لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
ابتدا "بند تنبان" مدیران جمهوری اسلامی را سفت کنید،بعد به جان جوانان مملکت بیافتید(ساسان آقایی)
ـ۶۱۹ کلیک
bavar.persianblog.ir
بوی تعفن و کثافت،بوی "مرداب هزار سال ساکن" را میدهد "بند تنبان" آقایان.این بو انگار دیگر شده جزیی از ذات سیستم حاکم و هر جا را هم که نگاه میکنی،آسمان به همین سیاهیست؛در بهارستانش،در دانشگاهش و در رکن امنیتش.در همین روزها که به جان جوانان افتادهاند برای نیم بند انگشت روسری عقبتر و چهارلاخ موی فشن و دیگر جایی برای تفتیش حوزهی شخصی مردم باقی نگذاشتهاند،در "اتاق خواب-کار"های مدیران ارزشی و انقلابی و ولایی هیچ پردهای باقی نمی ماند...عصبانیت آدم اما اینجا دیگر بدل به نفرت میشود که به اسم «امنیت اجتماعی»،اسلام و دین و صدها زهرمار دیگر هر روز طرحی نو در میاندازند و به خیابانها میریزند به جای آن که به لانههای "عفاف و فساد" آنچنانی هم سری بزنند.اگر مسوول این طرحها اندازهی یک انسان اولیهی هم "شعور" داشت،تا به امروز دیگر باید میفهمید که امنیت روانی و اجتماعی ایران را پوشش زنان و مردان ایرانی بر هم نمیزند،آنچه اجتماع را نگران میکند،این کثافتکاریهایی است که مشتی فاسد در پناه قدرت انجام میدهند.امنیت اجتماعی ممکلت را نه جوانان که از قضا آن نسل بیجنبهای به بازی گرفته که اختیار شکم و زیرشکمش را ندارد و تا در جایی به قدرت میرسد،میخواهد انتقام "شهوت فرو خوردهی دوران جوانی" را از نسل امروز ایران بگیرد...آنقدر درگیر جدال روزمره با "نسل ما" شدهاید که آقایان به دور از چشم قانون و متولی قانون و پاسدار قانون برای "هر گهی خوردن"،آزاد و لاقیدند.باری؛فساد آرایش زنان ایرانی و شکل موی مردانش نیست،کمی بو بکشید،بوی تهوعآور آن را در جای دیگری استشمام می کنید؛جایی نه خیلی دور که در همان نزدیکیهای خودتان...باید تاسف خورد،حتا بالاتر از تاسف دل سوزاند به حال این «پاسدار ارزشها» که رگ غیرتش با دیدن چند تار مو باد میکند اما روشن نیست که چرا چشمانش همیشه بر روی انزال بکارت دختران ایرانی در اتاقهای کار-خواب مدیران حکومتی بسته است!!؟...(متن کامل خواندنی است)
دانشجویان و خطر خلع تنبان توسط مسئولین و اساتید!
ـ۲۰۲ کلیک
necas.blogsky.com
..............۱- اشاعه و افتخار به شلوار کندن دانشجویان آنهم به عنف توسط اساتید دانشگاههای مختلف که آتش تبعات یکی از این تحرکات هنوز در دانشگاه سهند تبریز شعله ور است باعث شگفتیست. چرا اساتید دانشگاه چرا اینقدر شهوتی شدن؟ این سوالیست که باید وزیر و مسئولین مربوطه آموزش عالی جواب دهند. ۲- افزوده شدن مشهدی ها به اتباع یکی از استانهای مرکزی کشور که به این کار شهرت اغراق آمیز دارند از پدیدهای سال تحصیلی جاریست. ۳- در امن و امان بودن دانشجویان لرستانی که کسی حتی مشهدی ها هم جرات نمیکنند تنبان آنها را در پائین بکشندهم دیگر نکته ایست که جلب توجه میکند. ۵-کم کم باید به همه فعالین دانشجویی شک کنیم و در مورد تنبانها یا همان شلوارهای امروزی آنها از آنها سوالاتی بشود و احزاب باید سنسورهایی برای کنترل به اعضا نصب کنند . خدا عاقبت همه جوانان دانشجو را بخیر کند و نگهدار شلوارهایشان بر اندامشان باشد.
