بالاترین

  • About
  • پیشنهاد
  • بالاویکی
  • وبلاگ
  • تبلیغات
  • قوانین
  • راهنما
  • لینک‌های داغ
  • لینک‌های تازه
  • صفحه لینک
spinner

  • +
  • ۱۹۷
  • -
  • خبر غیرواقعی
  • تکراری
  • توهین‌آمیز
  • تیتر، توضیح، یا بخش نامناسب
  • نقض کپی‌رایت
  • نقض حریم خصوصی
  • انصراف

لينک را در يک صفحه جديد باز کنيد من به بالاترين مديونم ...! / تلخ نوشته ها  ـ۲۳۳ کلیک

Language Bookmark shatot.wordpress.com

درست یکسال پیش در چنین روزی اولین پست وبلاگم رو نوشتم. قبلا هم چند وبلاگ داشتم که جوونمرگ شدن اما هیچ کدوم تلخ نوشته ها نشد! در تلخ نوشته ها تصمیم گرفتم صادقانه خودم باشم و بس! تجربه داشتم که اگر در دنیای مجازی بخوای دروغ بگی یه روز مفتضحانه تموم میشی! پس شروع کردم به نوشتن با تمام احساسم و با ته مانده صداقتم! نوشتم و بغض کردم! نوشتم و اشک ریختم! راستش اولش میترسیدم مسخره بشم بابت اینهمه احساساتی بودن! اما کم کم نوشته های ساده من به کمک سایت بالاترین جای خودش رو باز کرد... بالاترین برای من نعمت بود! من از اون افرادی نیستم که برای دل خودم بنویسم! من دلم سیاهه از نوشته های ناگفته! مخاطب برای من حرف اول رو میزنه و بالاترین عین معجزه بود در این دنیای مجازی برای من! من در اصل اجتماعی نویسم و از سیاست گریزان اما گاهی ناپرهیزی میکنم و عوامانه از سیاست مینویسم! شبی که اولین نوشته ساده خودم رو بعنوان لینک به بالاترین فرستادم از ترس اینکه نکنه نوشته هام نتونه ارتباط برقرار کنه بعد از ارسال پست کامپیوترم رو خاموش کردم و از محل کارم رفتم خونه! ( بعبارتی فرار کردم! ) شهامت این رو نداشتم تا بشینم ببینم کاربران حاضر در گوشه گوشه دنیا با نوشته های من چه برخوردی میکنن! صبح با اضطراب وارد سایت شدم از تعریف و تشویق های کاربران فهمیدم که راه رو خطا نرفتم! کاربران فهیم بالاترین این جرات و جسارت رو به من دادن تا امیدوارانه بنویسم و کم کم نوشته های من در روزنامه هایی عین خراسان؛ جام جم؛ ایران و چهار شبکه تلویزیونی خارج از کشور؛ رادیوی جوان ؛ رادیو زمانه و سایت های مختلف ایرانیان خارج از کشور نشر و پخش شد! جالبه که بدونید جناب رضا فاضلی پست طنز بازی وبلاگی ( من اگر خدا بودم ) رو در دو برنامه تلویزیونی خوند و تشریح و تفسیر کرد و به این نتیجه رسید که بر طبق گفته های من خدا وجود نداره! یکسال گذشت از نوشتنم ... این سال از بهترین سالهای عمرم بود و در این سالگرد با كمال فروتني از مدیران سایت بالاترین و کاربران فهیم و فرهیخته اون تشکر و قدر دانی ميكنم! من به بالاترین و کاربرانی که من رو راهنمایی کردن مدیونم!

