بالاترین

  • About
  • پیشنهاد
  • بالاویکی
  • وبلاگ
  • تبلیغات
  • قوانین
  • راهنما
  • لینک‌های داغ
  • لینک‌های تازه
  • صفحه لینک
spinner

  • +
  • ۱۶۴
  • -
  • خبر غیرواقعی
  • تکراری
  • توهین‌آمیز
  • تیتر، توضیح، یا بخش نامناسب
  • نقض کپی‌رایت
  • نقض حریم خصوصی
  • انصراف

لينک را در يک صفحه جديد باز کنيد خروج از ايران به زبان احمد باطبي: داستان آن فرار بزرگ .... (روزآنلاین)  ـ۱۶۸۲ کلیک

Language Bookmark www.roozonline.com

هنوز چند ماه از درج داستان آن پیراهن خونین نمی گذرد. 5 دی ماه 86. آن روز نه احمد باطبی و نه ‏من فکر نمی کردیم مصاحبه بعدی از آمریکا خواهد بود. این مصاحبه که متن کامل آن به زودی در ‏قالب کتاب، به دوزبان فارسی و انگلیسی منتشر خواهد شد، داستان پیراهن خونینی است که به فراری ‏بزرگ ختم شد و آن طور که باطبی می گوید قرار است به جاهای بهتری برسد برای همه مدافعان ‏حقوق بشر در ایران. برای خودش. درس بخواند. آدم خوبی بشود. آدم بماند. آخرین باری که با هم صحبت کردیم هیچ خبری از خروج تو از ایران نبود؟چی شد یکدفعه؟‏ درست است. ما با هم کار می کردیم. من در یک بخش روزآنلاین کار می کردم. چند روز قبل از عید ‏هم با هم صحبت کردیم.اما یک روز از دادگاه با من تماس گرفتند که دیگر مرخصی ات تمدید نمی ‏شود. باید برگردی زندان. من تعجب کردم؛ چون به من گفته بودند اگر کار سیاسی نکنی می توانی ‏بیرون باشی. من هم واقعا کار علنی سیاسی نمی کردم. یعنی کارغیر علنی می کردم . خیلی تعجب ‏کردم. برای همین تصمیم گرفتم به بازجویم در وزارت اطلاعات زنگ بزنم. در واقع او مسئول من بود ‏و مرتب در مورد کارهایم با من حرف می زد، اما وقتی چند بار به او زنگ زدم و خبری نشد، فکر ‏کردم وزارت اطلاعاتی ها هم می خواهند من به زندان برگردم، برای همین خودشان را کنار کشیده اند. ‏به دنبال این نتیجه گیری، به همه آدم هایی که می توانستم به آنها اعتماد کنم و با آنها حرف بزنم، تلفن ‏کردم. ولی چون تعطیلی عید بود، هیچکس را پیدا نکردم. هر کسی را می گرفتم جواب نمی داد. هر که ‏را می خواستم ببینم در حال سفر بود؛ مانده بودم چکار کنم. قدرت تصمیم گیری هم نداشتم؛ضمن اینکه ‏تحلیل ام این بود که با توجه به 9 سالی که گذرانده بودم که بالاخره کم نیست و آسان هم نیست، اگر ‏برگردم برایم یک اتفاق جانی می افتد. تازه برای خودم مهم نبود، ولی این مسئله حتما به خانواده ام ‏خیلی فشار می آورد.مخصوصا مادرم. این یک تحلیل؛ تحلیل دیگرم هم این بود که زندان تا یک حدی ‏ظرفیت دارد؛ اگر بیشتر می شد و هی تکرار می شد ، در واقع لوث می شد. بالاخره در فضای عید و ‏این افکار، با دوستانم در حزب دموکرات کردستان ایران تماس گرفتم....‏ با آنها از کجا آشنا بودی؟ در ارتباط بودم دیگر؛ یا از زندان یا با بعضی هایشان هم در بیرون.‏ بعد چی شد؟ به آنها موضوع را گفتم. گفتند آماده باش،ت...

User14x14 توسط nanotube در بخش سیاست ارتقا به صفحه اول ۵ ماه قبل


کاربرانی که به لینک بالا رای داده‌اند (مثبت آبی، منفی قرمز):
nanotube neuron bilayer saghiasi m61s Erfan342 kasraba NaQQad vagabond b3hzad jadidian bijan_ zartosht Mehdi4u john lavin Sanam_IR kargozar samak pouol Albert pouriap armanpf shahrokh2 kargadan aaah123 kyle20234 abasagha alihassani Makki Engelisi homa Mazda sanam1 thearcher abdollah satch arshtat manamman mjafari Mojo Lily ehsan3500 fozolbashi kamel behrad_hunky maasalavat Aviz Germany casper shatot doroftade Parviz_ir metti amirreza dad_bidad saeed2002 nasim5879 ghoghnos ghoghnos Itman amehrabi khalgh knight4246 veyseh farzad nomon rezar amiran marmooz Shey reality Ahuna PATGAN odadgari spiar seta uncolawyer ghasemia sinadadras simon2bar taghavi lord milezok farzaam toopoli Ghoghnoos markopolo elektra_au jingil mi_ra52 zaash amir206792 samad ghogha22 suncity The11Ave rezara59 stranger edmigo persianbala maniya Arsin hemo daniyal ocean sadrah Persian Na_viD daneshvar hashemis yekensan tara yekiyedone miluooo hamidinbp ali_s110 imanava arvand sargord Daryoush shahriyar22 digitalboy sueshan VanCity shourkaei ayeneh Dr.Frink elnino alializ amirreader pourya katayoun laiciran romeo romeo ghazaal Vahid Online shorAngiz Taraf voice cherick vIRGo halone ataghikhani hosseinf dayna viraneh webgard-f noznet elena_r Pejman Kahkeshan hICHKI hamid_kh america fakahi khordad hawaii Honeyasali lafcadio xploder nimadarabi khonindelan

