لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
یک عرب ایرانی : برای جدا کردن خوزستان از دامان ایران باید از روی نعش ما عربهای ایران رد شوید
ـ۱۴۹۲ کلیک
tavajo.blogfa.com
نظر یک وبلاگنویس عرب ایرانی در ارتباط با انتشار نقشهء جدا کردن خوزستان از ایران + عکس نقشه مذکور
عکس تامل برانگیزی از یک جانباز شیمیایی در کنار همسرش و کوهی از دارو
ـ۳۱۸۸ کلیک
www.daylife.com
عکس از Reuters Pictures .این جانباز در روستای نودیشه استان کرمانشاه زندگی میکند و و در عکس او و همسر فداکارش در کنار کوهی از داروهای پزشکی دیده میشوند
این بچه را من نکاشتم ... خدا کاشت ! / تلخ نوشته ها
ـ۵۰۱ کلیک
shatot.wordpress.com
اینروزا اینقدر اسم خدا و پیغمبر و امام زمان و ائمه دست مالی هر کس و ناکس شده که ادم حالش به هم میخوره از اینهمه ادعای مقدس مابی ! البته کار امروز و دیروز هم نیست ها ...سی ساله که اینجوریه ! یه زمانی گفتن خرمشهر رو خدا ازاد کرد ... اقا والله خرمشهر رو خدا ازاد نکرد ! ای کاش اونایی که این حرف رو زدن بودن و میدیدن کیا خرمشهر رو ازاد کردن ! خدا هیچکاری نکرد ...هیچکار ! تو جبهه هم که بودیم هی این بلند گو میگفت : ای لشگر صاحب زمان اماده باش ... اماده باش ! ماها هم همه عبدالله ، ذوق میکردیم که اره ما لشگر صاحب زمانیم ! هی گفتن دست خدا بر سر ماست... دست خدا بر سر ماست ! والله دست خدا بر سر ما نبود که هیچی دست خر هم بر سر ما نبود ! این حرف ها مال سران مذهبی بود و کم کم باب شد ! ا رییس جمهورمون بند کرد به امام زمان و هی یقه خدا رو گرفت کشید توی کارای دولت ! هی از امداد غیبی گفتن ... هی بند کردن به مقدسات ! اقا اینقدر اَش شور شده که فلانی توی فینال گل میزنه بعد مصاحبه میکنه میگه این گل رو من نزدم خدا زد ! جل الخالق ...خدای فوتبالیست ندیده بودم دیگه ...اونم سر زن ! یا تیم ملی به سوریه گل میزنه مربی تیم میگه الطاف حضرت زینب و رقیه بود ! این بچه های پیام خراسان هَتکشون پَتک شد تا اومدن تو لیگ برتر بعد مربیشون میگه اقا امام رضا این تیم رو برد لیگ برتر ! اقا استقلال قهرمان جام حذفی شده مربیش میگه استقلال رو خدا قهرمان کرد ! ای بابا ... بس کنید دیگه تو رو به همون خدا ! شده حکایت اون ضرب المثل که کدخدای ده که مرغابی بود وای در ان ده که چه غوغایی بود ! اقا من اون خدا و پیغمبری که بیان گل بزنن یا تیم ببرن لیگ برتر قبول ندارم ... میترسم فردا یکی بچه اش نابغه بشه بگه این بچه رو من نکاشتم خدا کاشت ! والله بخدا ... از این ادم دوپای ریاکار هر چی بگی بر میاد !
اگر من این عکس را نمی گرفتم...(13+)
ـ۵۳۴۳ کلیک
pixdaus.com
اگر من این عکس را نمی گرفتم ،مردم مانند، مادر من فکر می کردند جنگ همان است که در «تلویزیون» می بینند.