10170thumb-4585923 توسط shatot در بخش جامعه ارتقا به صفحه اول ۳ ماه قبل


کاربرانی که به لینک بالا رای داده‌اند (مثبت آبی، منفی قرمز):
shatot Roadrunner hasankababi manirad ehsanmovafegh simon2bar casper pourya crabby Ghaltagh farshid123 farbod_00 yekiyedone kargadan satch karo OOTOOBOOS hatef_83kh mi_ra52 amirreader merlian toltek14 goog10 barbapapa021 soheil209 nimamon iceflower alihassani shorAngiz payamhp shahriyar22 farzad_b67 arvand kherad sibilu marmooz ebhaam edge j_barzegar anathedin rezar davidjbz rusiranlover Taraf aryoo_barzan behgam ezati edmigo nadiaa Boushveg2 parvaz66 Ali_007 mary_33 Germany mokhless daniyal jegheleh The_Reason kyle20234 digitalboy UniMinD M-reza arshtat salma20 Arman-h ahestan mojtaba21 Lukadium nasim5879 drmiri hooman1381 jadidian mosafere sina4403 mohandes gladiatoor solikhan torghabeh 0soghrat0 aziz sekanjebin rarminsanayi dashesy sibil gholfali Bahram abdollah nakonbache HezaroYek sherwood leilaali tara kaamraan Ghoghnoos sprinter elnino kasra11 -senjed- MIMODONA artahermes mashang sadeh yozpalangh farhada NaQQad 122333 sahand reza1001zf Ertebaat Erfan342 Makaveli webgard-f koochooloo Dr.Frink bahoone.net arashtn53 ehsan-34 reality BiKHial kargozar kaman bikhanemon Karbafoo golshan saturn mehdi hashem521 payam_persia sinabalkan entezare Tornatore panta galva albalooina alirezag jimmy erphan vahud behrad_hunky abbas4 mehdiarch80 saghy jahanvatan mor1360 younes onesaeid sculptor milezok ultra_ehsan hamid_kh tavazo imanava belgiran adash_khan baoba hanaa Na_viD Vahid Online shab_tarik pooyesh7 jinaa pejman999 behnam0109 cyberamin sadrah m61s Sinoohe emrozema sinadadras azadzi VanCity kaochi0 saidpar yool saghiasi WebCrawler KAARDOROST dead.end AnnaMaria arus nazer110 crimsondevil mahda1992 st-behesht amehrabi negarak baran45 balabalaz hovaresp Albert hasstavv astm1834 arghavan1 majidyal dayna john jolie 4keram olad mm312 hadsern iranianus seta nesta palang7

برچسب‌های لینک:
وبلاگ سیاسی بالاترین اجتماعی کاربران جام جم خراسان مسعود مشهدی تلخ نوشته ها ساده نویسی

+  لینک‌های مرتبط

+ - رای  -۱ karo ۳ ماه قبل گفت:
من به بالاترین و کاربرانی که من رو راهنمایی کردن مدیونم!

مسعود جان بالاترین هم به شما مدیونه .
درحقیقت نوشته های شما یکی از دلائل ترقی وپیشرفت این سایت بوده .
من هم شخصا" بعنوان یکی از کاربران بالاترین به شما مدیونم وبابت نوشته های روشنگرانه شما سپاسگزارم
+ - رای  ۱ hasankababi ۳ ماه قبل گفت:
صد سالگی نوشتنت رو بخونیم اینجا آقای مسعود آقای نازنین ...
در ادامه راه دست تازه کارهائی عین مارو هم بگیر ...
+ - رای  ۵ kargadan ۳ ماه قبل گفت:
مسعود‌جان، خدا قوت...
.
امیدوارم روزی نوشته‌هایت چاپ و پرخواننده شوند.
+ - رای  ۲۸ fozolbashi ۳ ماه قبل گفت:
حداقل یه شامی چیزی دعوت کن برو بچه های بالاترینی را برای قدردانی از مثبتها و نظراتی که به نوشته هایت دادند!
ما آدمهای قانعی هستیم همون چلوکباب برگ سلطانی بسه! قربونت!
+ - رای  ۶ shatot ۳ ماه قبل گفت:
مسعود جان بالاترین هم به شما مدیونه .

بالاترين امكانات در اختيار من و بقيه گذاشت ... عين يه هواپيما ... حالا يكي مياد توي اينم هواپيما دعوا ميكنه و فحش خواهر و مادر ميده ... يكي زير سايه بالش كمي استراحت ميكنه ... يكي توش اتش روشن ميكنه چايي درست ميكنه ! يكي رو درو ديوار اين هواپيما پوستر هاي تبليغاتيش رو ميچسبونه و يكي هم استارت ميزنه روشنش ميكنه و به پرواز در مياد ... من حس ميكنم با بالاترين پرواز كردم!
+ - رای  ۶ DatNet ۳ ماه قبل گفت:
اقا به یاد قدیم ، امشب همه مهمون منن ...
یوزی ، میسکا ، شاهولی ، شاتوت ....
اون شب همینا بودیم ، نه ‌؟‌؟‌
+ - رای  ۲ shatot ۳ ماه قبل گفت:
صد سالگی نوشتنت رو بخونیم اینجا آقای مسعود آقای نازنین ...

صد سالگي كه ك... شعره اما دمت گرم ... دستت درد نكنه :)
در ادامه راه دست تازه کارهائی عین مارو هم بگیر ...

قبلا بهت گفتم گوش نگرفتي عليرضا ... گفتم من تمام تنم كبوده! تو يكي ديگه چوبكاري نكن! غبطه ميخورم به تو با اين هوش بالا و سرعت عمل ! يه بار بهت گفتم من درشكه اي هستم كه واس خودم دلي دلي ميكنم راه ميرم و تو يه فانتومي ... و بخدا كه اين رو از ته دلم گفتم :)
+ - رای  ۵ shatot ۳ ماه قبل گفت:
مسعود‌جان، خدا قوت...
.
امیدوارم روزی نوشته‌هایت چاپ و پرخواننده شوند.