برچسب‌های لینک:
ايران فرار احمد باطبي خروج

+  لینک‌های مرتبط

+ - رای  ۴ lavin ۵ ماه قبل گفت:
زندگیش رو به نجات دهنده ها و محافظاش مدیونه
+ - رای  -۳۲ fakahi ۵ ماه قبل | به علت رای منفی زیاد پنهان شده. [نمایشپنهان شود]
حالا افتاده به توضیح دادن که خطر جانی بود و چه و چه. ولش کردند و آزادش گذاشتند تا فرار کنه، خیال برش داشته که خیلی مهره کلیدی بوده!
+ - رای  ۵ fozolbashi ۵ ماه قبل گفت:
وقتی می خواستم سوار هواپیما بشوم چند چهره مشکوک به نیرو های اطلاعاتی ایرانی را دیدم که به ‏من برو برنگاه می کردند. ریش دار با نگاهای طلب کارانه . نمی دانم مرا شناخته بودند یا نه ولی نگاه ‏شان جوری بود که دچار تردید شدم که به سمت هواپیما بروم یانه. پلیسی که آنجا بود متوجه این حالت ‏من شد و علتش را پرسید. گفتم: اینها مرا نگاه می کنند. آن مامور به سمت آنان رفت و از آنها پاسپورت ‏شان را خواست. درهمین فاصله من هم پریدم و سوار هواپیما شدم

نمیدانم! ولی زیاد قابل قبول نیست! پلیس خودش بیاد جلو بگه پسرم چرا رنگت پریده! من هم بگم اون دو تا آقا منو چپ چپ نگاه میکنند! پلیس هم بره سراغ اون دو نفر... در حالیکه نه پلیس میدونه تو کی هستی! نه اینکه میدونه که در حال فراری...
چه عرض کنم..
+ - رای  ۲۳ ppa1380 ۵ ماه قبل گفت:
حالا افتاده به توضیح دادن که خطر جانی بود و چه و چه. ولش کردند و آزادش گذاشتند تا فرار کنه، خیال برش داشته که خیلی مهره کلیدی بوده!

اتفاقا خیلی کلیدی بوده عزیز جان. ج.ا کار را سر هر چیزی به لجبازی که بکشاند به هر قیمتی که شده برای اثبات اهنین بودن خودش تا اخر خط هم می رود (کما که بارها رفته و تواب ها تولید کرده است)
باطبی از نمونه های بارز کم شدن روی ج.ا است.
رو کم شدنی که از دید ج.ا باعث دویده شدن امید زیر پوست مخالفانش تلقی میشود.
+ - رای  ۷ milezok ۵ ماه قبل گفت:
البته اکثر قریب به اتفاق کسانی که برای فعالیتهایشان به خارج از کشور رفتند بسیار کم فروغ تر از پیش بودند....منظور اینکه تاثیر گذاری این افراد در داخل کشور بسیار بیشتر است و حکومت هم این را میداند بنابر این از به خارج رفتن این گونه افراد سختکوش و با غیرتی مثل احمد باطبی که برایشان مزاحمت ایجاد میکنند خیلی جلوگیری نمیکند ... والا جمهوری اسلامی به این راحتی ها نمیگذارد افرادی مثل سعید امامی از دستشان فرار کند
+ - رای  ۳ rezar ۵ ماه قبل گفت:
جمهوری اسلامی خواسته به نحوی باطبی از ایران خارج بشود. همین که تلفن اش رو پیدا کردند نشاندهنده این است که می توانند براحتی به وی دسترسی داشته باشند. سوار هواپیما شدن به مقصد آمریکا یک پروسه بسیار بسیار سخت است اون قسمت فرودگاه رو من هم نمی توانم باور بکنم ولی می توان به توهم ناشی از اضطراب وی مرتبط دانست که کاملا طبیعی است.
+ - رای  -۱۱ netwalker ۵ ماه قبل | به علت رای منفی زیاد پنهان شده. [نمایشپنهان شود]
اگه این روز آنلاین نبود چیکار می خواستی بکنی؟ برو خوش باش!
+ - رای  ۱ lavin ۵ ماه قبل گفت:
سوار هواپیما شدن به مقصد آمریکا یک پروسه بسیار بسیار سخت است
بیشتر توضیح میدی؟
+ - رای  ۱۰ farzaam ۵ ماه قبل گفت:
نمیدانم! ولی زیاد قابل قبول نیست! پلیس خودش بیاد جلو بگه پسرم چرا رنگت پریده! من هم بگم اون دو تا آقا منو چپ چپ نگاه میکنند! پلیس هم بره سراغ اون دو نفر...

