مرغ خيال/زیتون ـ۱۵۰ کلیک
z8un.com
يادم ميافتد كه نه پذيرشي در كار است، نه بليت هواپيمايي، نه چمدان بسته، نه شغل نيمه وقت، نه آپارتمان نقلي اجارهاي و نه دلارهاي پدر جانم در هيچكدام از بانكهاي مهد دموكراسي. من اينجا زندگي كنم. حسين و حسن و تقي و نقي ممكن است دانههاي يك زنجيره باشند اما چهار سال حكومت احمدينژاد به من فهماندهاست كه هيچكس مثل او نميتواند مردم ايران را اينچنين تحقير كند. هيچكس مثل او نميتواند به اقتصاد مملكت گند بزند و تورم را به اين حد برساند. در اين چهار سال صابون مديران بيسواد و زباننفهم احمدينژادي كه همه بر اساس روابط روي كار آمدهاند نه ضوابط، بر تن همهي كارمندان و كارگراني كه در ايران زندگي ميكنند خورده. مديراني كه اگر از ساعت زياد كار، امكانات كم و سختي كار برايشان صحبت كني بحث را به بعد از آزادي فلسطين موكول ميكنند. از قطع بيرويه درختان و آلودگي محيط زيست و يا ترك تحصيل كودكان فقير و سطح بهداشت ناچيز نيمي از ايرانيان صحبت كني ميگويند انشالله بعد از رسيدگي به محيط زيست و بهداشت و تغذيهي كودكان غزه. چون اين مديران نه براساس تجربه و دانش خود كه بر اساس بادمجان دور قابچيني و چاپلوسي روي كار آمده بودند و بعضا دريغ از يك ديپلم خشك و خالي. با فوقليسانس و دكتراي تقلبي. هيچوقت مثل اين چهار سال مرز بين شجاعت و حماقت مخدوش نشده بود. هيچ رئيسجمهوري اينقدر دشمنتراشي نكرده بود. در زمان هيچ رئيسجمهوري اينقدر بيكار- بخصوص ليسانسيه بيكار -نداشتهايم.
Germany kaochi0 redtooth bachemahal sinat khanjoon kyle20234 rezaraz59 z8un Juliet ospeyman arash663 hICHKI tighoor kargozar uhu WATERS patrick idirim Dracula memoli rramezany nasoot rezkom

واقعا مطلب غیر منصفانه ای بود زیتون عزیز. من یکی از آدمایی هستم که تقریبا تمام عمرمو تو ایران بودم و هیچکدوم از این چیزهایی رو که مرغ خیال شما متصور بود رو نداشتم ولی بنا به اصولی که باور داشتم هرگز در انتخابات جمهوری اسلامی شرکت نکردم. من هم مانند افراد بسیار دیگری به عنوان شهروند جامعه ایران و از درون این کشور و نه یک خارج نشین به شرکت در انتخابات اعتقادی نداشتم.
خوش و موفق باشید.
زيتون جان شما که بهتر از هر کسی اطلاع داری روند انتخابات در ايران چگونه است. اگر يادتان رفته از آقای کروبی سئوال کنيد. ايشان خبر دارد و از چرت چند ساعتی اش و نتيجه ی انتخابات برايت می گويد. دو راه دارد يا اينکه نتيجه ی انتخابات در حکومت ايران واقعا همانی است که مردم رای داده اند يا اين که همانطور که آقای کروبی می گويد از قبل تصميم گرفته شده که چه کسی بايد برنده شود. اگر حالت اول است، به نظرم انتخابات دمکراتيک است و در انتخابات دمکراتيک بايد شرکت کرد و نظر خود را به کرسی نشاند. من جنين اعتقادی ندارم. با توجه به مطلب اخير شما از نظر شما اطلاعی ندارم. اما اگر بر فرض (حالا تو بگو يک درصد) احتمال رای سازی و شرکت سپاه غيبی و گمنامان در انتخابات باشد و نتيجه از پيش تعيين شده باشد، آيا هيچکدام از کانديداها، و در اين مورد خاص، آقای موسوی حاضر است درخواست ناظرين بين المللی برای نظارت بر سلامت انتخابات بکند ؟ شما طرفدارانشان حاضريد اين شعار را به ميتينگ های تبليغاتی ايشان برده و عمومی کنيد ؟ اگر سلامت انخابات تضمين باشد، يک بار رای داده ام، اين بار هم رای می دهم. اما اول سلامت انتخابات را تضمين ...
