لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
من پیرمردی 25 ساله هستم
ـ۲۹۴ کلیک
aryanman.wordpress.com
آری ، من یک جوان ایرانی هستم . جوانی که در سن 25 سالگی به پیری رسیده است. جای حیرت نیست ، دست واسطه هایی مرا پیر و فرسوده نمودند. اینجا جوانانی همچون من در 25 سالگی پیر می شوند. اینجا حق انتخاب برای من تنها چند راه بسته هست. اینجا غول ها سدهای بتونی بر سر راه من ساخته اند. انتخاب رشته ی تحصیلی برای من فقط یک بازی است. اینجا درس خواندن به سان یک بازی است. راهم را خودم نمی توانم انتخاب کنم ، انتخاب معنایی ندارد . غولی دیگر پس از پایان درس اجباری ، سربازی ِ اجباری است. آری ، سربازی … سربازی برای من یک غول شکست ناپذیر شده است.پس از آن ، غول مرحله ی سه پیش روی من نمایان می گردد و آن غول کار هست ، غولی که چند سالی است ابری سیاه بر سر ما جوانان کشیده است ....
جنایت در یاسوج و قتل دختر چهار ساله ایی به نام آرزو به دست ماموران نیروی انتظامی + عکس مقتول 4 ساله!
ـ۱۰۴۹ کلیک
www.etemaad.com
روز 18 خردادماه هنگامي که زن و مردي جوان به همراه دختر چهارساله شان به نام آرزو از شهرستان باشت عازم ياسوج بودند پيش از رسيدن به مقصد با ماموران نيروي انتظامي مواجه شدند و از آنجا که پدر آرزو تحت تعقيب قرار داشت يکي از ماموران گشت به سوي آنان تيراندازي کرد. گلوله شليک شده پس از اصابت به شيشه ماشين کمانه و به آرزو اصابت کرد و دختر چهارساله در دم جان باخت. با مرگ اين دختر والدين او عليه مامور نيروي انتظامي شکايت کردند و پرونده يي در اين خصوص تشکيل شد. مادر آرزو در اظهارات خود گفت؛ يک سال قبل شوهرم با باجناقش اختلاف پيدا کرد و کار به درگيري کشيده شد، پس از آن بود که شوهرخواهرم عليه همسرم شکايت و حکم جلب وي را دريافت کرد. طبق حکم صادره ماموران موظف بودند تا ساعت 22 هر شب به محض ديدن شوهرم او را بازداشت کنند. از سويي همسرم در اين مدت خودش را تسليم نکرد تا اينکه روز حادثه در نزديکي ياسوج ماموران خودروي ما را مشاهده و اقدام به شليک کردند اما آنها هيچ دستوري براي توقف خودرو صادر نکردند و ما صداي تيراندازي هوايي را نيز نشنيديم. من لحظه يي متوجه شدم تحت تعقيب هستيم که شيشه خودرو خرد شد و روي من ريخت و بلافاصله دخترم غرق در خون شد.
شكايت هاي پدر زهرا بي جواب مانده است / شوهرم ميگفت بچه ات را كشته اند / عکس
ـ۷۰۰ کلیک
www.irwomen.net
" فرداي آن روز وقتي به ستاد امر به معروف رفتيم، گفتند برويد آگاهي، برويد پزشكي قانوني . ديدم شوهرم خودش را ميزند و با مردان ديگر درگوشي صحبت ميكند. خدا! مثل مرغ سركنده بودم. شوهرم ميگفت بچه ات را كشته اند. " " زهرا در آخرين لحظات زندگي به چه مي انديشيده در آن زمان بر او چه گذشت و چگونه جان داد؟ " " بايد بدانم به كدام جرم و چگونه مستحق مرگ دانسته شد! " دوستان عزیز خودتان بخوانید و قضاوت کنید. جنایت در منکرات همدان ، جنایت بر ضد بشریت است و خط بطلانی بر حکومت دینی و ایدئولوژیک.
