لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
هزاران چهره نیروی انتظامی/سرهنگ غفاری بدل حقیقی سرداران است(ساسان آقایی)
ـ۷۰۱ کلیک
bavar.persianblog.ir
مهران مدیری باز هم ما را میخکوب کرد،...«سرهنگ غفاری» او آیینهی تمام قد نیروی انتظامی اجتماع ماست،نیرویی که قرار بود «حافظ امنیت» ما باشد اما بیش تر به "مزاحم آسایش" جوانان ایرانی شبیه است و رکنی که از پس طرحهایی موسوم به «امنیت اجتماعی» بیشتر به سلب امنیت روانی جامعه کمک کرده است.مدیری دقیقن همین جا را نشانه می رود؛سرهنگ غفاری او خودش میگیرد،جرم میسازد و حکم می دهد...آن چه که مدیری ساعتی پیش در «مرد هزار چهره» به نمایش گذاشت،صحنههای بکر و هوشمندانهای از حقایق اجتماعی ایران را در خود جا داده بود؛متهم "بیسوادی" که پس از شکنجهی شدید صدها صفحه اعتراف مینویسد،نوجوان دستفروشی که در راستای برقراری امنیت به 11 سال زندان محکوم میشود،پیرزنی فرتوتی که تنها به جرم بیرون آمدن در ساعت 11 شب به بازداشتگاه میرود و بازداشتگاههایی که با انفجار جمعیتی متشکل از بیگناهان رو به رو هستند.مرد هزار چهره حتا از این هم پیشتر رفت و آگاهانه طرحهای موسوم به «ارتقای امنیت اجتماعی» را به سخره گرفت...
یک دخترمعصوم بعدازاینکه پدرمعتادوی درتلویزیون نشان داده شد دریکی ازمناطق تهران خودکشی کرد
ـ۸۸۸ کلیک
www.parsine.com
دوستان عزیزرسانه ای به خوبی می دانند خودمن که دردوران خدمتم درناجاوزمانهایی که درمتن این گونه وقایع وحوادث بودم تاکیدبسیاروویژه ای درنوع انعکاس این نوع اخبارداشتم وهمیشه به پیامدهای آن توجه ویژه ای داشته وبه دوستان خبرنگارمی گفتم مواظب باشیم آبروی باقی مانده خانواده واطرافیان خدشه دارنشودوازخبرفقط به انعکاس واقعه بسنده نشده وبعدآموزشی وپیشگیرانه حتمامدنظروغرض اصلی باشد... دستگاه قضایی وپلیس ورسانه ملی و...اصلافکری به حال خانواده این افراددارند؟اگرداشتندکه درقالب طرح امنیت اجتماعی مردی که مجرم بوده وابرازمی کردیک دختر۱۴ساله دارم رانشان نمی دادندوباکمال تاسف بایدعرض کنم که خبرنگارآموزش ندیده رسانه ملی درسئوالی مطرح نمود:اگربه دختر۱۴ساله خودت تعرض کنند....
لیلا ؛ دختری که در 9 سالگی مادرش او را برای سکس فروخت و قاضی حکم به اعدامش داد (بی بی سی)
ـ۸۳۴ کلیک
www.bbc.co.uk
ِمادرم میگفت بریم بیرون شکلاتی, چیزی بخریم. اما او به من کلک میزد و من را به "جاهای دیگری" می برد. لیلا تبدیل به منبع اصلی درآمد خانواده 5 نفره اش شده بود که بیشتر این پول بدست آمده برای اعتیاد خانواده اش مصرف میشد. شادی صدر, وکیلی که باعث نجات جان لیلا شده می گوید: " داستان لیلا قضیه منحصربفردی نیست. وی اضافه میکند که در ایران بر طبق قوانین اسلامی پدر اختیار گسترده ای بر فرزندانش دارد و حتا اگر فرزندش را به قتل برساند به مرگ محکوم نمی شود و پس از مدت کوتاهی از زندان آزاد خواهد شد.::::شوهر لیلا هم برای بدست آوردن مخارج اعتیادش لیلا را تا شبی 15 بار میفروخت.:::::پس از یورش پلیس و دستگیری جمعی, شوهر لیلا بخاطر فراهم کردن "خانه" به 5 سال حبس محکوم شد و برادران لیلا هم به تجاور به خواهر خود اعتراف کردند. لیلا بخاطر زنای با محارم به مرگ محکوم شده بود که با تلاش سازمانهای مدافع حقوق بشر از اعدام رهایی یافت و هم اکنون در مجتمع امید مهر نگهداری میشود.