كرگدن جان
به من پيشنهاد سفارشي نويسي شده براي چاپ اما رد كردم ... حيف حرمت قلم!
+ - رای  ۴ shatot ۳ ماه قبل گفت:
حداقل یه شامی چیزی دعوت کن برو بچه های بالاترینی را برای قدردانی از مثبتها و نظراتی که به نوشته هایت دادند!
ما آدمهای قانعی هستیم همون چلوکباب برگ سلطانی بسه! قربونت!

فعلا اينو بزن تو رگ تا ابكي مابكي برسه :)
http://www.lazizfood.com/images/soltani.jpg
+ - رای  ۳ shatot ۳ ماه قبل گفت:
اشتب شئ /:)
http://www.lazizfood.com/images/soltani.jpg

+ - رای  ۲ merlian ۳ ماه قبل گفت:
امیدوارم که به آن چه آرزویش را دارین برسین و موفق باشین
+ - رای  ۲ shatot ۳ ماه قبل گفت:
اقا به یاد قدیم ، امشب همه مهمون منن ...
یوزی ، میسکا ، شاهولی ، شاتوت ....
اون شب همینا بودیم ، نه ‌؟‌؟‌

اقا قربونت :)
پس سور و سات برقراره :)
+ - رای  ۳ DatNet ۳ ماه قبل گفت:
اینم ابکی :‌
http://www.zigzagmag.com/GetPicture.aspx/7795d3e95e8e4feabe3cb265daaea3a2.jpg
+ - رای  ۷ fozolbashi ۳ ماه قبل گفت:
فعلا اينو بزن تو رگ تا ابكي مابكي برسه :)

والا ما راضی نبودیم اینقدر به زحمت بیوفتی! بابا یک کم به فکر زن و بچه باش! این همه ولخرجی برای چی! ;-)
دستت درد نکنه!
+ - رای  ۴ DatNet ۳ ماه قبل گفت:
اقا قربونت :)
پس سور و سات برقراره :)

به راهه به راهه ...
ولی جدا از شوخی شاتوت عزیز
واقعا نوشته هات قشنگن ...
من به شخصه اون نوشته ی ' پیرزن که میره تو قصابی ' رو از همه بیشتر دوست داشتم
انشالله که قلمت همیشه پر توان باشه ...
خیلی ارادت
+ - رای  ۱ shatot ۳ ماه قبل گفت:
امیدوارم که به آن چه آرزویش را دارین برسین و موفق باشین

شما هم همينطور :)
+ - رای  ۲ hasankababi ۳ ماه قبل گفت:
و بخدا كه اين رو از ته دلم گفتم

و منهم از ته دل گفتم که ما داریم درسمون رو به شما بزرگترها جواب میدیم دادا . و مطمئن باش که من اصلاً بلد نیستم تعارف تیکه پاره کنم ...
+ - رای  ۱ DatNet ۳ ماه قبل گفت:
اقا یه سوال :
اینجا میشح چــــــــــت کرد ؟؟؟
:)))))))))))))))
جای بر و بچ واقعا خالی
+ - رای  ۷ shatot ۳ ماه قبل گفت:
والا ما راضی نبودیم اینقدر به زحمت بیوفتی! بابا یک کم به فکر زن و بچه باش! این همه ولخرجی برای چی! ;-)
دستت درد نکنه!

مو ازَم بچگیم هَمیجور کُسخلُ خَراج بودُم! دارو نِدارُم ره پای رفیق گذاشتُم! رفیق بُخوره انگار موخُوردم! کی از رفیق بهتر ...
+ - رای  ۱ soheil209 ۳ ماه قبل گفت:
تولد وبلاگت مبارک مسعود جان
مخاطب برای من حرف اول رو میزنه

ای ول
+ - رای  ۱ kargadan ۳ ماه قبل گفت:
پیشنهاد می‌کنم اولین نوشته وبلاگ و نیز لینک آن در بالاترین را هایپرلینک کنی.
«قصه پر غصه قبیله من» بود اگر اشتباه نکنم.
درست یکسال پیش در چنین روزی اولین پست وبلاگم رو نوشتم

.
شبی که اولین نوشته ساده خودم رو بعنوان لینک به بالاترین فرستادم
+ - رای  ۱ shatot ۳ ماه قبل گفت:
تولد وبلاگت مبارک مسعود جان

ممنون سهيل جان
+ - رای  ۴ shorAngiz ۳ ماه قبل گفت:
خوب اینحا مجلس خیلی مردانه است،ولی لطفن چند دست از اون چلو سلطانی های جلوی دست فضولباشی رو بدید قسمت خانمها :-)
ولی منهم بگم که شاتوت عزیز همینکه سعی کردی خودت باشی و به شعور مخاطبت احترام گذاشتی و میزاری قابل تقدیره. موفقیت های بیشتری رو برای تو و همه کاربرهای بالاترین ارزو میکنم.
+ - رای  ۱ farzad_b67 ۳ ماه قبل گفت:
شاتوت جان
من هم تولد وبلاگت رو تبریک می گم و ممنونم که اجازه می دی از نوشته های خوبت استفاده کنیم.
+ - رای  ۲ shatot ۳ ماه قبل گفت:
اين اولين نوشته من نبود اما دوستش دارم ... اين نوشته پاك شده بود و بعدا اونجا گذاشتمش !

