نامه شدید اللحن دکتر سروش به آقای خامنه ای: "جشن زوال استبداد دینی" ـ۱۰۴۲۹ کلیک
drsoroush.com
نامه شدید اللحن دکتر سروش به آقای خامنه ای: عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد. صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند. قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند. چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت. شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت. آقای خامنه ای، که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟ ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده وصال دولت بیدار ترسمت ندهند که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده درین قحط سال فضیلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. "زان یار دلنوازم شکری است با شکایت." نه اینکه شکایتی نداشته باشم. دارم و بسیار دارم اما آنها را با خدا در میان نهاده ام. گوشهای شما چندان از ستایش و نوازش مداحان پر و سنگین شده است که جایی برای صدای شاکیان ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم. شما گفتید که "حرمت نظام هتک شد" و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید شادم که آخر الامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ریخته و دست های بریده و دامانها ی دریده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسایان و پیامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشیدگان و ستم ستیزان نگذاشتند. "پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن،" قصه جمهوری ولایی شما بود. و اینک خدا را شکر که پرده عصمت دروغین این دیو دریده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و جهانیان با خشم و حیرت آن را برهنه مشاهده کردند. آقای خامنه ای، می دانم که روزهای تلخ و سختی را می گذارنید. خطا کرده اید، خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید. از حق بودن و فضیلت بودنش بگذرید. آن را برای رسیدن به حکومتی کامیاب به کار گیرید. این را که می خواهید؟. چرا شیپور را از سر گشاد می زنید؟ چرا میان مردم عسسان و خفیه نویسان و جاسوسان می گمارید تا ضمیر آنان را بخوانند یا به حیله و ترفند، سخنی از زیر زبانشان بکشند، و راست و دروغ و نارس و ناقص بشما گزارش دهند؟ مطبوعات را، احزاب را، انجمن ها را، ناقدان را، مفسران را، معلمان را، نویسندگان را ... آزاد بگذارید ، مردم به صد زبان حکایت خود را آشکارا خواهند گفت و پنجره های خبر و نظر را بر روی شما خواهند گشود وشمارا در تدبیر ملک وتنظیم نظام یاری ...
adamekhaki

1- از شركتش در ساخت پايه های اين حكومت پوزش می خاد
2- حك.مت آينده را حكومتی اخلاقی و فرادينی می خواهد و می پسندد.
پیران جاهل، شیخان گمراه
معمولا در بالاترین هر وقت لینکی از سروش فرستاده میشود خیلی به او توهین می شود.
امیدوارم منتقدان او این متن را با دقت بخوانند.
در این برهه زمانی وجود تئوريسينی قوی مثل دکنر سروش برای جنبش سبز یک نعمت یزرگ است . باید سعی کنیم بیشتر سروش را درگیر این موضوع کنیم و بیشتر از او و امثال او استفاده کنیم.
خوب از اینکه ایشون هم بالاخره غیر مستقیم از مردم عذرخواهی کردند (از طریق خدا)، خوشحالم.
+++++++++++++++++
++++++++++++ عالی
خواندن این جمله باعث مسرت است اما در حاشیه باید گفت که در تعالیم اسلامی در حق الناس، طلب مغفرت از خدا کافی نیست و باید نخست از صاحبان حق حلالیت خواسته شود.
یادم هست چندین سال پیش این توکلی که الان نماینده مجلسه و زر هم زیاد میزنه در جلسه ای گفته بود که حکم سروش اعدام هست دلیلش هم این بود که پیامبر اسلام حکم قتل شاعر عربی که بر علیه اسلام شعر میگفته را داده و توکلی هم معتقد بوده که حکم سروش هم همینه چون ادبیات زیبایی داره!
با حال بود :)
متن کامل رو از کجا میشه خوند الان؟
اگه سایت خودش نتونستید برید، اینجا هم هست
http://wp.me/pyR3r-4W
+++++
امیدوارم href="http://poyandeh.wordpress.com/2009/08/30/dem>دیندار دمکراتی
شود آقای سروش و بدین وسیله کفاره انهدام فرهنگی سال 59-60 را بدهد.
تقریبا اکثر اهانت کنندگان به سروش و موسوی و ... بچه های سایبر سپاه هستن که در لباس لاییک ها این کار رو انجام میدن .