فیلم کوتاه تکان دهنده از یک معتاد به کراک در خیابانهای ایران (۲ دقیقه)
ـ۱۶۷۸ کلیک
www.youtube.com
قدرت هیولای بی رحم کراک رو میشه اینجا درک کرد.
یک پژوهشگر اسرائیلی : موسی تحت تاثیر داروهای روان گردان بوده است.
ـ۶۸۹ کلیک
afp.google.com
یک دانشمند اسرائیلی که نتایج تحقیقاتش در هفته گذشته منتشر شده معتقد است موسی در بالای کوه سینا بر اثر استعمال نارکوتیک های قوی دچار توهم شده و با خدا هم صحبت شده است. این پژوهشگر همچنین معتقد است دیدن آتش در درختان مشتعل که طبق نص انجیل (و قرآن؟) باعث نجات جان موسی شده ناشی از زیاده روی حضرتش در مصرف مواد روانگردان بوده است.
یک دختر معتاد به فیس بوک اعتراف کرد با 50 عضو فیس بوک سکس داشته است
ـ۱۵۶۴ کلیک
www.metro.co.uk
لارا مایکلز 23 ساله با تشکیل گروهی به نام «من به سکس نیاز دارم» و پذیرش عضو از پسرانی که از چهره آنها خوشش می آید،دعوت به سکس می کند.این دختر از پسران درخواست پول نمی کند و می گوید فقط برای ارضای خود دست به همچین کاری می زند.در حال حاضر فیس بوک صفحه شخصی وی را پاک کرده است.
ایران دارای رتبه اول مصرف تریاک در جهان است
ـ۱۶۷ کلیک
www.ettelaat.net
بنابر گزارش سالیانه هیئت بین المللی کنترل موادمخدر سازمان ملل متحد (UNINCB) که دیروز (31 مارس) منتشر شد، میزان مصرف تریاک و معتادان به این ماده مخدر از تمام کشورهای جهان بالاتر است و حجم سالیانه تریاکی که پلیس ایران کشف می کند بیش از هر کشور دیگری است.
یک نفر لطفا به من بگوید در زادگاه من چه خبر است؟(پاسخی به کمانگیر)
ـ۲۷۸ کلیک
ourperspective.blogspot.com
این به آن تجاوز کرد، آن این را سر برید، آن دیگری را تکهتکه کرد، طرف را بالای دار کشیدند، پلیس چنان کرد، اوباش چنان کردند، مصرف مواد مخدر فلانقدر بالا و پائین رفت، کشفیات الکل فلان قدر بوده، مردی فرزند خود را خفه کرد و بعد با گلوله خودش و همسرش را کشت، اتوبوسی با فلان قدر مسافر به ته دره افتاد، اعضای یک خانواده زنده زنده در آتش اتومبیلشان سوختند، فلانی شلاق زده شد، بهمانی به اعدام محکوم شد، دختری پانزده ساله پدر و مادرش را با همدستی دوست پسرش کشت، زنی شوهر خود را با ساطور قیمه قورمه کرد، مرد معتادی زنش را به زیر قطار انداخت. گ...ش بزنند! سادهترین و لطیفترین خبری که میرسد این است که «جسد مردی هفتاد ساله در روستای دارقوز تپه ورامین در خانهاش پیدا شد».... من نگرانم. من خیلی نگرانم. من نگران تحریم یا حمله آمریکا نیستم. من نگران آن چیزی هستم که در ذات گروه بزرگی از ما جای خوش کرده. من نگران آن چیزی هستم که برای گروه زیادی از ما با شیر مادر وارد بدن شده و با جان از آن خارج میشود. من نگران چیزی هستم که بمبهای مختلف و رنگوارنگ آمریکا هم نمیتوانند آن را بترکانند. من نگران چیزی هستم که با قلاده هیچ فتوائی نمیتوان کنترلش کرد. من نگران چیزی هستم که انگار اگر نباشد آن گروه از ما افلیجیم. من نگران اعتیادمان به روانگردانها نیستم. من نگران اعتیادمان به «خشونت» هستم.
