- لینکهای داغ
- لینکهای تازه
- sara_saba
سارا
آن شب سرد که من از میکده برمیگشتم،نگهم قصه چشمان تو را میدانست،و چه شبها که دلم بنده آغوش تو بودوتو میدانستی، آخر آن لحظه رسید، ودر آن ظلمت سرد و در آن خانه شوم شیشه قلب من آرام شکست و کسی هیچ صدایی نشنید.
Balatarin.com 2006-2008 — بالاترین تحت لیسانس Creative Commons Public Domain License منتشر میشود.