یعنی در کل ماجرا از سال 78 تا امروز در سال 87 شما به همین یک جمله مشکوک شده اید و سر همین هم کل ماجرا برایتان زیر سوال رفته؟! فضول جان بخدا افراط در تماشای فیلم های جنایی خوبیت ندارد و اثرات اینچنینی روی آدم می گذارد...
+ - رای  ۱۷ farzaam ۵ ماه قبل گفت:
من درکل قبول دارم که ج.ا از فرار افراد شناخته شده استقبال می کند و این اصلاً حدس و گمان نیست. به چند نفر از دوستان خبرنگار و رزونامه نگار ما که الان خارج از ایران تحصیل می کنند هم موقع خروج گفته بودند "سریع کارهایت را راه می اندازیم که بروی اما هرگز خیال بازگشت به سرت نزند"...اینها تازه یک مشت بچه بودند که در فضای نسباتاً باز رسانه ای دوم خرداد روزنامه نگار و خبرنگار شده بودند چه برسد به امثال گنجی تا احمد باطبی...
تصور حکومت این است که این مهره ها با خروج از ایران سوخت می شوند و اشتباه هم نمی کند چون بزرگترین دشمن نیروهای مبارز ما خودشان هستند و حکومت هم به خوبی اینها را به جان هم می اندازد. اصلاً یک جاهایی از فرهنگ ما مشکل دارد و حکومت نهایت بهره را از این ضعف فرهنگی می برد. نمونه اش برخورد خود ما است با گنجی، سازگارا، افشاری، خلجی، باطبی و...خود ما هم به محض خروج نیروها همه کاری بر علیه شان می کنیم...
به هرحال در کل می پذیرم که جکومت هم خیلی سخت نگرفته اما قطعاً فرار احمد هم ساده نبوده است...
+ - رای  ۱۴ farzaam ۵ ماه قبل گفت:
خب اولین کاری که در فرودگاه وین کردی چه بود؟
لپ تابم را بازکردم.اینترنت پر سرعت حیرت زده ام کرد. برای همین اولین کاری که کردم آپ دیت ‏کردن نرم افزارهایم بود. رفتم روی یوتیوپ. فیلم تماشا کردم. حال کردم. هی فایل هارا دانلود می ‏کردم؛ هی دیلیت می کردم. لذت بردم...‏

جداً دسترسی به اینترنت پرسرعت عقده شده برای همه ایرانی ها...یک زندانی ایرانی پس از 9 سال حبس اولین کاری که با ذوق انجام می دهد دانلود فایل است از طریق کانکشن پرسرعت و دیلیت کردن آنها loooool
+ - رای  ۷ markopolo ۵ ماه قبل گفت:
نمیدانم! ولی زیاد قابل قبول نیست! پلیس خودش بیاد جلو بگه پسرم چرا رنگت پریده! من هم بگم اون دو تا آقا منو چپ چپ نگاه میکنند! پلیس هم بره سراغ اون دو نفر... در حالیکه نه پلیس میدونه تو کی هستی! نه اینکه میدونه که در حال فراری...
چه عرض کنم..

من به شخصه طرفدار طرفداری از باطبی هستم.... کسی که سالها در زندان رنج کشیده و اصلا گیریم که به گفته بعضی ها رنج نکشیده باشه... همین نفس بودن در زندان باید خیلی رنج آور باشه... ضمن اینکه باطبی حرف نا مربوطی نمی زنه که بخواییم در مقابلش موضع بگیریم و سعی در نابود کردنش داشته باشیم... تو حرفاش چیزی غیر از همبستگی و مخالفت با ج ا دیده نمیشه.
اما به نظر من هم حق با این دوستمون هست.... فکر می کنم اینجا رو کمی اغراق کرده باشه...
+ - رای  ۲۳ ahmadbatebi ۵ ماه قبل گفت:
نمیدانم! ولی زیاد قابل قبول نیست! پلیس خودش بیاد جلو بگه پسرم چرا رنگت پریده! من هم بگم اون دو تا آقا منو چپ چپ نگاه میکنند! پلیس هم بره سراغ اون دو نفر... در حالیکه نه پلیس میدونه تو کی هستی! نه اینکه میدونه که در حال فراری...
چه عرض کنم..
دوست عزیز
اقراقی در درکار نیست . من با مدارک عادی وارد اتریش نشده بودم . مدارک من مثل دیگران یک پاسپورت عادی و ویزا نبود . مدارکی بود کهUNHCR داده بود . کشور های اروپایی در مقابل این مدارک خیلی حساسند بود . برای همین پلیس از همان لحظه ورود من به فرود گاه من را تحت کنترل داشت و از من خواسته بود از محیطی که مشخص کرده خارج نشوم .و همچنین هر مشکلی که پیش آمد بلا فاصله به آنها اطلاع بدهم . در تمام مدت حضورم در اتریش پلیس دها بار برای کنترل من مراجعه کرده بود .
+ - رای  -۱ rezar ۵ ماه قبل گفت:
بیشتر توضیح میدی؟

منظورم این است که مثل سایر پروازها نیست مسافرین بعد از دریافت بلیط توی سالن انتظار یکبار دیگر هم بازرسی بدنی می شوند توسط مامورین آمریکایی نه کشور مبداء پرواز
من متوجه نشدم کجای نظرم ایراد داشت که شده ۶-
+ - رای  ۶ rezar ۵ ماه قبل گفت:
آقای باطبی من منظورم این نبود که شما دروغ گفتی اگر بد نوشته بودم یا شما برداشت اشتباهی کردی عذر میخواهم ولی به نظرم باید بهتر تعریف می کردی
+ - رای  ۵ stranger ۵ ماه قبل گفت:
نمیدانم! ولی زیاد قابل قبول نیست! پلیس خودش بیاد جلو بگه پسرم چرا رنگت پریده! من هم بگم اون دو تا آقا منو چپ چپ نگاه میکنند! پلیس هم بره سراغ اون دو نفر... در حالیکه نه پلیس میدونه تو کی هستی! نه اینکه میدونه که در حال فراری...