سحر خیز: رهبری به خطا رفت/ احمدی نژاد، دولتش و مجلس هشتم استعفا بدهند/ انتخابات جدید و آزاد برگزار شود
ـ۲۷۳ کلیک
www.roozonline.com
گفته مي شود گروهي از اصلاح طلبان در همان ماه هاي اول پس از روي كار آمدن سيد محمد خاتمي در پيام يا گفت و گويي با آيت الله خامنه اي از او خواسته بودند كه با توجه به درخواست و مطالبات ملت، خود دست ها را بالا زده رهبري جريان تحول خواه را به دست گرفته، با پيگيري مسئله ي اصلاحات، سبب خير در جامعه شده و برگ زريني از تاريخ ايران را ورق بزند. آن فرصت طلايي به هر دليلي از دست رفت و رهبر ايران با تحليلي خاص كه مي توانست از تحولات دروني آن زمان بلوك شرق از جمله شوروي سابق و سرنوشت گورباچف نشات گرفته باشد، يا با شناختي كه از چگونگي تعامل گذشته ي خود با گروه ها و شخصيت هاي خاصي از اصلاح طلبان داشت، يا هر تحليل جامعه شناسانه يا روانشناسانه ي ديگر، آن پيشنهاد سازنده و مفيد را نپذيرفت و به جاي ارج نهادن بر آزادي، جمهوريت و دموكراسي و حقوق بشر، بر اجراي نوع خاصي از "حكومت اسلامي" پاي فشرد كه مبتني است بر "ولايت مطلقه ي فقيه" كه پيامدش به تبع آن چيزي نمي توانست باشد جز مقابله با اصلاحات و تحولات مورد نظر و انتظار مردم و نتيجه ي عملي اش مقابله ي گسترده با شخصيت هاي حقيقي و حقوقي سياسي و مذهبي شناخته شده، دستگيري فعالان جامعه ي مدني و كنشگران جنبش هاي دانشجويي، زنان و همچنين توقيف فله اي مطبوعات، بازداشت روزنامه نگاران و... ::::::: تصور من اين است كه ارائه ي دو نمونه ي مشخص از نوع رقابت هاي تبليغاتي و قضاوت هاي درون گروهي به عنوان "مشت نمونه ي خروار" مي تواند بيانگر عمق مسائل كشور و برخوردهاي گلادياتوروار در لايه هاي مركزي درون حاكميت باشد و همچنين در اثبات به خطا رفتن رهبر كشور در گزيدن راهبرد اتخاذ شده در مقابله با اصلاحات، به جاي ميدان دادن به تحقق خواسته هاي بر حق ملت. ::::::: ... از آنجا كه "جلوي ضرر را هر كجا كه بگيري منفعت است" و "ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه"، شايد گام اول استعفا يا بركناري احمدي نژاد باشد و برگزاري انتخابات زودهنگامي به معناي واقعي "آزاد، سالم، عادلانه و رقابتي". و گام بعد هم، انحلال مجلس هشتم و برگزاري انتخاباتي جديد- شايد هم برگزاري انتخاباتي هم زمان در آينده اي نزديك، انتخاباتي چون يك رفراندوم پرشور و انرژي ساز براي ساختن ايران آزاد و آباد.
دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم!