چقدر مردم خ.رند الله اکبر …
ـ۱۲۰۹ کلیک
yoozpalangh.wordpress.com
.... چندی نگذشت که خبر شهادت مهدی را برای خانوده اش آوردند و فرداش هم قرار بر تشعیع جنازه بود. جنازه ی مهدی را صبح فردای روز خبر دادن آوردند. آمبولانس از پیچ خیابان که وارد شد فریاد شیون زن ها و نوای لا اله الا الله جمعیت با هم بلند شد. در این بین یکی از بچه های کانون فریاد زد شهیدان زنده اند الله اکبر … هنوز جمعیت جواب نداده بود که پدر مهدی غریوی کشید و با صدای بلند گفت: نخیر آقا چقدر مردم خرند الله اکبر … دیروز سالگرد پدر مهدی بود. پیرمرد تمامی این سالهای پس از مهدی را توی این آرزو بود که شرایطی پیش بیاد که بتونه از کسایی که بچش را با علم به اینکه سنش کمه به جبهه بردن شکایت کنه. اجل مهلتش نداد.
گه خوردُم به ابُوالفض ...غِلَط کِردُم ! / تلخ نوشته ها
ـ۵۲۸ کلیک
shatot.wordpress.com
میگن تو دعوا اونی که بیشتر شاخ شونه میکشه و فحش میده بیشتر ترسیده ! یه روز تو محلمون بین دونفر بگو مگو شد که یکیشون بچه محل بود و بد جوری هی برای طرف خط و نشون میکشید و میگفت : ـ هَمچی مِزنُمِت یَره که صدای بُز کُنی جوجه ! برو اینجه وانَستا چاقو چاقوت مُکُنُم ها ک.... کِش ! از تو کلفت تراشه کاری کردُم که به گه خوردن افتادن ! خودت مِری یا نَعشت ره برفِستُم بُبرَن از اینجه ق..... ساق ؟ چیه لال رفتی بچه قرتی ؟ ش..اش نِکنی به خودت یَکدفه ! طرف که تا حالا ساکت بود و نگاه میکرد اومد جلو چنون خوابوند توی گوش ای بچه محل ما که شَتَرَق صدا کرد ! بچه محلمون یه چند قدم فرار کرد و با گریه گفت : - اخ ...اخ ... اخ ... گه خُوردُم به ابُوالفَض ...غِلَط کِردُم ! نزن جانِ مادَرت ! گه خوردُم ... گه خوردُم ! حالا شده حکایت ایران که چپ و راست هی شاخ شونه میکشه برای امریکا ! هی رجز میخونن که من انم که رستم بود پهلوان ! میگن هر کی هوایی حمله کنه پودر میشه ... هر کی از دریا بیاد خوراک کوسه ها میشه ... هر کی از سر مرزا بیاد همونجا قبرش رو کندیم که معطل نشه ! تنگه هرمز رو میبندیم ! ناوشکن ها رو سه سوته غرق میکنیم و الخ .... میترسم این امریکا بیاد یکی بزنه تو گوش ایران اونوخ بگیم : اخ ... اخ ... اخ ... گه .................