دقیقا همونطور که احمد باطبی خودش فرمود، وقتی شما به مدارکی مثل UNHCR وارد اتحادیه‌ی اروپا بشی خیلی حساسند دقیقا همین مورد در مورد پناهندگان سیساسی در اروپا صدق می کنه، این افراد حتی وقتی در کشوری اقامت دارند مرتبا توسط نیروهای امنیتی کشور تخت کنترل هستند تا مبادا اتفاقی براشون بیوفته دیگه چه برسه به زمانی که در حال جابجایی از یک کشور به کشوری دیگر هستند و شخصی چون احمد باطبی!
+ - رای  ۶ farzaam ۵ ماه قبل گفت:
احمد جان مصاحبه امروز شما را با صدای آمریکا دیدم و شنیدم ولی فکر می کنم دوستان در اینجا اثر منفی روی اعتماد به نفس شما داشته اند و خیلی شکسته نفسی می کردی...
+ - رای  ۶ aaah123 ۵ ماه قبل گفت:
farzaam حدود ۵ ساعت قبل گفت:
من درکل قبول دارم که ج.ا از فرار افراد شناخته شده استقبال می کند و این اصلاً حدس و گمان نیست. به چند نفر از دوستان خبرنگار و رزونامه نگار ما که الان خارج از ایران تحصیل می کنند هم موقع خروج گفته بودند "سریع کارهایت را راه می اندازیم که بروی اما هرگز خیال بازگشت به سرت نزند"...اینها تازه یک مشت بچه بودند که در فضای نسباتاً باز رسانه ای دوم خرداد روزنامه نگار و خبرنگار شده بودند چه برسد به امثال گنجی تا احمد باطبی...

بله، اتفاقا چندی قبل عیسی سحرخیز مقاله ای در روز داشت و موارد متعددی از تلاش دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای خروج فعالان سیاسی از ایران ( که منجر به خالی شدن عرصه سیاسی داخلی بدون هزینه برای رژیم است) را مثال اورده بود. شاه عده ای از ناراضیان سیاسی را روانه زندان کرد و آنان را به قهرمان تبدیل کرد. اما جمهوری اسلامی آنان را وادار یا تشویق به خروج از کشور می کند تا هم اثر گذاری شان قطع کند و هم زندانهای مملو از زندانی سیاسی نداشته باشد. فعالان سیاسی هم پس از سفر به خارج از کشور هم اثر گذاری شان کم و کمتر می شود ، صدایشام به داخل نمی رسد ( مقایسه کنید اکبرگنجی در زندان را با اکبر گنجی آزاد در خارج ، کدام بیشتر اثر گذار بودند ) و هم اینکه از فضای سیاسی و اجتماعی داخل بی خبر و ارتباط می شوند و نهایتا آنکه زندگی در اروپا و آمریکا هم دردسر های زیادی دارد که فرد سیاسی را به مرور فرسوده می کند، بی هیچ هزینه ای برای نظام. البته من به اکبر حق می دهم که برای زندگی اش تصمیم بگیرد. سخت است که 20 سالگی به زندان بیافتی و ( اگر فرار نکنی) 35 سالگی از زندانهای نظام بیرون بیایی و همه زندگی و آینده ات بر باد رود. خصوصا که ه...
+ - رای  ۶ aaah123 ۵ ماه قبل گفت:
....... خصوصا که همسرش هم او را ترک کرد. او تا همین جا هم حق بزرگی به گردن ما دارد.
+ - رای  ۴ miluooo ۵ ماه قبل گفت:
باطبی عزیز برای خارج شدنت از ایران متاسفم اما همهء ما انسانیم و زندگی کردن از حقومونه و گاهی مجبوریم طوری که دلمون نمی خواد زندگی کنیم امیدوارم زندگی خوب و بدونه دغدغه فکری داشته باشی و امیدوارم خانوادت امن و امان باشند و براشون مشکلی پیش نیاد
+ - رای  ۵ farzaam ۵ ماه قبل گفت:
آه عزیز فکر می کنم جا داشته باشد تا در تاپیکی مستقلاً به این موضوع بپردازیم که چرا شخصیت های سیاسی ما پس خروج از کشور کم رنگ می شوند و گاهی حتی کاملاً محو می شوند.
دلیل این مساله سختی زندگی در اروپا یا آمریکا نیست که به هر صورت زندگی در آن شرایط ساده تر از زندگی در سلول و زیر شکنجه است...دلیلش نبود رسانه نیست که اتفاقاً آن سو رسانه های بیشتری در اختیار هست اما به نظر من دلیل این مساله برمیگردد به ضعف فرهنگی ما....چند مثال:
الف: اینجا اکثراً از حسین درخشان متنفرند اما اگر دقت کنی می بینی که فرهنگی که حسین درخشان آن را تبلیغ می کند به خوبی مورد استقبال قرار گرفته است... مثلاً الان به صورت پیش فرض همه سازگارا و افشاری و...نوکر آمریکا تلقی می کنند و در بحث ها هم این مطلب یک پیش فرض تلقی می شود در حالی که اصلاً اینطور نیست...تنفر از یک شخص به چه دردی می خورد وقتی افکارش به همه جا رسوخ کرده است...؟! در نهایت هم حکومت نفع اصلی را از این مساله می برد...
ب: ببین از وقتی که گنجی از ایران خارج شده چند مقاله بر علیه او نوشته شده؟ آیا شده گنچی مقاله ای بنویسد و 10 نفر علیه او ننویسند؟ مساله نقد کردن نیست...مساله اینست که ما عادت کرده ایم که برای پیشرفت یا حتی برای بقاء بقیه را خفه کنیم. برای اینکه نشان دهیم هستیم و وجود داریم هم باید کسی را از پای درآوریم...همین می شود که همه مهره ها می سوزند...
به نظرم باید در این خصوص بحث کرد و حتی راهکار ارائه داد.
ببخشید کمی پراکنده گویی کردم چون سرکار هستم و مدام با من کار دارند، امیدوارم منظورم را منتقل کرده باشم...
+ - رای  -۱ jaja261 ۵ ماه قبل گفت:
خوش بگذره
+ - رای  ۴ sueshan ۵ ماه قبل گفت:

