لینکها به ترتیب امتیاز مرتب شدهاند:
پدر زهرا بنی یعقوب در جماران / محمد علی ابطحی
ـ۴۶۱ کلیک
www.webneveshteha.com
دیشب خبر دادند که درحسینیه جماران به مناسبت نزدیک شدن سالگرد رحلت امام، جلسه ای است که زندانیان سیاسی قبل انقلاب با حاج حسن آقا دیدار می کنند. من هم رفتم. بعد از خاطرات زندانیان سیاسی، و سخنرانی خوب نوه ی امام وقت نماز یک اقای محترمی آمد و به من گفت من پدر زهرا بنی یعقوب هستم. گفتم همان دختر خانم پزشکی که به دلیل مسئله ی حجاب و اینها گفتند در همدان دستگیر شد و بعد اعلام کردند خودکشی کرده؟ با عصبانیت از کلمه ی خودکشی، گفت بله. شماره پرونده دخترش را می داد که از دادگاه همدان به تهران آمده. می گفت حسن اقا را ندیده. آقای سراج، آقا ابوالقاسم بنی یعقوب را برد پیش حسن آقا تا ماجرای دختر پزشکش را توضیح دهد و کمک بخواهد. آخر شب هم که با حاج حسن آقا نشسته بودیم آن قدر تحت تاثیر قرار گرفته بود که دنبال صحبت با این و آن بود، به من میگفت در سایتت راجع به این موضوع بنویس. پدر زهرا بنی یعقوب باز نشسته ی سپاه است و قبل از انقلاب هم زندانی سیاسی بوده و سالها در جبهه بوده است و به عنوان یک زندانی سیاسی مسلمان قبل انقلاب در این جلسه دعوت شده است. از اینکه با چنین سوابقی مرتب بعضی ها به او میگویند مسئله را دنبال نکن، تضعیف نظام میشود ناراحت بود. می گفت من دنبال روشن شدن پرونده ی دخترم هستم. همسرم که فقط همین دختر را دارد ، از غم دخترش دارد از بین میرود. دخترم برای گذراندن طرح پزشکی به همدان رفته بود و نامزد داشته و بنا به گزارش پزشک قانونی در سلامت بوده است. تا به حال دوبار از من پول گرفته اند برای سم شناسی. وکیلمان به آنها که میگویند خودکشی کرده میگوید چرا یک عکس از این جریان وخودکشی در زندان وجود ندارد؟ حرف اصلی اش که با زبان ساده ای میگفت این بود که اگر در بازداشتگاه کسی عامل فوت دخترم بوده، آن را تعقیب کنید. چرا نظام را پشت سر این فرد می آورید و بی دلیل اعلام خودکشی می کنید؟ این حرف را ما در مورد زهرا کاظمی هم میگفتیم. گفتند وقت نماز شده. دوتایی به نماز ایستادیم. من همش داشتم فکر میکردم که علی علیه السلام راجع به ظلم به یک زن یهودی چه می گفت؟ خدا کند مقامات قضائی به طور جدی حقیقت را کشف و اعلام کنند. اگر چه برای آن خانواده دیگر زهرا زنده نخواهد شد. دیدار دردناکی بود.
