لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
فرزندان انتظار/ من كودك خياباني نيستم؛اما جايي جز خيابان ندارم
ـ۱۶۵ کلیک
aszaka.blogfa.com
چشمهای من بارها و بارها برای اینان اشک ریخته است. در طول زندگی ام تنها و تنها کودکان کار، بت همیشگی ذهن و دلم بوده اند بتهایی که همچون دیگر اسطوره ها هرگز در اندیشه و احساسم فرو نریخته اند. اینان را که می بینم یاد خودم می افتم یاد ۱۲ سالگی ام! اینان سند جاویدان رفتار و عملکرد جنایتکارانه طبقه بورژوازی و نظام سرمایه داری هستند. سیاستمداران شیک پوش قرن عدم چه پاسخی برای اشک های این فرشتگان دارند؟ فرشتگانی که در دوزخی به نام فقر و محرومیت گرفتار شده اند و تمام لحظه ها را منتظر یک انسان هستند انسانی همجون من و تو که نجاتشان دهیم.
چوبی که "مادر بزرگ" از ندانم کاری ، بی کفایتی و ظلم "بعضی ها..." می خورد + عکس
ـ۶۶۸ کلیک
www.3noqte.com
چرا کاری کردیم که ... وقتی مادر بزرگ هم مجبور باشه برای زندگی کردن و تامین روزی رو بیاره به دست فروشی ... توی سنی که باید استراحت می کرد... تقصیر کیه...من شما ...همه....؟!
گفتوگوي ُمفصل « سيد ابراهيم نبوي» با « محسن مخملباف»
ـ۳۵۱ کلیک
karaa.blogfa.ir
20سال پيش [1366]، محسن مخملباف گفتوگوي مفصلي را با مجلهي «سروش» انجام داد كه سروصداي زيادي هم كرد. دبير سرويس سينمايي آنروزهاي هفتهنامه سروش،«سيد ابراهيم نبوي»بود.از آن ايامي ميگويم كه طنزهاي نبوي به نشريات راه نيافته بودند و زندانبانان نيز كاري بهكار او نداشتند! «محسن مخملباف» هم [بعد از آن خانه تكاني روحي معروف و با «دستفروش»اش]،كاري كرد تا امثال «هوشنگ كاوسي»ها [در «دنياي سخن»] به او «آفرين» بگويند...اما چه فايده! حالا كه 2 دهه از آنروزهاي طلايي و اين گفتوگوي مفصل و خواندني ميگذرد،نه محسن مخملباف در ايران مانده و نه سيد ابراهيم نبوي توانست از جلاي وطن بگريزد...دغدغه محسن مخملباف،هنوز سينماست؛ولي گفتوگو كنندهي اين مصاحبه،سالهاست كه سينمايي نمينويسد. گفتنيست، اين گفتوگو [كه بوي كهنگي هم نميدهد]، بعد از نمايش عمومي فيلم «دستفروش»، انجام شده.... مخملباف :::: سينماي ايران، تنها فيلمهاي توليد ايران نيست.فهم سينمايي مخاطبان و سازندگان آنهم هست. زبان سينما، زبان بصري است. اما مخاطب سينماي ايران سمعي است و اصلا ملت ما ملت گوش است. از سخنراني بهتر تحريك ميشود تا از يك تابلوي نقاشي.ما حتا كتاب را هم دوست داريم بشنويم تا بخوانيم. مقايسه كنيد حرافيها و غيبتهاي روزانه تك تك ما را با مقدار مطالعهاي كه ميكنيم. بيهوده نيست كه سينما در ايران، بهسرعت به فتورمان تبديل ميشود.چون نقاشي ما را هم داستان به سيطرهي خود درآورده.پردهخوانيهاي ما را ببينيد،حتا آنها هم احتياج به نقال و تعريف كننده دارد. در حالي كه تولد سينما در غرب صرفا ناشي از اختراع دوربين،توسط برادران لومير نبود؛بلكه ناشي از تكامل فهم بصري آنها هم بود.اگر در هر فيلمساز اروپايي يك نقاش،پنهان ببينيد،در هر فيلمساز ايراني، يك شاعر شكست خورده ميبينيد،يا يك قصهگوي ناكام. بهخصوص شعر كه براي ما همه هنر گذشته است. ما آنقدر كه ديگران بودهاند،نقاش و عكاس نبودهايم. يكدليل عمده آن مكروهيت نقاشي در ايران اسلامي است و ...