تصور ديگري داشتم از فرارباطبي و حالا معلومم شد كه دفعتن اين اتفاق برايش افتاده . مطالب جالبي برايم داشت اين گفتگو ... از حسهايش و هراسهايش راحت گفته بود . حس غريبيست . خوب مي فهمم حالش را . كمي هم خامي ( سوتي ) داخلش هست البته كه نشان مي دهد باطبي نگاه تيزبيني ندارد و هنوز بايد زياد بياموزد مثل اين تكه :
وقتی می خواستم سوار هواپیما بشوم چند چهره مشکوک به نیرو های اطلاعاتی ایرانی را دیدم که به ‏من برو برنگاه می کردند. ریش دار با نگاهای طلب کارانه . نمی دانم مرا شناخته بودند یا نه
نيروي امنيتي كه بتوان شناختش نيروي امنيتي نيست احمد جان ( اينجا بايد بگم مجيد جان !!) راستش اين تكه را كه خواندم چند دقيقه اي خنده ام بند نمي آمد . انگار اين بچه ساده ترين اصول جاسوس يازي و كار امنيتي كردن را هم نمي شناسد . نوشابه اميري عزيز هم كه از اون مجيد تر !!
استتار اصل اول اطلاعاتي بودن است .
با اين وجود خوشحالم كه رها شد . راستي چه ذوقي كرده بود از ديدن اينترنت پرسرعت در فرودگاه ...آخي ... دلم خيلي سوخت ... انگارايران زندان در زندان است براي يافتن اطلاعات و خبر .... چه قدر غريبيم ما ... ساده و كودكانه گفت.... در طول خواندن تصور اينكه خانواده اش چه كشيدند ازارم ميداد .
به باطبي هم توصيه دوستانه ميكنم حالا كه رها شدي و فرصت داري خودت را بساز و عقب ماندگيهايت را جبران كن . سياسي بازي را كنار بگذار و نگذار ملعبه دست ورشكست هاي سياسي در آمريكا شوي .... ول كن اين دست زدنها را .....اولين كسي كه بايد اين تصوير و مجسمه اي را كه از تو ساخته شده بر زمين بزند خودت هستي ....سمبل تو خالي بدرد نمي خورد ..... كاركردش فقط به درد مدت زمان كوتاهي مي خورد .... ك...
+ - رای  ۴ sueshan ۵ ماه قبل گفت:
.... كاري كن كه مدت مصرفت طولاني تر باشد و اثر گذار تر .... اگر تا بحال ديگران از تو باطبي ساختند حال وقت ان است كه با تلاش فكري خودت دست به سازندگي بزني !
برايت آرزوي موفقيت درازمدت مي كنم و خوشحالم كه رنجهايت پايان گرفت .
باشد كه رنجهاي ملتت نيز پاياني داشته باشد .
+ - رای  ۸ amirreader ۵ ماه قبل گفت:
درود بر باطبی عزیز !
دوستانی که توهم زدن یک نفر زیر فشار و سال ها بازجویی و شکنجه شدن روحی و جسمی تو ی سیاه چال های رژیم را خنده دار می دانند و سوتی.. اشتباه می کنند تا جای او نباشی نمی توانی این حس را داشته باشی حسی که فکر می کنی همه در تعقیبت هستند و ...
پلیسی که آنجا بود متوجه این حالت ‏من شد و علتش را پرسید. گفتم: اینها مرا نگاه می کنند. آن مامور به سمت آنان رفت و از آنها پاسپورت ‏شان را خواست. درهمین فاصله من هم پریدم و سوار هواپیما شدم.‏

در پرواز های به سمت آمریکا تمام این نکات را زیر نظر دارند و از ماموران اسرائیلی یاد گرفته اند که چگونه حالات و روحیات مسافرین را در نظر داشته باشند و موارد مشکوک را سریعا بررسی کنند حتی مسافرین نیز می توانند هر گونه مورد مشکوکی را گزارش دهند و مامورین موظفند که به گزارش ها رسیدگی کنند . من اطلاع ندارم که احمد باطبی چه مقدار به زیان انگلیسی تسلط دارند چون در بسیاری مواقع کسانی که تسلط کافی به زبان انگلیسی ندارند نیز داستان هایی از مکالمات خود با مردم می سازند یعنی کسی به آنها چیزی گفته است و این ها هم جوابی داده اند اما در بسیار مواقع متن مکالمه با حدسیات آنها تفاوت بسیار دارد .
+ - رای  ۳ amirreader ۵ ماه قبل گفت:
امیدوارم جناب باطبی مسیر کامالا درستی را که در پیش گرفته اند ادامه دهند .
با آرزوی موفقیت برای ایشان .
+ - رای  ۴ amirreader ۴ ماه قبل گفت:
نکته جالب توجه درتمام دنیا قدرت سفارت آمریکا در کشورهای مختلف است ماجرای امیر فرشاد در ترکیه را همه می دانیم و بنده از نحوه فرار یکی از مجریان رادیو فردا اطلاع دارم که به هر کشوری که وارد می شد -بدون پاسپورت- اجازه و رود به آن کشور را به راحتی می گرفت گویا که مامورین فرودگاه از قبل در جریان ورود آن شخص به فرودگاه بودند بنابراین هیچ دور از ذهن نیست که مامورین فرودگاه وین از قبل باطبی را می شناختند .
+ - رای  ۲ sueshan ۴ ماه قبل گفت:
دوستانی که توهم زدن یک نفر زیر فشار و سال ها بازجویی و شکنجه شدن روحی و جسمی تو ی سیاه چال های رژیم را خنده دار می دانند و سوتی.. اشتباه می کنند
اگر منظور شما كامنت من بود كه من حرفي از فشار و بازجويي و شكنجه روحي و جسمي باطبي و توهم بودن يا خنده دار بودنش نزدم .... اشاره من مورد فردوگاه بود كه انهم به نظر من ربطي به فشارهاي قبلي ندارد و فقط نياز به كمي فكر كردن در مورد سوژه دارد كه مورد مهمي هم نيست و دذر حد يك شوخي بود با باطبي و تصورش نه بيشتر .
اين يك جور تحريف حرف من بود و يا خوشبينانه اش يك جور برداشت اشتباه .
+ - رای  ۲ amirreader ۴ ماه قبل گفت:
اگر منظور شما كامنت من بود كه من حرفي از فشار و بازجويي و شكنجه روحي و جسمي باطبي و توهم بودن يا خنده دار بودنش نزدم .... اشاره من مورد فردوگاه بود كه انهم به نظر من ربطي به فشارهاي قبلي ندارد

