دعوای همیشگی تحریم یا شرکت در انتخابات / از کجا باید شروع کنیم؟ قدمهای بعدی چه باید باشند؟ ـ۳ کلیک
moroor.wordpress.com
نزدیک هر انتخاباتی که میشویم همین آش است و همین کاسه! هر کدام از دو طرف هم خودش را آگاه و عاقل و دوراندیش میداند و دیگری را فریبخورده و بازیچه و سطحینگر. کوتاه هم نمیآییم و نتیجه هم هر چه باشد مؤید پندار درست ماست و هر بدبختیای که میکشیم تقصیر گروه مقابل! کل حرفهایی که رد و بدل میشود هم چون نیک بنگری، 5 - 6 جمله بیشتر نیست! و سالهاست به نحوی خستگی ناپذیر هر روز و روزی چند وعده همینها را با نگاه عاقل اندر سفیه تحویل هم میدهیم؛ و همین طور که ما داریم این جا سر دو راهی، توی سر و کلهی هم میزنیم، آن طرفیها بارشان را بسته و راه افتاده و چه بسا رسیدهاند! -----------------------------------------------------------------------در انتخاب حریف برای احمدینژاد که کاری از دستمان برنمیآید (دست کم فعلا). اما شاید بتوانیم به زمینهچینی برای یکی از دو راهی که داریم (تحریم یا شرکت) کمک و یارگیری کنیم. اما چه جوری؟ جمعیت رای دهنده را روی هم رفته به 4 دستهی کلی میشود تقسیم کرد: 1- تحریمیها (طرفداران انقلاب) 2-مشارکت جویان (طرفداران اصلاحات) 3- ماموران (امت حزب الله) 4- بینظران (امت سرگردان)...

آیا این اکثریتی که در تهران رای ندادند، خارج کشوری بودند؟
از کجا و چطور به این نتیجه گیری رسیدید؟ کدام ایرانی ست که موافق جنگ یا فشار اقتصادی باشد؟ شاید چند تا مغز نادان - که البته تعدادشان در مقابل خیل عظیم تحریمیان اصلا قابل اعتنا نیست - اینطور نظری داشته باشند اما عمومیت دادن آن به همه ی تحریمیان هم غیر واقعی و هم ناجوانمردانه است.
با این حال درست می گی که نباید این رو به همه تحریمی ها تعمیم داد و من هم چنین ادعایی ندارم...
اما این دلیل نمی شود که بیایند و بدون قید و شرط پای صندوق ها حاضر شوند.
توضیح: پیشنهاد باید روشن و صریح باشد. جملات عمومی و شعارگونه کسی را که نمی خواهد رای بدهد قانع نخواهد کرد.
اون جمعیتی که تو ایران هستن و رای نمیدن در هر سه گروه اول پراکنده هستن...
خب راستش اصل مطلب این یاددشات اینه که طرفداران شرکت و تحریم با هم جدل نکنن. و اگه کامنت های این لینک به طرف این جدل کشیده بشه نقض غرض هست. تجربه چند انتخابات به من یکی ثابت کرده که این دو گروه نمی تونن همدیگه رو قانع کنن.
اما در جواب سوال شما باید بگم بدون رسانه، اثر گذاری روی گروه چهارم واقعا سخته اما غیر ممکن نیست. شاید بتونیم از یکی از همین راهکارهای احمدی نژاد در سال 84 یعنی تبلیغات فرد به فرد هم یک استفاده هایی بکنیم...
با نگاهی به گذشته متوجه می شویم که طرفداران شرکت در انتخابات نمی توانند تحریمیان را به شرکت قانع کنند اما طرفداران تحریم می توانند شرکت کنندگان را به عدم شرکت قانع کنند. (تعداد تحریم کنندگان مرتب زیادتر شده است)
علتش این است که تحریمیان دلایل روشن و موجهی برای عدم شرکت در انتخابات دارند اما شرکت کنندگان دلایل روشنی که بتواند بقیه را هم قانع کند ندارند. منظورم از دلایل روشن، برنامه ی جامع برای مدیریت کشور، برنامه برای باز کردن سیستم بسته ی کشور و کاندید شجاع و قاطع است. طرفداران شرکت در انتخابات همه ی این نکات را تا الان مبهم گذاشته اند. با ابهام که کسی پای صندوق نمی آید.