کیهان هشدار می دهد؛ فرهنگ ایرانی اسلامی را بساط دستفروشان روبروی دانشگاه تهدید می کند!
ـ۳۰ کلیک
www.kayhannews.ir
يكي از مسايل مهمي كه در حوالي ميدان انقلاب چشم هر بيننده اي را متوجه خود مي كند بساط كتابفروشاني است كه در حاشيه خيابان به فروش كتاب هاي غيرمجاز مي پردازند. كتاب هايي كه با تيراژ بالا و در سطح وسيعي توزيع و توسط دستفروشان عرضه مي شود و صدالبته هيچگونه مجوز چاپ و نشر هم ندارند، از بازار نسبتاً خوبي برخوردارند. اين كتاب ها عبارتند از آثار صادق هدايت، كارو، بودا، طلسمات هندي، ترانه ها و زندگي نامه خوانندگان ايراني مقيم لوس آنجلس، ايرج ميرزا، برخي رمان هاي ترجمه شده خارجي و...به عنوان مثال در كتاب چاپ شده از ايرج ميرزا كه مجوز انتشار ندارد تمامي اشعار غيراخلاقي منسوب به او نيز درج گرديده، يا كتاب هايي از صادق هدايت كه به طور غيرقانوني چاپ و در همين بساط دستفروشان خيابان انقلاب به فروش مي رسد. مكتب نهليسم به خوبي تبليغ مي شود، يعني مي خواهد به خواننده بقبولاند كه تمام هست و نيست عالم بي فايده است و بايد به سمت از خودبيخود شدن و پوچ گرايي حركت كند... با يكي از دستفروشاني كه در حاشيه خيابان انقلاب و روبروي دانشگاه تهران بساط چنين كتاب هايي را پهن كرده سرصحبت را باز مي كنم. قيمت كتاب هايش از هزار تومان تا 4، 5 هزار تومان را شامل مي شود كه در مقايسه با كتاب هاي مجوزدار بسيار ارزان تر به نظر مي رسد! وي اغلب مشتريان خود را جوانان مي داند و خطاب به مشتريانش مي گويد: «هر كتاب ممنوعه اي كه بخواهيد دارم، فقط به اين چند نسخه كتابي كه اينجا به عنوان نمونه گذاشته ام توجه نكنيد، بلكه هر كتاب غيرمجازي كه مي خواهيد فقط نام كتاب و نام نويسنده يا ناشر آن را بگوييد تا برايتان تهيه كنم!» به او مي گويم كه براي فروش چنين كتاب هاي غيرمجازي به شما تذكر نداده اند، مي گويد: «كسي كه به ما كاري ندارد!» اما روشن شدن فلاش دوربين عكاس روزنامه را كه به روي كتابهايش مي بيند و مي فهمد كه خبرنگاريم جمله اش را اينچنين اصلاح مي كند: «مأمورا با ما كاري ندارند اگر شما آنها را به اينجا نياوريد!»...نشر و گسترش كتابهاي غيراخلاقي كه به طور غيرقانوني به چاپ مي رسند مي تواند زنگ خطري باشد براي مسئولان دستگاه هاي فرهنگي، كه اگر براي مقابله با اين پديده چاره اي انديشيده نشود تبعات سوء آن دامنگير جامعه خواهد شد.
