همیشه کاندومهاتون رو توی ماشین بذارید...(داستان کوتاه) ـ۸۶۲ کلیک
666guy.wordpress.com
من خوشحال بودم، من و دوست دخترم بیشتر از یک سال بود که با هم دوست بودیم و تصمیم گرفته بودیم که با هم ازدواج کنیم... پدر و مادرمون در همهی زمینهها کمکمون میکردند، دوستام تشویقم میکردند...همه چی مثه یه خواب میموند واسم...! فقط یه چیز بود که مقدار زیادی منو اذیت میکرد، و اون خواهر کوچکتر دوست دخترم بود! خواهر زن آیندهی من 20 سالش بود و همیشه دامن و بلوز چاک دار و کوتاه میپوشید، اون معمولآ وقتی کنار من بود طوری خم میشد که من میتونستم به راحتی لباس زیرش رو هم ببینم! به نظر میومد که این کار رو از روی عمد انجام میده، چون در کنار افراد دیگه این کار رو نمیکرد! خلاصه یه روز خواهر کوچکیه به من زنگ زد و گفت که بیا خونه تا دعوتنامههای عروسی رو با هم چک کنیم، وقتی که من رسیدم، اون تنها بود! آروم شروع کرد به حرف زدن با من: "تو میخوای به زودی ازدواج کنی و من خواستههایی از تو دارم که واقعآ نمیتونم ازشون بگذرم! میخوام قبل از اینکه ازدواج کنی بهت عشق بورزم!" من کاملآ توی شوک بودم و نمیدونستم چی باید بگم...بهم گفت که: "من دارم میرم طبقهی بالا توی اتاق خواب، اگه میخوای همراه من بیا طبقهی بالا و با من حال کن!" من حیرت زده شده بودم، در همین حال بود که خواهر کوچیکه از پلهها رفت طبقهی بالا، وقتی رسید بالای پلهها، شلوارش رو در آورد و پرت کرد توی بغل من! من برای چند دقیقه مات و مبهوت موندم، اما مستقیم رفتم به سمت در خروجی، در رو باز کردم و از خونه رفتم بیرون. همینطور که داشتم به طرف ماشین حرکت میکردم، یه دفعه پدر زن آیندهام رو دیدم که بیرون وایساده در حالی که اشک توی چشماش جمع شده، من رو بغل کرد و گفت: "پسرم! این یه آزمایش بود، ما خیلی خوشحالیم که تو از این آزمایش سربلند بیرون اومدی، ما کسی بهتر از تو رو برای دخترمون نمیتونستیم پیدا کنیم، به خانوادهی ما خوش آمدی..." نتیجهی اخلاقی داستان: "همیشه کاندومهاتون رو توی ماشین بذارید!!"
amplifier khalgh lvwvl shimo ilistaa toltek14 shab_tarik ghogha22 snowy khonindelan

تکراری تکراری تکراری تکراری.
همونجور که برای خودم و خیلیهای دیگه جدید بود!
بعضیها فکر میکنن مثلآ اگه یه مطلبی رو توی خیابون از دوستشون هم شنیده باشن، اینجا باید منفی تکراری بدن!
من خودم این مطلب رو ترجمه کردم، شاید کل مطلب از نظر شما تکراری باشه، ولی ترجمهی من مطمئنآ تکراری نیست!
http://uk.youtube.com/watch?v=KwDXCGXtBKY
نتیجه اخلاقی شم یه چیز دیگه بود
ولی خدا نتیجه گرفته بودی....
ای ول
منظورتون اینه که به جای متن انگلیسی، متن فارسی و ترجمه شده رو توی وبلاگم قرار بدم؟
البته الان پایین دو تا مطلبی که نوشتم، لینکشون به بالاترین رو هم گذاشتم،
(link of this post in Balatarin)
دوست عزیزی که به دلیل "نقض کپی رایت" منفی دادی، اول قوانین بالاترین رو مطالعه کن:
لینک به مطالب یا عکسهایی که از وبسایت دیگری کپی شدن مجاز نیست. لینک باید به مطلب وبسایت اصلی داده شود. لینک به چنین وبسایتها یا وبلاگهایی میتواند منجر به ممنوعیت همیشگی وبسایت شود. این قانون شامل مطالب ترجمه شده توسط یک وبسایت یا مطالبی که توضیح اضافهای به مطلب وبسایت مرجع اضافه شده است نمیشود.
دوست عزیزی که به دلیل "نقض کپی رایت" منفی دادی، اول قوانین بالاترین رو مطالعه کن:
خدا بودددددددددددددددددددد