شُوهَرُم مِخه مُوره طِلاق بده ! .......... ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۲۷۰ کلیک
tvt.blogsky.com
میشه بفرمایین برای چی تشریف اوردین دادگاه خانواده ؟ شُوهَرُم مِخه مُوره طِلاق بده ! علتش چیه که میخواد شمارو طلاق بده ؟ شُوهرُم مُعتاده ... از سَر کار بیرونش کِردَن بره هَمی مُعتادیش ! مُو خَنه های مِردم رَخت مُشُستُم ..کلفتی مِکردُم خرجی خَنه ره مِدادُم ... چند روز پیشتر گفت دیگه نِمِخه بری کلفتی .. بُرو ارایشگاه یک دستی به سرو روت بیکیش ! مُویَم خوشحال رفتم اّرایشگاه ...! شَب دیُدم با یک اقایی اّمد خَنه که سَرو وَضعش به ما نِمُخورد ... از او پولدارا بود ! گفت رفیقمه ... مُویَم بَراشا چای برُدُم ... ای شوهر بی غیرتُم به هوای سیگار خِریدن رفت بیرون مُوره تنِها گذاشت با او مَرده ! مِرتیکه دَستِموره گیریفت ماخاست کارای بی ناموسی بُکنه ... گفت شوهرتَم خِبَر دره ... مُویَم چاقوره ورداشتم گفتم دست به مُو بزنی با همی چاقو مِزنُم بهت ! مِرتیکه ازی قِرتیا بود زود فرار کرد دَر رَفت ... ما هیچی ندرم اقا ...اس و پاسِم ... هر چی داشتُم بُرده فروخته خرج دِوا کرده ...مُو نُماخام ناموس مُورَم بُفروشه ... شوهرم که امَد خانه حسابی مُوره زیر مشت و لَقَد گیریفت ... بیغیرت بهم مگه ای کار سخت تره یا کلفتی مِردُم ... بهش گفتُم ای تف تو روت بیه !.. غیرتت کجا رفته ... برگشته مگه غیرت کیلو چَند ؟ زندگیما از ای رو به او رو مره ! گفتُم مُرده شور اوجور زندگیره بُبُرَن ! .... حالا مِخه مُوره طلاق بده ! مُوکه طلاق نِماخام ... بی غیرت هَست اما سایه سَرُمه ! مُعتاد هَست اما شوهرمه ! اگه موره طلاق بده چی خاکی تو سرم کُنُم ؟ کجا بُرُم ؟ چیکار کُنُم ؟
جنایات خاموش جمهوری اسلامی و نسل ما
ـ۱۳۳ کلیک
baarbaapaapaa.persianblog.ir
در کشوری زندگی میکنیم که گویا از اولین تمدن های جهان بوده است اما بیکاری،فقر،فساد،اعتیاد،ظلم،حق خوری،بهره کشی،تبعیضهای مختلف،بی تفاوتی افسردگی،بزه کاری و ... با توجه به ذخایر و دارایی های موجود چه از نظر مادی و چه پشتوانه فرهنگی چندین هزار ساله چرا ؟ خوب جامعه از آدمها به وجود اومده آمار نشون میده که تقریبا نود درصد آدمهای این جامعه دارای سواد خواندن و نوشتن هستن اما این سواد رو کجا یاد گرفتن؟ خوب معلومه توی مدرسه مدرسه چه جور جاییه؟ مدرسه یه مکان دارای یه سری وسایل آموزشی و یه تعدادی کودک و یک معلم و کادر آموزشی هست کودک میره مدرسه که چی یاد بگیره؟ سواد خواندن نوشتن و ریاضی و علوم پایه و بعد از دوره ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان وارد دانشگاه بشه و علوم رو به صورت خاص و تخصصی دنبال کنه اما چیزی که هیچ جامعه شناس روانشناس و آدمهای عادی به اون نگاه نمیکنن اینه تزریق باورهای غلط در مدرسه به کودکان چه کسی اجازه داده به کودکی که به سن بلوغ و آگاهی نرسیده است باورهای مذهبی و دینی و سیاسی تزریق شود؟ از اصول دین و جهنم و بهشت و آفتابه های کر و قلیل و فقه تا خوبیهای جمهوری اسلامی کاخ نشینها و کوخ نشینها و امام خمینی و کاپیتولاسیون و شاه و انقلاب و ... آیا درستش این نیست که هر کسی بعد از بلوغ فکری و جسمی خودش دنبال رسیدن به خدا و پیدا کردن راهش برود؟ آیا هر چه که یک کودک در مدرسه آموزش میبیند و در لوح بکر ذهنش ثبت میشود در آینده به راحتی قابل تغییر خواهد بود؟ آیا این کار تجاوز به حقوق انسان نیست؟آنهم انسانی بیگناه و بی دفاع که به ما اعتماد مطلق دارد این بمباران عقیدتی چه کم دارد از کوره های آدم سوزی؟ این تزریق باورها و اعتقادات فرقش با معتاد کردن کودکان چیست؟ این شستشوی مغزی چه نتیجه ای جز این جامعه ای که میبینیم میتواند داشته باشد آیا ماه همیشه پشت ابر پنهان است؟ آیا کودک بعد از بلوغ و رشد فکری با دیدن واقعیت دچار سوالات بیشمار نمیشود؟ اگر جواب درست را پیدا کند چه بر سرش میآید و اگر نکند و به همان منوال قبل زندگی کند چه میشود؟ اگر بفهمند قضیه چیست هزاران مشکل روحی برایشان ایجاد میشود فکر کردید معتادها همه اراذل و اوباش هستند؟ و اگر نفهمند آدمهای کوکی جمهوری اسلامی باقی میمانند همین...
دعوت عجیب سایت عصرایران : مسوولان جمهوری اسلامی تست اعتیاد بدهند !
ـ۳۲۱ کلیک
asriran.com
به راستی اگر فلان مسوول بلندپایه یا چهره سیاسی که عهده دار وظایف بسیار مهمی در کشور بوده یا هست معتاد به تریاک بوده و به همین دلیل ردصلاحیت شده است، آیا بعید به نظر می رسد که افراد دیگری در پست های مهم دیگر آلوده اعتیاد باشند؟
اجبار یک دختربچه ۱۸ ماهه به کشیدن ماری جوانا (سی ان ان)
ـ۱۰۵۵ کلیک
www.cnn.com
یک قاچاقچی ماری جوانا دوربین فیلم برداری خانگیش را به قیمت ۱۵۰ دلار فروخت، غافل از اینکه فیلم کوتاهی در آن هست که درد سر ساز خواهد شد. در این فیلم یک کودک ۱۸ ماه را به زور مجبور به کشیدن ماری جوانا می کنند.
