نميدونم…ولی شايد يکبار ديگه به شايدها دل ببندم! ـ۱۱۷ کلیک
hichkihichkas.wordpress.com
آره …ممکنه رای بدم…ممکنه به موسوی رای بدم…يا نه…به کروبی …ولی صادقانه بگم انگار ته دلم به این کار راضی نيستم…شايد خيلی از ماها تو این حس مشترک باشيم ولی من میخوام اینجااعتراف کنم و بدون رودرواسی بگم چرا اینبار از معدود دفعاتيه که شايد کاری رو انجام بدم که از ته دل راضی نيستم… اونم وقتی هيچ اجباری واسه انجامش ندارم... اوّل:چرا اصولا این رای دادن از ته دل نيست؟... از موسوی شروع میکنم…والا خيلی دوست دارم بخودم بقبولونم موسوی همونيه که همه منتظرش بوديم…همونيه که میتونه تو رسيدن به اهدافمون ياريمون کنه…مگه اهداف ما چيه؟…جز بدون دغدغه اعتراض و نقد کردن؟…بدون واهمه نوشتن؟…ساختن دوباره وطن؟…آره خيلی دوست داشتم که عميقاموسوی رو باور میکردم ولی وقتی رو حرفاش دقيق میشم میبينم حرفا و وعده ها آشناست…همون چيزائيه که بارها حتّی قشنگتراش رو تو گوشمون خوندن…حتّی میبينم خود موسوی هم وقتی این وعده ها رو عنوان میکنه اعتماد بنفس کافی نداره و وارد جزئيات نميشه…میبينم وقتی هزاران جوون واسش ابراز احساسات میکنن مثل آدمی که بزور به مجلسی برده شده باشه از رو ناچاری دستی واسشون تکون میده ولی بنظر میرسه باورشون نداره…میبينم حتّی عارش ميادعکس بعضی از جوونائی که براش احساسات بخرج میدن رو تو وبسايتش بذاره و اونا رو سانسور میکنه…از طرفی احساس میکنم بعضی وقتها اینهمه استقبال رو که میبينه خودش هم بهت زده میشه و ترس ورش ميداره و يواش از خودش میپرسه: من اینجا چيکار میکنم؟!…میبينم حرفائی که میزنه از ته دلش نيست و از روی سناريوئيه که اطرافيانش واسش نوشتن…حتّی اوج و فرودهای سخنرانی هاش…میبينم بعضی سئوالات اساسی رو اینقدر با صدای آهسته و کلّی جواب میده و ازروشون سريع رد میشه که بشه بعدها براحتی تکذيبشون کرد…پس لاجرم بر دل نمی نشينه حرفی که از دل بر نميخيزه…اصلا بنظر مياد خود ميرحسين هم با موجی که راه افتاده مسيرش داره تعیين ميشه وگرنه اگه دست خودش بود تو این چند صباح باقيمونده همون بوم و قلمو رو ترجيح ميداد به بدوش کشيدن يه همچين بار گرونی…سرنوشت ملّت ایران!... اونور رو نيگاه ميکنم…کروبی رو ميبينم با تيمی بظاهر معقول تر و برنامه هائی با جزئيات بيشتر…خيلی دوست دارم باور کنم که عمل به این برنامه ها همون حداقل هائيه که سالهاست به اجرای اونها راضی نيگه داشته شديم …ای تفو بر تو چرخ گردون که بايد تو این دوره و زمونه با وعده آزادی بيان و زندانی نشدن و کتک نخوردن و…و…و از خود بيخود بشيم…خودشم فقط با وعدشون! آره ممکنه به کروبی رای بدم ولی مطمئنا از ته دل نيست…وقتی حرفای پر حرارت ولی شتابزده شيخ رو ميشنوم ياد فروشنده ای ميفتم که ميخواد به هر قيمتی شده متاعش رو بفروشه و ميگه:آقا شما بخرين…بعدش بيشتر صحبت ميکنيم؟!…ولی متاسفانه این بعد ممکنه خيلی دير باشه …مخصوصا که به فروشنده ها اطمينان نداشته باشی
hICHKI Elli Dracula 1dentist

HICHKIعزیز اینها دقیقا همان دلایلی هست که ما طرفداران شرکت در انتخابات بخاطرش رای میدیم.
چاره ای نيست ما هم هستيم ديگه!
دقیقا، متاسفانه بعضی دوستان آدم رو متهم میکنند که طرفدار این نظام یا عاشق یکی از کاندیداها هستیم، اما واقعا تنها دلیل رای دادن من باز شدن کوچکترین روزنه هاست تا بتونم نفسی راحت تر بکشم... نمیدونم شاید برای خیلیها که واقعا درگیر این وضعیت داخل ایران نیستند سخت باشه که درک کنند این امیدهای کوچک چطور ما رو به رای دادن تشویق میکنه...آفرین قشنگ نوشته بودی
نه دوستان اشتباه ميکنن...بايد رای داد
تغییر موضع در شرایط خاص به مراتب ارزشمندتر و شجاعانه تر از پافشاری بر موضع غلطه
البته نمیگم تحریم موضع غلطه یا درستت، ولی خوب وقتی تصمیبم به کار جدیدی میگیری حداقل پیش خودت به این جمع بندی رسیدی که این کار درسته . ممکنه تحریم روش درسست باشه ولی چون هندونه در بسته ایه که تا درش باز نشه هیچی معلوم نیست، در این شرایط تحریم ریسک فوق العاده خطر ناکیه
راستی با فیلتر شکن اومدم و نمیتونم فعلا رای بدم
چهار سال پيش این دلايل نبود....منم تحريم کردم
ولی اینبار نشد..
.البتّه زيادم خوشحال نباش ها
اگه بدم به کروبی ميدم ...البتّه رای منظورمه ها:)
جواب حرفم رو بذار قبل از اینکه تو بگی خودم بگم
تو بده...به هر کی ميخوای بدی بده!
قبلا هم از موسوی طرفداری نمیکردم بلکه یگفتم اعدامها رو نمیشه بدون مدرک قطعی به موسوی نسبت داد
میدونم یه خورده عجیبه ولی خوشحال میشم یه ایمیلی چیزی ازتون داشته باشم
اگه دوس داشتین
این اولین باریه که از کسی چنین درخواستی میکنم
ای میل من
hichkihichkas@yahoo.com
پس بستيم رفت پی کارش
خوب پس هر دوتامون revision خورديم!
امیدوارم فرجی بشه!
:)
ایشالا يه وقت ديگه
خدا فعلا روزيت رو جای ديگه حواله کنه!:))