1- چه برنامه ای برای تشویق گروه چهارم به تحریم دارید؟
2- چه برنامه ای برای خنثی کردن گروه سوم دارید؟
3- در صورت موفقیت تحریم (یعنی محقق شدن تحریم توسط بیش از 65-70 درصد) قدم بعدی شما چیست؟
1- خیال هر دو طرف راحت اینبار احمدی نژاد برنده است.
2- تحریم برای همه کسانی که در انتخابات شرکت نمیکنند الزامن یک راه مبارزه سیاسی با نتایج مشخص نیست در بالاترین آمار مشارکت مردم در انتخابات حدود 30 درصد مردم رای نمیدن. و به این عده بسته به باز یا بسته بودن رقابت درصد دیگری اضافه میشه البته در این بین تبلیغات اثر زیادی داره.
3- ایراد عمده به تحریمیها در واقع همین چیزیه که شما نوشته اید. شرکت نکردن در انتخابات چه عایدی دارد؟ چطور میتوان با عدم شرکت در انتخابات به همه اون برنامه ها رسید؟ برنامه جامع برای مدیریت کشور کجا تدوین شده و کجا قابلیتهاش اجرایی اش نقد شده.
4- ایراد عمده هم به مشارکت کنندگان در نداشتن برنامه، ضعف در برابر قوای انتصابی و برخورد انفعالی با آنها- همیشه منتظر هستند تا در برابر عمل اونها واکنش نشون بدن ؛ نه اینکه اونها رو به چالش بکشند). نداشتن نیروهای موجه و حواله مردم به آینده نامعلوم آنهم به شرط فراهم شدن شرایط هست.
5- به نظر من اگر قصد شرکت دارید باید برنامه داشته باشید میخواهید توسعه سیاسی را پی بکیرید یا اقتصادی یا هرچه، چگونه این منابع موجود رو قصد دارید اختصاص بدید و ....
درکنار این باید خط قرمزمشخصی هم داشته باشید این که رقیب هرجور رفتار کرد( از رد صلاحیت های فله ای تا برخورد با هوادارن اصلاحات) وشما هم دوباره در انتخابات شرکت کنید طبیعی است در چشم مردم بی اهمیت و...
اگر میخواهید شرکت کنید به این چیزها نیاز دارید.
1- برنامه مدون و قابل اجرا که اهداف و سیاستها در آن مشخص باشد
2- خطوط قرمز مشخص و قابل دی مثلن( عدم برگزاری انتخابات غیر قانونی حتی در صورت تهدید به کودتا- مجل هفتم-، عدم تحمل و واکنش قاطع در برابر برخوردهای غیر قانونی با هواداران اصلاحات و ..).
3- داشتن یک کاندیدای موجه و قاطع
ببینید، تحریم یک عکس العمل است (واکنشی در مقابل کنش). ابتدا باید دید که چه گروههایی و چه افرادی می خواهند شرکت کنند. جبهه گیری های سیاسی چگونه است. برنامه های آنها برای بهتر کردن وضع کشور چیست. برخورد نهادهای انتصابی مثل بیت آقا و شورای نگهبان با مقوله ی انتخابات چگونه است. در صورتی که همه ی این مسائل روشن و قابل دیدن باشد و کشور را به مسیری صحیح هدایت نماید، می توان در انتخابات شرکت کرد. ولی وقتی که حرفهای گروهها یا کاندیداهای ذینفع کلی گویی و شعارگونه باشد، بسیاری از مردم عطای انتخابات را به لقایش می بخشند و واکنش آنها تحریم خواهد بود.
منظورم این است که هیچ تعصبی بر سر شرکت یا عدم شرکت نباید داشته باشیم بلکه بر اساس شرایطی که در آینده نزدیک بوجود خواهد آمد تصمیم بگیریم.
امیدوارم رو ی عبداله نوری به توافق برسند.