هر کی منت جبهه رفتنش رو سر شما ها بذاره از سگ پست تره / تلخ نوشته ها
ـ۳۰۴ کلیک
shatot.wordpress.com
یه جایی خوندم که دوستی نوشته بود خیلی از اونایی که رفتن جبهه برای کوپن اضافی قند و شکر و برنج بوده ... دوسه تا از دوستان هم از وقتی فهمیدن بنده جبهه بودم هی سردار سردار به ک ...ون ما بستن و یکیشون هم میگفت الان حتما صاب منصبی و نونت تو روغنه ! این حرفا نیشتر به دل من و امثال منه ! دل ما عین دل بچه ها نازک شده ! .... دلی که تا بهش تحکم کنی لب ورمیچینه و اشکش جاری میشه وای به حال اینکه تهمت بزنی بهش ! تا دیشب فکر میکردم فقط من دل نازک شدم و گاهی بی اختیار اشکم میاد ! اما مصاحبه با اون رزمنده ای که تیر مستقیم خورده بود تو سرش و زنده مونده بود رو که دیدم فهمیدم ما همه مون همینطوریم ! خبرنگار فقط ازش پرسید به چی فکر کنی اشکت میاد و اون رزمنده همینطور بی اختیار اشکش اومد ! میتونی تصور کنی من با شصت نفر رفته باشم مانور و هواپیماها اینقدر بمب خوشه ای ریخته باشن روی سرمون که نصفمون سالم برگردیم پایگاه و نصفه دیگه دوستامون یا تبدیل به جنازه شده باشن یا زخمی ! اقا جون من الان با دوچرخه میرم محل کارم ! سه ساله در حسرت یه مسافرت سه روزه به کیش یا هر جهنم دره دیگه ای موندم ! نمیگم دستم به دهنم نمیرسه اما نه باغ بالا دارم نه اسیاب پایین ! کدوم عاقلی برای امیال دنیوی جلوی گلوله مستقیم دشمن میره ؟ کی برای پول و خونه و ماشین دست و پاش رو میده ؟ کی برای سهمیه دانشگاه ریه هاش رو میده ؟ بی انصاف نباشید جنگ ندیده ها ... بی انصاف نباشید تو رو خدا ! کی درد اون مجروحی رو میفهمه که هنوز لگن زیرش میذارن و با ماسک اکسیژن نفس میکشه ؟ دیدی فوتبالیستی رو که جفت پاهاش رو تو جنگ از دست داده و کنار میدون فوتبال به اونایی که دارن بازی میکنن نگاه میکنه و یواشکی اشک میریزه ... اگه تو ندیدی من دیدم ! هیچوقت ...هیچوقت ....هیچوقت دلم نمیخواد با تجربه کردن جنگ حرفای منو درک کنین ! فقط ... فقط مردانگی کنید و نمک روی این دل زخم خورده نپاشید ! هر کسی هم که خواست منت جبهه رفتنش رو سر شما ها بذاره از سگ پست تره ........................ همین !
نيويورك تايمز: حتى تيتر نامه انگليسى ايران در ژنو شامل دو غلط فاحش بود !
ـ۱۱۸۱ کلیک
www.chicagotribune.com
طبق گزارش نيويورك تايمز از نامه اى كه توسط هيات ايرانى در كنفرانس اتمى ژنو به طرفهاى اروپائى و امريكائى ارائه شده، اين نامه به نحو غير متخصصانه و با غلطهاى بسيار فاحشى نوشته شده بود، و شامل متنى بود كه به همه چيز مربوط بود به جز موضوع اصلى كنفرانس، يعنى پيشنهاد 'توقف در مقابل توقف' كه از طرف غرب به ايران عرضه شده بود . طبق اين آخرين پيشنهاد اروپا و امريكا كه اصطلاحا 'توقف در مقابل توقف' (Freeze for Freeze) ناميده شده است، از ايران دعوت شده تا براى مدت شش هفته از اضافه كردن سانتريفيوژ هاى جديد به رآكتور هاى اتمى خود دارى كند ، و در مقابل غرب نيز از اضافه كردن هر گونه تحريم و محدوديت هاى جديد خوددارى كند . اما طبق گزارشى كه اين خبرگزارى از محتويات محرمانه نامه و گفتگو ها تهيه كرده است، نامه ايران هيچ گونه صحبتى از اين موضوع مهم نداشته است، و نيز با استانداردى نازل و اشتباهات دستورى و املائى در زبان انگليسى نوشته شده بوده . اين گزارش ادامه ميدهد، "براى شش كشور طرف معامله، محتواى نامه ايران نيز به همان اندازه املاء و سبكش نا اميد كننده بود " .
عکس های شاتوت در جبهه ... ! ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۲۵۲۶ کلیک
shatot.wordpress.com
یکی از دوستان محترم از وبلاگ دستنوشته ها بنده رو دعوت به یک بازی وبلاگی کرده که در این بازی باید یه عکس جوات از سیزده سال پیش خودم در وبلاگ بذارم ! من این دعوت رو به فال نیک گرفتم اما بجای یه عکس جوات تصمیم گرفتم چند تا عکس از دوران جبهه رفتن بذارم ! با این کار هم یه تجدید خاطره ای میشه و هم به چند تا از پست های قبلم مربوط میشه که متذکر میشم !