من فقط منظورم شما نبودید بلکه همه دوستانی بودند که چنین نظری را داشتند .
مورد فردوگاه بود كه انهم به نظر من ربطي به فشارهاي قبلي ندارد

دقیقا ربط دارد یعنی کسی که سال ها زندان بوده است و تحت تعقیب و باز جویی شما انتظار دارید که هیچ صدمه روحی ندیده باشد و پس از رسیدن به فروگاه مانند یک انسانی باشد که هیچ گاه هیچ کسی در زندگیش تعقیبش نکرده است و هیچ گاه تحت فشار و شکنجه نبوده است ... اندکی انصاف هم بد نیست دوستان عزیز .
+ - رای  ۵ sueshan ۴ ماه قبل گفت:

منفي كردن نظرات بجاي ديالوگ داشتن رسم بديست در اين بالاترين . بجاي بازي با اهرمهاي مثبت و منفي از كلام استفاده كنيد دوستان عزيز . اينطور شبهه رفتار پشت پرده هم پيش نميايد .
منفي براي برخورد با حرفهاي ركيك و توهين آميز مناسب است . اين به تقوا نزديك تر است يا اولوالباب !
+ - رای  ۲ amirreader ۴ ماه قبل گفت:
منفي كردن نظرات بجاي ديالوگ داشتن رسم بديست در اين بالاترين

به خداوند و جان مادرم قسم می خورم که من منفی ندادم سوشان جان
:(
+ - رای  ۳ sueshan ۴ ماه قبل گفت:

من فقط منظورم شما نبودید بلکه همه دوستانی بودند که چنین نظری را داشتند .
چه نظري ؟ شما هر مورد را بايد عين همان در موردش نظرتان را بدهيد نه كلي . و گرنه به من حق بده كه اين گفته ات را د رمود نظرم بدانم در حاليكه من اشاره من موردي بود و از سر شوخي با باطبي.
ببين . اينكه كسي مورد تعقيب است و در حال فرار و مدت مديدي را به طور پنهاني از اين خانه به ان خانه رفته و بيم جان داشته باشد و مدام نگران اطرافش هيچ بحثي در ان نيست و كاملن طبيعي ...... ولي مورد من توضيح واضح اين قضيه بود كه تصور باطبي از آن چند مرد ريشو نمي تواند درست باشد چون مامور اطلاعاتي جمهوري اسلامي در فرودگاه وين خودش را شبيه يك آدم حزب الهي يا ايراني حتا درست نميكند عزيز جان ... اين چيز سختيست فهميدنش ؟ .... اينكه باطبي اينها را مامور امنيتي ديده و ترسيده به دليل شرايطش در ان موقع طبيعيست ولي وقتي شما داري مصاحبه ميكني بعد از چند ماه بعدش ، ديگر نشان مي دهد كه باطبي الان برداشتت از مامور اطلاعاتي سطحيست و نه اينكه الان هم ترسيده .
خواهش ميكنم موارد را با هم قاتي نكن و ديگران را به ضديت با باطبي در سخنت محكوم نكن .
موردي كه من گفتم خيلي ساده بود و ربطي به زندان و شرايط سخت دوران شكنجه و محروميهايش نداشت . اين ها چيزيست كه من هم برايش احترام قائلم و در كامنتم نيز گفتم .
+ - رای  ۳ sueshan ۴ ماه قبل گفت:

به خداوند و جان مادرم قسم می خورم که من منفی ندادم سوشان جان
من كلي گفتم ؛) .... شما تبرئه شدي ... دستان ديگري دركار است !
هر چه هست كار قشنگي نيست و فضا را پر از سوئ تفاهم ميكند ... شايد هم برخي بدشان نمي ايد فضا اينطوري باشد !
( قسم مادر هم نخور لطفن كه من حساسم ... هيچ چيز ارزش قسم خوردن ندارد امير عزيز . حرف زدن يهترين كمك براي رفع سوئ تفاهم است )
+ - رای  ۲ amirreader ۴ ماه قبل گفت:
ولي مورد من توضيح واضح اين قضيه بود كه تصور باطبي از آن چند مرد ريشو نمي تواند درست باشد چون مامور اطلاعاتي جمهوري اسلامي در فرودگاه وين خودش را شبيه يك آدم حزب الهي يا ايراني حتا درست نميكند عزيز جان ... اين چيز سختيست فهميدنش ؟ .