و از طرفی فکر می کنم باید خود ماها وارد "کنش" بشیم و حتی الامکان سعی کنیم شرایطی به وجود بیاد که بشه در انتخابات شرکت موثر داشت...
مثلا شروع کنیم به جناح اصلاح طلب فشار بیاریم (دست کم از طریق همین وبلاگ هامون) که درست و حسابی برنامه ریزی کنن و کاندیدای مناسبی معرفی کنن و تضمین بدن که از رای ما محافظت خواهند کرد...
این کار یک خطر بسیار بزرگ دارد: از این طریق موج احساسی برای شرکت در انتخابات شروع می شود و اصلاح طلبان هم در نهایت بدون هیچ برنامه ی مشخصی سوار این موج می شوند (ممکن است برنده یا بازنده شوند)
به نظر من الان توپ در زمین اصلاح طلبان است. آنها باید سیگنال کاملا روشنی به جامعه ی ایران نشان دهند: این سیگنال می تواند خط قرمز آنها برای شرکت در انتخابات باشد. برای مردم کاملا واضح توضیح دهند که معیار آنها برای شرکت یا عدم شرکت در انتخابات چیست؟
2- برای توجیه بی خاصیتی اصلاح طلبان در دوران هشت ساله شان دو دلیل آورده می شود . اول اینکه این بزرگواران اصلا اصلاح طلب نبودند و اگر هم بودند جرات و جربزهء دست زدن به اصلاحات واقعی و درافتادن با نهادهای انتصابی حکومت را نداشتند ، و نظر دوم اینکه نه . بندگان خدا زور خودشان را زدند اما در مقابل رهبر حکومت و نهادهای اتصابی اش اختیاری نداشتند. خب . وقتی اصلاح طلبان دروغین - و یا با یک درجه ارفاق، بی عرضه - بودند و هستند، و یا اینکه صادقند اما در مقابل رهبر حکومت و نهادهایش کاری از دستشان بر نمی آمد و بر نمی آید ، حالا میخواهید دوباره بیایند که چه کنند؟
3- باید با جنگ مخالف باشیم؟ جنگ کی با کی؟ اگر شورای امنیت سازمان ملل متحد - به عنوان متولی و تامین کننده صلح و امنیت جهانی - به این نتیجه رسید که حکومت ایران تهدیدی برای امنیت منطقه و جهان محسوب می شود و به اعضای سازمان ملل متحد اجازه برخورد نظامی با ایران - در جهت مهار تهدیدش - ...
3- باید با جنگ مخالف باشیم؟ جنگ کی با کی؟ اگر شورای امنیت سازمان ملل متحد - به عنوان متولی و تامین کننده صلح و امنیت جهانی - به این نتیجه رسید که حکومت ایران تهدیدی برای امنیت منطقه و جهان محسوب می شود و به اعضای سازمان ملل متحد اجازه برخورد نظامی با ایران - در جهت مهار تهدیدش - را صادر کرد ، آنوقت چه باید کرد؟ آیا باز هم باید با جنگ مخالف باشیم؟ اصلا این مخالفت با جنگ یعنی چه؟ یعنی اینکه حکومت ایران را وادار کرد تا به خواسته های جهانی تن دهد و جنگ راه نیفتد یا اینکه نه ، در کنار حکومت ایران و مقابل جامعه جهانی بایستیم تا کسی به ایران حمله نکند و جنگ راه نیفتد؟ کدامش منظورتان است؟ اگر اولی باشد و حکومت روی تصمیم خودش پافشاری کرد چه؟ شما در چه سمتی خواهید ایستاد؟ جامعهء جهانی و یا حکومت ایران؟
متاسفانه درسته...
منظور از اصلاح طلب، فقط مشارکت نیست. گرچه همون مشارکت هم در حال حاضر غنیمته. متاسفانه دوستانی که در ایران نیستن، تفاوت این دو تا دولت براشون محسوس نیست...
در جنگ، نه طرف حکومت ایرانیم نه آمریکا. ما نگران جون و زندگی خودمون هستیم که این وسط نابود خواهد شد...