قبیله ای بودیم به غایت خوشبخت …. خوش روزی و خوش کردارو خوش گفتار ! تنورهایمان گرم … پستان گاوهایمان پر زشیر … زمینهایمان بارور و درختهایمان پر زبار ! چکاوکان بر شاخسار ها میخواندند و کودکانمان سرخوش قهقهه میزدند و میدویدند …. دخترکانمان خوش اب و رنگ و پسرانمان رشید و برنا ! از دروغ و نیرنگ و ریا بیزاری میجستیم و شرافت و مردانگی پیشه میکردیم ! بت پرستانمان به بتکده بودند و خدا پرستانمان به مسجد و معبد … شرابخواران به میکده و ساجدان به محراب … رقاصان و نوازندگان به کار خویش خوش بودند و مداحان و قاریان با خدای خویش ! خدایگان به فزون روزی رساندند … وز هر گندمی صد دانه رویید … گوسپند هایمان جفت جفت زاییدند و شاخه های درختانمان از فزونی نعمت سر فرود اورد !… انگور ها به خم ریختیم و گوسپندان به سیخ کشیدیم … بی مهابا نوشیدیم و مست شدیم و سر به شورش گذاشتیم ! کشتیم و غارت کردیم و بزرگ قبیله را اهانت نمودیم ! بزرگان و ریش سپیدان را خواری دادیم و لعن و نفرینشان کردیم و زبان به دشنام گشودیم ! مستانه قهقهه سردادیم و فریاد کشیدیم ….شکم ها پرگشت و سر ها زباده گرم … به گوشه ای فروخفتیم ! ….. چشم باز نمودیم دیدیم نا اهلان بر ما سیطره یافتند …. جماعتی بار بستند و با چشم اشکبار رخت بر بستند از قبیله … چکاوکان پر گشودند و جغد و کلاغ لانه کردند … دهانمان به دروغ گشوده شد و کردارمان به ریا … پستان گاوهایمان خشکید … زمینهایمان سوخت و درختهایمان بار نداد … همسایگان چون اشفته دیدند قبیله را طمع کردند … بشوریدند و بکشتند و بسوختند …سالها کشتیم و کشتند ! …………….به اسیری بردیم و اسیرمان کردند ! جام زه...
+ - رای  ۲ shatot ۳ ماه قبل گفت:
جام زهری نوشیدیم و جنگ تمام شد ! قبرستانهایمان اباد شد و شهر هایمان ویرانه گشت !
دخترکانمان دلمرده شدند و پسرانمان جوانی نکردند … کودکانمان برای قطره ای شیر گریستند و سفره هایمان خالی شد …..! حسرت تخم مرغی مانده به دلهامان که روزی قوت مسکینان بود!
من گرمی تنور و زمین پر محصول و درختان پربارمان را میخواهم …. صدای چکاوک و قهقهه کودکانمان را ! افسوس که خوار شدیم ! ….. پس کو شرافتمان ؟ کو اصالتمان ؟ کو ازادگی ؟
+ - رای  ۱ shatot ۳ ماه قبل گفت:
شاتوت جان
من هم تولد وبلاگت رو تبریک می گم و ممنونم که اجازه می دی از نوشته های خوبت استفاده کنیم.

ارادت فرزاد جان
اين باعث افتخار منه كه نوشته هاي من رو لايق خوندن ميدونين :)
+ - رای  ۵ shatot ۳ ماه قبل گفت:
خوب اینحا مجلس خیلی مردانه است،ولی لطفن چند دست از اون چلو سلطانی های جلوی دست فضولباشی رو بدید قسمت خانمها :-)

البته من پيشنهاد ميكنم سالاد بديم خدمت خانم هاي محترم تا تناسب اندامشون به هم نخوره :)
http://www.field-fare.com/assets/images/Californian_Fruit_Salad.JPG
ولی منهم بگم که شاتوت عزیز همینکه سعی کردی خودت باشی و به شعور مخاطبت احترام گذاشتی و میزاری قابل تقدیره. موفقیت های بیشتری رو برای تو و همه کاربرهای بالاترین ارزو میکنم.