لاییک های اصیل افراد شناخته شده و مسئولی هستند و در این برهه علیرغم نقد های جدی که به جنبش سبز دارن بدلیل اجتناب از تفرقه , با دیگر هموطنان خود در یک جبهه قرار دارند . چرا که آنها ایرانی اند و یک ایرانی بدلیل سرشت پاکی که دارد نمیتواند بر مظلوم بشورد
نمیگه خامنه ای سقوط خوهی کرد میگه سقوط کردی:)
فقط یکم متن طولانی بود
از موسوي بگير بيا پايين.
تا يک به يک کساني که انقلاب کردند و يک ديکتاتوري را با ديکتاتوري ديگر تاق زدند.
واقعاً دكتر سروش با اين متنش كمك فوق العاده اي به جنبش سبز كرد.
زيباترين حرف اش هم جايي بود كه در مورد جامعهاخلاقي و حكومتفراديني گفت.
نمیدانم چه بگویم.....
اما ای کاش جواب ایمیل های بنده را میدادی
برای من برعکس بود، اتفاقا خیلی خوشحال شدم وقتی ان کار را کردند و امیدوار بودم که قدم بعدی را هم بردارند، چون این کارشان علاوه بر اینکه علامت بسیار روشنی از استیصال آنها را نشان میدهد سرعت پیشرفت جنبش را هم بسیر بیشتر میکند.
میشه یکی این لینک رو اضافه کنه؟
می خواهم به شما بگویم دفتر ایام ورق خورده است و بخت از نظام برگشته است ، آبرویش به یغما رفته است و طشت رسوائیس از بام تاریخ افتاده است. کشف عورت شده است. خدا هم از شما رو گردان شده و ستاریت خود را باز گرفته است. آن دلیری ها که در کنج خلوت و در پرده تزویر می کردید فاش شده است. آه جگرسوختگان و جان باختگان و دهان دوختگان کارگر افتاده است و دامان و گریبان شما را سوخته است. خائفم که بگویم باب توبه هم به روی شما بسته شده است.
او با درکی واقع بینانه از فرامین اخلاقی و قوانین دینی ، آنها را با معیارهای نوین و تحولات اجتماعی تطبیق می دهد. اصل را در نظر می گیرد و قوانینی که موضوعیت خود را از دست داده اند را کنار می گذارد. برای عقاید دیگران عمیقا ارزش قائل است. نه تنها حاضر نیست بخاطر ارتداد یا بی دینی فرمان قتل کسی را قبول نماید بلکه با تمام قوا در برابر صادر کنندگان چنین فتوایی می ایستد و از حقوق انسانی( ازادی بیان، ازادی اندیشه) معتقدان به دیگر ادیان ویا کسانی که به دین اعتقادی ندارند دفاع می نماید.
او طرفدار چند صدایی و احترام به عقیده دیگران است. برای دیگران تعیین تکلیف نمی کند و از مذهب بعنوان چماق، کسب اتوریته یا سرکوب دیگران استفاده نمی کند.
ِدیندار دمکرات خواستار جدایی امر دین از حکومت است. چرا که میداند یک دین خاص در نهایت یک عقیده خاص است و قوانین در یک دولت دمکراتیک میباید بر مبنای رعایت و در نظر گرفتن نظرات و خواسته های مختلف شهروندان شکل بگیرد. بعضی آزادی های شخصی مانند آزادی پوشش، آزادی انتخاب دین و عقیده، ازادی بیان ولو مخالفت با دین، آزادی مصرف مشروبات و تفریحات و … میتواند در تضاد با اعتقادات او باشد. ولی انسانهای دیگر این حق را دارند که انطور که خود می خواهند زندگی کنند. حد قبول رفتارها وهنجارهای اجتماعی نه توسط عقیده خاص بلکه بر مبنای عدم اسیب رسانی آن رفتار به دیگران تعیین میگردد. دولت ومنابع یک کشور متعلق به همه شهروندان آن کشور میباشد و به انحصار در اوردن دولت در جهت یک عقیده خاص امری مضر برای منافع ملی و در تضاد با اصول دمکراتیک است
در جوامع سکولار همچون امریکا و انگلیس و فرانسه اکثر جمعیت معتقد به دین و یا وجود خدا هستند.ولی همین اکثریت کاملا مخالف دخالت دین در امر حکومت هستند. دین داران دمکرات بزرگترین مدافعان سکولاریسم محسوب می شوند.
یکی از پیش شرطهای تحول دمکراتیک و نهادینه شدن آزادی خواهی در کشورمان رشد کمی و کیفی انسانهای دمکرات است.