یک عکس از زنان حرمسرا در زمان قاجاریه
ـ۲۴۴۹ کلیک
www.flickr.com
قرن نوزدهم عکسی از زنان حرمسرا :پوشاك زنان در دوره قاجاريه به شيوه دوره زنديه بود. در اين دوره اغلب براي روبند پارچه سفيد انتخاب مي شد كه بلندي آن در بيشتر مواقع تا زانو نيز مي رسيد. روي روبند و در جلوي چشم ها تكه هاي توري تعبيه مي شد. پاپوش زنانه در دوره قاجاريه با دوره هاي قبل فرقي نداشت و عموما" نعلين وساغري نوك برگشته استفاده مي شد. طرح گالشي، كفش نرم بي پاشنه و خط در كفش ، معرف اندازه آن بود.سه خط كوچك ترين و هفت خط بزرگ ترين شماره كفش به شمارميرفت. از كفش هاي فرنگي دوز زنانه نيز بايد ياد كرد.پيراهن بانوان معمولا" از ململ سفيد بود. از خالق ها گاه تا ران نيز مي رسيد. اين دامن را پرچين تهيه مي كردند و آن را شليته مي ناميدند. نوعي دامن شلواري هم " تنبان " ناميده مي شد. تنبان شبيه شليته بود با اين تفاوت كه مانند شليته وسط آن باز نبود و از وسط دو قسمت جلو و عقب به هم دوخته ميشد.با اولين سفر ناصرالدين شاه به فرنگ در سال 1291 ه.ق. شاه پس از ديدن بالرين هاي " سن پترزبورگ " با دامن هاي كوتاه به هوس افتاد كه چنين شكلي را نيز در دربار و حرم سراي خود رواج دهد.سرپوش : براي سرپوش نيز چهار قد توري به شكل چهار گوش بريده مي شد. آنگاه به شكل مثلث آنها را تا مي كردند و طوري آن را به سر مي انداختند كه زوايه قايم در پشت سر و دو گوشه ديگر بر روي سينه ها و در زير گلوبه هم مي رسيد و به وسيله گره زدن و يا سنجاق آن را بر سر محكم مي كردند(در صورت فیلتر بودن لینک جایگزین در بخش نظرات)
شورتی برای جلوگیری از خیانت زنان
ـ۱۴۴۹ کلیک
www.forgetmenotpanties.com
این شورت (زیر شلواری) که محصول علمی فرهنگی ژاپن است محتوی یک فرستنده GPS است و مکان شخصی که آنرا پوشیده است به شما گزارش می دهد.
اخلاق ما ایرانیها مثل تنبانهایمان است
ـ۱۳ کلیک
weblog.atighe.ir
یا آنقدر به کسی محبت می کنیم که از دستمان فراری شود یا چنان با او چپ می افتیم که انگار ارث هفت جد و آبادمان را از او و هفت جد و آبادش طلبکاریم.... حالا این بدبختی در عرصه سیاسی و اجتماعی که می آید موضوع خرابتر هم می شود. یا آنقدر با آژانس انرژی هسته ای همکاری می کنیم که مطئن شود حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است، یا کلا از چند کیلومتری نیروگاهها راهشان نمی دهیم و تازه دهن کجی هم می کنیم.... در ورزش هم همین شده. یا با آفتابه سازی بیسائو در تهران مساوی می کنیم، یا می رویم برزیل را هفده هیچ می بریم بر می گردیم. ولی این مساوی باعث حذفمان می شود، آن برد فقط دلمان را خنک می کند.... اقتصاد داخلی هم همین است. یا تعرفه موبایل را آنقدر بالا می بریم که یکی از شاخصه های اصلی موبایل بشود قاچاق نبودن آن، یا یکباره همچین پایینش می آوریم که گوشی از بادنجان هم ارزانتر شود.... تقصیر هیچکس هم نیست. به هیچ تئوری و ایدئولوژی هم ربط ندارد. این مشکل تاریخی ماست. مشکل تربیتی ایران است. قضیه تنبانهای عصر قدیم است. یا کشش آنقدر شل بود که همیشه باید با یک دست نگهش می داشتی، یا آنقدر سفت که شکم را زخم می کرد.
آیا تحریک آمیز است؟
ـ۲۷۳ کلیک
www.irwomen.info
در این عکس خانم فرحناز قند فروش(مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری تهران) را به همراه استاندار تهران و تنی چند از شخصیت های مذهبی، لشکری و کشوری در حال بررسی لباس یک مانکن می بینیم.