بودجه شهر تهران چرا در لبنان باید مصرف شود؟ ..... ( محمد علی ابطحی )
ـ۳۸۱ کلیک
www.webneveshteha.com
چند روزی بود که تلویزیون المنار حزب الله لبنان تصاویری از دیدار آقای چمران و معاونان شهردار تهران از لبنان رانشان می داد که نقشه های بازسازی بیروت را نشان می داد. پیرو این دیدارها خبر اختصاص 3 میلیاردتومانی شهرداری تهران به بازسازی لبنان انتشار یافت. طبیعتا این رقم کارستانی در امر بازسازی لبنان نیست ولی منتخبان مردم تهران که برای خدمت به مردم انتخاب شده اند به چه دلیلی میتوانند از بودجه ی عوازض مردم تهران به بازسازی لبنان کمک نمایند. دولت درچارچوب سیاست های کلان که کمک فراوانی به بازسازی لبنان کرده است ولی شهرداری تهران که از مردم تهران برای شهر تهران پول می گیرد واین همه گرفتاری شهری، فقر ونابسامانی اجتماعی در همین تهران هست، چه مجوز شرعی برای پرداخت پول به بازسازی لبنان دارد؟ امروز با یکی از اعضای اصلاح طلب شورای شهر تهران صحبت می کردم. در شورای شهر هم گفته شده که امر بازسازی لبنان که در اثر جنایات اسرائیل تخریب شده است، کار خوبی است ولی چرا از جیب مردم شهر تهران و از محل عوارض پرداخت شده ی مردم تهران؟. اما علیرغم رای ندادن اکثریت اصلاح طلبان، با دو فوریت تقاضا شده تصویب شده است.این در حالی است که خود شهردار تهران آمار عجیبی از فقرداده است. اگر این روش می خواهد ادامه یابد خوبست روی برگه عوارض مردم تهران نوشته شود که این پول فقط برای شهر تهران نیست ودر بازسازی سایر نقاط ذنیا هم می تواند استفاده شود تا لا اقل پول حلالی به سازسازی لبنان اختصاص یابد. یادم آمد که در محاکمه ی آقای کرباسچی یکی از مواردی که مطرح شده بود خرید یک دستگاه تایپ یا کامپیوتر برای مدرسه ای در گرگان بود که نمی بایست در خارج تهران مصرف شود
ربایش بی عکس العمل رئیس جمهور...! / محمد علی ابطحی
ـ۶۶۲ کلیک
www.webneveshteha.com
آقای احمدی نژاد، دیشب در مصاحبه ای تلویزیونی دوباره اصرار کرد که خبر ربایش ایشان در عراق، توسط آمریکائی ها صحت داشته و به کسانی که این خبر را باور نکرده بودندو اعلام این خبر را نقد کرده بودند حمله برد که مگر شما سخنگویان آمریکا هستید. در دنیا رسم است که بعد از حوادث سوء قصد های نا فرجام سیل تلگراف های شکر گذاری از سوی رهبران دنیا و مسئولان داخلی آن کشور شکل می گیرد و سوء قصد کنندگان نا فرجام بیشتر از کسانی که عملیات موفق کنند مورد مواخذه قرار می گیرند ولی بعد از این حادثه ی بزرگ سوء قصد نا فرجام ربایش، حتی سفیر سوئیس در تهران به عنوان حافظ منافع آمریکا به وزارتخارجه احضار نشد که یک تذکر کوتاه بگیرد. کمیسیون سیاست خارجه ی مجلس اظهار بی اطلاعی و دبیر شورای امنیت، سکوت ووزارت خارجه و کشور و اطلاعات عکس العملی نشان نداده اند. آیا آن ها هم که ازمنصوبین رئیس جمهور هستند سخنگویان آمریکا هستند؟ یا آنها اینقدر نسبت به سرنوشت رئیس جمهور بی تفاوتند؟ شاید هم تقصیر مسئولان دفتر رئیس جمهور است که به هیچ کس حتی وزارتخانه های مسئول گزارشی از این عملیات مهم نداده اند. شاید به نفع حیثیت ملی کشور باشد که رئیس جمهور بی خیال این نوع خبرها شوند و یا لا اقل دستگاه های دولتی حد اقل به ربایش رئیسشان یک نخود عکس العمل نشان دهند.