بنظر شما چند در صد از رهبران دین دار سیاسی در ایران دینداران دمکراتند؟
+++++++
البته اصلاح میکنم ! حکومت استبدادی.
من موافق حکومت دینی هم نیستم ! ولی این حکومت، حکومت دینی نیست و کوچکترین ربطی به دین نداره هیچ جاش ! دزدی که میشه، حق مردم که خورده میشه، بیت المال که بی حساب کتاب هست، دروغ که نقل و نباته و و و و ... استبدادی فکر کنم درست تر باشه
اینا رو برای خنده گفتی دیگه؟
از دید من بامزه بود!
حرف زدن که تو اون وضعیت سخته یخورده ، ولی بالاصلیب نرفتن اش را اولین باره میشنوم.
ای ول....
به گمهنم صلیب مسیح بیشتر جنبه استعاری داره و قرار نبوده که یک جدل فقهی راه بیافته
البته شما خود استادید.
++++++++
در جواب شما باید بگم اولا ایشان تمثیل وار از این نکته استفاده کرده اند ثانیا سروش یک پلورالیست است و قران همان اندازه برای او حجت است که انجیل نیز . بعلاوه اصلا معلوم نیست که شما هدفتون از طرح چنین موضوعی چیست. بهر حال امیدوارم همه دست از نفاق برداریم و طرحی نو در اندازیم. در ضمن تمام کامنت ها رو خوندم و واقعا از صمیم قلب خوشحال شدم که دیدم حتی مخالفان سروش یا از در دوستی وارد شدند یا سکوت پیشه کردند. از اون دسته افراد واقعا سپاسگزارم که حتی سکوتشان هم زیبا بود ونشان از عمق آگاهی و خرد جمعی اونها داشت. پیروز باشید
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
عالی بود
۱. اینکه ایشان استغفار می کنه خیلی خوبه.
۲. اما بین استغفار اون کسی که تیغ بر گردنش گذاشتن با آنکه آزادانه استغفار می کنه تفاوت هست .تفاوت این دو مثل تفاوت نامه و دولت آبادی هست در زمینه انقلاب فرهنگی و موضع امروز. امروز دیگه ج.ا داره سقوط می کنه هر کی می خواهد بگوید آهای من نبودم.
3. ایشان اگر نه از سر قدرت طلبی که از سر اخلاص این موضع را داشتند، تا حالا کجا بودند؟ مردم خبر نداشتند داخل رژیم چه جنایتهایی می شود اما ایشان که می دانستند. باید صبر می کردند تا مشروعیت نظام در پیش بقال محل هم برود تا ایشان مغر بیایند و خود را بیاندازند جلوی صف آزادی خواهان؟
-----
هنوز شک دارد که به استبداد خدمت کرده است.
بقول feyziyeh :
در ایران و کلن جوامع استبداد زده شعر و شعار می پسندند و بازار داغ دارد. شعر را به واسطه گسترش بی رویه عاطفه خام که نقطه مقابل خشونت حاکمان باشد و شعار که به واسطه افول تحلیلگری است و آن نیز به واسطه نبود آزادی است.
۲. اون باری که من این جمله را از فیضیه دیدم ایشون کار بر های قدیمی که خط و حطوط مشخص دارند را استثنا کرده بودن ، که شما سانسور کردید.
۳. آفتاب آمد دلیل آفتاب. این آزادی خواهی که امثال سروش مدعی آن هستند محصولش آدمهایی از جنس همین شماست که هر کس مخالف من بود بر چسبی بزنیم و حذفش کنیم و ... همین کار های ۳۰ ساله. رفتار آدمهایی مثل شما خود گواهی بر پوچی نظریه های این آقایان است.
مرگ بر بچه های سایبر سپاه و اطلاعات
-------------------------------
بعلت مشكلات تكنيكي فعلن نمي توانم در بالاترين فعاليت كنم. نظرات زير اين و اين لينك را ميخواندم. نكته اي كه مورد توجه قرار نگرفت جملات عذرخواهي سروش است
»
بارخدایا تو گواه باش، من که عمری درد دین داشته ام و درس دین داده ام. از بیداد این نظام استبداد آئین برائت می جویم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده ام از تو پوزش و آمرزش می طلبم
«.