ـ۲۸۴ کلیک
www.peykeiran.com
آلودگی و تبه کاری ما را برملا نکنید که گرفتار می شوید! این روشن ترین پیام باندهای مافیایی حکومت است که در همه جا به ویژه دستگاه دادگری و دادگستری آن "حکومت الهی" ریشه دوانیده و سرنوشت و هستی مردم ایران را درچنگال خود گرفته اند. روزی نیست که حکومت اسلامی ـ امام زمانی رسوایی تازه ای ببار نیاورد. در کجای دنیا می توانید رژیمی با چنین ویژگی های ناب محمدی و با این همه ادعای خدا جویی و دادگری اسلامی بیابید که دختر دانشجویی که با دلیری برای نگاهداری از آبرو و شرافت خود، یک استاد قلابی، نابکار و بی شرم را رسوا نموده و از برنامه ریزی دست درازی جنسی این آدم خداشناس، خدا ترس و پیرو رهبر معظم به خود، سند انکار ناپذیر تهیه نموده است، بازداشت کرده و خود او را به زندان بیافکنند! آیا می توانید دلیلی از این مسخره تر بیابید که:" افشای اين کار درست نبوده و افشای گناه از خود گناه مهم تر است." این از فرمایش های محمد وزیر علوم حکومت اسلام ناب محمدی در باره رذالت استاد قلابی و معاون محترم ومسلمان پاک دامان دانشگاه زنجان، حاج حسن آقا مددی است (همه اینها به حج هم مشرف می شوند و بیشتر آن ها آن اندازه پیشانی مبارک را بر مهر نماز می فشارند که جای مهر بر آن نقش بسته تا خدا پرستی آنها را از دور فریاد نماید!). با شناختی که از روش و منش این حکومت وجود دارد، اکنون ابر وباد ومه وخورشید و فلک در کارند تا با هر نیرنگ، پرونده سازی، دروغ سازی و دروغ بافی، سر وته یک رسوایی دیگر در نظام مقدس الهی را هم بیاورند و مثل همیشه با وجدانی آسوده یک یا چند بیگناه دیگر را قربانی رسوایی های خود نمایند! در این زمینه، این سخنان تاریخی را هم بخوانید:" جعفر گل محمدی، دادستان عمومی و انقلاب زنجان، روز جمعه در نشستی مطبوعاتی به حادثه دانشگاه زنجان و اقدامات قضايی صورت گرفته در اين باره اشاره کرد و گفت:« ارتباط ناصحيح عاملان حادثه دانشگاه زنجان، محرز شده و هر دو متهم اين پرونده، در حال حاضر با قرار قانونی در بازداشت به سر میبرند لذا تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.» !دختر دانشجویی در آن جامعه خرافه زده که بکارت "زن" از وجود خودش مهم تر است و با همین انگیزه چه ستم ها و نا مردمی ها که بر او روا نمی رود، خواسته است از آبرو و پاکی خود پاسداری کند و با درایت و تیز هوشی و دلیری و با یاری دیگر دوستان دانشجو و دلیر خ...
خوشبختی کشورهای همسایه در پی محدودیت های اجتماعی در ایران/شیرینی نوروز به ایران نمی رسد اما به دبی و ترکیه دوبله می رسد!
ـ۲۷۸ کلیک
tafahomnews.com
گزارشی که خواهید خواند،تاسف برانگیز است...این که ایرانیان به جای ایرانگردی و گشت و گذار در کشوری با این همه زیبایی و غنای باستانی و فرهنگی،برای بلیت هواپیما کشورهای کوچک همسایه صف بکشند، اصلا جالب نيست. در گزارش می خوانید که چگونه هجوم ایرانیان به آژانس های مسافرتی برای خرید بلیت هواپیمای کشورهای کوچکی چون امارات و کویت و البته ترکیه سبب ایجاد یک بازار سیاه شده و جالب این جاست که یک مدیر شرکت هواپیمایی می گوید:«حتا اگر بهای بلیت را چند برابر گران تر هم کنیم،کسی اعتراض نمی کند چرا که سفر خارجی اهمیت بیش تری نسبت به بهای بلیت برای مردم دارد»...البته کمبود امکانات،جاده های نا به سامان و """محدودیت ها""" خود عوامل موثری در این سیر روزافزون سفرهای خارجی هستند اما نباید از حد انصاف گذشت و باید گفت که فرهنگ «غاز بودن مرغ همسایه» مهم ترین دلیل هجرت این همه پول و سرمایه از کشور در تعطیلات نوروز است...شما تنها فکر کنید که اگر هر مسافر ایرانی دست کم 5 هزار دلار هزینه سفر نوروزی خود به کشورها همسایه می کند و اگر این رقم را ضرب در تعداد چند صد هزار نفری ماسفران کنیم،بالغ بر چند میلیارد دلار می شود؟ایا با این پول نمی توان،میراث باستانی و میراث فرهنگی کشور را به بهترین شکل ممکن نگه داری کرد و پولی که تنها در تعطیلات بیست روزه نوروز از ایران به سمت کشورهای همسایه پرواز می کند،آیا نجات بخش این همه تاریخ و زیبایی کشورنیست؟(PDF-ادامه گزارش در نظرها)
در تناقضی در پرونده خانم دکتر زهرا بنی یعقوب از پرینت تلفنی مکالمات برادرش ، اصلا پیش شماره همدان حذف شده است!