کینه نامه پردروغ 20:30 ......................محمد علی ابطحی
ـ۳۹۰ کلیک
www.webneveshteha.com
چندی پیش - به صورت تصادفی – برنامه ای در مورد ایران از تلویزین العربیه می دیدم. موضوع برنامه سیاست های تبلیغاتی کشورهای عربی در مورد ایران بود. آقای نوری زاده معروف هم در برنامه شرکت داشت و اصرار داشت که به خبرنگارهای بی طرف اجازه ورود به ایران نمی دهند و خبرنگاران رسانه های عربی هم به خاطر اینکه یا جزء معاودین عراقی بوده اند و یا زن و فرزند و مصالحی در ایران دارند در دوران آقای احمدی نژاد حقایق را گزارش نمی دهند. در این میان مجری اشاره به نماینده تلویزیون Fox News آمریکا کرد که ایشان گفت من چند ماه پیش در دوران همین آقای احمدی نژاد در ایران بودم. مصاحبه های فراوانی با مسئولین داشتم. به خبرنگار فاکس نیوز گفتند تلویزیون شما دیگر با اصلاح طلبان صحبت نمی کند و با محافظه کاران ساخت و پاخت کرده است و به همین دلیل فقط به شما به عنوان خبرنگار تلویزیون فاکس نیوز اجازه دیدار از ایران داده اند. خبرنگار فاکس نیوز برای دفاع از خودش گفت، نه، ما از اصلاح طلبان هم مصاحبه می گیریم. همین دیشب با یکی از آنان مصاحبه تلفنی کردم. شب در منزل بودم. باز تصادفی اخبار 20:30 را گوش کردم. از این خبر بالا چیزی در این مایه ها گزارش داد که: تلویزیون فاکس نیوز وابسته به سازمان سیا و وزارت دفاع آمریکا اعتراف کرد که با «دوم خردادی»ها ارتباط دارد و همین دیشب با یکی از «دوم خردادی» ها تماس داشته است. این شیوه خبررسانی مدتهاست در 20:30 رواج پیدا کرده است. اشاره فوق، تنها یک نمونه بود. بخش ویژه آن مدتهاست «کینه نامه پردروغ» شده است. این کینه نامه در انتخابات مجلس خیلی اوج گرفت. یک روزی این شیوه خبرسازی به شیوه کیهانی معروف بود. 20:30 فعلی در این شیوه چنان سرعتی گرفته است که گمان کنم کیهانی ها با حسرت به این سرعت نگاه می کنند. این روش پرکینه و دروغ در انتخابات خیلی به کار گرفته شد. روش 20:30 برای پیدا کردن یک خبر و یا جعل و یا تقطیع آن برای ضربه زدن و اختلاف افکنی در جبهه اصلاحات کاملاً غیرحرفه ای و بر اساس کینه توزی تندی بود که نمی توانستند حتی برای آن ظاهرسازی کنند. آقای ضرغامی باید جلو این شیوه ی خبررسانی را بگیرد. در خانواده صدا و سیما اینها البته جمع اندکی هستند ولی چون خیلی بی پروا هستند هم به آن خانواده ی پراحترام و زحمت کش و بخصوص خانواده ی خوب بیست و سی که باید این چند نفر را تحمل کنند، اسیب...
سگ های حفاظتی و وبلاگ نویس زندانی ... ( محمد علی ابطحی )
ـ۴۲۵ کلیک
www.webneveshteha.com
چند روز پیش که برای خواندن خبرها سایت گردی میکردم در خیلی از خبرگزاری ها خواندم که تیم حفاظتی رئیس جمهور در نمایشگاه مطبوعات از چند سگ برای بررسی امنیتی استفاده کرده اند. در هیچ جا هم تکذیبیه ای نبود. تلقی من این بود که سگ هایی هستند که مواد انفجاری را شناسایی و اعلام می کنند. اصلا به ذهنم خطور نکرد که کار بدی است. شاید عده ای استفاده از سگ را مغایر با شعارهای ارزشی دولت فعلی میدانستند اما من چنین برداشتی نداشتم.قبلا هم اعلام شده بود که از وجود سگ برای مبارزه با مواد مخدر استفاده می شود. آن هم کار خوبی بود. دیروز در خبرها خواندم که وبلاگ نویسی که نمی شناسمش را به دلیل اینکه این خبر را نوشته دستگیر کرده اند. تازه فهمیدم که گویا مسئولان دفتر رئیس جمهور هم مثل اینکه استفاده از سگ را برای مسائل حفاظتی رئیس جمهور زشت می دانند. در حالی که اگر این خبر راست باشد که از معدود خبرهای قابل دفاع حوزه ریاست جمهوری است وبه دستگیری آقای ولی زاده نیاز نیست. اگر هم خبر دروغ باشد باز هم با دو خط نوشته می شد آن را تکذیب کرد و حتما هم خود وبلاگنویس دستگیر شده در سایتش تکذیب میکرد. بیچاره وبلاگنویسان وخبرنگاران که قربانی عروسی و عزا هستند. سگ را جای دیگری می خرند،زندانش را باید یک وبلاگنویس برود. دفاع از حقوق وبلاگنویسان از وظایف مشترک همه ی نویسندگان وبلاگی است.