ممنون عزيز
+ - رای  ۲ anathedin ۳ ماه قبل گفت:
به خاطر همین با احساس نوشتن دوست داریم
اینکه گذاشتی بیایم تو خاطراتت. خاطرات بچگی‌ت، جنگ، حتی خیالات و رویاهات
اگه نوشتی و اشک ریختی بدون که ما هم خوندیم و اشک ریختیم
این رابطه بین تو و مخاطب قابل احترام و افتخاره
همین رابطه‌ای که فکر می‌کردی ممکن اسباب خنده بشه
+ - رای  ۱ ebhaam ۳ ماه قبل گفت:
همیشه موفق باشی شاتوت جان.
ولی یه انتقاد من داشتم ازت البته با عرض معذرت: گاهی یه مقدار زیادی فحش می نویسی:) ولی در کل تلخ نوشته هات هم شیرینه
+ - رای  ۱ shatot ۳ ماه قبل گفت:
به خاطر همین با احساس نوشتن دوست داریم
اینکه گذاشتی بیایم تو خاطراتت. خاطرات بچگی‌ت، جنگ، حتی خیالات و رویاهات
اگه نوشتی و اشک ریختی بدون که ما هم خوندیم و اشک ریختیم
این رابطه بین تو و مخاطب قابل احترام و افتخاره
همین رابطه‌ای که فکر می‌کردی ممکن اسباب خنده بشه

ممنون از شما :)
+ - رای  ۱۹ DatNet ۳ ماه قبل گفت:
به نظر من این یکی از قشنگ ترین نوشته های شاتوت :
ما غِذای سَگ نِمُخُورم نِنه !
توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد ... یه اقای خوش تیپی هم اومد تو گفت : ابرام اقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم ... اقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش ... همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت : چی مِخی نِنه ؟ پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت : هَمی ره گُوشت بده نِنه !
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت : پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه ... بُدُم ؟ پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه ! قصاب اشغال گوشت های اون جوون رو میکند میذاشت برای پیره زن .....اون جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی میکرد گفت : اینارو واسه سگت میخوای مادر ؟ پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت : سَگ ؟ جوون گفت اّره ... سگ من این فیله هارو هم با ناز میخوره ... سگ شما چجوری اینارو میخوره ؟ پیرزن گفت : مُخُوره دیگه نِنه ... شیکم گوشنه سَنگم مُخُوره ... جوون گفت نژادش چیه مادر ؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه ...ایناره بره بچه هام ماخام اّبگوشت بار بیذارم !
جوونه رنگش عوض شد ... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن ... پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگیریفته بُودی ؟ جوون گفت چرا ! پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُورم نِنه ... بعد گوشت فیله رو گذاشت اونطرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت ! قصابه شروع کرد به وراجی که خوبی به این جماعت نیومده اقا ... و از این خزعبلات ... و من همینجور مات مونده بودم !!
+ - رای  ۲ shatot ۳ ماه قبل گفت:
همیشه موفق باشی شاتوت جان.
ولی یه انتقاد من داشتم ازت البته با عرض معذرت: گاهی یه مقدار زیادی فحش می نویسی:) ولی در کل تلخ نوشته هات هم شیرینه