میخانه هائی که اگر دایر بودند چه بسا تا این حد جوانان کشورمان به انواع مخدر آلوده نمیشدند
ـ۵۸۹ کلیک
bishilepile.wordpress.com
میگویند آن عرقخوری که در یخچال خانه اش فقط یک گیلاس مشروب داشته باشد برای خوردن همان یک گیلاس نیز بدنبال شخصی خواهد گشت تا آن مختصر می را با هم بخورند ولی آن تریاکی که حتی یک کیلو تریاک با خود دارد به هیچ کسی بروز نمیدهد تا خودش به تنهائی آن مخدر را مصرف کند . تجربه شخصی بمن میگوید که این حرف درست است و برای اثبات آن نیز ....
تراژدی به روایت یک : دختر فقیر جنوب تهران ( + ویدئو )
ـ۸۷۶ کلیک
www.persianblog.ir
اولین عکس العمل ها، بعداز دیدن این بریده ی ویدئویی، چیزی ست شبیه یک تاسف. خانواده ای هست نادار در جنوب شهر تهران. پدر معتاد و مبتلا به ایدز، به جرم قتل در زندان، مادر مشغول کار تمام وقت برای گذران زندگی خانواده، دختر بزرگ هشت ماه است ازدواج کرده و حالا با پای شکسته در خانه ی شوهر در بستر افتاده، دختر دوم(راوی داستان) حدود سیزده ساله، در خانه مانده، بدون مدرسه شاید، مراقب تنها پسر خانواده که باید چهار پنج سالش باشد، و دختر سومی هم به نام "آزیتا" هست که ده سال دارد و تحت سرپرستی خانواده ای دیگر به کاشان برده شده است ... قصه ای که با پس و پیش کردن چند شخصیت و چند صحنه و واقعه، می تواند قصه ی زندگی نیمی از ساکنین آن جزیره باشد! از همان اول، در را که باز می کند، انگار زنی سی و چند ساله، جواب می دهد که مادرش کجاست. در عین حال، آمرانه اما مهربانانه، به برادرش می گوید؛ بیا برو تو! بر حرکات و رفتار خود مسلط است، انگار نه انگار دوربینی او را هدف قرار داده و مردی با ریش، به شکل و شمایل آنان که در خیابان می ترسانند، او را سوال پیچ کرده. زن دوازده سیزده ساله چنان مطمئن به خود، ایستاده که گویی پاسخگوی فلک است. خوش ندارد در مورد پدرش صحبت کند. به لبخندش نگاه کنید! بزرگوارانه و در عین حال با شرم می گوید؛ دوست ندارم در مورد پدرم حرف بزنم. دختر / زن روضه نمی خواند، رمان نمی نویسد، شهرزاد ما یک "می نی مالیست"است. درد را با تمام جزئیاتش در سه چهار جمله، حکایت می کند؛ پدرم تزریقی ست، به یکی از دوستانش تزریق کرد، او هم مرد، الان هم توی زندان است! همین! مرد می پرسد؛ دیه خواستند؟ می گوید؛ نه، ما رفتیم... می گوید "ما"، جمع می بندد، مادرش را و خواهر بزرگش را و خانواده را هم نمایندگی می کند، همه در جیبش جا می گیرند. به علاءالدین لکنته ی گوشه ی اتاق، اشاره می کند و می گوید؛ فقط یه دونه این هست، با این خودمون را گرم می کنیم، و می خندد. حس می کنی دختر بزرگ شده، آنقدر بزرگ که از فقر خانه و زندگی بیرون زده، جدا ایستاده، مثل یک "بیرونی" به این درون فقر زده ی نکبت بار، نگاه می کند.