پس چرا وزیر اطلاعات تغییر نمی کند؟ ( محمد علی ابطحی )
ـ۴۰۸ کلیک
www.webneveshteha.com
آقای احمدی نژاد این خصوصیت را دارد که به راحتی وزیر و معاون و مشاور عوض می کند. پارسال ایشان اعلام کرد که افرادی در کشور با بازی کردن با بانک ها ووام بانکی عامل گران شدن زمین ومسکن شدند. دستوراتی هم از پشت تلویزیون برای شناسائی آنان به وزارت اطلاعات دستوراتی داد. از نتایج این دستور خبری نشد و قیمت زمین و مسکن سرسام آورنر از آن چه متصور بود بالا رفت. دیروز نیز در قم باز هم همین مطلب را تکرار کرد. وزارت اطلاعات که در دستگیری دانشجویان، بعضی از اقلیت های قومی، جنبش زنان، مرتبطین با خارج، و موارد بسیار دیگری نشان داده است که اگر ر موردی برخورد را تشخیص دهد بی رودربایستی اقدام می کندو بر قضایا مسلط است ، اگر واقعا حرف رئیس جمهور را درست می داند که عده ای مسئول گران شدن مسکن که تمام جامعه با آن درگیر هستند، می باشد چرا از این قدرت خود در طول این یک سال برای نابود کردن این باند که سرنوشت اقتصاد کشور را زیر و رو کرده اند استفاده نکرده است؟ اگر واقعا چنین است اولین وزیری که حتما می بایست تغییر کند، وزیر اطلاعات بوده است. احتمالا کارشناسان وزارت اطلاعات و اقتصاد دانان کشور به رئیس جمهور گفته اند که ریشه ی گرانی مسکن در لرزان بودن سایر بخشهای اقتصادی است که حتی تا کنون شایعه ی تغییر وزیر اطلاعات هم مطرح نشده است . در یکسال اول که همه ی مشکلات از قبلی ها بود. حالا هم که به اعتراف خود آقای رئیس جمهور منصوبان خود ایشان عامل گرانی ها بوده اند، کاش آدرس عوضی نمی دادند تا لا اقل کمی از بار سنگین کرانی ها و به خصوص در زمینه ی مسکن در آینده تخفیف یابد.
وزارت اطلاعات و حسین درخشان و سفیر ...! ــــــــــــ ( محمد علی ابطحی )
ـ۶۶۱ کلیک
www.webneveshteha.com
دیروز دیدم کیهان نو.شته که آقای حسین درخشان، که یکی از اولین های وبلاگنویسی ایرانی است به صورت مخفی به ایران آمده بوده و با من ملاقات داشته و از قول ایشان نوشته بودند که این دیدار مربوط به قبل از سفرش به اسرائیل بوده است و طبق رویه کیهان نویسی کلی هم در مورد روابط جاسوسی وی بعد این نکته مطلب نوشته است. این در حالی بود که آقای درخشان در همان سفر مخفی که در ایام انتخابات ریاست جمهوری بود، در سر چهار راه ها تابلو می گرفت و تبلیغات می کرد ودر روزنامه های هم منعکس می شد. موقع رفتن از ایران هم توسط ماموران لابد اطلاعاتی فرودگاه مورد پرس و جو قرارگرفته بود. با خیلی ها و منجمله یا من هم نیم ساعتی دیدارداشت و در مورد انتخابات و مسائل فنی وبلاگنویسی صحبت کردیم و از آن زمان تا حالا هم نه از ایشان ونه از سفرهای ایشان به اسرائیل یا هرجای دیگر خبری ندارم وفقط بعضا اظهار نظر های ایشان علیه اصلاح طلبان را در تلویزیون و کیهان می خواندم. در روز راهپیمائی 22 بهمن هم از تلویزیون شنیدم که آقای رئیس جمهور ادعا کردند یک سفیری در کشور راه افتاده واین و آن را میبیند و در مورد مسئله ی هسته ای صحبت می کند. و سپس آقای احمدی نژاد برای اینکه سفیر، صدای مردم ایران را بفهمد از مردم در مورد هسته ای پرسیدند ومردم هم پاسخ دادند.در موارد زیادی هم مثل مشکل مسکن، بانک ها و ... از تلویزیون رسمی و از قول مقامات عالیرتبه اعلام کرده اند که افرادی در داخل کشورعامل این بحران ها هستند. در همه ی این موارد اگر چنین باشد که: حسین درخشان با تابلوی در دست در خیابانها سفر مخفی و جاسوس گونه داشته ، سفیر کشوری دست به چنین تحرک بزرگی زده، افرادی در داخل، مسکن و اقتصاد کشور را مختل کرده اند، لابد سیستم اطلاعاتی کشور بی خبر بوده اند و نتوانسته اند از این موارد اطلاع کسب کنند که در آن صورت نشانه ضغف اطلاعاتی است و بزرگترین اهانت به این سیستم است وکشور را بی حفاظ امنیتی معرفی می کند. اما واقعیت این است که چنین نیست و سیستم امنیتی کشور بر مسائل خیلی کوچکتر از این موارد هم مسلط است. فقط این ادعاهای دروغ برای خراب کردن و هجوم به رقیب داخلی است، حتی اگر به قیمت ضربه زدن به منافع ملی باشد.