اعتراض و تقاضای عذرخواهی برای بیان «محو ایران» در ضیافت انتخاباتی هیلاری کلینتون (عکس)
ـ۲۱۴۶ کلیک
news.yahoo.com
بدنبال اظهارات هیلاری کلینتون یکی از نامزدهای دموکرات مبنی بر محو ایران در صورت حمله به اسراییل، یک معترض بدین شکل خواهان عذرخواهی کلینتون در ضیافت انتخاباتی او شد.
آقای جمهوری اسلامی ! داداش ایندفعه اگر جنگ بشه ما نیستیما ! (علیرضارضائی)
ـ۸۷۵ کلیک
alirezarezaee1.blogspot.com
من دیگه نه سهمیه میخوام نه زن میخوام نه میخوام دکتر بشم نه فوق دکترا و تخصص میخوام نه میرم مجلس نه کارخانه میخوام نه هیچی دیگه نمیخوام ضمن اینکه دیگه اینقدر خر نیستم می فهمم که ایندفعه اگر جنگ بشه بعدش شماها اصلاً دیگه نیستید که من چیزی هم بخوام ! ..........
یادت می اید چقدر بمب خوشه ای ریختند بر سرمان ؟
ـ۲۳۷ کلیک
shatot.wordpress.com
دلم میگیرد وقتی صحنه هایی از جنگ را میبینم ! یاد منصور برجی میفتم ! های منصور یادت می اید مرا ؟ یادت می اید کشتی میگرفتیم با هم ... یادت می اید میگفتی دختر خاله ات را شیرینی خورده اند برایت ؟ یادت می اید وقتی ترا اذیت میکردم و از شب زفاف میگفتم رنگ به رنگ میشدی و دنبالم میکردی ؟ از ان روز لعنتی چی منصور جان ... ان روز که برای مانور با نفربرها به یک دشت مسطح رفتیم و اسیر هواپیماهای دشمن شدیم ! یادت می اید چقدر بمب خوشه ای ریختند بر سرمان ... یادت می اید رفتی زیر نفربر سنگر گرفتی ... هی گفتم منصور برو جلوتر لعنتی اما نرفتی ... یادت می اید مشت زدم به پایت ولی باز تکان نخوردی ؟ لعنت به من ... دستم بشکند منصور جان ! من چه میدانستم روحت پرواز کرده ...چه میدانستم ان ترکش لعنتی سرت را نشانه رفته ... یادت می اید چقدر گریه کردم برایت ؟ های محمد طبسی کجایی ؟ مرا یادت می اید ... یادت می اید گل یا پوچ بازی میکردیم و تو همیشه جر میزدی ؟ یادت می اید با هم رفتیم اما تنها برگشتم ... بخدا رفیق نیمه راه نبودم ! کاش من هم بر نمیگشتم ! چه خوش میخندیدی محمد ... گونه هایت گود میشد و چشمانت برق میزد ! های علی نخودکار ... چرا صدای اوازت نمی اید ؟ یادت هست وقتی بچه ها دلگیر بودند دشتی میخواندی ... یادت هست گوشه چشمانت اشک حلقه میزد و ما ارام و یواشکی اشک میریختیم ! یادت هست چقدر دوستت داشتم ...چقدر عاشق صفا و صداقت روستاییت بودم ... ببخش اگر چند بار تو را اذیت کردم علی جان ... های حسین ...احمد .... رسول ... کجایید بچه ها ...بخدا دلم گرفته امشب ...هوای جبهه و جنگ ندارم ... دلم هوای شما را کرده ... هوای دوستی ...خنده ... زندگی ... رفاقت ! ...دلم گرفته امشب .... بخدا دلم گرفته ای همه رفته ها ...!