الهام قلی خان
ـ۱۹ کلیک
fatiraja.blogfa.com
داشت الهام قلی خان زنکی/ زنک بی ادب و بی نمکی/ اسم او بود فاطی بی تنبان/ مردم شهر ز دستش به امان/ پشت هر اهل سياست می جست/ هيکلش را به کثافت می بست/ هر سحر جعل خبر کارش بود/
ککی توی تنبان ....شراگیم
ـ۱۹ کلیک
www.sharagim.net
توی خانه فکر کنم حدود دویست سیصد تایی دی وی دی فیلم دارم که به مرور و طی چند سال خریده ام...سلیقه خاصی برای فیلم دیدن ندارم و توی فیلمهایم از تینتو براس تا کیشلوفسکی همه جور فیلمی پیدا می شود...غیر ممکن است از جایی رد بشوم و ببینم طرف بساط کرده است و نروم سروقتش و فیلمهایش را دیدی نزنم و هر بار دو سه تایی انتخاب نکنم...دروغ چرا...؟ خیلی از فیلمهایی که خریده ام را با دور تند دیده ام بلکه چشمم به جمال سر و پستانی که بر روی کاور دی وی دی دیده بودم روشن شود که البته خیلی وقتها هم نشده است...! تعارف که نداریم...برای آدمهای آبروداری مثل من که نمیتوانند بروند و صراحتا به طرف بگویند فیلم سکسی میخواهند گاهی عکس زنی نیمه برهنه بر روی کاور یک فیلم میتواند دلیلی لازم و کافی برای خریدن آن فیلم باشد...! الغرض شنبه عصر برای خودم کنج خانه نشسته بودم و فیلمهایم را هم گذاشته بودم جلویم و داشتم حساب کتاب میکردم که تا به حال چقدر پول بابت اینهمه فیلم نفله کرده ام و اینکه چقدر خوب میشد اگر کسی پیدا میشد که بعضی از این فیلمهایی که تو زرد از آب در آمده بودند را ازم میخرید... توی همین فکرها بودم که چیزی توی ذهنم جرقه زد...! چطور است.بروم کنار خیابان یساط کنم؟
داستان تنبان
ـ۱۰ کلیک
www.radiozamaaneh.com
داستانِ زیر جامه با داستانِ آدم و حوا و با شرمِ انسان از عریانیاش در برابر خداوند آغاز میشود. در کتاب مقدس در باب دوم از سِفر پیدایش میخوانیم: «مار که از همهی حیوانات صحرا هوشیارتر بود به حوا گفت از میوهی درختی که وسط باغ است بخورَد تا چشمانش باز شود و مانند خداوند عارف نیک و بد باشد. درخت معرفت در نظر حوا خوشنما آمد، میوهاش را گرفت و خورد و به شوهر خود هم داد و او نیز از آن میوه خورد. آنگاه چشمان آنها باز شد و فهمیدند که عریان اند. پس برگهای انجیر به هم دوختند و سترها برای خودشان ساختند. خداوند در این لحظه آدم را صدا کرد. آدم که از عریانیاش شرم داشت خودش را از خداوند پنهان کرده بود. گفت: چون آواز تو را در باغ شنیدم ترسان گشتم، زیرا که عریانم. پس خودم را پنهان کردم.» (کتاب مقدس) ..................................................................................................داستان زیرجامه به اندازهی تاریخ تمدن قدمت دارد. زیرجامه نزدیکترین جامه به پوست تن و از برخی لحاظ برانگیزانندهی خواهش تن است و با این حال در برخی موارد نفرتانگیز میتواند باشد. در سخن امروز به اتفاق به چگونگی تحول زیرجامه در غرب و در ایران نظری میافکنیم و خواهیم دید که چگونه از طریق پوششی که در زندگی روزانه گاهی چندان بدان فکر نمیکنند میتوانیم به فراز و فرود تمدن بشری پی ببریم.
دیدگاه روز
ـ۶ کلیک
www.fatiraja.blogfa.com
داشت الهام قلی خان زنکی / زنک بی ادب و بی نمکی اسم او بود فاطی بی تنبان / مردم شهر ز دستش به امان پشت هر اهل سياست می جست / هيکلش را به کثافت می بست هر سحر جعل خبر کارش بود / خانه اش سايت لجنزارش بود هرکه ميگفت خفه لج ميکرد / مملکت را يه وری کج ميکرد مفت ميخورد و خيانت کارش / مردک عدليه چی هميارش بس که بود آن زنک ابله بد / همه از او بدشان می آمد پدر از غصه ی رفتارش مرد / آبروی دو برادر را برد چيست اين پند ، ندای وجدان / تو مشو مثل فاطی ، بی تنبان
