مار بر تخته و زومبی در شهر ـ۲۱ کلیک
ourperspective.wordpress.com
یکی از کارهائی که حضرات استاد انجامش هستند همین کشیدن عکس مار بر روی تخته و کنار لغت «مار»ی است که من و شما آنجا نوشتهایم. بعد رو میکنند به جماعت عامی و میپرسند کدامیک مار است. نتیجه هم که معلوم. این است که من و شما باید فعلا گچ و ماژیک وایتبرد را بگذاریم کنار و برویم چهار تا عکس بزرگ پوستری از «مار» پیدا کنیم و بیاوریم کنار طرح کج و معوج ایشان که روی تخته است بگذاریم و بعد از مردم بپرسیم کدامیک مار است! میخواهم بگویم هروقت چیزی از حضرات دیدیم و شنیدیم خیال نکنیم که مخاطب آن فقط ما -قشر باسواد و نیمه مرفه و کامپیوتردار- هستیم. کشورمان پر است از آدمهائی که یا آنقدر نفهم هستند یا مستأصل که حاضرند روزی دویستهزار تومان بگیرند و چوب بزنند بر سر و کله مردم. چنین آدمهائی همانها هستند که محو تماشای جمال مار قزمیتی که حضرات کشیدهاند بر روی تختهسیاه میگردند. این است که اگر کسی آمد استدلال الکیای کرد یا سوالی را از بنیاد غلط مطرح کرد یا سعی کرد با راطب و یابس بافتن به هم در دل آن گاگولهائی که پای صحبتهایش مینشینند شک بیاندازد در وجود خورشید، ما -من و شما- باید بتوانیم حتی وجود خورشید در صلات ظهر مرداد ماه را هم اثبات کنیم. چارهای نیست. هزار ماشاءالله خلایق با ضریب هوشی در حد «ماموت» کم از تخم و ترکهشان فتوکپی نمیگیرند در جهان. هرکدامشان به عدد ضریب هوشی نداشته بچه پس انداختهاند. این است که من و شما (نوعی) بجای اینکه وقت بگذاریم بر سر تئوری نسبیت انیشتن و اینکه مثلا چرا سرعت نور بالاتر از سیصدهزار کیلومتر در ثانیه نمیشود باید وقت بگذاریم و برای عمقلی و عمه اختر من توضیح دهیم که «خورشید» چیست و چرا مطمئن هستیم که خورشید وجود دارد.

سلام ققنوس جان ارادت داریم رفیق