سخت نیست و من هم آن را توهم دانستم و به نوعی حرف شما را تایید کردم
دوستانی که توهم زدن یک نفر زیر فشار و سال ها بازجویی و شکنجه شدن روحی و جسمی تو ی سیاه چال های رژیم را خنده دار می دانند و سوتی.. اشتباه می کنند

ر حاليكه من اشاره من موردي بود و از سر شوخي با باطبي

ببخشید فکر می کنم که من شوخی شما را جدی گرفتم .
+ - رای  ۴ sueshan ۴ ماه قبل گفت:
ببخشید فکر می کنم که من شوخی شما را جدی گرفتم .
زنده باد ... حالا شد ي پسر خوب ... باطبي هم عزيز ماست و عزيز همه كسانيست كه دلشان براي آزادي مي تپد و از ظلم بيزار ند .
مورد باطبي براي من بيشتر از اينكه از لحاظ سياسي مهم باشد از لحاظ انساني مهم است چون من شاخصهايم براي رفتار سياسي و كار سياسي امثال باطبي نيست ولي براي كسي كه بي دليل حتا يك سيلي هم از يك حكومت مستبد بخورد دلم بدر مي ايد چون خودم چشيده ام طعم ستم را . چه برسد به باطبي كه ناجوانمرانه عمرش تلف شد و وحشيانه آزار ديد .
من برايم باطبي يك انسان است تا يك فعال سياسي .
+ - رای  ۱ amirreader ۴ ماه قبل گفت:
زنده باد ... حالا شد ي پسر خوب ... باطبي هم عزيز ماست و عزيز همه كسانيست كه دلشان براي آزادي مي تپد و از ظلم بيزار ند .

شما هم عزیز مایی یعنی من
چه راحت اینجا سوءتفاهم می شود .
:))
+ - رای  ۱ BagzBani ۴ ماه قبل گفت:
ضمن احترام فراوان به سالهای از دست رفته باطبی
اگه مردم حس کنند پاداش مبارزه ویزای آمریکاست شاید دلگرمتر مقاومت کنند! یا ایران را می سازند یا زندگی خود را!
یاد تشویقی های خدمت به خیر! (شوخی و جدی قاطی هم! )
+ - رای  ۲ markopolo ۴ ماه قبل گفت:
من کاملا نظریه سوشان را تایید می کنم.
دقیقا می خواستم به همین نکته ها اشاره کنم مخصوصا قسمت آخرش. احمد باطبی چه با اسطوره سازی چه به حق، چه درست چه غلط، چه با رنج چه بی رنج اکنون ساخته شده... شاید احمد باطبی خود در ساختن احمد باطبی نقش کمرنگی داشته ( شاید... طبق گفته برخی ها) اما به هر حال اکنون این باطبی ساخته شده... حالا مسئول این باطبی کسی نیست به جز خود باطبی... از این به بعد مسئولیت تک تک اعمال و رفتار وی متوجه خودش است... حالا تنها کسی که می تواند باطبی را اسطوره جنبش دانشجویی کند خودش هست و تنها کسی که می تواند او را تبدیل به یک منفعل سیاسی کند خود او. چه درست چه غلط باطبی در حال حاظر طرفداران بسیاری در ایران دارد و بالطبع مخالفان بسیار... آنچه مسلم است باطبی با هر رفتار صحیحش نه تنها طرفداران بیشتری جذب می کند بلکه با مخالفانی که برای متفرق نمودن اذهان مردم از وی تلاش می کنند مبارزه می کند. مهمترین نکته را دوستمان گفت. دیروز گذشته... رفتار باطبی از امروز به شدت زیر ذره بین است... پس باطبی با ماست تا وقتی خلافش ثابت بشه...!
+ - رای  ۳ shorAngiz ۴ ماه قبل گفت:
روح و روان ادم بدرد میاد از این همه سختی که احمد عزیز کشیده کمی انصاف داشته باشیم و اگر مرحم نیستیم لااقل نیش هم نزنیم. فقط برای لحظه ای در تک تک شرایطی که داشته خودمون رو بزاریم جای اون و ببینیم ما چکار میکردیم ...
+ - رای  ۱ koosha ۴ ماه قبل گفت:
حالا مسئول این باطبی کسی نیست به جز خود باطبی... از این به بعد مسئولیت تک تک اعمال و رفتار وی متوجه خودش است...

بنظرم از همین ابتدا مسیر درستی انتخاب نکرده (احمد جان اگر خودت میخوانی که چه بهتر). بخصوص مصاحبه با روزآنلاین و کسی مثل نوشابه امیری. البته از قرار معلوم از پیش هم با روز کار میکرده. یعنی احمد از پروژه روز و سوابق امیری و همسرش هوشنگ اسدی بی اطلاع است؟ امیدوارم که علت این بوده باشد و در فضای آزاد به آگاهی برسد (اگر دنبالش باشد). در داخل قدرت رسانه ای دست جناحهای مختلف حکومت و در خارج دست لیست طولانی پروژه های آمریکا و هلند هست و با اهداف خودشان. در دنیای امروزی ارتباطات انسان لازم نیست مشروط به هیچ کدام از این قدرتها باشد. بنظرم اگر احمد میخواست یا بخواهد پاک بماند برایش از هر کس دیگری بواسطه شناخته شدگی اش راحتتر بود که مثلا مستقلا همین خاطراتش را در یک وبلاگ شخصی نشر میکرد بی شک خواننده اش کم از الان نبود و براحتی به مخاطبش دسترس پیدا میکرد و بجای مصاحبه تلوزیونی فیلم و پیامش را خودش روی یوتیوب و وبلاگش میگذاشت و برای دسترسی به مخاطب بدون اینترنت هم میگفت همه تلوزیونها مجازند آنرا پخش کنند، اما بجایش اینطور دم به تله نمی داد. شاید به مزاقتان خوش نیاید اما من یکی با دیدن مصاحبه اش بخصوص با روز و بعد برخی نوکهائی که داد به او و همکاری اش با دیگرانی که نام برد بنوعی شک پیدا کردم. امیدوارم در این وادی بیش از این فرو نرود و هر چه زودتر خود را دریابد.
+ - رای  ۴ viraneh ۴ ماه قبل گفت:
پلیسی که آنجا بود متوجه این حالت ‏من شد و علتش را پرسید. گفتم: اینها مرا نگاه می کنند. آن مامور به سمت آنان رفت و از آنها پاسپورت ‏شان را خواست. درهمین فاصله من هم پریدم و سوار هواپیما شدم.‏