حالا با همین استدلال تصمیم گرفتین بجای آدم احمق و تندرویی مثل احمدی نژاد به آدم یکدنده و تندرویی مثل موسوی رای بدین؟
اگر احمدی نژاد هاله دور سرخودش میبینه عوضش موسوی بولدوزر میفرسته که ساختمان اتاق بازرگانی رو خراب کنه!
نه اشتباه کردم. آخر سال زمان مناسبتری است. می گویند دولت 50 درصد کسری بودجه دارد. پیشگویان گفته اند که از کارگران، معلمان و کارمندان گرسنه با باتوم پذیرایی مفصلی میشود. البته به صرف گلوله.
مطمئن باش اگر الفنون تمدید بشه 4 ساله که سهله هرگز همدیگه رو نخواهیم دید.
پس ما حق داریم خواستار پایین کشیدن کسی که با 300 میلیارد دلار در امد نفتی 50 در صد به قول شما کسری بودجه بالا آورده باشیم یا نه؟!!!
اون شخص ا.ن نیست.
البته میشه خود رو به کوچه علی چپ زد.
یعنی اینکه 4 ساله ما خبرهایی که ازتهدید نابودی اسراییل هولوکاست طرحهای زود بازده صندوق مهر رضا نرخ بهره دستوری ترویج خرافات و جمکران مدیریت جهان تحریک برای تحریم بیشتر نابودی صنایع داخلی نابودی نشروسینما و مو سیقی سرکوب چنبش های دانشجویی زنان کارگران بیکاری تورم طرخهای امنیت اجتماعی گرانی مسکن حیف ومیل سرمایه ملت در آمریکای لاتین و هزاران مورد دیگه می شنویم که مستقیمن به تصمیات الفنون بر می گرده و برای همش من به شما حاضرم فاکت بدم از نظر شما مربوط به ایشون نیست . منصفانه برو پیش خودت قضاوت کن من به خودم رو به کوجه علی چپ زدم یا شما؟!!!!
حب چرا مشابه این اتفاقات در دورههای قبل هم رخ داده؟
انرژی هستهای سیاست خارجی ما رو تحت شعاع قرار داده و قربانی کردن منافع ملی هم در همین راستا هست. اگر کس دیگری هم جای محمود میبود کاره دیگهای نمیتونست بکنه.
اگر ا.ن مسئول تمام این بدبختیهاست، میرحسین هم مسئول مصبیت عظمی جنگ است. رفسنجانی هم مسئول مستقیم ترورهای خارج کشور است. خاتمی هم مسئول تمام اتفاقات زیر است:
1)قتلهای زنجیرهای2) کوی دانشگاه 3)بسته شدن فلهای مطبوعات4)حمایت از حزبالله و حماس 4) قتل زهرا کاظمی و بحرانی شدن روابط ایران و کانادا-اخراج سفیر کانادا از ایران 5)لغو قراداد ترکسل و تاو 6)فاجعهی راهآهن نیشابور 7)پیشبرد مخفی برنامهی هستهای 8)قرار گرفتن در محور شرارت و بردن ایران به آستانهی جنگ 9)لغو تعلیق غنیسازی 10)محاکمهی شرکت کنندگان کنفرانس برلین11)رشد 100درصدی مسکن در مدت بسیار کوتاه 12)جیره بندی شدن آب، کمبود برق و گاز در تابستان و زمستان 13)برگزاری انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم 14)حمایت از تروریست های عراق، افغانستان و...15)پروندهی وبلاگ نویسان 16)فسادهای مالی افشا شده توسط پالیزدار17)تبعید کردن روشنفکران و روزنامهنگاران18)میدان دادن به امثال مرتضوی 19)ظهور پدیدههایی همچون خفاش شب و سعید حنایی 20)حضور فرزندان فاسد هاشمی در شرکتهایی چون مترو تهران و بهینهسازی مصرف سوخت 21)فاجعهی ورزشگاه نوشهر و آزادی(بازی ایران-ژاپن)22)ترکیدن حباب بورس 23)کاهش سهم ایران از دریای خزر به میزان 20درصد(اجلاس عشق آباد)24)مخالفت آمریکا با عبور خط لوله باکو-تفلیس-جیحان از ایران25)تحصن سراسری معلمان د...
