نترسیدیم چون همه با هم بودیم/زیتون ـ۱۷۰ کلیک
z8un.com
ساعت چهار بعد از ظهر کمی پایین تر از میدون ونک در یکی از خیابانهای فرعی ماشین را پارک کردیم و چهار نفری به سمت میدان ولی عصر راه افتادیم. جا به جا پلیس ایستاده بود و ما با خیلی از مردم دیگر که از بطری های آب در دست یا ماسک روی دهن یا خنده ی معنی دارشان می فهمیدیم که راهشان با ما یکیست در پیاده رو روان بودیم. گاهی کسی چیزی می گفت و همه جمعیت با هم می خندیدیم. بیشتر صحبت ها روی سخنرانی احمدی نژاد و شاپرک و پاک ترین انتخابات جهان و نماد تغییر و معظم له و پسرش مُجی بود. هر چه جلوتر می رفتیم تعداد نیروهای نظامی- که هنوز انواع و اقسامشان را درست نمیشناسم- بیشتر می شد. بخصوص لباس سبز لجنی ها با باتوم های سبز و کلاهخورد با تعداد زیاد در کوچه های فرعی جمع شده بودند و منتظر خبر آنتنهای بیسیم به دست خیابانی شان ایستاده بودند. از جلویشان که رد می شدی با چشمهای ورقلمبیده چنان خیره و باولع به جمعیت ساکت پیاده نگاه می کردند, انگار که گرسنه ی کتک زدن هستند و این را بعد از مدتی به خوبی ثابت کردند. میدان ولی عصر دیگر رسما حکومت نظامی بود. راننده اتوموبیل پاجرویی علامت وی برایمان نشان داد و فوری توسط پلیس نگه داشته شد و راننده دستگیر شد. آن طرف تر پرایدی برایمان بوق بوق زد, شیشه هایش با شدت هر چه تمامتر توسط باتوم خورد شد. همه به هم نگاه می کردیم. چکار باید می کردیم؟ فقط به راهمان ادامه دادیم. چند دور دور میدان ولی عصر زدیم, تا می ایستادی یکیشان با باتوم به تو می فهماند که توقف بیجا مانع کسبشان است.(مرده شور کسبشان را ببرد) پیرزنی خوش لباسی رفت کنار خیل پلیس ها و با گریه به آن ها می گفت آخر چرا با ملت اینطور رفتار می کنید؟ ما منتظر عکس العمل پلیس ها شدیم. اما آنها عین آدم آهنی با چشم های شیشه ای فقط نگاهش کردند. ساعت حدود 5 بود. هوا بی نهایت گرم بود .همه عرق کرده بودیم. جمعیت همانطور به سمت ما روان بود. احساس می کردیم هنوز وقت شعار دادن نیست. راهپیمایی در خیابان که اصلا فکرش را نمی شد کرد. اما پیاده روها مملو از جمعیت بود.
Germany omidd olad Roadrunner mollah Maryamii kargozar ghazaal 1dentist yesiavash harfehesaab inec luna itanium mjme nakisa zad venus Tanaz veyseh azadeh1 xbenix amirreza khordad nomon frangi Borzo Valley Shebli hICHKI baoba adelmh H.Sh.h OOTOOBOOS reality hydrolical sina_21 sculptor amirh nasoot blondi afshinam casinoteh satch siaavash arman2009 datiss daneshgah azitar mahkam rozitasan behnam tiger88 koozeh hesabi vlad alla shahjahan arvand aftaub meysam.b3 Peace soniji richmond msaf

؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هر چی که دیده و شنیده رو عیناً داره می گه. طراوت و جذابیت نوشته اش هم به همینه.
همه به مانند دار و دستهء زیتون داوری نمیکنند.
حداقل اینقدر شرف داشته که از کرج بلند شه بیاد تهران تظاهرات، شما چکار کردی امروز که به خودت اجازه میدی به بقیه تهمت مزدوری و نادانی بزنی؟
اولین بار که دکتر حجازی در مورد قتل ندا دیده هاش رو می گفت خیلی ها بهش بد و بیراه گفتند، چون نگران قضاوت دیگران بودند.
قضاوت آدمهای مغرض ارزشی نداره. صداقت زیتون که حتی از ذکر نصیحت طرفداران احمدی نژاد نگذشته و خود سانسوری نکرده، دلنشینه و جای تحسین داره.
دقیقا تو میدان ولیعصر مامورا اینقدر عصبانی بودن که با کمال وقاحت شیشه های مردم رو خرد می کردن. ودرست تو همون ولی عصر یکی از ضد شورش ها افتاد به جون یه گروه خانم که داشتند از گوشه ای حرکت می کردن.خدا شاهده من امروز صحنه هایی رو دیدم که اگه یکی برام تعریف می کرد باور نمی کردم.
http://www.nemsa.blogfa.com/post-3.aspx
برزوی عزیز چرا به جای اعتراض مودبانه و آب خنک، به این شدت در تلاش برای از دست دادن دوستان خود هستی؟؟؟
من سعی در درک خشم تو و بعضی دیگر از دوستان دارم، ولی به نام عزیزت نمی فهمم که چه خبر است!!!