ممنون ابهام جان
اما تو اگه يه فحش توي نوشته هاي من پيدا كردي من بهت جايزه ميدم :)
گذشته از شوخي احساس ميكنم اگه نوشته بخواد سانسور بشه لطمه ميخوره بهش :)
بذار وقتي به مخاطب ميگن ادب از كه اموختي اشاره به من كنه و بگه از بي ادبان :)
+ - رای  ۸ DatNet ۳ ماه قبل گفت:
اینم خیلی قشنگه ‌:‌
ها فهمیدُم ...... بُوی چُلوکبابهِ !
ـــ نِنه چی بُوی خوبی میه ! بُوی چیه ننه ؟
ـــ بُوی غذایه نِنه ....!
ـــ نِه نِنه .... بُوی غِذا نیست که ! .... ها فهمیدُم ...... بُوی چُلوکبابهِ !
ـــ تُو بُوی چلوکباب ره از کُجا مِفَهمی بچه ؟
ـــ نِنه یادِته پارسال غِذای نَذری اّورُدَن بَراما ... چلوکباب بود ! همی بُوره مِداد !
ـــ ها نِنه یادُمه ...! یادُمه گل پسرُم ..!
ـــ نِنه مِدنُم که پول نِدری چلوکباب بخری ... وَلی مِشه یَکَم همینجه بیشینم نِنه !!
ـــ ها نِنه جان مِشه .... بیشین نِنه جان ....بیشین قُربونت بُرُم ! ... بیمیرُم الهی !
+ - رای  ۹ DatNet ۳ ماه قبل گفت:
توره به هَمی اِمام رضا هَمی کلیه مُوره بخر !
ــــ شُما قِرار بود هَمی کلیه ماره بِخِرن حَج اّقا ! بره هَمی اَمَدُم !
ــــ عمو جان این ازمایش ها نشون میده شما خودت یکی از کلیه هات خوب کار نمیکنه ... بخوای اون یکی رو بفروشی به مشکل میخوری !
ــــ شُما حَج اّقا او سالِمَه ره بخِر ... اوکه عیب دِره مالِ خُودُم ! مالِ بَد بیخ ریشهِ صاحابش ! بُخُدا مُو نونِ حَلار خُوردُم حَج اقا ... برات خِیر مُکُنه !!
ــــ شما متوجه نشدی من چی گفتم عمو جان ... من میگم اگه اون کلیه سالم رو بفروشی خودت چیکار میکنی ...؟
ــــ خودُم به جَهَندَم ! مُو با هَمو کلیه خِراب سَر مُکُنُم ! شُما جُوشه مُوره نَزن ! مَگه شُما وَکیل وَصی مُویی ؟ شُما سالِمَه ره وَردار پُولشَم بده بُرو رَدِه کارت !!
ــــ نمیشه عمو جان !
ــــ مُو ای پول ره ماخام حَج اّقا ...مِفَهمی ؟ .... مُو زنُم مریضه دُکتُرش گفته باید عَمل بره ... گفته از زیر میز باید دو میلون تِمَن بُدُم بهش ... اگه نِدُم عمل نِمُکنه ... اووَخ زنُم میمیره ... مُونسم میمیره ... عزیزُم میمیره ... ! مُو که خیر سَرُم بره ای زَن هیشکار نِکردم که ! گفت کربلا بُردُمش حَرم امام رضا ... گفت مدینه برُدمش شابدوالعظیم ... یَک عُمری با بَدبختیام ساخته .. حالا پول عملش ره نِتِنُم جُور کُنُم ظلمه دیگه بُخُدا ...! تُوره به هَمی اِمام رضا بخر هَمی کلیه ره مُوره ازی بَدبختی نِجات بده !
ــــ برو کمیته امداد بابا جون ! برو عزیزم من وقت ندارم !
ــــ رفتُم بُخدا ... رفتُم به ابا الفَرض ! ... یَک کیلو روغن نِباتی با یَک ریزه برنج کِردَن تو پاکت دادَن بهم ...مُویَم پَرت کردُم همونجه گفتم مَگه مُو گدایُم لامصَبا !... یَکم سَر صِدا کردُم بیرونُم کردن ! اخه مُو دردمه به کی ...
+ - رای  ۷ shatot ۳ ماه قبل گفت:
من اينم خيلي دوست دارم!
ــ نِنه چره گریه مُکُنی ؟
ــ بره امام حسین نِنه جان ! بره مظلومیتش ! فردا حُسین ره موکوشَن نِنه ! ای الهی قربونِ لب تشنَت بُرم اقا جان !
ــ ای بابا ...... نِنه جان ما خودما هَم گاز نِدرم ... هَم رَخت و لباس گرم نِدرم ... هَم صاب خانه مِخه بندازَما بیرون ! هم کفشام پاره رفته برف مِره توش پام یخ مُکنه ! هم نون شب نِدرم ! هم پول گوشت نِدرم ! هم ابجیم مِخه بره خانه شوهر جهاز نِدره ! هم بابا جانُم سکته کِرده افتاده گوشه خانه ! هم خودت شبا دست درد مِری بَس که خانه مِردُم کار مُکُنی ! تازه دفتر مقشُمَم تِموم رفته مِترسُم بهت بُگم دَعوام کنی واز بگی پول نِدرُم ! ..... نِنه یَکَم بره خودما گریه کن شاید خدا دلش به رَحم بیه ننه ! امام حسین الان تو بهشته اووَخ تو نشستی اینجه براش گریه مُکنی ؟ امام حسین الان تو بهشت هم گاز دره ! هم رَخت و لباس دِره ! هم بجای اب شیر خرما مُخوره ! هم کفشاش سولاخ نیست ! هم بچه هاش دفتر مشق دِرَن ! .......... پَس بره خودما گریه کن نِنه !

+ - رای  ۱ DatNet ۳ ماه قبل گفت:
من اينم خيلي دوست دارم!

منم تو رو خیلی دوست دارم
:)
+ - رای  ۱ shatot ۳ ماه قبل گفت:
اخ دات نت جان الان صداي مردم در مياد ...بسه ديگه ممنون داداش :)
+ - رای  ۱ DatNet ۳ ماه قبل گفت:
اخ دات نت جان الان صداي مردم در مياد ...بسه ديگه ممنون داداش :)

