چشمان اون دختر ـ۸۴ کلیک
vaamasiasat.blogfa.com
دختر به دوربین نگاه می کند. یاد معلم تاریخم می افتم که می گفت این نگاه شیریست که کمرش را شکسته اند. ولی در اون چشم معصومیت می بینم. یکی به دختر می گوید نترس. در این لحظه با وجود اینکه می بینم لینک بالاترین از مرگ می گوید برایم مضحک به نظر می رسد. نترس. اگر ترسی بود پس چرا سر بر بالشتکی از شن گذاشته ؟ پس چرا چکه های خون را می بینم. دوربین می چرخد. در درون می گویم که خدا کنه این لینک همینطوری داغ شده باشه. دخترک تلاشی نمیکنه. می دونی گلوله به قفسه سینه خورده. یکی بر سر خود می زنه. می بینم اشک وجودم را گرفته. یاد حرف خامنه ای افتادم که در مورد جانش حرف میزد. ؟؟؟؟؟؟ دختر حرکتی ندارد. صدایی در پس زمینه فریاد میزنه دستتو اینجا فشار بده. فکر می کنم این صدا دوره. یاد زنجیر انسانی می افتم که با شوق از تجرش تا اقسریه بود. چه قدر اون خنده ها دوره. صورت دختر تغییری می کند. چرا به نظر من این دختر وطنمه؟ چرا احساس می کنم نمی خواد چیزی بگه فقط داره نگاه می کنه. لحظه بعد احساس می کنم وجودم آتش گرفت. چرا؟ قطرات خون را که می بینم تنم می لرزه. دستهایم می لرزه. یاد یک مشت احمقی می افتم که برای حرف خامنه ای گریه کردند. کسانی که با من و دختر چهار ردیف حفاظتی فاصله دارند. صفحه تار شده. نمی دونم من گریه می کنم یا این فیلم تخیلیه/ نفسم بالا نمیاد. نمی خواهم نفس بکشم. برای چی قلب من باید بزنه ولی قلب اون نه؟ خواهرم می دونم برابری می خواستی. ولی مگر من مرد مرده بودم که تو خود را سپر گلوله کردی.؟؟ خواهر شهیدم عزت وطنم من وطن را در چشمان تو دیدم. شاید که مزدور بر روی نورت پارچه سیاهی کشید. ولی من دامانش را به آتش چشمت می سوزانم.
alireza272 Piranus aftaub ashtisafa kolonel_b00d koohyar fardaad mreza_v amin2520 human odiseh60 soli satch sam0max manouchehr78 yozpalangh sarhang taherii Edmonton asimo mandi blackboy_mtv comrade Dreamer kaman OOTOOBOOS mehrdaj American _sd_ mosbat20 harfehesaab Borzo Conservative mehrad.hidden foxmulder ah_1360 palang7 vrthis albalooina hooman_tak hanaa yasik armanpf MySchwini Pera lizard xpersiax mostaf730 Farid-Sh farzoom fcuk black_sgh hulu noora sana minarasa mohandes 14206 mahdad53 st-behesht faravahar hooman1381 pepooli prochista 0aahoora0 Hannan wwwbfcom arvand Samy vahud Aliok astm1834 Soleil

این خونهای پاک به ناحق ریخته و این گلهای نجیب پرپر شده بهایی است که یک ملت بزرگ و آزاده برای آزادی می پردازد. خدایا تو شاهد باش و یاری مان کن.
بیا ای تکسوار جاده نور ..... جدا کن بندها از دست و پامان
بتاب ای چشمه خورشید خون رنگ ..... رها کن زین شب تیره رهامان