معلم کلاس اول من و باقی قضایا ...! ( محمد علی ابطحی )
ـ۲۵۲ کلیک
www.webneveshteha.com
معلم کلاس اول ما برعکس معلم کلاس اول آقای احمدینژاد یک آقایی بود با قد بلند، هیکل درشت و چشمی تابیده. من کتک نخورده بودم ولی بچههای کلاس پنجم که به نظر ما خیلی آدمهای گندهای بودند از دست سنگین او یاد میکردند که بعضاً سیلی هم میزد. این اقا با این خصوصات در یک مدرسه دینی تازه تاسیس، هم معلم بود و هم ناظم. آن روزها دو ترانه معروف بود که در کوچه و بازار میخواندند. اگر اشتباه نکنم یکی از آنها این جوری بود: آقا دزده سلام، حالت چهطوره سلام، اگه هفت تیر بکشی؛ منو بکشی حبس میشی! یک شعر دیگر هم آمنه، آمنه عشق تو نمیدانم چی منه، که این ترانه البته بعدها ظاهراً بازسازی شده است، همه مدرسه بچه مذهبیها بودند. یک روز بیهوا این آقای ناظم که با توصیفاتی که گفتم اصلاً شباهتی به معلم کلاس اول آقای احمدینژاد نداشت سر صف پرسید هر کسی این دو تا ترانه را بلد است بیاید بخواند. دوتا بختبرگشته که یکی کلاس چهارم بود و یکی کلاس پنجم، آمدند سر صف که ترانه بخوانند، تا رسیدند جلوی صف اقای ناظم عزیز به خاطر اینکه آنها ترانه یاددارند و ترانه هم حرام است به هر یک از آنان یک تو گوشی زد که ما کلاس اولیها نزدیک بود که دیگه! گمان میکرد که دارد با قدرت و قوت اسلام را رشد میدهد. من که بچه آخوند بودم بعد از 45 سال هنوز این خاطره تلخ از ذهنم نرفته چه رسد به دیگران. کاش برای خیلیها این قصه عبرتآموز باشد. واقعاً خاطرات دوران بچگی تعیین کننده است. فردا روز معلم است. معلمها چنین نقش بزرگی دارند. باید به اهمیت نقش آنان توجه ویژه کرد. متاسفانه سالهاست که معلمها، صنف ناراضی کشور شدهاند. سال گذشته بعضی از آنها دستگیر شدند، مشکلات زندگی فراوان دارند. چندین وزیر عوض کردهاند. تعصبهای خشکی از سطح بالای وزارتخانه تزریق میشود. اینها خیلی برای آینده کشور که شاگردان امروز، به دست معلمان مردان فردا میشوند خطرناک است. این روز بزرگ را به همه معلمان کشور تبریک میگویم.
آدم های اشتباهی ...! ــــــــــــ ( محمد علی ابطحی )
ـ۴۴۳ کلیک
www.webneveshteha.com
در ایام نوروزمهران مدیری مرد موفق طنزتلویزیونی ایران سریالی را کارگردانی کرد که درآن آدم خوب و ساده ای به صورت تصادفی در نقشهای مختلف قرارمی گرفت و بلافاصله جو گیر می شد و کلی کارها می کرد که نمی دانست چرا چنین می کند. وقتی او را به عنوان مرد هزارچهره گرفتند و در دادگاه محاکمه کردند در دفاع از خود می گفت من اشتباهی هستم. خیلی تعبیر دقیق و عمیقی بود.آدم های زیادی اشتباه می کنند ولی آدمهای کمی اشتباهی هستند. مشکل جدی، اشتباهات آدم های مهم نیست. مشکل اصلی اشتباه بودن آدم ها است. خیلی ازآدم های اشتباه ، بد ذات وبد جنس نیستند. حتی در سطوح تاثیر گذار داخل سیستم، خیلی از آدم های اشتباه قصد بدی ندارند. نیتشان خیر است. گمان می برند که حافظ اسلام و دین و کشورو مطیع خدا و پیامبر ورهبری هستند اما مهمترین دلیل اشتباه بودنشان این است که بی توجه به حق مردم ، جو گیر می شوند و برداشت های خودشان را به جای دین بر مردم تحمیل می کنند. در مسائل اجتماعی که پای حق و زندگی مردم در کار است نتیجه ی عمل مهم است نه نیت. البته آدم های اشتباهی مهمتری هم هستند که هم مردم می فهمند آنها اشتباهی هستند وهم خودشان می دانند که هزینه ی اشتباهی بودن آنها توسط مردم باید پرداخت شود. . .