؟؟؟؟
برا اینکه زیادی با هم حال میکنیم ، یا برای اینکه چت میکنیم ؟؟؟؟؟
+ - رای  ۴ rusiranlover ۳ ماه قبل گفت:
سلام ، ضمن تبریک تولد وبلاگ
این نوشته ها مصداق 100 درصد ضرب المثل "سخنی که از دل برآید ، لاجرم....."
مسعود جان حالا که اینطور شد یک خاطره تعریف بکنم
چند سال پیش یه آگهی تو روزنامه داده بودم برای پیدا کردن شریک سرمایه گذار. خیلی ها اومدند و نشستیم و صحبت کردیم و من هم قضیه رو با آب و تاب براشون تعریف می کردم وهمه به به و چه چه می کردند و می رفتند ولی هیچکدومشون پای معامله نمی نشستند ، تا اینکه یه روز یه آقایی زنگ زد و اتفاقاً توی پارک قرار گذاشتیم و نشستیم و چای خوردیم و و من از روی صداقت براش صحبت کردم و مثل سابق آب و تابش ندادم . (خدا شاهده که در اون نیم ساعت /یه ساعتی که نشسته بودیم حتی یک کلمه دروغ نگفتم) بعد از نیم ساعت بلند شو و با هم دست یا علی دادیم و چند سال (تا همین اواخر) با هم کار کردیم و بعد هم به خوبی و خوشی و بدون هیچ اختلافی از هم جدا شدیم .
حالا که به اون موقع فکر می کنم می بینم که تمام حرفهایی که به اون شخص گفتم دقیقاً همون کلمات و اعدادی بود که به قبلی ها گفته بودم ولی اون روز واقعاً خودم بودم و خودم و حرفهایی که از روی صداقت گفته شد و هنوز که هنوزه ثمره اون کلمات صادقانه در زندگی ام مشهوده.
قربونت داداش
+ - رای  ۲ aryoo_barzan ۳ ماه قبل گفت:
درود و سد ها درود بر دوست فرزانه و فرهیخته ام مسعود مشهدی نازنین،
به مصداق فرموده ی حضرت حافظ که عرض هنر پیش یار را بی ادبی شمرد، این حقیر نیز از بازی با کلام در حضور چون تویی که چون باد خزان، در کوچه باغهای احساساتمان گذر کردی، برگهای خشک خیال را رقصاندی و نم نم باران بر خاک خسته روحمان چکاندی در این یک سال، چنانکه خود ندانستیم چگونه اشکمان غماز شد و بر گونه غلتید، تنها سکوت می کنم به نشانه ی ادای احترام بر قامت قلم خوش قریحه ات و سرشت سرشار از سرزندگی ات.
دست مریزاد برادر
پاینده باشی و پیروز و تنرست و شادکام
ارادتمند و دوستدارت
آریوبرزن
+ - رای  ۲ mary_33 ۳ ماه قبل گفت:
موفقیتت رو بهت تبریک میگم ! قلم توانایی داری . قبل از آشنایی با خودت و وبلاگت اسمت رو زیاد توی وبلاگ دوستان میدیدم اما فرصت نشد بهت سر بزنم ولی تنها چیزی که منو کشوند به سمت وبلاگت همون نوشته های ساده و روونت بود یعنی در واقع یکی از کامنتهات که واسه یکی از بچه ها نوشته بودی باعث شد و دیدم چقدر ساده و صادقانه نظرتو گفتی .. خیلی موضوعات توی ذهنمه که دلم میخواد توی وبلاگم بیانش کنم ولی قدرتشو ندارم نمی دونم چطور مثل تو بیانش کنم
بازم بهت تبریک میگم
+ - رای  ۳ UniMinD ۳ ماه قبل گفت:
تو حَرم یَکم سینه زدُم خیلی حال داد … یَک دختره مادر ق…وه رفته بود تو کوک سینه زدن ما ! مایَم شور حسینی گریفتِما بزن که مِزنی … الان ای قفسه سینَم درد مُکنه بَدجور ! نوحه که تموم رَفت امدُم شماره تلیفون بدُم بهش نمدنم کوجا رَفت ک… کش !
هیچی … ظهرشَم جات خالی رفتُم تو کوچه زردی شله خوردُم دوتا کوکا هم روش دو سه تایَم اروغ مَشدی !… اقا سنگین رفتم امدُم رفتم تو مِسجد گلمکانیا دراز کشیدم تا عصر ! عصرشَم دیدُم باز یک بابایی دره عدسی نذری مِده دوتا کاسه خوردُم خارک….. توش سنگ داشت ای دندونه جلوم شیکست مادر…وه !
+ - رای  ۱ hasankababi ۳ ماه قبل گفت:
دادا تو که به ما کادو ندادی ، بفرما این کادوی من به شما : اینجا
+ - رای  ۲ yekiyedone ۳ ماه قبل گفت:
شبی که اولین نوشته ساده خودم رو بعنوان لینک به بالاترین فرستادم از ترس اینکه نکنه نوشته هام نتونه ارتباط برقرار کنه بعد از ارسال پست کامپیوترم رو خاموش کردم و از محل کارم رفتم خونه! ( بعبارتی فرار کردم! )