ـ۱۵۳ کلیک
www.irwomen.com
شيرين عبادي، عبدالفتاح سلطاني، ليلا علي كرمي و مهناز پراكند چهار وکیلی هستند كه وكالت اين پرونده را به عهده گرفته اند. علي كرمي كه همراه با همکارش پراكند چند روز پيش به همدان سفر كرده بودند، درباره اقدام هاي انجام داده گفت:«وقتي به دادگاه رفتيم، بازپرس پرونده حضور نداشت! ولي به هرطريق توانستيم دستور مطالعه پرونده را بگيريم.» به گفته علي كرمي پرونده 116 صفحه دارد و در وقت كمي كه به آن ها داده شده نتوانسته اند كل پرونده را بخوانند:«حدود يك ساعت و نيم فرصت دادند؛ فقط بخش هايي از پرونده را خوانديم و يادداشت برداري كرديم كه در همان بخش هايي كه خوانديم نكات فراواني هست كه به ما كمك خواهد كرد.» به گفته علي كرمي پرينت مكالمه ها ي تلفني رحيم ضميمه پرونده شده است و در پرينت تلفني روز 21 مهر ماه (روز مرگ دكتر زهرا) هيچ شماره اي با پيش شماره همدان(0811) وجود ندارد!: «در يكي از اظهارات در پرونده از قول يكي از مسوولان به صورت مكتوب عنوان شده است كه دكتر زهرا حدود ساعت هشت و نيم با برادرش صحبت كرده است. اما در پرينت تلفني چنين شماره اي از همدان وجود ندارد. كه اين يك تناقض است.»
صدای مجمع نمايندگان ادوار مجلس نیز در آمد / بر سر خانم دکتر زهرا در منکرات همدان چه آمده است.
ـ۱۲۴ کلیک
www.isna.ir
مجمع نمايندگان ادوار مجلس در خصوص خانم دکتر زهرا به رييس قوه قضاييه نامه نوشتند. در بخشي از اين نامه آمده است: براساس اطلاعاتي كه از سوي خانواده و افراد مطلع به وكيل متوفي و مراجع ذيربط گزارش شده مشاراليها فردي مذهبي و مقيد به رعايت پوشش اسلامي بوده است و پدر ايشان نيز از زندانيان سياسي قبل از انقلاب اسلامي بوده است.
در حکومت اسلامی به زنان زندانی تجاوز می شود
ـ۵۹۹ کلیک
www.sokooteporseda.blogfa.com
سايت روزآنلاين: يکی از زنان فعال طرفدار دموکراسی که سال گذشته به اتهامات واهی محکوم و زندانی شد، افشا کرد که ماموران حکومت چگونه به زنان زندانی تجاوزمی کنند. رويا طلوعی، 40 ساله، هنگامی که از امضا کردن ورقه اعترافاتی که بزور از او گرفته بودند، سر باز زد، مورد ضرب و شتم و تجاوز ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفت. زمانی که او را تهديد کردند که دو فرزندش را در مقابل چشمانش آتش می زنند، قبول کرد که نامش را پای ورقه بنويسد.
1357، برخورد رهبران جمهوری اسلامی به حجاب: از حرف تا عمل !
ـ۸۶۰ کلیک
www.shahrzadnews.com
در مورد حجاب اجبار در کار نیست !!! به مناسبت بیست و نهمین سالگرد خیلی از حرف ها ...
شلاق و قطع عضو و اعدام برای دزدان گرسنه و مصونیت برای دزدان حکومت اسلامی!