محمدعلی ابطحی: "سیاوش قمیشی" گوش می کنم!
ـ۹۸۲ کلیک
www.asriran.com
رضا رشید پور:// بسیار آرام و خوش برخورد است. دفتر نسبت بزرگ او در خیابان ولی عصر تهران این روزها تبدیل به پایگاه مهمی برای گفت و گوی ادیان شده. ساعت 12 یکی از روزهای آخر سال با او قرار داشتم. با اتومبیل پرشیای مشکی رنگ خود وارد محوطه مرکز گفت و گوی ادیان شد و پس از احوالپرسی بسیار گرم گفت و گو را با او آغاز کردم. همین جا بگویم که بخش های زیادی از این گفت و گو واقعا غیر قابل چاپ بود که به تشخیص خودم (!) حذف کردم....... رضا رشیدپور:اگر روزی سیاوش قمیشی بخواهد در ایران کنسرت بگذارد و شما کاری از دست تان بربیاید برایش انجام می دهید؟ ابطحی: حتما انجام می دهم. چون معتقدم که اشکال شرعی ندارد و شعرهایش پرمحتواست. واقعا شعری که راجع به جنگ (ترانه یغما گلرویی) می خواند خیلی خوب است. من به این دلیل بحث سیاوش قمیشی را مطرح کردم که نام بعضی خواننده ها در ذهن افراد تداعی کننده ابتذال نیست. حتی در مقایسه با خواننده هایی که در داخل ایران می خوانند. خیلی خوب است که زمینه هایی برای شان فراهم شود.
خنده مسئولین جمهوری اسلامی به اعمال خود برای صدور انقلاب (محمد علی ابطحی)
ـ۱۰۴۰ کلیک
www.webneveshteha.com
روز افتتاح کنفرانس بینالمللی در هند، ما، عراقیها و اسراییلیها کنار هم بودیم، چون بر اساس حروف الفبا ترتیبش را تنظیم کرده بودند. از دو طرف گرفتار عراقیها و اسراییلیها شده بودیم. آقای آقامحمدی اورکت سیاهی تنش بود. اسراییلیها زیر چشمی به ایشان، چپچپ، نگاه میکردند. برای افتتاح مراسم هر کشوری، معمولاً هنرهای سنتی آن کشور را نشان میدهند. ابتدا، چند تا دختر کوچک آوردند، رقص کردند و رفتند. بعد 12 سالهها آمدند. سپس زنان و دختران جوان آمدند و دستهجمعی رقص و پایکوبی کردند. مانده بودیم که چهکار کنیم. آقای موسویتبریزی با عصبانیت و ناراحتی گفت: «گرفتار مجلس معصیت شدیم.» با گریه گفت: «خدایا چه گناهی کردیم که این جا گرفتار شدیم.» بعد از پایان مراسم افتتاح، نوبت سخنرانیها شد. موقعی که عراقیها صحبت کردند، ما از جلسه خارج شدیم. نوبت سخنرانی آقای دکتر ولایتی که شد بعد از صحبت ایشان یک دفعه همه تکبیر گفتیم. به دنبال آن، در سالن اجلاس اوضاعی پدید آمد که نزدیک بود همه فرار کنند. میخواستیم نماز بخوانیم. فکر کردیم با به راه انداختن نماز جماعت، تبلیغ اسلام و انقلاب میشود. آمدیم وسط بلوار روی سبزهها به امامت آقای امامیکاشانی نماز جماعت برگزار کردیم. خبرنگاران خارجی ریختند فیلم و عکس تهیه میکردند و ما هم خندهمان گرفته بود و فکر میکردیم این کارها صدور انقلاب است!