سلام عمو مسعود؛ فکر کنم همون نوشته دخترکی بود که دیگه پلیسا رو دوست نداشت.
مبارکه عزیز
+ - رای  ۱ Arman-h ۳ ماه قبل گفت:
از نوشته ی شما فهميدم كه شما سر كار بلاگ می نويسيد و پست می كنيد!
(ببخشيد فقط خواستم گير داده باشم)
+ - رای  ۳ gladiatoor ۳ ماه قبل گفت:
من اولین نوشتت رو یادمه لهجه مشهدیت جلب توجه می کرد اما روایتت با توجه به اولین مکانی که شروع می شد در کنار زبان صریحت با دشنامهایی که با نقطه پر شده بود گزنده بود..
می شد اینجا رو از اول دید.. مسعود خان
با اینکه گفته بودی عوامانه به سیاست نگاه می کنی کاملا موافقم ..
+ - رای  ۰ sigar ۳ ماه قبل گفت:
آقای مسعود سلام. به عنوان یک عضو بالاترین از بودن در کنار شما واقعا افتخار میکنم ولی انتقادی از شما دارم: دوست گرامی اگر ممکنه در مورد دین احساسی مطلب ننویسید. چون دین موضوع احساسی نیست و نیاز به تحقیق دارد. به عنوان یک دوست از شما سوال میکنم آیا شما در مورد رفتن سر قبر و حاجت خواستن و یا سینه زدن و یا آش نذری پختن که توی لینکهایتان از آنها اسم میبرید تحقیق کردید؟؟ آیا فکر نمیکنید که شاید این مطلب بدون تحقیق شما باعث گمراه شدن تعدادی از افراد دیندار بشود؟؟ البته متاسفانه الان موضوعات دینی در جامعه ما به مراسمات ملی تبدیل شده و تعداد زیادی از افراد این مراسم ها را به حساب رسومات قدیمی و ملی میدانند که به نظر من کاملا اشتباست. مهندس بازرگان توی یکی از کتابهایش مطلب زیبایی در مورد دین نوشته بود ایشان نوشته بودند : دین خدا ثابت است اگر چیزی به آن اضافه شود یا چیزی از آن کم شود باعث گمراهی و بدبختی میشود . پس بنابراین نباید دین را با رسومات ملی قاطی کرد. و چیزی به ان اضافه کرد.
+ - رای  ۱ torghabeh ۳ ماه قبل گفت:
ای وولا مسعود خان
ما که همیشه وبلاگ ته م خنم و ازش چیزا آموختم
خوش حالوم که میبینوم اینقدر طرفدار دری ای شالله هرروز بیشتر بشه یو مطالب خوب تم بهتر از همیشه
در ضمن مویم جا دره همینجه به سهم خودوم از مدیران بالا ترین تشکر کونوم
برات همیشه از ته دل آرزوی موفقی یت دروم
+ - رای  ۱ sekanjebin ۳ ماه قبل گفت:
مسعود جان خسته نباشی توی این یک سال.
ایشالا من بتونم جشن تولد 400 مین سال تولد وبلاگت رو شرکت کنم :)
همیشه خوب مینویسی.
اینم یه کیک شاتوتی برای مسعود عزیز:
http://www.shanessweetshoppe.com/images/lemon_blackberry_cake.jpg
+ - رای  ۱ parvaz66 ۳ ماه قبل گفت:
سلام مسعود جان. راستش میدونم که سختی ها کشیدی، داد زدی، جار زدی ولی هیچوقت از راه حق جا نزدی . از مردم گفتی، از مردمیها و نا مردمی ها گفتی ، گفتی ، هر چه بود حرف دلت رو گفتی ، گفتی و وایسادی پای حرف دلت، و به برکت صداقت نفست نتیجه شم از خدا گرفتی. ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم . میدونم که رضایت معنویه که امثال تو رو تو این جامعه عصیان زده نگه داشته، پس بهت خسته نباشید میگم و کلام آخر اینکه تنت راستو و دلت شادو ، خاطرت خوش باد.
+ - رای  ۲ sprinter ۳ ماه قبل گفت:
سلام .....
دیر رسیدمممم!
ساده بگم ،
وبلاگی که دوستش دارم ...
هم خودت و هم وبلاگت یکی از مشوق هایی بود که باعث شد خودم وبلاگی ایجاد کنم ....
هر وقت بعد از مدتی میام بالاترین یکی از اولین چیزی که یادم میاد و نگاه میکنم و میخونم لینک وبلاگ تلخ نوشته هاست..دلم تنگ میشه واسه نوشته ها ..هممیشه یکی ار ارکان ثابت بالاترین بوده و هر وقت نبود احساس میکردم بالاترین یه چیزش کمه...(با اون تیترهای خاص!که داستان جالبی بود!) ....خودش تاریخچه ی زیبایی و جالبیه ....
، تبریک میگم
+ - رای  ۱ elnino ۳ ماه قبل گفت:
آقا مسعود اگه با بعضي از نوشته هات زياد حال نكردم ولي با اين پستت و مهتر از همه صداقتت كلي صفا كردم.
موفق باشي