انتشار عکسی از استاد شهریار برای نخستین بار (علیرضا ذیحق)
ـ۱۰۶۸ کلیک
maral65.blogfa.com
از آرشیو شخصی "سیمین حبیبیان" /// استاد شهریار و ابوالحسن والی افشار /// «علیرضا ذیحق» قبل از این گفتگوی «زندگی شهريار را از زبان خودش» را ضبط و بازنويسي کرده بود(لینک در قسمت نظرات).
کاربرانی که به لینک بالا رای دادهاند (مثبت آبی، منفی قرمز):
salur maasalavat fozolbashi albalooina sadegh hansd simon2bar nathan jandark Erfan342 sahand eslahat casper markopolo arbab aryana2008 m61s meysam.b3 khordad khersm kaya1361 bombast damoon sam1 aaah123 baghdad omigon shatot negarak Albert negahbankhak44 st-behesht nadiaa baran45 khomriz Nicolas amirreza Roadrunner 122333 Axan yakamoz comunqueali_ahrari
aryoo_barzan
Nesrin
salur maasalavat fozolbashi albalooina sadegh hansd simon2bar nathan jandark Erfan342 sahand eslahat casper markopolo arbab aryana2008 m61s meysam.b3 khordad khersm kaya1361 bombast damoon sam1 aaah123 baghdad omigon shatot negarak Albert negahbankhak44 st-behesht nadiaa baran45 khomriz Nicolas amirreza Roadrunner 122333 Axan yakamoz comunque
+
-
رای
۱
salur
حدود ۱ ماه
قبل
گفت:
زندگی شهریار از زبان خودش
+
-
رای
۱
salur
حدود ۱ ماه
قبل
گفت:
سال 1363 است، 29 فروردین. جشن بسیار با شکوهی در تالار وحدت دانشگاه تبریز برپاست... بیرون تالار یکی دست روی شانهام گذاشت. رفیق بود و از یاران روزنامه کیهان که بعدها تقدیر آن شد که ماهها در صفحات ادب و هنر کیهان دوشادوش هم باشیم. قرارشد که امشب را باحضور شاعرانی چون "سپیده کاشانی"، "مهرداد اوستا"، "حمید سبزواری" و چند تن دیگر در منزل استاد شهریار باشیم. //// حالا که درست 24 سال از آن شب خاطرهانگیز گذشته است و در سریال "شهریار"، با همه نیت خیری که در سازندگان آن سریال سراغ دارم متأسفانه شاهد چهرهای بیش و کم «مسخ شده» از استاد شهریار بودهام بر آن شدم که سراغ آن نوارها بروم و ببینم که شهریار از زبان خودش، در مورد زندگیاش چهها میگوید. گفتههای شهریار در آن شب همه به زبان فارسی بود و همهی کلمههای این متن، عینا مربوط به خود شهریاراست. //// تاریخ تولد من دقیقا معلوم نیست. ولی اواخر 24 یا اوایل 25 قمری باید باشد. یعنی روز تولد مرا پشت یک قرآن نوشته بودند و اما چون خانهی مارا یک دفعه مشروطهطلبان و یک دفعه هم مستبدین، ویران و غارت کردند لذا آن قرآن نیز، به یغما رفت. درسال 1302 که در تهران اداره آمار تشکیل شد مارفتیم شناسنامه گرفتیم. اما مخصوصأ سنام را دوسال بیشتر گفتم که بتوانم در انتخابات شرکت کنم...
+
-
رای
۱
america
حدود ۱ ماه
قبل
گفت:
علیرضا ذیحق؟ این دیگه چه جور لینک دادن هست؟
بخش نظرات غیرفعال شده است.