چطور بدون خراب كردن سفرمان، غذاي دستفروشان را بخوريم
ـ۳۳ کلیک
travel.yahoo.com
1- ببنيد كجا شلوغتر است (صف طولاني در برابر غرفه نشاندهنده كيفيت و تازگي غذاست) ، 2- از افراد محلي پرس و جو كنيد (رانندگان تاكسي، پليس يا مغازه دارها بهترين راهنما هستند)، 3- شاهد تهيه و پخت آن باشيد (يك ظرف پر از ماكاروني جوشان بهتر از غذاهاي مانده روي بوفه رستورانهاست) ، 4- دستهايتان را بشوييد (هميشه تعداد زيادي دستمال مرطوب ضد باكتري در كيفتان داشته باشيد)، 5- غذاهاي نشاسته اي بخوريد (اگر دلتان بهم مي خورد، مقدار زيادي برنج، ماكاروني يا نان بخوريد تا معده تان آرام شود. موز هم به خاطر آنكه محصور در پوست خود است و داراي مقادير زيادي مواد معدني و ويتامين مي باشد براي تنظيم دروني بدن بسيار مفيد است.)
زنان دستفروش، آيينه يى از فقر زنانه در ايران
ـ۸۸ کلیک
salam-democrat.com
تا چند سال پيش زنان دستفروش، پديده عجيب و غريب و حتى نادرى در خيابان هاى شهر بودند. حالا اما زنانى که در گوشه گوشه شهر بساط شان را پهن کرده اند و نان شب شان را با دستفروشى درمى آورند، به وفور ديده مى شوند.
دستفروش - مسيح علينژاد
ـ۹۸ کلیک
www.roozna.com
فصل مدرسه كه ميشد تنها دلخوشكنكم توي صف مسافرين منتظر مينيبوس روستا، كفشهاي گرمي بود كه آقاجان آن را از شب گذاشته بود توي اتاق. نميتوانستم مثل دخترهاي همسن و سالم بايستم توي صف و لام تا كام حرف نزنم. آن هم توي يك چادر سياهي كه هميشه تا كمر پر از گل و خاك بود. تازه بدتر از آن، براي اثبات نجابت و متانتمان ميبايست پشت به جاده و رو به ديوار باشيم
دنیای زنانه زیر زمین
ـ۹۸ کلیک
www.mohegh.ir
ابرجادويي براي تميز کردن تمام سطوح، کاور لوازم آشپزخونه، سنجاق سر، کش مو، تي شرت در هزار رنگ، انواع لباس زير، تاپ، بلوز يقه سه سانت براي زير سارافون، دستگيره، دمي، سه جفت گوشواره فقط هزار تومن، انگشتر ۱۵۰۰ تومن، CD روانشناسي، انواع ادعيه، ساک سونا، بقچه، کيف لوازم آرايش، ،خط چشم، خط لب، انواع ماتيک، همين يه دونه مونده و…
افاضات حکیمانه یک دستفروش ساده
ـ۵ کلیک
madreseyema.blogfa.com
هر جامعه ای که می خواد ادعای دمکراسی کنه باید توده عام جامعه آگاه بشه، اونوقت ادعای دمکراسی کنه. توده وقتی آگاه نباشه، سیاسیون همیشه توده رو به این ور و اون ور می کشند ... (+عکس)
دیروز باران آمد؛ عشق بارید
ـ۶ کلیک
soofianeh.blogfa.com
و من زیر باران دیدم آدمهایی را که خیس شدن را فراموش کرده اند.و دست فروشی که امیدوار بود در آخرین لحظات روز کاسبی بد امروزش را جبران کند حتی زیر شلاق قطرات تند باران تا شاید شب هنگام لبخند را بر گوشه لبان فرزندان قدونیم قدش بنشاند؛ و جوانی که در ماشین گرانقیمت خود شیشه ها را بالا زده بود تا خیس نشود و بازو و دستانش را به نوازشهای دست لطیف زن زیبایی سپرده بود که کنارش نشسته بود.