اقای احمدی نژاد جون مادرت استعفا بده ... ! / تلخ نوشته ها
ـ۳۴۳ کلیک
shatot.wordpress.com
اقای احمدی نژاد جون مادرت استعفا بده ... اگه استعفا دادن تو مرامت نیست برای دور بعدی کاندید نشو خواهشن ! اقا تو این سی سال انقلاب کلی بدبختی کشیدیم و تو این سه سال ریاست جمهوری شما دیگه اوج بیچارگیمون بود ! اون از زمستونمون که گاز نداشتیم و هی تریک تریک لرزیدیم و دعا به جونت کردیم اینم از تابستونمون که باید جونمون در بره تو این بی برقی از گرما ! میری حمام لخت میشی زیر دوش هی باید به این اب لامصب التماس کنی و هی قسمش بدی تا چکه چکه عین ... ل موش ازش اب بیاد روی سرت ! از خونه میزنیم بیرون از گرما میگیم بریم پارک که دیوونه نشیم تو خیابون گیر میدن به سر تا پامون ! چرا هی داری دور میزنی ؟ شلوارت رو از کجا خریدی ؟ مانتوت رو از کجا خریدی ؟ موهات رو کدوم سلمونی کوتاه کرده ؟ این چیه انداختی تو گردنت ؟ این چیه نوشته پشت پیرهنت ؟ چرا ابروهات باریکه ؟ چرا خط ریشات پهنه ؟ اومدی تو پارک چیکار کنی ؟ چرا مثه ادم راه نمیری ؟ ای بابا خفه شدیم بخدا ...خفه ! باور کن دل مرده شدیم ! داغون شدیم ! کلافه شدیم ! اقا سوختیم بخدا ...بو بکش ! ننه بابا هامون یه جور سوختن تو این اوضاع کمر شکن گرونی ماها یه جور دیگه ! اقا جون مادرت استعفا بده ! یا لااقل دیگه کاندید نشو .... این چند ماه به هر بدبختی باشه تحملت میکنیم تا برامون درس عبرت بشه ! بخدا ما تو این سه سال بیست و چند سال برگشتیم به عقب و پسرفت کردیم ! والا ما فقط توی دوره جنگ قطعی برق داشتیم ! میترسم اگه دوباره انتخاب بشی برگردیم به عصر حجر ... بشینیم تو خونه فانوس روشن کنیم و بریم از لب چشمه اب بیاریم ! خلاصه که اقا ما روز خوش ندیدیم تو این چند سال ! بقول محسن نامجو بسی رنج بردیم در این سال سی ... که رنج برده باشیم فقط ! مرسی !
من ایرانی اباد و ازاد زیر پرچم امریکا و اسراییل نمیخوام...! / تلخ نوشته ها
ـ۳۸۵ کلیک
shatot2.wordpress.com
بعد از نوشتن پست اگر امریکا حمله بکنه شما چکار میکنین به این فکر افتادم که اگر واقعا اسراییل یا امریکا با موشک یا مثلا از مرزهای ابی و خشکی حمله کنند و به خودشون جرات بدن پا توی خاکم بذارن و توی هر خونه ای سرک بکشن من چکار میکنم ؟ اگه سر هر کوی و برزن چشمم به این گردن کلفت ها بیفته که دارن هموطنانم رو تفتیش میکنن ... کتک میزنن ...بازداشت میکنن ! من چکار کنم ؟ من باید برم بزنم پشتشون بگم ای ول ! دمتون گرم ! بزنید ...بکشید ... تجاوز کنید ... ویران کنید تا ازادی بیارید ! بگم برای ازادی باید خسارت داد و ما از جون و مال و ناموس و خاک و میهنمون مایه میذاریم و خسارت میدیم تا ازادی به دست بیاریم ! نه ... گور پدر اون ازادی که امریکا و اسراییل بخواد برای ما به ارمغان بیاره ! اقا اون ایرانی هایی که اونور اب هستن و هی دلشون تالاپ تولوپ میکنه تا امریکا یا اسراییل حمله کنه یا معنی جنگ رو نمیدونن و جنگ رو درک نکردن یا یه ریگی تو کفششونه! یارو میگه من