بیخود بازی در نیارین که گروه این زیتون دستش برای همه باز شده، با دوز و کلک هم جایی را نمیگیرید. شرف هم آنهایی که باید داشته باشند دارند، و محتاج جنابعالی و کج روی شماها و دار و دستهء بند تنبانی زیتون نیستند.
کسی که به نقل این مطلب بپردازه که بی بی سی مردم را میفرسته به خیابان و آن را اشاعه دهد قلمش شکسته شود مانند اینست که دهن سدعلی گدا را بسته شد.
حتما یه سری هم به قسمت نظراتش بزنین. جالبه.
من نظرم را میگویم حالا اگر علف به دهان بزی شیرین نمیاد مشکل خودش است.
زیتون وبلاگ نویس با سابقه و شناخته شده ای ست که نوشته هاش بخاطر صداقتش و مبالغه نکردنش دوست داشتنی اند.
http://www.nemsa.blogfa.com/post-3.aspx
من تا ده و نیم یازده شب کرج نرسیدم و واقعا نمی دونستم بی بی سی راهپیمایی مردم رو سانسور کرده. خودم هم وقتی قبل از نشستن پای کامپیوتر بی بی سی رو گرفتم دیدم یه چیز بی ربط داره پخش می کنه. برای همین نشستم به وبلاگ نوشتن. من فقط حرف اون خانم رو نوشتم. ممکنه سی ان ان یا وی او ای دیده به ما گفته بی بی سی... شاید هم تو بی بی سی حدودای ساعت هفت هشت یه تیکه هایی رو نشون داده.
تازه اون خانم یک قطره از دریای مردم بود. تقریبا آخرین نفری بود که قبل از برگشتن باهاش حرف زدم. بقیه رو که بی بی سی نفرستاده بود. اونا از 4 اونجا بودن...
ظاهرا وبلاگش رو سال پیش آپدیت میکرده . آخرین نوشته اش متعلق به دیماه 87 است و اون نوشته بخصوص تیر 87 بعیده این روزا بیاد سروقت وبلاگش
من که دیشب یه گزارش از تظاهرات از BBC دیدم. البته کوتاه بود ولی مثل رجانیوز نگفت "چند ده" نفر آمده بودند.
کل منطقه و مناطق اطرافش موبایل قطع بود.
و
جای دیگه که نوشته :
صحبت از چهارراه ولی عصر و بلوار کشاورز و فلسطین کرده بعد گفته یوسف آباد !! ضمن اینکه بی بی سی هم تا آن لحظه فیلمی از تظاهرات نشان نداده بوده .
درود گرامی
ببینید این کارها اصلن صحیح نیست، موقعی که قلم به دست میگیرید مسئولیت دارید من از اینکه فحش هم بخورم باکی ندارم ولی خواهشن دسته بازی و معرکهگیری صحیح نیست. بعد از آن هم من به این لینک مثبت دادم و معمولن وقتی دیدم لینکی بار دارد رأی خود را میدهم و بر میگردم سر فرصت مطالعه میکنم، چند جای این نوشتار با واقعیت مطابقت ندارد (نظر من است). بعد در آخر مقاله یا خبر معمولن نتیجهگیری یا تاریخچهای از آن میآیند، این رسمش است، حالا از این هم بگذریم، به یکباره شما در آخر نوشتار آن نقل قول را از آن خانم میآورید که بله من خبر را در بی بی سی شنیدم و آمدم، این یعنی همان که مزدوران حکومت تبلیغش را میکنند، اینجا انسان باید حواسش جمع باشد که چه را نقل کند آن هم در محیطی عمومی، شاید این زن خیلی چیزها میگفت آیا دانستش برای نقل کردن به دیگران مفید است یا خیر؟ آنهم در حالیکه همه میدانیم در آن هنگام بی بی سی ساکت بود و در سکوت محض بسر میبرد.
نکات دیگر را هم دوستان اشاره کردند که با دریافتیهای من (از خودم میگویم) تطابق نداشت.
زیتون در همون خط اول گزارشش نوشته:
خوب چطور باید از میدون ولی عصر بره سوار ماشینش بشه؟ ولی عصر که بسته بود. تنها راه رفتن همون یوسف آباد میشه دیگه.
در ضمن بی بی سی تظاهرات رو نشون داد. البته خیلی کم.
لاکی دوک هم گفته:
خوب اون خانم لابد همین فیلمو دیده.
من تو نوشتههای زیتون همیشه صداقت دیدم.
علی رغم گفته های برزو هم هیچوقت ندیدم اهل باند بازی و گروه بازی نیست
من شخصاً ديروز عصر با تلفن همراه يكي از دوستان صحبت كردم كه ميدون وليعصر بود. صداي شعار هم ميومد شخصي كه باهاش مكالمه ميكردم گفت كه دارن گاز اشك آور ميزنن. تلفن همراه حداقل تا عصر در حوال ميدون وليعصر قطع نبود
ممنکه زیتون سیاستمدار خوبی از آب در نیاد چون زیادی صادقه.
این یک سایتیه که آدمهای معمولی توش فعالیت می کنند.
اگر احتیاج به راهنمایی باشه که حتماً هم هست. راهنما کننده باید سعی کنه که خونسرد باشه و نکاتی که به نظرش می رسه شفاف و روشن توضیح بده.
مــــــــــــــــزدور نامیدن دوستان، خیلی حرف سنگینیه.
می گم واردی به این چیزها نه ؟