؟؟؟
خامنهای هم احتمالاً مشغول لی لی بازی کردن بوده.
-یا ا.ن محصول ساختار رژیم هست یا نیست. اگر هست پس خاتمی و موسوی هم محصول همین رژیماند. اگر نیست پس مشکل از مردمه که در یک انتخابات دموکراتیک فردی چون ا.ن رو انتخاب کرده اند
-یا ا.ن منویات رهبر رو اجرا میکنه یا مستقل تصمیم میگیره. اگر دستورات رهبر رو اجرا میکنه پس خاتمی هم دستورات رهبر رو اجرا میکرده، اگر مستقل تصمیم میگیره پس خاتمی و موسوی هم در برابر مشکلات و جنایتهای دوران ریاستشون مسئول هستند.
-یا قانون اساسی اجازهی اصلاح رو میده یا نمیده. اگر میده پس خاتمی خیانت کرده. اگر نمیده پس اصلاحات از راه انتخابات معنی نداره و........
متاسفانه دوستان مشارکتی از تنقاضات وحشتناکی رنج می برند.
اينو از قول خودم نوشتم نه از قول ديگران. يعني منصفانه نشستم فكر كردم اگر من خارج بودم انتخابات رو تحريم ميكردم. مطمئنا تو هم ميتوني نظر خودت رو داشته باشي و تو وبلاگت بنويسيش.
پرويز جان
به شعور ملت هميشه(در هر رژيمي) توهين شده. اما هر چه فكر ميكنم ميبينم براي من احمدينژاد با موسوي و كروبي فرق داره. حتي شده سرسوزني. هيچكدوم از اينها رئيس جمهور مورد دلخواه من نيستن. حتي ممكنه راي ندم. اما براي من انسانها با هم فرق دارن. همينطور كه در آمريكا انتخاب بوش و اوباما فرق داشت.
.
زیتون را یقینا همه وبلاگ خوانها می شناسند! آنهایی که نمیشناسند میتوانند بروند و وبلاگ ایشان را از سر تا ته بخوانند تا شناخت شان بره بالا!
ایشان معمولا از مسائل بسیار عادی زندگی و سیاست مینویسند، چیزی که وبلاگ ایشان را بسیار جالب و متمایز از دیگران میکند، تکنیکهایی است که ایشان برای مطرح کردن مسائل استفاده میکنند. معمولا نوشتههای ایشان بسیار هوشمندانه و زیرکانه نوشته میشود، با این حال از یک سادگی و بی گناهی کودکانهای برخوردار است، که این خود نشان از استعداد ایشان دارد که چگونه قادر است با نوشتن جملهای همزمان با دو یا حتی چند گروه خواننده ارتباط برقرار کند و همزمان دو یا حتی چند معنی متفاوت از همان یک مطلب بتوان استخراج کرد. به زبان ساده میتوان نوشتههای ایشان را نوشتههای چند بعدی نامید. بعضا همگی گمان میکنیم که مطالب شماره بندی شده ایشان به هم ربطی ندارند(منظورم خوانندهای بی سوادی مثل بنده هست)، ولی گاهی اوقات یا بهتر است بگویم بیشتر اوقات این نوشتهها بهم مربوط میشوند. یعنی یکی را مینوسیند تا مشروعیت ببخشد به آن یکی دیگر، یا یکی از مطالب نوشته میشود تا کشش و جذابیت مطلب بعدی را بیشتر کند، یا یک مطلبی مینویسند تا مشتری برای بخش بعدی پیدا کنند. خلاصه این سبک نگارش را من تنها در این وبلاگ دیدهام. معمولا هم وقتی چیزی را مطرح میکنند چنان دو بعدی یا چند بعدی نوشته شده که خواننده نمیتواند به راحتی گریبان این عزیز را بگیرد. آخه گاهی اوقات مقولاتی که القا میشوند کامل...
.
