آیا شما همسر خدا هستید؟ (داستان کوتاه)
ـ۳۵۰ کلیک
www.inspirationalstories.com
یک شاهد عینی از نیویورک سیتی نقل کرد: در یک روز سرد دسامبر ، چندسال پیش،یه پسر کوچیک ،در حدود 7 ساله، کنار یه مغازه کفش فروشی توی یه خیابون شلوغ واستاده بود./پابرهنه،ضر زده بود به ویترین ، و از سرما به خودش میلرزید./یه خانم به پسر نزدیک شد و گفت، “دوست کوچلوی من،چرا اینقدر ژرف به اون شیشه نگاه میکنی؟” / بچه جواب داد : “من داشتم از خدا میخواستم که یه جفت از اون کفشها بهم بده” / اون خانم دست بچه رو گرفت، رفت توی مغازه، و از فروشنده خواست که نیم دوجین از کفشها رو برای پسر بچه بیاره./ بعدش از مغازه دار خواست اگه میشه یه لگن آب و یه حوله بهش بده. و اونم خیلی سریع اینا رو واسش آورد./خانم دوست کوچولو رو برد عقب مغازه، دستکشهای خودشو در آورد، زانو زد رو زمین، پاهای کوچک پسر رو شست و با حوله خشک کرد./ حالا دیگه فروشنده با کفشها برگشته بود. یه جفت گزاشت جلوی پاهای پسر. اون خانم کفشا رو براش خرید./بقیه کفشها رو هم بست و همشو داد به پسره. نوازشش کرد و بهش گفت: “بدون شک، تو الان احساس راحتی بیشتری میکنی.” / و برگشت که بره. بچه مات و مبهوت با دستش خانم رو گرفت، در حالی که به صورت خانم نگاه میکرد و اشک توی چشماش بود ازش پرسید; شما همسر خدا هستید؟
sekanjebin x7_alex niimaa negarak mhep222 aavang SayehAram arseh79 mahoman moka m_tavakoli baharnarenj marjovi nasoot KANE farhada ghanaary azuredome nehbandani alee Farhady pajoohande Albert dead.end amin3310 anaretorsh thearcher mojtaba21 shatranjbaz SaraRaha nikpendar manouchehr78 VanCity Saoshyant fozolbashi wallstreet400 abasali crystal netman adash_khan mahmood1347

این بنده خدا کفش میخواسته، این همسر خدا چرا براش جوراب خریده؟ خدا هم خداهای قدیم.
ضر یا زل!!!!!!!!!
ذل زده بود.
البته شایدم گظاشت.
sock تو دیار غربت معنی کفش راحتی هم میده.
از من انتظار نداشته باشید فرق ز ض ذ ظ با دیوار رو بدونم
شرمنده من املای فارسیم در حد دوم دبستانه، تازه اونم پاس نشدم.
اما اگه احتمال میدادم که اینقدر رای بیاره سعی میکردم بهتر بنویسم
نه تنها از شما که زبان فارسی زبان مادریتون هست این انتظار رو داریم بلکه از هر کسی که در حال یادگیری زبان فارسی به عنوان زبان دوم هم هست انتظار میره فرق ز ض ذ ظ رو بدونه همونطور که انگلیس ها از ما این انتظار رو دارن.
درست میگید،
حیفه واقعا بعضی از ما ایرانیا توی ادبیات نوشتاری خودمون اینقدر ضعیف هستیم. من سعی میکنم اینا رو یاد بگیرم. ممنون که تذکر دادید.
داریم بات شوخی می کنیم
دلت بزرگ باشه.
از دوست هر چه رسد نیکوست
چاکریم
درسته زیبا بود ولی داره میرسه به 90 !
این نشون میده که همه ایرانیا عمیقا آرزو دارن به کودکان فقیر کمک کنن.
به نظرم همه ادمایی که داستان رو خوندن دوست داشتن ای کاش جای اون خانم بودن.
یه جا خوندم که آرزوی کار خیر هم دقیقا مثل انجام کار خیره.
اما دوستان آیا ما توی عمل هم همینطور هستیم؟
من مشتاقم ببینم شما چیو توی بالاترین گذاشتید چون این ترجمه کار خودم بوده نه هیچ کس دیگه. دقت کنید که من به سایت انگلیسی لینک دادم و خودم ترجمه کردم. اگه از توی وب لاگی چیزی پیدا کرده بودم شاید به خودم شک میکردم.
منتظرم