ـ۴۵ کلیک
www.ettelaat.net
هر فردی که در جامعه اسلامی مرتکب دزدی شود باید تعدادی از انگشتان یا دست وی از ناحیه مچ قطع شود. تعیین مجازات قطع انگشتان دست سارق، بر اساس آیه 38 سوره مائده در قرآن، کتاب «آسمانی» مسلمانان انجام گرفته است: «والسارق والسارقة فاقطعوا أیدیهما جزائا بما کسبا نکالا من الله...»، که به صراحت حکم به قطع دست سارق می دهد، چه زن و چه مرد. فقهای شیعه، علاوه بر قطع انگشتان تنها یک دست و در صورت تکرار «دزدی» به قطع نوک پای چپ فتوا داده اند. ماده 201 قانون مجازات اسلامی ایران، مجازات سرقت را در مرتبه اول، قطع چهار انگشت دست راست، در مرتبه دوم، قطع انگشتان پای چپ و بخشی از پا که متصل به انگشتان است، در مرتبه سوم حبس ابد و در مرتبه چهارم، اعدام تعیین کرده است. مسلم است که دزدان بیت المال مردم و منابع طبیعی کشور که در ارگان های سرکوب و حاکمیت قدرت دارند و هر از چند گاهی نیز نمونه هایی از این دزدی های کلان به رسانه های کشیده می شود هر گز شنیده نشده است که دست و پای این دزدان را قطع کنند، اما اخبار قطع دست و پای دزدان گرسنه که آن هم از سر فقر و نداری و از سر ناچاری دست به دزدی زده اند با آب و تاب در رسانه های دولتی تبلیغ می شود. قطع عضو سارقان، از جمله عملکردهای وحشیانه حکومت اسلامی و سران آن بر علیه بشریت است. در مملکتی که از یک سو بیکاری و گرانی و تورم فزانیده و از سوی دیگر فقر و فلاکت و گرسنگی غوغا می کند، دزدی اجتناب ناپذیر است. حکومت اسلامی و سران آن عامل اصلی این وضعیت غیرقابل تحمل و هولناک و تکان دهنده هستند.در حاکمیت نمایندگان خدا در این ایران، دزدان گرسنه و درمانده بلافاصله دستگیر و زندانی می شوند. دستگاه مخوف قضایی این حکومت، برای این انسان های درمانده حکم شلاق، قطع دست و پای و یا اعدام صادر می کند، در حالی که کلان دزدان که حتی بی شرمانه به سفره خالی کارگران نیز دست درازی می کنند و حقوق مورد توافق آن ها را نیز به موقع پرداخت نمی کنند حتی اگر فساد اخلاقی و اقتصادی و اجتماعی آن ها به رسانه ها نیز کشیده شود بلافاصله در پناه همین حکومت و دستگاه های مجریه، مقننه، قضایی و امنیتی آن قرار می گیرند.
جزئیات تکان دهنده از قتل های محفلی کرمان و معرفی جنایت کارانی که آزادند
ـ۳۱۶ کلیک
www.roozna.com
حمزه سردسته اين باند، سرباز بوده و به اتفاق ساير اعضاي باند كه عضو يك پايگاه بودهاند خود را محق ميدانستند تا هر كسي را تصميم گرفتند به قتل برسانند. /// به ما گفته بودند كه <محمدرضا> و <شهره> دختر و پسر فاسدي هستند كه با هم ارتباط نامشروع دارند و به همين خاطر آنها را هنگامي كه سوار خودروي پژوي <محمدرضا> بودند، شناسايي كرديم و بعد از اينكه جلويشان را در جاده گرفتيم آنها را به چاله پر از آب هفتباغ برديم و هر دو را در آنجا خفه كرديم. بعد اجسادشان را داخل پژو گذاشتيم و به بيابان برديم و پس از آنكه اجساد را به بيرون انداختيم، ماشين پژو را به آتش كشيديم و موبايل <محمدرضا> را برداشتيم. ما نميدانستيم <شهره> و <محمدرضا> زن و شوهر هستند و فكر ميكرديم با هم رابطه نامشروع دارند. و ........