فکرش را بکنید اگر یک وبلاگ نویس بیچاره بیاید و مستقیما از رای دادن به حکومت آخوندی دفاع کند همه حمله ور میشویم و به سرش میریزیم و خلاصه صدایش را خفه میکنیم، در صورتی که همین مساله را ایشان بارها و بارها نوشته و تکرار کردهاند ولی کسی جرات گرفتن گریبان ایشان را به خود نداده است. مثلا اگر حسین هودر همان موضوع را که ایشان نوشتهاند بنویسد، همه ساکنان وبلاگ شهر گریبان این مادر مرده را میگیرند، ولی اگر زیتون خانم بنویسند، کسی عکس العملی نشان نمیدهد و یا اگر نشان دهد با احتیاط بسیار این کار را میکند تا مبادا نازک تر از گل به ایشان گفته باشد و احتمالا ایشان را ناراحت کرده باشد. من خودم هم این دوگانگی را درک نمیکنم. البته همان طور که نوشتم این برخورد دوگانه بیشتر مربوط میشود به تفاوت روش نگارش ایشان و سید حسین هودر. سید حسین درخشان ننه مرده یک مرتبه کون برهنه میپرد وسط معرکه، در صورتی که زیتون خانم با احتیاط سوتین و G-string از تن بر میکنند بعد با عشوه، احتیاط و الگانس (Elegance) میخرامند میان میدان. فرق معامله را میبینید، یا بهتر است بگویم درک میکنید!؟
.
مطالب ایشان را بخوانید تا متوجه شوید چه میگویم. ایشان با همان روشهای شناخته شده خودشان، با احتیاط چنان به انتخابات پیش رو در ایران مشروعیت میبخشند که آب هم از آب تکان نخورد! انگاری که دارند از انتخابات یک کشور دموکراتیک و مشروع صحبت میکنند! به این میگویند است...
نمیدانم چرا دوستان تحریمی حاضر به پذیریش این نکته نیستند که ج.ا ساختاری دموکراتیک دارد. حالا نه مثل آمریکا ولی انصافاً قبول دارید که قانون اساسی ایران و آمریکا 99.99 درصد شبیه به هم هستند؟ تنها فرقشان این است که در آمریکا به نمایندهی ملت میگویند رئیس جمهور اما در اینجا اسمش ولی فقیه است.
بنده که تفاوت عمدهای نمیبینم. اینهم مدرکش: بع بع بع
اتفاقا اين روش بسيار به حکومت جمهوری اسلامی بيشتر ياری می رساند، تا به فرض نظر شخصی زيتون يا هرکسی ديگر مبنی بر شرکت يا عدم شرکت در انتخابات.
ای کاش به جای فحاشی و طرح مسائل سبک، لااقل به طرح دعوا پرداخته و نظری ارائه می داديد.
من هنوز معتقدم، اگر موسوی يا هر کسی ديگر حاضر به پذيرش و تبليغِ حضور ناظرين بين المللی بر سلامت انتخابات باشد، می بايست در انتخابات شرکت کرد و به او رای داد. جالب است که زيتون و همه ی مبلغين شرکت در انتخابات و رهايی از احمدی نژاد نه در اين مورد چيزی می گويند و نه حتی هيچ کدام چيزی در رابطه با اعلمی گفتند.
راستی مگر نظرتان بر ساختار شکنی نبود، مگر تنها به قصد ساختار شکنی از کانديداتوری شيرين عبادی دفاع نمی کرديد، خوب اعلمی که داشت اين کار را می کرد، چرا هيچ يک حتی يک خط در رابطه با او ننوشتيد ؟ مگر همه در آرزوی دوم خردادی ديگر شب ها روياپردازی نمی کنيد، خوب همه تان به تبليغِ دوم خردادی ديگر با اعلمی می پرداختيد. اما مشکل شما آنجاست که تحول را درون حکومت و ساختار جمهوری اسلامی برمی تابيد و لاغير
.
زیتون زیر همین لینک که گذاشتم پاسخ خسن آقا رو داده و خسن آقا هم متقابلاً جواب زیتون رو... دفاع شما فکر نکنم موردی داشت این وسط :)
.