قلمبه سلمبه های عربی رئیس مجلس .... (محمد ابطحی)
ـ۵۴۵ کلیک
www.webneveshteha.com
چند شب پیش آقای محتشمی در جلسه مجمع روحانیون مبارز گزارشی از فلسطین میداد. اصولاً در اول جلسه افراد خبرهای جدید و بیشتر سیاسی خود را نقل میکنند. معمولاً نوبت به آقای محتشمی که میرسد، همه میگویند حالا نوبت اخبار فلسطین و لبنان است. آقای محتشمی میخواست بگوید که حماس در غزه جا افتاده و مسلط شدهاست؛ گفت: در مورد حسم حماس در غزه باید بگویم... هنوز ادامه ندادهبود که من پارازیت انداختم که چرا شما مثل لاریجانی حرف میزنید. گفت: چطور؟ گفتم: حالا که ایشان رئیس مجلس شده و مردم بیشتر افاضات ایشان را استماع میکنند و متلذذ میشوند، بهتر میفهمند که رئیس مجلس سعی بلیغی در استفاده از کلمات عربی دارد. حسم حماس در غزه هم که آقای محتشمی میگفت مثل انبوه کلمات عربی است که رئیس مجلس به کار میبرد و من هم جوگیر شدم و مثل ایشان حرف زدم و البته باید اذعان کرد که این محاورات، افادهی کمتری در اذهان عموم دارد. آقای حداد هر چه بود اما فارسی را خیلی خوب پاس میداشت. دستمان به آقای محتشمی میرسد، درخواست کردیم از ایشان که فارسیتر صحبت کند. قبول داشت. کسانی هم که دستشان به آقای لاریجانی میرسد خوبست از ایشان بخواهند که در این جایگاه بیشتر فارسی حرف بزنند. مردم میدانند که ایشان رشته فلسفه خواندهاند و لغات قلمبه سلمبه بلدند؛ نیاز به اثبات نیست. وظیفه ریاست مجلس پاسداشت زبان فارسی است. النهایه حالا همین جوری یادم آمد که رؤسای دو قوهی قضائیه و مقننه ما در نجف متولد شدهاند.
رشید پور و قمیشی و مصاحبه ...! ـــــــــــــ ( محمد علی ابطحی )
ـ۴۳۵ کلیک
www.webneveshteha.com
آقای رضا رشید پور مجری معروف تلویزیون مجله ای منتشر می کند بنام رویش. ظاهرا وضعش هم خوب است که در خیابان ها تابلوهای تبلیغاتی برای مجله اش زده است. در آخرین شماره مجله اش مصاحبه ای با من کرده است که می توانید اینجا آن را بخوانید. در بخشی از مصاحبه که در بعضی روزنامه ها و سایت ها جنحال راه انداخته مربوط به جائی است که از خوانندگی سیاوش قمیشی دفاع کرده ام. دلیلش کارهایی است که وزارت ارشاد می کند. چند نفر خواننده ی محترم در داخل هستند که سعی می کنند کاملا مثل قمیشی بخوانند و همان شعرها و یا مشابهش را تکرار کنند و اجازه ی وزارت ارشاد را هم داشته باشد. پس وقتی تقلید از کسی بلا مانع است، صدای اصلی به چه دلیل نباید بتواند مجوز بگیرد. ضمن اینکه قطعا کسانی که اصل موسیقی را حرام نمی دانند و قائل به موسیقی حلال هستند به دلیل آن که در خوانندگی های قمیشی، موسیقی کاملا تحت الشعاع صدای قمیشی است فتوای به حرمت نباید بدهند. دلیل این همه جنجال را نفهمیدم. البته در ابتدای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد مشاور فرهنگی ایشان از همه ی خوانندگان لس آنجلسی دعوت به بازگشت به ایران کردند ولی من در این نوشته در مورد شعر و صداهایی گفته ام که در ایران تقلید از صداهایش مورد علاقه است و ارشاد هم مجوز می دهد. بی آن که شخصا وی را بشناسم. اینکه نسل جوان فعلی حتی موسیقی و صدای بی اشکال شرعی را هم نتواند قانونی بشنود، قطعا زمینه ای خواهد شد که موارد اشکال دار را هم بشنود. گرچه هیچکدامشان با امکانات ارتباطی سهلی که وجود دارد منتظر اجازه نیستند. حالا البته من در مصاحبه با آقای رشید پور که چند بار اشتباهی تپق زدم و گفتم آقای فرزاد حسنی، از خیلی مسائل حرف زدم. از اینکه من را برای مصاحبه انتخاب کرده است هم ممنونم.
