زهرا: برخی حسها رو باید محدود کرد ...
ـ۲۴ کلیک
www.zahra-hb.com
برای یکسری از حسها، هرچند که خوب هستند باید محدودیت قائل شد، مثل مهربانی مثل فداکاری مثل ایثار، مگر اینکه قید زندگی و آرامش خودت رو بزنی… یک جاهایی اگه این محدودیت رو قائل نشی، توانائیت رو برای انجام اینکارها از دست میدی… هرچی باشه تو خودت هم انسانی، نیاز داری که به خودت هم مهربانی بشه و یا اینکه کسانی برای تو فداکاری کنن تا تقویت بشی و بتونی ادامه بدی وگرنه اگه صرفا یکطرفه باشه، به راحتی از پا می افتی… جدیدا همش این فکر میاد توی ذهنم که آدمهایی که عاطفه ندارن و یا اینکه بیرحمن زندگی بهتری دارن! اینقدر غصه دیگران رو نمیخورن. شاید اصلا غصه نمی خورن! یه صحنه ای توی LOST هست، که من خیلی دوستش دارم، توی سیزن اول- اپیزود ۴، اونجائیکه اون خانوم تپل سیاه پوسته یعنی رز، به خاطر اینکه شوهرش گم شده چند روز پشت سر هم بدون اینکه غذا و یا آبی بخوره، کنار ساحل نشسته بود و به دریا زل میزد و حلقه ازدواج شوهرش رو که به گردنش آویزون کرده بود لمس می کرد.... من یادمه من این صحنه رو چندین بار پشت سر هم تکرار کردم و دیدم و هربار هم بعد از جمله رز با خودم میگفتم: نه اینطوری خوب نیست، اینطوری خود اون فرد خیلی زجر می کشه. قلب مهربون و صبوری و احساس مسئولیت صفات خوبین، اما در دراز مدت فرد رو از پا در میارن چون یه جورهایی انگار همش در خدمت دیگرانه و هیچ وقت فرصت نمیکنه به خودش برسه و زندگی خودش رو داشته باشه… * این صحنه رو از این جهت دوست دارم که برام یادآور یه خاطره ای بود....
zhila hatef_83kh ahestan inchieinchie 1babak arashk lavin behgam shahlazarlak zari mmdolfin filtercarver arooshae rosee aylar fary mehdiarch80 Germany jack20 HillBilly hdashti

زهرا کیه؟!
چند بار بهت گفتم باور کن آهستان، هاتف، کیم (Recommended) ، احسان موافق و ... رو تور کن با هم صیغه کنین. یه خورده به جای هورمون خون برسه به مغزاتون انقدر چرت و پرت ننویسین تو وبلاگاتون.
جدیدن یکیشون عکس خصوصیش در حالیکه دماغش رو چسپونده به لنز دوربین گذاشته تو وبلاگش و داره واسه خودش خرچنگ زاده تبلیغ میکنه. برین ثیغه بشین با هم. باور کنین که حال هر دو گروهتون خوب میشه.........