کدام سکولاریسم؟ (پرسشی از آقای اسماعیل نوری علا) ـ۳۱ کلیک
majnown.wordpress.com
مدتی است پرسشهایی ذهنم را در مورد مشغول کرده اند که هم برای روشن شدن خودم و دیگرانی که این پرسش ممکن است برایشان مهم باشد تصمیم گرفتم با شما این پرسش را مطرح کنم. در ابتدا برداشت خود را از سکولاریسم بیان می کنم و برداشتی را هم که بخشی از نیروهای مذهبی می گویند و سپس پرسشهایم را مطرح می کنم. ***برداشت شخصی بنده از سکولاریسم جدایی دین از دولت است. به این معنا که اداره امور جامعه امری این دنیایی و عقلانی است. در نتیجه منشا قوانین جاری در جامعه عقل انسانی است و نه منابع دینی و نهاد دینی. که این منابع می تواند متون دینی, سنت, حدیث و اجماع فقها به عنوان نهاد دین باشد. دراین نوع سکولاریسم انسان دینی هم می تواند در حکومت باشد ولی در بحث قوانین از استدلات عقلانی و نه مبتنی بر متون دینی استفاده می کند.یعنی دینش امری شخصی می باشد.*** برداشت نیرو های مذهبی: بخشی از نیروهای نوگرای دینی , طیف آقای بنی صدر , ملی مذهبیون مانند اقای اشکوری , برخی نوگرایان داخل و خارج نشسته مانند آقایان گنجی و سازگارا و مجاهدین خلق تعریفی که از سکولاریسم دارند «جدایی نهاد دین از نهاد دولت» است. تا آنجا هم که من فهمیده ام منظورشان از نهاد, فیضیه و مسجد و حسینیه و متولی آنان یعنی آخوند می باشد. احتمالن هم این ریشه اش به ادعای شریعتی برمیگردد که آخوند را تنها مفسر اسلام نمی شمرد و حقی برای غیر آخوند به عنوان مفسر دین قایل بود. در این نوع سکولاریسم آقایان مذهبی غیر آخوند می توانند قدرت در دست بگیرند و الزامن قوانین سرچشمه این دنیایی و عقلانی نخواهند داشت بلکه به تفسیر این آقایان از متون دینی هم می تواند برگردد. اینان می توانند با استفاده از باورهای مذهبی عمومی مشروعیت کسب کنند. به عبارتی دیگر در این تعریف یک آخوند برای اینکه وارد حکومت شود تنها کارش اینست که عبای آخوندی را درآورد ولی شیوه اش همان باشد. ***حال پرسش های من به طور مشخص این هستند که این دو نوع سکولاریسم موجود هست یا خیر؟ یا هر دو این دو یکی هستند؟ اگر نه, از لحاظ تاریخی کدام مقدم تر است؟ این برداشتی هایی که من از این دو نوع سکولاریسم دارم صحیح است یا خیر؟
olad entezare Roadrunner Borzo nasour reality _sd_ galva abdollah sulmazan.. sina4403 vida redtooth crimsondevil casper albalooina parvaz66 wahid younes jimbolak HillBilly Conservative bidgani abldali america

مونا :)
1- اتفاقا بخشی از کار لذت بخش بود! بخصوص قیافه فک و فامیل و دوستانی که آن نظرسنجی میدانی را از آنها کردم.
یک بخش هایی هم خطرناک: آخرین کسی که از او سوال کردم همسرم بود. یک جوری زل زد تو چشمام که برق سه قاز از سرم پرید بعد گفت:
تو این بدبختی و بی پولی فقط خل شدن تو را کم داشتم که آن رسید!
بعد که بهش توضیح بیشتری دادم از اینکه شنید دختر خانمی هست که بشدت با خرافات اسلامی (همان کل اسلام) مبارزه میکنه خیلی تعجب کرد. سلام گرم رساند و خسته نباشید گفت.
در این باره شما چه فکر می کنید جناب اولاد عزیز ؟ :)
:))
سلام مرا هم به ایشان برسانید :)
اونجا که سکولاریزم بنوعی در انتها با مقوله دین و دینکاران راه میآید اما لائیسیته هیچ مماشاتی ندارد و جدایی عملی دین از سیاست را در پی دارد .
سکولاریزم بیشتر مربوط به کشورهای مسیحی پروتستان بوده از قبیل انگلیس و آلمان و امریکا . لائیسته اما در فرانسه .
در این مورد مقاله شیدان وثیق در سایت سکولاریزم برای ایران بسیار خواندنی است
اما اسلام یک دین کاملا سیاسی ست و دستورهای حکومتی مستقیم از پیامبرش داره،حتا جزئیات احکام جزائی از پیش صادر شده.بنابرین تفکیک حکومت از دین مقوله ای پیچیده ست.به طور مثال حکومت فعلی ایران بر خلاف تلاش مذبوحانه کسایی که می خوان حکومت آخوند نشون بدن، کاملا حکومت اسلامی ست.قانون اساسیش بر اساس نص صریح اسلام نوشته شده و اجرا می شه.اسلامی که فراتر از شرع، کاملا جنبه عرف هم در جامعه امروز ایران داره!
درود بر بانو سولماز گرامی،
من هنوز یقین ندارم که نیروهایی مثل سازگارا و ... اینگونه فکر میکنند ولی اگر مطلب همانی باشد که مجنون گفته دوباره باید بگویم که فاجعه است!
راستی سوژه ای برای اسرارالطیفه در ذهن دارم که اگر عمری ماند بزودی مینویسمش!
ممنون از تذکرتان .البته از دید تئوریک و عملی اختلاف نظرهایی در این باب وجود دارد.
مثلا الهه بقراط:
و
منابع بیشتر:
1
2
3
4
این آخوندها زور (مردم) را که بالا سرشان ببینند اسلام را آنجوری برات تفسیر میکنن که مسلمین در پایان نماز بگن اشهد ان لاییسیته احسن الصراط!
کاری نداره میتونن از لااکراه فی الدین شروع کنن!
:)
مشتاقانه منتظر برگی دیگر از اسرار اللطیفه و الکسیله هستیم :)
شما اونقدر زیبا می نویسید که بنده به خودم جرات نمی دم هر مطلبی رو بنویسم ... فراموش نکنی ها ... منتظریم ...