بازی آنان را چگونه می توان به هم زد ...! ــــــــــــ (محمد علی ابطحی )
ـ۴۱۸ کلیک
www.webneveshteha.com
وقتی آقای احمدینژاد رئیس جمهور شد، به دلیل آشنائی با اعضای شورای شهر آن روز چندین نفر از آنان را برای همکاری به هیأت دولت دعوت کرد. وقتی دیدند بر اساس قانون باید آنان از شورای شهر استعفا دهند و اگر یک نفر استعفا میداد، مصطفی تاجزاده نفر بعدی رزرو بود که به شورای شهر میرفت، از خیر پستهای مهم ولو به صورت صوری گذشتند و در همان شورای شهر ماندند تا تاجزاده به عنوان غریبه وارد شورای شهر نشود. اینکه چرا نسبت به تاجزاده چنین حساس بودند خیلی مسأله برانگیز شد. حالا در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم از ابتدا که چنین رد صلاحیتهای گسترده را سامان دادند، مهمترین پیامشان این بود که مبادا غیر اصولگرایان بتوانند در سطح گسترده وارد صحنهی پارلمان شوند. به صورت مصنوعی هم علاقهمند بودند که دو جناح محافظهکار درون سیستم را به عنوان دو جناح کشور معرفی کنند و برای انتخابات ریاست جمهوری هم راه را بر اصلاح طلبان ببندند. آقای خاتمی در تحلیل شرایط فعلی گفت باید بازی آنان را به هم بریزیم. تشکیل یک اقلیت قوی و بزرگ، همان چیزی است که بازی محافظهکاران حاکم بر قوای مختلف را به هم میزند.
تو رو به جدّت دعا کن بچه ها يک گل بزنند ...! / تلخ نوشته ها
ـ۲۳۰ کلیک
shatot.wordpress.com
ابطحی تعریف میکنه وقتی با جمعی از مقامات در استادیوم ازادی مسابقه فوتبال ایران و المان رو نگاه میکردن اواخر بازی که المان دو هیچ از ایران جلو بوده مهرعليزاده خيلي افسرده دست به دعا میشه و به ابطحی مي گه تو سيدي تو رو به جدّت دعا کن بچه ها يک گل بزنند. این از رییس سازمان تربیت بدنی اصلاح طلبش! حالا هم اقای علی ابادی فرمودن برای بچه ها دعا میکنیم تا مدال بیارن! اینم از اصول گراش! حالا وقتی عمو حسن میگه اصلاح طلب و اصول گرا همش کشکه خیلی ها میگن نه دوغه! وقتی طرز تفکر مدیران رده بالای مملکت اینه که با دعا میشه گل زد یا مدال اورد ای خاک به سر ورزش ما و ای خاک بر سر خود ما که همچین مدیرانی داریم! هشت میلیار تومن پول بی زبون این مردم رو خرج کردن حالا اقای کفاشیان میگه بد باختیم! چشم بسته غیب گفتی اقای کفاشیان چون اگه نمیگفتی ما فکر میکردیم بد بردیم! شما ها بجز حرافی و گیردادن به ریش و پشم ورزشکارا چکاری بلدین اخه؟ اون اقای علی ابادی تا میاد اظهار نظر ورزشی کنه مضحکه خاص و عام میشه که! اقا جان اون اقای مایکل که تو امریکا بهش میگن دلفین و تا حالا هفت تا مدال طلای شنای المپیک رو گرفته کسی براش دعا نکرد! خودشم دعای توسل نخوند برای مدال گرفتن! نه حضرت رقیه نه زینب نه حضرت مهدی ؛ هیچکس کمکش نکرد! تازه یکشب هم مست بوده رانندگی میکرده که دستگیرش کردن! برای مدال باید زحمت کشید... باید مدیریت داشت ... باید تخصص داشت تا دیگه احتیاجی نباشه دست به دامن خدا و پیغمبر و سید و جد و اباد کسی بزنین! اقا جان اگه به دعای گربه سیاه بارون میومد که تا حالا باید سیل این مملکت رو برده بود که! ول کنین این اراجیف رو....!