جانِ مادَرتا درُست کُنِن ای لامَصَب ره ...! ــــــــــ ( تلخ نوشته های یک مشهدی )
ـ۶ کلیک
tvt.blogsky.com
نِگا دِداش ایجوری نِمشه ... ملت ره سر کار گذاشتن خودتا رفتن پی عشق و صفا مَشتی ؟ ای رَسمش نیست برار ! یَره مُو یک غلطی کردم امدُم اینجه درست ... ولی رفتنش که دست خودُم نیست که ! نِگا مو هر چی ماخام فحش نِدُم میبینُم نِمشه ! دِداش ای نامردیه اَبلفَضی ... مو سرم ازی کامفیوترو ای چیزا در نِمیه دِداش اما بنظرم یَکم روغن موغن بزنن درست بره ها ! اگه اونجه روغن دون گیر نمیه مو برفستم بَراتا ! مُگم نکنه یَه وخ یکی چوب لای چَرختا گذاشته ها ؟ عمرا اگه ایجوریه بگو تا تیزی ره در بیارُم دوتا خط بندازم رو صورتش تا خوا ....گا...بره ! ایروزا بالاترین مثه ای موتورای پت پتی رفته که هی دوقدم مِره هی خاموش مِره ! هی میرینه تو روح ادم ! جان مادَرتا درُست کنن ای لامَصب ره ... نِگا دِداش اگه مساله مایه تیله که ما در خِذمتم ! اّی رضا توره به همی اِمام رضا بیا دیگه کوجایی یَره ؟ اقا اگه مو یک چیزی گفتم به گوشه قبات خورد گه خوردم اقا ! غِلط کردُم ! مُگم تو که عینه سوپرمَن بودی دِداش که ! هر وخ اینجه خراب مِرَفت مُگفتی برن کنار که رضا امد که ! چی شد پس ؟ مهدی جان ما که یک عمره هی مِگم مهدی بیا ... مهدی بیا ... تو که عمرا ماره تحویل نمیگیری که ! هی غیبت صغرا ... کبرا مُکنی ! اگه به ای دختر همساده ما تا حالا ایقد گفته بودُم بیا تا حالا امده بود بُخدا ! عزیز جان تویم که از پشت پرده بیرون نمیی که بیبینُم روی ماهِته که ! والله تو یکی فقط عزیز نیستی بره ما هَمَتا عزیزن ... اما خداییش فقط یاد دِرن بگن پوزش مطلبیم ... پوزش مطلبیم ! مو اخرش نفهمیدم ای پوزش همی پوزه یا نه ... ما خودما دِداش زیاد پوز زنی کِردم ... اما ای پوزشای شما عُمرا دوزار نمی ارزه ... بخدا نمی ارزه ! ای علی اقای دچار ره اوردِن گفتِن ای روابط عمومی ...! ما با خودما گفتم خوب رفت دیگه ای زبون ماره مِفهمه ! ولی وقتی اینجه خرابه ما روابط مِخم چیکار ؟ دِداش چرخ بچرخه رابطه پیش کش ! هی به ای علی مُگم بابا ای لامَصب خرابه ! مگه برو مهدی تو وبلاگش نویشته ... اخه او نویشته بره فاطی تُنبون نِمره که دِداش که ! نِگا اقا ... ای نویشته یَک سند رسمی و مَحضریه ...اگه مو تو ای چند روز زَدُم دهن یکی ره سرویس کردُم مقصر هَمی بالاترینه ... اگه زدم چند نفره شل و پل کردُم مقصر هَمی بالاترینه ! اگرَم زَدن دهن خودماره سرویس کردَن ناکام از دنیا ر...
نتیجه ی جالب یک تحقیق: منی باعث شادی زن ها میشود و اعتیاد آور است
ـ۷۷۳ کلیک
psychologytoday.com
زنانی که همسرشان از کاندوم استفاده نمیکند کمتر دچار افسردگی میشوند و کمتر به فکر خودکشی می افتند. محقق یاداوری میکند که در روابط بدون کاندوم در صورتی که رابطه ی جنسی برای مدتی صورت نگیرد زن دچار افسردگی میشود. در زنانی که در رابطه ی جنسی از کاندوم استفاده میکردند نبود رابطه ی جنسی باعث افسردگی نشده است. نتیجه آنکه منی خواص شیمیایی دارد که اعتیاد آور و شادیافرین است.