تحقیر مهناز افشار از سوی خبرگزاری برنا
ـ۱۰۶۷ کلیک
www.asriran.com
برنا: مهناز افشار که به علت اطلاعات پايين بارها از سوي مجري دست انداخته شد در پاسخ به اينکه آخرين رماني که خوانده چه نام دارد، از "چراغها را من روشن ميکنم" ياد کرد و گفت: "مرشد و مارگريتا" را هم خواندهام و خيلي دوست دارم که اين پاسخ با تعجب غير قابل توصيف "فريدون جيراني" و نگاه تعجببرآنگيز وي به مجري برنامه دو قدم مانده به صبح همراه شد. مهناز افشار با حضور در برنامه "دو قدم مانده به صبح" مقابل فريدون جيراني قرار گرفت و در مقابل سوالات کم و بيش فني او ـ که نشان از هماهنگي تهیه کننده براي به چالش نکشيده شدن بازيگر سينماي گيشه کشورمان بود ـ دچار سر در گمي ناشي از کمبود اطلاعات شد به طوريکه اين سردرگمي گاه موقعيتهاي طنزآميزي را بوجود آورد. بنابر اين گزارش، اين بازيگر که بيشتر به علت ويژگيهاي ظاهري در فيلمهاي عامهپسند و گيشهمحور بازي ميکند، در مقابل سوالات سطحي مجري - کارشناس برنامه که بر خلاف رويه قبلي برنامه دو قدم مانده به صبح و گفتگوهاي فريدون جيراني بود، گاه سکوت اختيار ميکرد و گاه هم از کمي حافظه سخن ميگفت. افشار در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه چرا تمايل به بازي در فيلمهاي عامه پسند سخيف دارد، گفت: سينماي عام بايد وجود داشته باشد. اين نياز مردم است و مردم اين فيلمها و اين مهناز افشار را دوست دارند اگرچه من هم دوست دارم در فيلمهاي جدي و خاص بازي کنم اما به نظرم نبايد بين اين دو سينما تفاوتي قائل شد، سينمايي خوب است که هم عوام و هم خواص به آن توجه کنند نه تنها خواص! وي که به علت اطلاعات پايين بارها از سوي مجري دست انداخته شد اظهار کرد آخرين کتابي که خوانده " چراغها را من خاموش ميکنم" است که اين رمان در سال 1380 (!) منتشر شده است. وي همچنين اضافه کرد: "مرشد و مارگريتا" را هم خواندهام و خيلي دوست دارم که اين پاسخ با تعجب غير قابل توصيف "فريدون جيراني" و نگاه تعجببرآنگيز وي به مجري برنامه دو قدم مانده به صبح همراه شد. وي در پاسخ به اينکه برخي فيلمهايي که بازي کرده، فيلمهاي بسيار ضعيفي از کار درآمده، از تماشانکردن برخي فيلمهاي خود خبر داد که باز هم باعث شگفتي جيراني شد. وي در مقابل اين سوال که اهل خواندن روزنامه است، گفت: همه روزنامهها را ميخوانم. که در ادامه با سوال جيراني در خصوص اينکه آيا نقدهايي که درباره خودش در روزنا...
اهالی صادقیه در دفاع از یک زن: حکومت اسلامی نمی خواهیم!
ـ۲۱۹ کلیک
www.shahrzadnews.com
از آغاز سال 86 که دولتمردان عزم جزم کرده اند تا به تعرض بی امان خود نسبت به زنان به خاطر پوشش ادامه دهند، صحنه های برخورد تحقیر آمیز و خشونت بار مأمورین انتظامی با زنان در معابر عمومی هر چه بیشتر با حمایت مردم و رهگذران مواجه شده است. این بار توهین و حمله ی فیزیکی ماموران زن و مرد نیروهای انتظامی به زن حدودا 30 ساله ای که کفش پاشنه بلندی به پا و لباسی به رنگ روشن بر تن دارد، آغاز گر چنین صحنه ای است. شنبه 5 اسفند: اهالی شهرک صادقیه (آریاشهر) به دنبال تحقیر و توهین و حمله ی فیزیکی نیروهای انتظامی به یک زن، به حمایت از او برخاستند. زمانی که یکی از مأمورین زن سراپا سیاه پوش به هل دادن این زن جوان دست زد، با مقاومت وی روبرو شد. همین موضوع آغازگر اعتراضی بود که ساعت ها در صادقیه ادامه یافت. عابرین و اهالی صادقیه در اعتراض به رفتار وحشیانه ی نیروهای انتظامی که به زخمی شدن زن جوان منجر شده بود، در محل ماندند و به شعار دادان پرداختند. تجمع کنندگان که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می گشت، شعار می دادند: "حکومت اسلامی نمی خواهیم! نمی خواهیم!" ، " از 57 تا حالا، علاف کردی ما را!" و "مرگ برجمهوری اسلامی!
