لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
گفتوگوي ُمفصل « سيد ابراهيم نبوي» با « محسن مخملباف»
ـ۳۵۳ کلیک
karaa.blogfa.ir
20سال پيش [1366]، محسن مخملباف گفتوگوي مفصلي را با مجلهي «سروش» انجام داد كه سروصداي زيادي هم كرد. دبير سرويس سينمايي آنروزهاي هفتهنامه سروش،«سيد ابراهيم نبوي»بود.از آن ايامي ميگويم كه طنزهاي نبوي به نشريات راه نيافته بودند و زندانبانان نيز كاري بهكار او نداشتند! «محسن مخملباف» هم [بعد از آن خانه تكاني روحي معروف و با «دستفروش»اش]،كاري كرد تا امثال «هوشنگ كاوسي»ها [در «دنياي سخن»] به او «آفرين» بگويند...اما چه فايده! حالا كه 2 دهه از آنروزهاي طلايي و اين گفتوگوي مفصل و خواندني ميگذرد،نه محسن مخملباف در ايران مانده و نه سيد ابراهيم نبوي توانست از جلاي وطن بگريزد...دغدغه محسن مخملباف،هنوز سينماست؛ولي گفتوگو كنندهي اين مصاحبه،سالهاست كه سينمايي نمينويسد. گفتنيست، اين گفتوگو [كه بوي كهنگي هم نميدهد]، بعد از نمايش عمومي فيلم «دستفروش»، انجام شده.... مخملباف :::: سينماي ايران، تنها فيلمهاي توليد ايران نيست.فهم سينمايي مخاطبان و سازندگان آنهم هست. زبان سينما، زبان بصري است. اما مخاطب سينماي ايران سمعي است و اصلا ملت ما ملت گوش است. از سخنراني بهتر تحريك ميشود تا از يك تابلوي نقاشي.ما حتا كتاب را هم دوست داريم بشنويم تا بخوانيم. مقايسه كنيد حرافيها و غيبتهاي روزانه تك تك ما را با مقدار مطالعهاي كه ميكنيم. بيهوده نيست كه سينما در ايران، بهسرعت به فتورمان تبديل ميشود.چون نقاشي ما را هم داستان به سيطرهي خود درآورده.پردهخوانيهاي ما را ببينيد،حتا آنها هم احتياج به نقال و تعريف كننده دارد. در حالي كه تولد سينما در غرب صرفا ناشي از اختراع دوربين،توسط برادران لومير نبود؛بلكه ناشي از تكامل فهم بصري آنها هم بود.اگر در هر فيلمساز اروپايي يك نقاش،پنهان ببينيد،در هر فيلمساز ايراني، يك شاعر شكست خورده ميبينيد،يا يك قصهگوي ناكام. بهخصوص شعر كه براي ما همه هنر گذشته است. ما آنقدر كه ديگران بودهاند،نقاش و عكاس نبودهايم. يكدليل عمده آن مكروهيت نقاشي در ايران اسلامي است و ...
بايكوت عشق؟
ـ۱۰ کلیک
anima1animus.blogspot.com
از شما ميپرسم: آنيما كيه؟ آنيموس كيه؟ ?...؟ مينا: يه خواهشي ازت دارم نيما! نيما: جانم بگو عزيز دلم! بگو قربونت برم! م: بايد قول بدي! قول شرف. ....