معنی گرسنگی رو میفهمم! تو غلط کردی که میفهمی! اگه اونقدر گرسنه شدی که گوشت مردار بخوری اونوخ حق داری بگی من معنی گرسنگی رو میفهمم! حالا شده حکایت اینا... میگه من معنی جنگ رو میفهمم! تو هیچی از جنگ نمیفهمی! معنی جنگ رو اون میفهمه که با زن و مادر و خواهرش تو محاصره افتاده! اون میفهمه که نعش کودک شیرخواهره اش رو از زیر اوار میکشه بیرون! اون میفهمه که معلول شده و جفت پاهاش رو از دست داده! اون میفهمه که ریه هاش در اثر بمب شیمیایی از بین رفته و نفس کشیدن درست و حسابی براش ارزو شده! شما ها چی میفهمین از جنگ روشنفکر نماهای خارج نشین! اقا اگه ایران با اومدن امریکایی ها و اسراییلی ها بهشت برین هم بشه برای من از جهنم بد تره ! اگه من عرضه داشته باشم ( که تا حالا نداشتم ) خودم باید ایران رو بسازم والا تو همین ذلت بمیرم بهتره ! حقمه ! اقا جون من منجی نمیخوام ! اونم منجی چشم ابی مو بور اجنبی ! من امریکا رو دوست دارم اما با سرباز متجاوز امریکایی مشکل دارم ! من غیرتم اجازه نمیده سرباز اسراییلی پاش رو توی خاکم بذاره و بخواد به هموطن من امر و نهی کنه ! من قلم پای متجاوز رو خورد میکنم ! ( میدونم الان میگی یواش بابا غیرتی نشو پیاده شو با هم بریم ! ) اگه ایران و ایرانی اینقدر حقیر شده که بخواد چشمش به دست اجنبی باشه پس هم ایران و هم ای...
کدام کشور خاورمیانه برای کشته شدگان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ شمع روشن کرد
ـ۱۰۰۸ کلیک
digg.com
این لینک رو از دیگ گذاشتم تا تعداد رای های مثبت اش رو هم ببینید.
روایت عاشقانه همسر یک شهید: عاشق چشماش شدم..منوچهر سهم من از این دنیا بود
ـ۱۲۹۲ کلیک
irannegah.com
شرح ویدیو: همسر یک شهید جنگ ایران وعراق خاطرات عاشقانه اش را در مورد نحوه آشنایی و زندگی با همسرش بیان می کند. وی ابتدا به پخش اعلامیه و نوار در کوران انقلاب و درگیرش با گاردی ها و نجات وی از دست آنها توسط منوچر همسر آینده اش اشاره کرده و می افزاید: بعدش به من گفت: به چه حقی اعلامیه امام را پخش می کنی و خودت حجاب نداری؟ این تنها باری بود که منوچهر با من بلند حرف زد و گفت تو. تازه من متوجه شدم روسریم در درگیری افتاده ولی می خواستم کم نیارم و گفتم: مگه چیه؟ ... من بدمُ شما که خوبی نمی دونی آدمو همین طوری محاکمه نمی کنند؟ من چادر و روسری داشتم. اونها کشیدند. اینجا جو عوض شد و منوچهر رفت چادرمو اورد. بعد گفتم منو تحویل می گیرند ولی کسی محل نگذشت و منوچهر هم گفت: من یه پیشنهادی برای شما دارم. انقلاب را بسپارید به ما و برید خونتون خاله بازی کنید. شما کوچولو هستید! اون موقع از منوچهر دو چیز تو ذهنم ماندگار شد. یکی اینکه تا دم چشماش ریش داشت! همیشه سر این اذیتش می کردم. یکی هم رنگ چشماش ؟ / مجری : چه رنگی بود؟ / نفهمیدم آخر هم! عسلی بود. میشی بود. هی رنگ عوض می کرد. بعضی وقت ها سبز سبز بود. بعضی وقت ها طلایی بود. خیلی رنگ چشماشو دوست داشتم. کلا چشای قشنگی داشت.. ( ادامه شرح ویدیو در بخش نظرات)