هر کسی که به نظرش اين موضوع عجيبه مثل اينکه با security نزديک پروازها به آمريکا آشنا نيست. مثل عقاب هر حرکتتو زير نظر دارن.
+ - رای  ۱ kardorost ۴ ماه قبل گفت:
" صمد (آقا) به شهر می رود " :
به وین که رسیدی، چطوری بود؟ خیلی فرق داشت نه؟
بله؛ یک فرق عظیم.

خب اولین کاری که در فرودگاه وین کردی چه بود؟
لپ تابم را بازکردم. اینترنت پر سرعت حیرت زده ام کرد. برای همین اولین کاری که کردم آپ دیت ‏کردن نرم افزارهایم بود. رفتم روی یوتیوپ. فیلم تماشا کردم. حال کردم. هی فایل هارا دانلود می ‏کردم؛ هی دیلیت می کردم. لذت بردم...‏

وقتی می خواستم سوار هواپیما بشوم چند چهره مشکوک به نیرو های اطلاعاتی ایرانی را دیدم که به ‏من برو برنگاه می کردند. ریش دار با نگاهای طلب کارانه . نمی دانم مرا شناخته بودند یا نه ولی نگاه ‏شان جوری بود که دچار تردید شدم که به سمت هواپیما بروم یانه.

آدم های دور و برت را هم نگاه می کردی؟
... همه جور آدمی در آنجا دیده می شد. همه فوتبال نگاه می ‏کردند و من آدم هارا... هر چقدر بیشتر به آنها نگاه می ‏کردم، بیشتر احساس غربت می کردم. احساس هراس... مثل بچه ای که به دنیا می آید و وارد دنیایی می شود ناشناخته. فکر می کردم در این دنیا چطوری ‏زندگی خواهم کرد.چطوری می توانم فکرکنم.چگونه خودم را بین اینها نگاهدارم و... بعد چشم هایم را روی هم ‏گذاشتم. آن وقت خانمی از کارمندان فرودگاه به آهستگی پتویی را روی من انداخت. گرم که شدم، ‏خوابم برد...

به این می گن یه عبدالچیزقرنه درجه یک! حالا به بعد چقدر سوژه خنده بده دست این و اون، نخ سوزن ابراهیم نبوی و اینا! کاشکی این عبدالله همینجا می موند، اینجوری اقلا کسی حرف زدن این بابا رو نمی دید تا به عمق(!) دانش و معرفتش پی ببره :))))) شوووووش!
+ - رای  ۳ miluooo ۴ ماه قبل گفت:
" صمد (آقا) به شهر می رود " :

کار درست عزیز صمد به شهر رفت اما تو هنوز توی کوچه پس کوچه های ده تون داری یه قل دو قل بازی میکنی.بنظر من که بهتر شد رفت شاید توی ایران میموند موثر تر بود ولی امثال تو لیاقت چنین ازخود گذشتگیی رو ندارند.دیدن اینترنت پر سرعت برای تو و امثال تو که از اینترنت فقط چت رو میشناسید اهمیتی نداره دیدن چهره های مشکوک هم کاملاً طبیعیه و میتونی این آدما رو از 100 متری توی فرودگاهها بشناسی .نگاه کردن آدمای دور و بر هم نتنها دانش آدم رو زیر سوال نمی بره بلکه میتونه افزایش دهنده دانش هم باشه .مشکل تو اینه که از ده تون اونور تر نرفتی و فکر نمیکنم ابراهیم نبوی تا حسنی و محمود هستند از احمد برای سوژه هاش استفاده کنه که اگر اون دوتا هم نباشند آدمایی مثل تو سوژه ترن .قسمت معرفت رو که دیگه اصلاً درک نکردم چطوری کاستشو از حرفای بالا استخراج کردی.
+ - رای  ۱ kardorost ۴ ماه قبل گفت:
کار درست عزیز صمد به شهر رفت اما تو هنوز توی کوچه پس کوچه های ده تون داری یه قل دو قل بازی میکنی
خشن نشو میلوووو جون! اگه دهات ما اینترنت داره واسه کل کل کردن با تو، پس این عبدالله واسه چی پاشد اینهمه راه رفت فرنگستون واسه اینترنت بازی؟ خوب همینجا توی دهات کوره هام می تونست که! اونوقتشم تو خبر نداری از این ابراهیم نبوی، یَک جوونوریه که فقط نوشابه امیری میشناستش! هرکی بخواد گنده شه، می شه سوژه نبوی. فرقی هم نوفوکوله کی باشه. حالا این خط، این نشون، اگه اولین نفری که قصد فامیل شدن با احمد باطبی (از سمت همشیره) رو داشت، همین ابراهیم نبوی نبود، هرچی خواستی بگو!
آخ که چقد مشکوکی تو بلا ! عین چهره های خفن توی فرودگاه!
+