پ.ن. این بازی داخل و خارج کردن هم بدجوری دل بهم زن شده؛ به هیچ کاری جز تحریک هیجانات نمیاد که امثال «میلاد آبادان» و «فابیان» و تا حدودی هم «شاتوت» و ... که اهل تحلیل نیستند هر از گاهی از این حربه برای موجسازیهای مجازی تو بالاترین استفاده میکنن.
.
به فرضِ طرح این موضوع از جانب موسوی، باز هم به هیچ عنوان دلیل موجهی برای رأی دادن به او نیست. انتخاب یک کاندیدا با توجه به برنامه ها و ضمانتی که در قبال اجرای برنامه ها میده معنی و مفهوم پیدا میکنه نه دعوت یا عدم دعوت از نظار بین المللی!
دفاعی ندارم از کسی بکنم؛ حداقل در مورد زيتون اطلاع دارم که عاقل و بالغ است و قادر به دفاع از خود. آنچه که گفتم و مکرر خواهم کرد، اين است که اين نوع برخوردها را سی سال است تجربه می کنيم. اين نوع برخوردها ريشه در فرهنگ جمهوری اسلامی دارد، هرآنکه از ما نيست، الزاما بر ماست.
تصور نمی کنم نه من و نه هيچ کس ديگری که مدتی در وبلاگ ها پرسه زده باشد، به خود اجازه بدهد به همين راحتی کسی را مزدور و عامل حکومت بنامد. اين اتهام بسيار سنگين است. من در تمامِ نقل قول بلند شما حتی يک خط استدلال نديدم، تنها به نقل فحاشی و خوشمزگی های جنسی پرداخته ايد. البته متوجهم که اين مطلب از شما نيست، اما حتی ارزش نقل کردن هم نداشت.
.
پیوند گودرز به شقایق که میگن همینه!
.
.
اتفاقاً «هر آنکه از ما نیست، بر ماست»!
.
شما هیچ کجا نمیتوانید همزمان هم «خودی» باشید هم «غیرخودی»!
.
.
بعضی هستند و گاهی رسماً هم معترفند!
.
من در مطالب خسن آقا «برچسبی» ندیدم.
.
.
.
بدیهی است؛ چون قرار بر استدلال نبوده!
.
.
ظرفیتها متفاوت است.
.
چه خوب که متوجه شدید!
.
.
چه بد که ارزش نداشت!
.
این دو متناقضند: نمی توان ادعا کرد اول به مستبد می گویم من سلطه تو را قبول می کنم بعد به او می گویم آزادی من کجاست؟
به علت خبر غير واقعي منفي زدهاي. آخر عزيزم مرغ خيال وقتي پر بزنه خودش داد ميزنه غير واقعيه. خيال اسمش با خودشه:)
سيامند عزيز
فقط ميتونم بگم متشكرم
باز هم ممنون
اتفاقا امروز من به همين فكر ميكردم كه آيا اينهايي كه به ما تهمت ميزنن بيشتر به حكومت خدمت نميكنن؟
هم بايد هر لحظه هم از حكومت بترسيم و هم از مخالفان حكومت. چوب دو سر طلا يعني اين.
از نظر اينها آدم مبارز يعني مثل طوطي هر چي گفتن ما تكرار كنيم.
ببخشيد من طوطي نيستم
.
کوس رسوایی آقایان را در هفتاد کوی و برزن زدهاند ولی هنوز عدهای بیخبر انکار میکنند و سر به زیر برف نموده میفرمایند:
.
.
گویا ما که سی سال در ایران نبودهایم بهتر از آنهایی که در ایران زیستهاند میدانیم که در دوران همین سید اسهال طلب "سید میرحسین موسوی" تیغ بر لبان دخترکان میکشیدند، تنها به این دلیل که کمی لبان لطیف شان را با رُژ لب سرخ کرده بودند. گویا این خانم مکرمه فراموش کردهاند که خرید کراوات مجازاتی داشت به اندازه، حتی بیشتر از خرید مواد مخدر. گویا ایشان یادشان رفته که یک تیغ صورت تراشی برای تراشیدن صورت نمیتوانستی پیدا کنی، زیرا همین آقای سید میرحسین موسوی نخست وزیر دوست داشتنی(!!) دوست نداشت که مردان صورت خود را سه تیغه کنند. گویا ایشان یادشان رفته که همین پوشش امروزی که خانم محترمه 8تون خانم به آن مینازند هم با فشار زنان و مردان غیور ایران زمین به میرحسین و میرحسینهای اسهال طلب تحمیل شده و آنها را مجبور به عقب نشینی کرده و نه اسهال طلبی آنها!
