آقا شما … ون دادی؟ (يه خاطره از هیچکی) ـ۶۵۵ کلیک
hichkihichkas.wordpress.com
خيلی وقت پيشا که حدود نميدونم 10…11 سال داشتم بدجور مسموم شدم…يادم هم نمی آد واسه چی…….منو بردن اورژانس که کم کم داشت اسم شيرو خورشيدش از ذهنها محومیشد…….همينجور که خوابيده بودم رو تخت و سرم بهم وصل بود ديدم يه بابائی رو آوردن که رنگ و روش بدجور زرد شده بود…..حدود 45…50 سالی داشت دو نفر نوجوون که بنظر میرسيد بچهاش باشن از زير بغلاش گرفته بودن که طرف نيفته زمين…..همينجور آوردنش و نشوندنش رو صندلی روبروی دکتر..آهان… يادم رفت اصل کاری رو بگم……بعضی ها ممکنه يادشون باشه که 3..4 سا ل بعد از انقلاب دکترای هندی و بنگلادشی تو ایران زياد بودن….این بابا دکتره هم از اهالی همون ورا بود…..دکتره رنگ و روی طرف روکه ديد زود دويد و فشار سنج رو وصل کرد به دستاش و شرو ع کرد به گرفتن نبضش…همينجور که نبضش رو میگرفت نه گذاشت نه برداشت يهو از طرف پرسيد:(با لهجه هندی بخونين ) : آقا…شما کون دادين؟!!
robbie hasankababi walan Na_viD alee crabby manamman kargozar BagzBani Kian_UW

https://balatarin.com/permlink/2008/7/1/1341924
رفتم ببینم این هیچکی کیه که رسیدم به این نشانی و این خاطره
والا من بعد مدتها يه پست نوشتم....خبر هم نداشتم این دوستمون
لينکش کرده.....مسئله خود سانسوری نيست
چطور که تو خود متن نوشتم کلمشو........خواستم تيتر خون و کون رو با هم در بر بگيره
مفثی دادیم تا همه در برابر قانون برابر باشند!
منفی *
تيتر اصلی رو اگه عوض میکرد منفی داشت.....
در ضمن از دوستمون هم واسه لينک ممنونم
واسه تیتر منفی ندادم
واسه این منفی دادم که گذاشته تو فرهنگ و هنر، خدا مرگم بده ؛)
بيخيال:))