یا همه چیز به نام نامی سود...
