کنجکاویهای عاشورایی ـ۱۳۸ کلیک
z8un.com
1- آقا، فلسفهی پختن قیمه برای عزاداریها چیه؟ مردیم از بس قیمه خوردیم. مگه اون زمونا تو عربستان کسی قیمه میپخته؟ چرا قرمهسبزی و خورش کرفس و بیفتک و جوجه کباب نمیدین؟ به خدا سر پل سراط جلوتونو میگیرم از دل دردام میگم و نمیذارم خدا ببردتون به بهشت. 2- چرا این همسایه نامرد ما امسال مارو تو خماری گذاشت؟ خانم جان، خیلی زشته آدم اعلام کنه هر سال ظهر عاشورا نذری ناهار میده. حالا قیمه میدی بهدرک. اما بده. رو نذرت بمون. نذر قولیه که به خدا دادی. خوب حالا اگر ما هم صابونی به شکممان زده باشیم، رو حساب این قول شما به خدای تبارک و تعالیست! 3- سُلافه تو چه خوشبخت بودی دختر! سلافه چتریهاش بیرونه(البته تو تلویزیون ایران موها به صورت شرابه و کاموا نشون داده میشه)بازم هیچوقت تذکر نمیگیره. صبح تا شب و شب تا صبح تو خیابونهای کوفه در حال دویدن و پریدن و جهیدن و تعقیبکردن آقایونه، اما هیچ همسایه فامیل و حتی فاطمه کماندویی بهش نمیگه : - دختر، سنگین باش! دختر، این وقت شب تو کوچه چیکار میکنه. هیچکس بهش متلک نمیگه. حالا هی بگید ما اهل کوفه نیستیم. بابا صد رحمت به اهالی کوفه. و چند کنجکاوی و عکس دیگر...
z8un patoghu

مخصوصا این قسمت:
صراط بود اون زمونا.