جناب محمد ملکی! این خامنه ای دیگر آن خامنه ای که شما می شناختید نیست!
ـ۸۶ کلیک
www.akhbar-rooz.com
کار این شیخ یک لا قبای دیروز که کسب وکارش روزه خوانی بوده است و امروز که در ناباوری خود به حکومت و سلطانی رسیده است گذشته خودش را فراموش نموده است، امروز به جایی رسیده است که برای بر جا ماندن این تخت و دستگاه پوشالی و دروغین در راهی گام نهاده است که سرزمین ایران ومردم ایران را به مرز هایی بسیار خطرناک کشانده و با آلودگی و فسادی که براه انداخته است، بنیان اخلاق و منش انسانی در جامعه ایران را به سوی نابودی کشانده است. بله جناب محمد ملکی! این خامنه ای دیگر آن خامنه ای که شما می شناختید نیست! اکنون روشن شده است که آن زمان هم ماسکی بر چهره داشته است و خود واقعی اش نبوده است! آدم ها را زمانی می توان خوب آزمود و محک زد که به جاه و مقامی رسیده باشند. البته او در این میانه تنها نمونه تاریخی نیست که مقام و منزلت هر چند نیز قلابی، آن ها را دچار خود بزرگ بینی و خود خواهی شدید نموده است. از میان همه آنها می توان خود خمینی را که برای مردم ما بسیار آشنا تر است، شیخ یک لا قبای دیروز امروز چنان از خود بی خود شده است و پایش را در کفش های بسیار گشادتر از پایش نموده است که حتا خدای ادعایی خودش را نیز دیگر بنده نیست! آیا شما می توانستید در خیال خود نیز روزی را ترسیم کنید که"آقا" به سفرهای این چنینی برود و هر بار با هزینه نمودن صدها میلیون تومان(وشاید هم بیش تر چون هرگز آماری ار این به ریز وبه پاش ها در اختیار مردم قرار نمی گیرد) از سرمایه های ملی مردمی که زیر بار گرانی و فقر وفساد خرد شده اند، آدم گرد بیاورند تا این نمایش ها و چاپلوسی های تهوع آور را به عنوان "استقبال پر شود از مقام معظم" به ضرب وزور رسانه های همگانی ننگین دولتی به خورد مردم بدهند و"آقا" با رذالت به روی مبارک هم نیاورد که پشت پرده چه مضحکه ای بپا بوده است تا این جمعیت را گرد آورند و این نمایش ها را بپا کنند؟ به سخنرانی های او و دشمن خیالی ای که همه جا نیز همراه اوست توجه بفرمایید!
مرگ خمینی غم یا شادی؟
ـ۹۴ کلیک
baarbaapaapaa.persianblog.ir
یکی به من بگه خمینی به من و امثال من چه ربطی میتونه داشته باشه؟ البته منظورم ربط مثبته چون ربط منفی خیلی داره چرا توی فرانسه هر سال سالروز مرگ مارشال دوگل رو چند روز عزای عمومی اعلام نمیکنن؟ چرا توی آمریکا هر سال سالروز مرگ جرج واشنگتن رو عزای عمومی اعلام نمیکنن؟ چرا هر چی عقده ای بازیه مخصوص ایرانه؟ چرا خمینی وقتی زنده بود ادعای ساده زیستی داشت ولی قبرش بزرگترین بارگاه ایرانه؟ فکر کنم خود خدا هم اگه بمیره همچین قبری براش درست نکنن چرا هر سال این همه اصراف میشه این همه وقت تلف میشه؟ مردم خوشحالن از این که مردن خمینی خورده به مردن فاطمه زهرا و میرن مسافرت ولی اگه به جای این روزهای مرگ روزهایی برای شادی تعطیل بودیم چی میشد؟ چرا اینجا همه چی برعکسه؟ به نظرت میشه یه روزی بیاد که فرهنگ مردم اینجا هم مثل بقیه جاها بشه؟