.
میدانید مشکل ما از چیست!؟ مشکل ما از آنجا است که عدهای خود را به خواب زدهاند. میگویند کسی که خواب است را میتوان بیدار کرد، ولی کسی که خود را به خواب زده را نه!
.
شاملو در جواب این خواب زدگان چه زیبا میگوید:
.
خورشید را گذاشته ، میخواهد با اتکا به ساعت شماته دار خویش
بیچاره خلق را متقاعد کند که شب، از نیمه نیز برنگذشته است
.
خیر خانم جان! ما (خسن آقا) از هزاران کیلومتر دورتر اوضاع ایران را زیر نظر داریم و از شما بسی بیدارتریم، یا حداقل خود را به خواب نمیزنیم، ما بیداریم شما میتوانید به خواب خرگوشی خود ادامه دهید.
.
دلیل استفاده از 8تون به جای زیتون این بود که استدلال ایشان این مرتبه چنان بچه گانه بود که من هم به سبک بچه ها که بعضی شان نمیتوانند "ز" را تلفظ کنند ز8تون را 8تون نوشتم.
.
پ.ن. شاهد از غیب رسید این هم نوشته های یک شاهد زنده از آن دوران.
.
آنزمان که بنهادم
سر بپای آزادی
دست خود زجان شستم
از برای آزادی
تا مگر بدست آرم دامن وصالش را
میدوم به پای سر در غفای آزادی
در محیط طوفانزا
ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد
با خدای آزادی
دامن محبت را گر کنی زخون رنگین
میتوان ترا گفتن
پیشوای آزادی
.
حقیقت تلخ است!
.
.
قدیما این بود: دوست من آنست که مرا بگریاند ولى از غفلت برهاند؛ دشمن من آنست که مرا بخنداند ولى در غفلت نگه دارد! (جدیدا رو نمیدونم)
.
.
دوست همه كس، دوست هيچكس نيست!
.
.
شما آیدی دوم z8un هستید؟ نقل قول خسن آقا خطاب به شما بود؟ من به شما گفتم مجیز گو؟ گفتم مبلغ؟
.
.
من با شما که ما را به ترویج فرهنگ ج.ا. متهم میکنید، چگونه برخورد کردم؟
.
.
گفتم که ظرفیتها متفاوت است.
.
وقتی نظام مستبد مستقر است، برای حفظ خود هر چه که لازم باشد انجام می دهد. یکی از کار هایی که می کند این است که سعی می کند انسان هایی بسازد که هویتشان و روش اندیشیدنشان توجیه کننده یا تحکیم کننده همان سیستم باشد؛ یعنی پرورش عمله نامرئی استبداد تا آنطور که مستبد میخواهد مسائل را به خورد جامعه دهند. چشمانمان را باز کنيم و ببينيم که مخدوش کردن خط مرز ميان دوست و دشمن، تحت عناويني مانند «واقعگرائي»، «تاکتيک» و «استفاده از تضادها» و غيره، عامل اصلی انحطاط سياسی و خيانت به آزادیخواهان در بند بوده است.
.
.
اغراق برای مصادره به مطلوب!
از نظر شما مشوقین استخدام سیاهی لشکر برای استبداد و حذرکنندگان از این امر فقط عیناً مثل هم فکر نمیکنند یا عمدتاً اختلاف فکری دارند؟
.
.
لودگی؟ الفاظ ناشایست؟ کجا؟ مستند حرف بزنید!
.
.
پس مردم را وادار کنیم که دشمن را از دوست بشناسند.
.
دوستی دوستی از سرت میکنند پوستی؟
دوست عزيز اصلا از همان اولش هم حق با شما بود، من اشتباه کردم که وارد اين گفتگو شدم. از شما صميمانه عذر می خواهم.
نیازی به عذرخواهی نبود Siamand گرامی!
.
گاهی پیش میاد :) کم دقتی منحصر به من و شما نیست.