جدا از اينكه اين لحن كلام بسيار شبيه ضجه زدن هاي خامنه اي است مثلن در آخرين نماز جمعه اش كه گفت مولاي ما تو شاهد باش و هكذا، اين سوال مطرح است كه چرا از مورد ستم قرار گرفتگان و مردم عذرخواهي نميكند و باز چون ذوب شدگان در ولايت فقيه، خدا را بر مردم ترجيح داده؟
آنچه موسوی از آن می گوید و تا الان پاش ایستاده پاسداری از حقوق انسان و آزادی انسانه یعنی لیبرالیسم
یعنی چی که چی؟ من هم از نگاه خودم این نوشته را نگاه کردم و زبان شعورم نظرم را دادم.
اون موقعی که احدی توان حرف زدن نداشت دکتر سروش حرف خودش میزد از نوبت عاشقی مخملباف گرفته تا سکلاریسم دینی .
که حتی افرادی مثل مکارم و مصباح اونو مرتد دانستن اگر ترس از جامعه بین الملل نداشتن آیا اون اعدامش هم کرده بودند.
خدا دکتر سروش و تمام متفکرین ما رو حفظ کنه .
که اگر اینها نبودن سال ها بود که علمای ایران از طالبان بدتر میکردند.
ای کاش میشد بیش از یک امتیاز داد
1000 امتیاز افتخار شما باد
آفرین
براستی که این جمله ی زیبا بر دل همگان مینشیند.
حکومتی فرا دینی.
از سروش چنین انتظاری نداشتم که اینگونه سخن گوید.
دست مریزاد
>>>> اون خیلی وقت پیش این کار رو کرد.
نثر زیبا :)
خیلی وقاحت میخواهد که چشممان را بر روی همه این ظلم و جنایتی که به اسم دین و دینداری رخ داده ببندیم و در عوض اینکه سخن نویسنده را نقد کنیم، نویسنده را نقد میکنیم، در اینکه مملکت دچار استبداد شده و گروهی دنیا پرست و جاه طلب بر اریکه قدرت نشستند و ادعا ی معصومیت و خدایی میکنند شکی نیست و همه گان آگاهند بجز گروهی اندک نادن و یا جیره خوار و یا هر دو. در اینکه سروش مخاطب اندکی دارد کاملا در اشتباهی، اگر چه وی هم مانند هر انسانی اشتباهاتی داشته و دارد و خوا هد داشت و بری از نقد و پرسش گری نیست، آنچه که مطرح است بیان واقعیتی مهم از زبان کسی هست که زمانی تئوریسین این نظام بوده و همه زیرو بم این نظام را میداند و بدرستی اعلام کرده این برج و بارویی که بر اساس ظلم بر پا شده بزودی فرو خواهد ریخت. بسیار مضحک است که اختلاف بین محمود آبادی و سروش را که هردو در جبهه مبارزه با این استبداد هستند را خمیر مایه استدلال خود و سعی در تخطه سروش نموده ای ولی غافل از اینکه، وجود همین اختلاف و نقد یکدیگر, گواهی بر حقانیت و راستی این مسیر میباشد چرا که در اردوگاه شما هر نقد و نظری بر بارگاه سلطانی جزایی جز مرگ یا اعتراف نخواهد داشت.سروش هم درگذرهایی از زمانه خطاهایی داشته و مانند مقتدای شما معصوم نیست و به مرور زمان خود را آراسته ، شما چه که رهبرتان از پیپ و تار و موسیقی به جاه طلبی و قدرت طلبی و قتل و تجاوز به نام دین و مذهب رسیده است
+++++++++++
این آقای madreseyema که این مطلب ناجوانمردانه را در مورد دکتر سروش نوشته است یا سر تا پا کینه است و یا سر تا پا جهل است.
فراموش نکن با نور منحوس و تاریک شمع جهل خودت به جنگ نور خورشید رفتن، فقط لودگی و مسخره بودنت را به اثبات میرساند.
آتشی زد او به کشت دیگران باد آتش را به کشت او بران
آره مثلا همین جمهوری اسلامی رو هم تئوری اش رو ایشون دادند!
تئورسین دینی، دین رو قاطی سیاست می کنه نتیجه اش هم که آزمایش شد دیدیم!
پاینده ایران
در تاریخ بالاترین هم به ثبت رسید. حدود 600 رای در کمتر از دو روز!
پاینده ایران
چشم
امیدوارم هموطنان خارج هم متن این نامه را به هر طریقی می توانند به افراد داخل ایران برسانند.
یک روش آن ارسال این نامه به فکس ادارات و سازمانهای دولتی است. یا پست نمودن آن برای آدرسهای مختلف