مشکل در پائین هرم است نه در بالای آن ـ۹ کلیک
ourperspective.wordpress.com
بخش دیگر مردم جامعه -از قبیل من و شما- هم با یک مشکل بزرگ دست به گریبان هستیم و آن مشکل عدم وجود چیزی بنام «اشتباه» در رفتارهای فردیمان است. ساختار ذهنی «قاجار»ی ما به ما اجازه گفتن عبارت «اشتباه کردم» را نمیدهد. اقرار به اشتباه به معنای زیر سوال رفتن تمامیت وجودی فرد است. اگر من بقال اعتراف کنم که مثلا یک بار در فروش جنس فاسد به مشتریان مغازهام اشتباه کردهام آنوقت تمام هستی من زیر سوال میرود حتی اینکه چرا چهل سال پیش با فلان خانواده وصلت کردم! فرهنگ معاصر ما ریشه در زمان قاجار دارد و زمان قاجار هم دوران بالا و پائین شدن ما بود. عدم اطمینان. در فرهنگ ما اعتراف به اشتباه به معنای «عدم داشتن لیاقت» است و باعث تنها ماندن گوینده میگردد. در عین حال فلسفه «جبران» هم نداریم. بجای آن از «چوب و فلک» استفاده میکنیم. اگر کسی زد شیشه خانه ما را شکست ما با «جبران» راضی نمیشویم بلکه باید خانه طرف را بر سرش خراب کنیم (اگر بتوانیم). ذهنیت ما ذهنیت «قانون»ی نیست که اگر کسی اشتباهی کرد مطابق قانون اشتباه خود را جبران کند و خلاص. ذهنیت ملوکالطوایفی است. این است که حکمران حاضر است جانش را بدهد اما اعتراف به اشتباه نکند.
